profile - دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه ...
پردیس دانشگاه
Majid Rostami GHaleh Lani
Lecturer / Engineering / Architecture
Master Theses
-
Designing a residential complex in historical context of Isfahan based on principles of intermediate architecture.
Nazila Malichian 2023The buildings located in the historical contexts of the city are impressive in terms of architectural features. The historical context of Isfahan is also a valuable area for design. Joibare is one of the historical neighborhoods of Isfahan city, with many landmark buildings. In some parts of this historical context, the presence of undefined space has weakened the continuity of its construction. One of the ways to define this visual integration in urban design and architecture is the construction of new buildings or intermediate buildings on existing land. Intermediate buildings are the result of the endogenous urban development attitude, the purpose of their construction is to create a solution for the problems arising from the scattered and chaotic growth of cities. Since the intermediate buildings are not at the same time as the surrounding buildings in terms of construction time, and there are many influences between the existing grains and new structures, as a result, the appropriate selection of intermediate architectural models causes more successful interventions. The new structure can restore the physical and functional continuity of a part of the neighborhood by adapting the physical patterns of the traditional texture and the principles of intermediate architecture with the historical texture of Joibare neighborhood and defining the required use. In this thesis, we have tried to achieve this goal by proposing the construction of a low-rise residential complex with high density in the historical context of Isfahan (Joibare area). Therefore, in the form of theoretical research, it will seek to achieve principles that fully include physical patterns and intermediate architecture. By studying and examining the evolution of spatial patterns, the pattern of houses is defined according to the concepts of the past and today's needs. The method of this thesis is the study of examples in the library method. After knowing the site, by analyzing and examining ten valuable houses, the types of buildings in the Joibare area were identified and their characteristics were used as criteria for design.
-
Designing a residential apartment in Kermanshah to focus on the role of the facade On connection between inside and outside of building
Fatemeh Mohadeth 2023چكيده: بيان مسئله:معماري به عنوان بستري كه مخاطب آن انسان است بايد جنبه هاي متفاوت از نيازهاي روحي و رواني انسان را پوشش دهد.در اين ميان كالبد به عنوان عامل شكل دهنده به معماري نقش مهمي در پاسخگويي به اين نيازها دارد به ويژه در بناهاي مسكوني كه انسان در ارتباط دائمي با آن قرار دارد.كالبد به عنوان حد فاصل فضاي بيروني و دروني ماهيتي دوجانبه دارد به اين معنا كه علاوه بر تاثيري كه بر فضاي هاي داخلي مي گذارد، نمايشي از چهره بنا در شهر است. نماي ساختمان نمود اين چهره در فضاي شهري است. اين عنصر به عنوان حد فاصلي ميان بيرون و درون بنا ميتواند موجب برقراري ارتباط ميان اين دو شود.اين ارتباط در صورت شناخت عوامل موثر در چگونگي برقراري آن ميتواند موجب طراحي صحيح و جانمايي درست فضاهاي داخلي شود و نيز تاثير مفيدي روي فضاهاي شهري داشته باشد .در نهايت مسئله اصلي پايان نامه حاضر دريافت چگونگي ارتباط ميان بيرون و درون،كشف الگوهايي در ارتباط با اين موضوع و طراحي آپارتمان مسكوني بر اساس اين الگوهاست.از اين رو سوال اصلي اين پايان نامه به اين صورت است:چگونه ميتوان در طراحي جداره آپارتمانهاي مسكوني در كرمانشاه،ارتباط درون و بيرون را بهينه نمود؟ پيشينه پژوهش: اين پايان نامه با بررسي ضرورت مسئله در جهت كشف چگونگي ارتباط ميان بيرون و درون از طريق منابع كتابخانه اي در حوزه معماري و طراحي شهري به ارائه پيشينه موضوع پرداخته است به اين ترتيب كه در ابتدا با جستجو در منابع كتابخانهاي حول موضوع وكلمات كليدي،در بخش اول به مفاهيم مربوط به ويژگي هاي درون و بيرون و ارتباط ميان آنها و دربخش بعدي به مسائل مربوط به جداره و اهميت آن پرداخته شده است. روش پژوهش: روش پژوهش اين پايان نامه تركيبي از نمونه موردي و كيفي است.ابتدا با در نظر گرفتن معيارهاي استخراج شده از منابع مكتوب در جهت كشف چگونگي برقراري ارتباط ميان درون و بيرون از طريق جداره و شناسايي عوامل موثر بر اين ارتباط ،خانه هايي از بافت مياني كرمانشاه به عنوان نمونه موردي مورد بررسي قرارگرفته است و دادهها با استفاده از روش مصاحبه عميق با ساكنين و حضور در خانه به همراه مشاهده و برداشت كروكي از فضاها به دست آمده است. سپس به منظور دستيابي به الگوهاي خاص در طراحي جداره،به تبيين روش پژوهش پايان نامه از طريق شناخت كالبد خانه وتحليل اتفاقات و رويدادهاي مرتبط با بيرون ازخانه پرداخته شده است و به كمك رويكرد نظريهي زمينه ايي و روش استدلال منطقي معيارهاي كالبدي موثر درارتباط با بيرون شناسايي شده است. نتايج: نتايج در قالب جدولي به عنوان عوامل كمككننده به ارتباط بيرون ودرون ارائه شده است. اين عوامل شامل فضاهاي همنشين با جداره،عناصر معماري و عوامل طبيعي است كه به صورت راهكارهايي در طراحي آپارتمان مسكوني مورد استفاده قرار گرفته است. اين راهكارهاي كالبدي ميتواند به منظور افزايش كيفيت فضايي در آپارتمانهاي مسكوني مورد توجه طراحان قرار بگيرد و نيز مي تواند در تدوين استانداردهاي طراحي جداره آپارتمانهاي مسكوني كاربردي باشد. كليد واژه ها:بيرون،درون،نما، طراحي،آپارتمان مسكوني،
-
Designing a residential apartment in Kermanshah to reviving the roof as a living space
Taezeh Mohadeth 2023چكيده سكونتگاه يا به تعبير بهتر خانه به عنوان مكاني كه كه وابستگي بيقيد و شرط با انسانها دارد،مفهومي ماندگار و جاودانه است،كه از ابتدا تغييرات بسياري را متحمل شده است. اين تغييرات كه به واسطهي تفكر انسان در جريان زندگي او بوجود آمده است،گاه ادامهي شرايط پيشين و تداوم آن است و گاه حاصل دگرگوني مفاهيم پيشين است؛ اما در هرحال،چه تداوم و چه دگرگوني حاصل شود، بايد چرايي آنها را جويا شده و علت آن مشخص شود. به دنبال همين موضوع و به منظور روشن شدن مسئلهي اصلي،عنصر بام به عنوان فضاي مورد توجه پايان نامه پيش رو،در شرايط كنوني،در ساختمانهاي امروزي، و همچنين شرايط گذشته اين فضا،مورد بررسي و مقايسه قرار گرفته است تا در نهايت لزوم توجه به اين فضا به عنوان مسئلهي اين پايان نامه مشخص شود. در ادامه و با توجه به محوريت فضاي بام و مشخص شدن مسئله ي مورد نظر،هدفي كه در انجام پايان نامه دنبال ميشود، توجه به طراحي اين فضا در آپارتمانهاي مسكوني است كه به دنبال آن توجه به ساير موارد نظير ورود طبيعت به فضاي معماري،توجه به طراحي فضاي باز و ساير موضوعات را نيز در نظر دارد؛ همچنين رفع بخشي از نيازهاي رواني انسان در طراحي اين فضا و در نظر گرفتن انسان به عنوان طرف ديگر اين موضوع در كنار توجه به شرايط متفاوت يك عنصر معماري در ادوار مختلف ميتواند از اهداف ديگر اين پايان نامه تلقي شود. راهبردي كه در خصوص جمع آوري اطلاعات در اين پايان نامه استفاده خواهد شد،استدلال منطقي است و دادهها از طريق جستجو در منابع مكتوب،مشاهده و تحليل نمونههاي موردي در قالب تصاوير جمعآوري خواهد شد؛ به اين معنا كه به دنبال يافتن جواب سوالات از طريق منابع كتابخانهاي و دستهبندي اين اطلاعات درمراحل مختلف دركنار يافتن ويژگيهاي فضاي بام از طريق منابع مكتوب و نمونههاي موردي و در ادامه مقايسه نتايج قسمت هاي مختلف اين پايان نامه با يكديگر،نتايج كلي تري به دست خواهد آمد. در نهايت نتايجي كه از اين پايان نامه به دست خواهد آمد،چون از جنس راهكارهاي طراحانه در فضاي بام و پاسخگوي به چهار دسته از نيازهاي رواني بدست آمده در بخشهاي ابتدايي اين پايان نامه است و در قالب نمودارهايي درانتهاي بخشهاي مربوطه قرار گرفته است،در قالب جزئيات در فضاهاي بام يا در ساير فضاهاي معماري قابل اجرا است. به طور كلي نتايج حاصل از پايان نامه پيش رو،قابليت اجرا در يك آپارتمان مسكوني در بستر مورد نظر كه شهر كرمانشاه است را داراست اما چون اين پايان نامه حول محور فضاي بام است و توجه به فضاهاي باز و حضور فضاي سبز در معماري را نيز به دنبال دارد ميتواند تا حدي در خصوص طراحي ساير بناها،با كاربري هاي مختلف،نيز مورد استفاده قرار گيرد. كليد واژهها: آپارتمان مسكوني،طراحي بام، فضاي زندگي
-
surveying the feasibility of using traditional ornaments of historic houses in design of new apartments in Kermanshah
Mohammad Salehi marzijarani 2023با نگاهي به معماري سنتي ايران، نقش و جايگاه ويژه خانه به عنوان عنصري مهم در اينگونه معماري آشكار خواهد شد. خانه هاي سنتي ايران از جمله بناهايي ميباشند كه تزئينات در آنها به چشم مي خورد. بنابراين لازم است كه در طراحي هاي خويش در كنار استفاده از مصاديق تكنولوژي و مدرنيته از عنصر يا عناصري از معماري ايراني اسلامي تحت عنوان تزئينات بهره گرفت. ضمن آنكه در مسكن هاي امروزي حلقهي اتصال به گذشته مفقود شده است و اكثر بناها توجه كافي به فرهنگ و هويت اين مرز و بوم، داراي رنگ و بوي غربي گرديده كه متفاوت از سبك زندگي و خواسته هاي انسان ايراني است. در ضمن اين مطلب بايد به نداشتن كوچكترين خاطره و ارجاع ذهني در ميان اين كارها به گذشته و نمادها و مسكن ايراني نيز اشاره كرد. ساخت كارهايي فاقد هويت و ارزش فرهنگي كه به مراتب زندگي در آن ها منجر به تغيير سبك زندگي و تغيير ارزش ها و از خاطر بردن هويت ملي نيز خواهد شد. لذا در اين پايان نامه هدف بررسي امكان سنجي به كار بردن تزئينات خانه هاي سنتي تاريخي در خانه هاي امروزي و معماري معاصر مي باشد .براي انجام اين پژوهش پشتيبان طراحي، تزئينات در تعدادي از خانه هاي سنتي تاريخي شهر كرمانشاه، بررسي و تزئينات متداول در آنها برداشت شده است.سپس با استفاده از پرسشنامه تصويري ميزان علاقه مندي و تمايل ساكنين به هريك از اين تزئينات براي استفاده در خانه هاي امروزي مورد بررسي قرار گرفته است. با توجه به نتايج حاصل از پرسشنامه تزييناتي كه شهروندان ميزان تمايل بيشتري براي استفاده از آنها در خانه هاي معاصر داشته اند، آجركاري،گچ بري،رنگ و نقاشي، هره چيني و استفاده از تزئينات فلزي است. در نهايت نتايج مطالعات در قالب طراحي يك آپارتمان مسكوني 6 طبقه به كار برده شده است.
-
Designing a residential apartment in Kermanshah; according to diversifications characteristics in houses in middle urban texture of Kermanshah
Shabnam Babaei 2022abstract One of the problems of today's houses is the lack of quality of their spaces. By comparing today's housing with the houses that existed in the past of this country, this can be well seen. Variety in home spaces is one of the factors of this lost quality. Increasing the diversity of space in the home can make it a more dynamic and lively environment and play an effective role in bringing family members more together. In this regard, considering the importance of this issue as one of the important factors in increasing the quality of home spaces, this issue has been examined And to answer questions that, How is spatial diversity achieved in the design of houses in the middle urban texture of kermanshah? In the design of contemporary residential apartments, how can the desired spatial diversity be created? Accordingly, concepts such as space, spatial diversity and home were introduced. According to the specific approach of this research, based on the nature of the case study with field observations, the effective factors in creating spatial diversity in the middle urban texture houses of Kermanshah have been analyzed and studied and diversification factors such as: shape of space, height of space, confinement, relationships between spaces, etc. were analyzed and design rules were extracted from these analyzes. Among the analyzes performed, the relationships between the spaces, more than other criteria, helped the project to achieve the goal of creating spatial diversity. key words: Spatial diversity- apartment- house- middle texture
-
Designing a Residential apartment in Kermanshah with emphasis on the role of windows in strengthening the relationship between inside and outside the house
HOSNA FARAJI 2022 -
طراحي مجموعه مسكوني در شهر كرمانشاه با هدف احياي كيفيت هاي فضاهاي نيمه باز در معماري سنتي ايران
Samin Ansari 2021در دهههاياخير، فرآيندآپارتماننشيني و ســرعت ســاخت مســكن امروزي موجب توجه كمتر به كيفيت فضاهاي زندگيو درنتيجه، نارضايتي ساكنين آنها شدهاست. دراين ميان، يكي از عواملي كه در كاهش سطح كيفي مســكنامروزي نقش داشته،غفلت از فضاهاي نيمهباز است. اين فضاها از ديرباز در معماري مسكوني ايران بهعنوانفضاي ارتباط دهندهي بيرون و درون، بستر مناسبي را براي بروز رفتارهاي جمعي فراهمكردهاند كه در ايجاد احساس رضايت افراد از محيط مسكوني خود نقش داشتهاند. مانندايوان، مهتابي، رواق، طارمي و ... . اما متأسفانه امروزه حضور آنها در محيطهايمسكوني كمرنگ شدهاست، به طوريكه حتي در برخي از فضاهاي مسكوني، ما شاهد نبود آنهاو يا حضور بدون استفاده از آنها هستيم. ازطرفي، تحليل پيشينهي نظري موضوع، نشاندهندهينقش مؤثر فضاهاي نيمهباز بر كيفيت محيط زندگي و رفتار ساكنين است. همچنين تحقيقاتنشان ميدهد كه احياء عوامل مؤثر بر بهبود كيفيت فضاهاي نيمهباز، سبب افزايش حضورساكنين در اين فضاها ميگردد. بنابراين بررسي و تحليل فضاهاي نيمهباز،جهت استخراج رفتارهاي متناظر در آنها درراستاي بهبود كيفيت زندگي، امري ضرورياست. درنتيجهبا توجه به ضرورت مسئله، پاياننامهي حاضر بهدنبال يافتن پاسخ اين سؤال است كه "فضاهاي نيمهباز خانه چه كيفيتهاي زندگي را ميتوانندفراهم كنند و در مسكن امروزي چگونه ميتوان كيفيتهاي ارائهشده در فضاهاي نيمهبازخانه را دوباره احياء كرد؟" براي يافتن پاسخ اين سؤال، روش تحقيق كيفي كه در آن فرضيهاي مشخص وجود ندارد و نتايج از درون خود پژوهش بدست ميآيند، انتخاب شدهاست.بدين صورت كه وجوه مؤثر كالبدي فضاهاي نيمهباز كه سبب بروز رويدادهاي مثبت زندگيدر اين فضا ميشود، مشخص ميگردد. اين وجوه برمبناي رويكرد نظريهي زمينهاي ازطريق مصاحبهي باز و عميق با افرادي كه زندگي در اين فضا را تجربه كردهاند وخاطرات مثبتي از اين فضا در ذهنشان باقي ماندهاست، استخراج ميگردد. يعني مشخص ميشود كه چه وجوهي از فضاهاي نيمهباز روي اينكهرويدادهاي با كيفيت زندگي در اين فضاها نقش ببندند، تأثيرگذار است. درپايان با بهرهگيرياز نتايج بدستآمده، مجموعهي مسكوني در شهر كرمانشاه در قالب گونهي آپارتمانهايكوتاهمرتبه (ارتفاع ? تا ? طبقه) و با تراكم متوسط (??_??واحد در هر هكتار) طراحي ميگردد. به اين اميد كه با احيايكيفيتهاي از دسترفتهي فضاهاي نيمهباز در اين مجموعه، تا جايي كه ممكن است، سطحكيفي محيط مسكوني براي ساير مجموعههاي مشابه در شهر كرمانشاه افزايش يابد و سببايجاد حس رضايت براي ساكنين آنها شود.
-
Designing an Apartment House in Kermanshah Based on the Patterns to Enhance Life Events in Iranian House
Roghaye Mahmoodiani 2020همخواني ميان شيوه زندگي ساكنين و شيوه سازماندهي فضا ها از ضرورت هاي طراحي خانه است. به اين معني كه سازمان فضايي خانه امكان رخ دادن طيف رويدادهاي زندگي را فراهم كند و براي نيازهاي انسان، در اين سازمان فضايي پاسخ فضايي وجود داشته باشد. به همين دليل زندگي بايد مبناي معماري قرار گيرد و به تبع آن شكل گيرد. اين در حالي است كه در شرايط امروز، تمركز مسئولين معطوف به توسعه ي كمي و انبوه مسكن است و از طرف ديگر معماري خانه بر پايه پاسخ هايي وارداتي و بدون توجه به شكل زندگي زمينه اي كه در ان شكل مي گيرد شكل مي گيرد. اين امر سبب مي شود فضاي زندگي امكان انجام فعاليت هاي بسياري را از ساكنان سلب كند. پاسخگو نبودن خانه به تمامي سطوح نيازهاي ادمي باعث مي شود كه افراد، جواب آن نيازها را در محل ديگري خارج از خانه بجويند كه خود مي تواند در درازمدت به زدگي از خانه و خانواده منجر شود. اين خود، تاثيرات رواني، خانوادگي و اجتماعي بسياري را به دنبال دارد. اين پايان نامه بر ان است كه با شناخت ويژگي هايي از كالبد خانه كه جريان زندگي را مي توانند تقويت كنند به ارائه گزينه هايي براي طراحي در اين جهت منتهي شود. در نهايت بر اساس اين ويژگي ها به طراحي يك مصداق ختم شود. بر اين مبنا نخست با كنكاش در ادبيات موضوع، مفاهيم كيفي مربوط به خانه و الگوهاي كالبدي فضاهاي خانه در منابع مكتوب حوزه معماري استخراج مي گردد. همچنين به تعريف خانواده سالم و رويدادهاي زندگي متناسب با آن در منابع مكتوب حوزه روان شناسي پرداخته مي شود. با در نظر داشتن معيارهاي استخراج شده از متون، در جهت كشف چگونگي ارتباط كالبد با زندگي، 10 خانه در بافت مياني كرمانشاه به عنوان نمونه موردي و به روش كيفي مورد بررسي قرار خواهد گرفت. به اين منظور، از روش مصاحبه ي عميق با ساكنين با حضور در خانه به همراه مشاهده و برداشت از فضاها استفاده مي شود. از طريق تحليل نمونه هاي موردي، تلاش مي شود با شناخت كالبد موجود و رويدادهاي خانواده، به كشف معيارهايي از فضاها كه در تحقق رويدادها موثر بوده پرداخته شود. اين معيارهاي كالبدي در قالب الگوهايي شكلي در مقياس هم نشيني فضاهاي خانه ارائه مي شود. در اين پايان نامه، با بررسي ضرورت مساله، در جهت كشف چگونگي ارتباط كالبد با زندگي، از طريق مطالعه ي منابع در حوزه هاي معماري و روان شناسي، به ارائه پيشينه ي موضوع با طي فرايندي از شناخت مفاهيم كيفي به ارائه الگوهاي كالبدي عام پرداخته مي شود. سپس در جهت شناسايي الگوهاي خاص، به تبيين روش پژوهش پايان نامه با طي فرايندي از شناخت كالبد خانه ها و رويدادهاي جاري در آن ها به شناسايي معيارهاي كالبدي موثر در تحقق رويدادها پرداخته مي شود. در نهايت تحليل داده ها و نتايج، بيان شده و طراحي منتج از آن ها ارائه مي گردد. نتايج حاصل شده، مي توانند به عنوان ابعاد كيفي خانه مورد توجه طراحان قرار گرفته و در تدوين استانداردهاي خانه كاربرد پيدا كنند. همچنين به عنوان ارا ئه ي روشي مناسب در آموزش معماري در جهت رسيدن از مباني به طراحي مورد رجوع باشند.

