profile - دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی

عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه ...

پردیس دانشگاه
محمد عزیزی

محمد عزیزی

دانشیار / تربیت بدنی وعلوم ورزشی / گروه فیزیولوژی ورزشی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
تغذیه ورزشی پیشرفته 2 هرهفته، چهارشنبه ، 10:00-12:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تغذیه ورزشی و کنترل وزن 2 هرهفته، يك شنبه ، 13:30-15:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تغذیه ورزشی و کنترل وزن 2 هرهفته، يك شنبه ، 15:30-17:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
سمینار در فیزیولوژی و تغذیه ورزشی 2 هرهفته، سه شنبه ، 10:00-12:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
سمینار در فیزیولوژی و تغذیه ورزشی 2 هرهفته، شنبه ، 08:00-10:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
مواد نیروزا و دوپینگ 2 هرهفته، شنبه ، 10:00-12:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
راهبردهای تغذیه ای در ورزش 2 هرهفته، سه شنبه ، 08:00-10:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تغذیه ورزشی جامع 2 هرهفته، شنبه ، 13:30-15:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. رابطه بین سطح فعالیت بدنی، سواد تغذیه، کیفیت زندگی و میزان خستگی در مردان و زنان مبتلا به بیماری های دیالیزی
    محمدسبحان زریری 1405
  2. تاثیر الگوهای فعالیت بدنی و عادات غذایی بر شاخص های متابولیک در بزرگسالان کم تحرک
    سارا قربانی 1405
  3. مقایسه آثار شش هفته تمرینات زنجیره حرکتی بسته، آموزش نوروفیدبک و ترکیب توامان بر درد، عملکرد حرکتی، تعادل و کیفیت زندگی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو.
    آرزو افرازی 1404
  4. تاثیر شش هفته مکمل دهی بتاآلانین بر شاخص های خستگی و عملکرد ورزشی در ورزشکاران کاراته کار نخبه
    زهرا علیاری قره تپه 1404
  5. تاثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی به همراه مکمل¬دهی سیلی¬مارین بر وضعیت آنتی¬اکسیدانی، تنش اکسایشی و آنزیم¬های ماتریکس متالوپروتئیناز (MMP-1، MMP-8، MMP-13) در رت¬های نر مبتلا به دیابت نوع دو.
    سمیه حجتی تبار 1404
  6. تاثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا و مکمل¬دهی اپونتیا بر وضعیت آنتی¬اکسیدانی، تنش اکسایشی و آنزیم¬های ماتریکس متالوپروتئیناز (MMP-1، MMP-8، MMP-13) در رت¬های نر مبتلا به دیابت نوع دو.
    مرضیه صیادی 1404
  7. تاثیر 3 ماه تمرین ترکیبی ( هوازی - مقاومتی) و مکمل¬دهی امگا 3 بر کیفیت زندگی، علائم سندروم پیش از قاعدگی، کیفیت خواب و خودپنداره جسمانی در زنان غیر ورزشکار
    سمیرا رحیمی 1404
  8. مقایسه آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای تک ناحیه ای و دوناحیه ای بر عملکرد ورزشی و پاسخ های روانی-فیزیولوژیکی در یک فعالیت استقامتی
    حسنا خوش چهره وندرنی 1404
  9. بررسی آثار چهار هفته تمرینات مقاومتی با و بدون تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای بر برخی از شاخصهای مرتبط با سلامت روان در بانوان غیر ورزشکار
    هانیه صمدی 1404
    چکیده: پیش­زمینه:   سلامت روان، یکی از ابعاد اصلی سلامت و پیش‌شرط تحقق توسعه پایدار است که بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی تاثیر تعیین‌کننده‌ای دارد. با این حال، شیوع فزاینده اختلالات روانی، به‌ویژه در جوامع در حال توسعه و در میان زنان، لزوم طراحی مداخلات موثر و در دسترس را دوچندان کرده است. فعالیت بدنی، از جمله تمرینات مقاومتی، به‌عنوان یک روش غیردارویی شناخته شده، نقش قابل توجهی در بهبود شاخص‌هایی مانند کیفیت زندگی، اضطراب، اعتماد به نفس و تصویر بدنی ایفا می‌کند. در کنار ورزش، فناوری‌های نوینی مانند تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) نیز با القای تغییرات پایدار عصبی، به بهبود عملکردهای روان‌شناختی کمک می‌کنند. پژوهش‌های پیشین نشان می‌دهند ترکیب این دو روش می‌تواند اثرات هم‌افزایی قدرتمندی ایجاد کند؛ با وجود این، اغلب پژوهش‌های پیشین به بررسی ترکیب tDCS و تمرینات هوازی پرداخته‌اند و مطالعات کمتری بر اثرات همزمان تمرینات مقاومتی و tDCS متمرکز بوده است. همچنین، اکثر این پژوهش‌ها بر روی مردان انجام شده‌اند و شواهد کافی در مورد زنان وجود ندارد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار چهار هفته تمرین مقاومتی همراه با اعمال tDCS   بر ابعاد مختلف سلامت روان در زنان جوان طراحی شده است. روش تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ روش‌شناسی یک پژوهش نیمه‌تجربی با طرح تحقیق بین‌گروهی به صورت دو‌سویه کور و با کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 24 آزمودنی زن بدون سابقه تمرین ورزشی در این پژوهش شرکت کردند.   پس از مشخص شدن گروه­ها تمامی شرکت­کنندگان در یک جلسه توجیهی شرکت کردند و در همان جلسه اندازه­گیری یک تکرار بیشینه به روش برآوردی و برمبنای خطوط راهنمای ارائه شده برای برآورد یک تکرار بیشینه انجام شد. یک هفته پس از برگزاری جلس? توجیهی، در باز? زمانی 4 روز   پیش از آغاز اولین جلس? تمرینی اندازه­گیری­های مربوط به پیش­آزمون انجام شد. پس از تکمیل اندازه­گیری­ها در مرحل? پیش­آزمون، گروه "آنودال + تمرین" به مدت 4 هفته برنام? تمرینات مقاومتی را همراه با دریافت تحریک آنودال غیرتهاجمی مغز پس از اتمام هر جلسه تمرین مقاومتی انجام دادند. گروه "شَم + تمرین" به مدت 4 هفته روال مشابه با گروه اول را داشتند اما به جای دریافت تحریک آنودال، تحریک شم را دریافت نمودند. 48 ساعت پس از اتمام آخرین جلس? تمرینی، اندازه­گیری­های مربوط به پس­آزمون با روالی مشابه با پیش­آزمون انجام پذیرفت. با توجه به تعداد پرسشنامه­های مورد استفاده در این پژوهش و به­منظور پیشگیری از کسالت­بار بودن روند تکمیل پرسشنامه ها، باز? زمانی 4 روزه در قبل و پس از اعمال مداخله در نظر گرفته شده و تلاش شد که در هر روز 2 پرسشنامه و به تفکیک صبح و بعد از ظهر به شرکت­کنندگان ارائه و تکمیل گردد. میانگین مقادیر متغیرهای پژوهش در تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفت و از روش­های آماری پارامتریک تی-مستقل، آنوای دوراهه مرکب با اندازه­گیری­های تکراری و آنوای یک­راهه با اندازه­گیری­های تکراری برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد. یافته­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان اضطراب در هر دو گروه آنودال+تمرین (011/0 = p) و شَم+تمرین (033/0 = p) بلافاصله پس از اعمال مداخله کاهش یافت، اما در گروه تحریک آنودال، این کاهش در مرحل? پیگیری چهارهفته نیز پایدار ماند (008/0 = p)، در حالی که در گروه شم، میزان اضطراب در مرحل? پیگیری مجدداً افزایش یافت (014/0 = p). در سایر متغیرها شامل کیفیت زندگی، سلامت روان، کیفیت خواب، ابعاد تصویر بدنی، اعتماد به نفس و انعطاف‌پذیری شناختی، اثر اصلی زمان معنادار بود و بهبود قابل‌توجهی نسبت به قبل از مداخله مشاهده شد (05/0 < p)، اما تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. در متغیر خودپنداره، نه اثر گروه و نه اثر زمان معنادار نبود. نتیجه­گیری:   بر اساس نتایج پژوهش حاضر، چهار هفته تمرین مقاومتی به‌تنهایی یا در ترکیب با تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای، تاثیر مثبت و معناداری بر بهبود شاخص‌های مختلف سلامت روان در زنان غیرورزشکار داشته است. به‌طور کلی، می‌توان نتیجه گرفت که احتمالاً تمرینات مقاومتی می­تواند به‌عنوان یک مداخله موثر و در دسترس، قادر به ارتقای چندبُعدی سلامت روان در زنان غیرورزشکار باشد، اما افزودن تحریک tDCS تنها در حفظ اثرات ضداضطرابی در بلندمدت برتری دارد و در سایر حیطه‌ها اثر هم‌افزایی قابل‌توجهی ایجاد نکرد.   
  10. مطالعه آثار پیادهروی نوردیک برروی تعادل، عملکرد شناختی و ناتوانیهای مرتبط با استئوآرتریت زانو در زنان سالمند استان کرمانشاه
    سوسن پنجعلی زاد 1404
       مقدمه:  استئوآرتریت زانو به عنوان یک بیماری تخریبی مفصلی شایع، با ایجاد درد و محدودیت حرکتی، کیفیت زندگی سالمندان را به ویژه در زنان تحت تاثیر قرار می‌دهد. از آنجا که فعالیت بدنی نقش کلیدی در مدیریت این عوارض ایفا می‌کند، این مطالعه به بررسی و مقایسه اثربخشی دو مداخله ورزشی متمایز، یعنی پیاده‌روی معمولی و پیاده‌روی نوردیک،   بر شاخص‌هایی چون درد، تعادل، عملکرد شناختی و ناتوانی‌های مرتبط با استئوآرتریت زانو در زنان سالمند می‌پردازد.
  11. تاثیر دهان شوی کافئین و کافئین-کربوهیدرات بر تعادل و فاکتورهای روانشناختی پس از فعالیت وامانده ساز استقامتی در مردان ورزشکار
    امیرمحمد امیرسلیمانی 1404
    فعالیت‌های وامانده‌ساز استقامتی با ایجاد خستگی گسترده در سیستم عصبی–عضلانی و تغییرات قابل‌توجه در شاخص‌های روان‌شناختی، موجب افت تعادل، کاهش تمرکز و افزایش ادراک خستگی در ورزشکاران می‌شود. در سال‌های اخیر، استفاده از دهان‌شویه‌های ورزشی به‌عنوان یک مداخله سریع‌الاثر و غیرتهاجمی مورد توجه قرار گرفته است، زیرا با تحریک گیرنده‌های دهانی و فعال‌سازی مسیرهای عصبی مرکزی می‌توانند بدون ورود ماده به جریان خون بر عملکرد روانی و حرکتی اثر بگذارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو نوع دهان‌شویه کافئین و دهان‌شویه کافئین–کربوهیدرات بر تعادل و فاکتورهای روان‌شناختی پس از فعالیت وامانده‌ساز استقامتی در مردان ورزشکار انجام شد. در این مطالعه، 20 مرد سالم و فعال بدنی در بازه سنی ?? تا ?? سال که دارای شاخص توده بدنی ???? تا ???? کیلوگرم بودند، پس از اجرای یک فعالیت استقامتی وامانده‌ساز، در سه شرایط مداخله‌ای مختلف شامل دهان‌شویه کافئین، دهان‌شویه کافئین–کربوهیدرات و شرایط کنترل (دارونما) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، و همچنین شاخص‌های روان‌شناختی شامل ادراک خستگی، انگیختگی و تمرکز پیش و پس از مداخله اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که هر دو نوع دهان‌شویه موجب بهبود نسبی برخی متغیرهای روان‌شناختی و تعادلی شدند، اما دهان‌شویه ترکیبی کافئین–کربوهیدرات در بهبود برخی شاخص‌ها عملکرد قوی‌تری نسبت به دهان‌شویه کافئین به‌تنهایی داشت. این یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از دهان‌شویه‌های فعال، به‌ویژه نوع ترکیبی، می‌تواند راهکاری کارآمد برای کاهش اثرات منفی خستگی استقامتی و بهبود وضعیت روانی و تعادلی ورزشکاران باشد. فعالیت‌های وامانده‌ساز استقامتی با ایجاد خستگی گسترده در سیستم عصبی–عضلانی و تغییرات قابل‌توجه در شاخص‌های روان‌شناختی، موجب افت تعادل، کاهش تمرکز و افزایش ادراک خستگی در ورزشکاران می‌شود. در سال‌های اخیر، استفاده از دهان‌شویه‌های ورزشی به‌عنوان یک مداخله سریع‌الاثر و غیرتهاجمی مورد توجه قرار گرفته است، زیرا با تحریک گیرنده‌های دهانی و فعال‌سازی مسیرهای عصبی مرکزی می‌توانند بدون ورود ماده به جریان خون بر عملکرد روانی و حرکتی اثر بگذارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو نوع دهان‌شویه کافئین و دهان‌شویه کافئین–کربوهیدرات بر تعادل و فاکتورهای روان‌شناختی پس از فعالیت وامانده‌ساز استقامتی در مردان ورزشکار انجام شد. در این مطالعه، 20 مرد سالم و فعال بدنی در بازه سنی ?? تا ?? سال که دارای شاخص توده بدنی ???? تا ???? کیلوگرم بودند، پس از اجرای یک فعالیت استقامتی وامانده‌ساز، در سه شرایط مداخله‌ای مختلف شامل دهان‌شویه کافئین، دهان‌شویه کافئین–کربوهیدرات و شرایط کنترل (دارونما) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، و همچنین شاخص‌های روان‌شناختی شامل ادراک خستگی، انگیختگی و تمرکز پیش و پس از مداخله اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که هر دو نوع دهان‌شویه موجب بهبود نسبی برخی متغیرهای روان‌شناختی و تعادلی شدند، اما دهان‌شویه ترکیبی کافئین–کربوهیدرات در بهبود برخی شاخص‌ها عملکرد قوی‌تری نسبت به دهان‌شویه کافئین به‌تنهایی داشت. این یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از دهان‌شویه‌های فعال، به‌ویژه نوع ترکیبی، می‌تواند راهکاری کارآمد برای کاهش اثرات منفی خستگی استقامتی و بهبود وضعیت روانی و تعادلی ورزشکاران باشد.   
  12. تاثیر 8 هفته بازی درمانی و مکمل دهی ویتامین D بر تبحر حرکتی در کودکان 10-12 ساله مبتلا به نشانگان ADHD
    سونا جبینی 1404
       مقدمه: اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی (ADHD) از شایع‌ترین اختلالات عصب‌تکاملی کودکان است که افزون بر مشکلات شناختی و رفتاری، با ضعف قابل‌توجه در تبحر حرکتی نیز همراه است. کاهش هماهنگی، نقص در مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت و مشکلات خودتنظیمی رفتاری از پیامدهای رایج این اختلال است. از سوی دیگر، شواهد پژوهشی بر نقش مداخلات حرکتی و مکمل‌دهی ویتامین D در بهبود عملکرد عصبی–عضلانی و رفتار کودکان مبتلا به ADHD تاکید دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 8 هفته بازی‌درمانی مبتنی بر رویکرد بال‌شوله، مکمل‌دهی ویتامین D و ترکیب این دو بر تبحر حرکتی و شاخص نشانگان ADHD   درکودکان دختر ?? تا ?? ساله دارای بیشترین نشانگان ADHD بود. روش تحقیق: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. پس از غربالگری با پرسشنامه مقیاس رتبه‌بندی   ADHDمبتنی بر DSM-5، ?? دانش‌آموز دختر دارای بیشترین نشانگان ADHD به‌صورت تصادفی در چهار گروه بازی‌درمانی، ویتامین D، ترکیبی (بازی‌درمانی + ویتامین D) و کنترل قرار گرفتند. مداخله طی هشت هفته اجرا شد. تبحر حرکتی با فرم کوتاه آزمون تبحر حرکتی برونینکس–اوزرتسکی (BOTMP-2) و شاخص نشانگان ADHD با پرسشنامه ADHD-RS(DSM-5) سنجیده شد. داده‌ها با استفاده از ANCOVA و MANCOVA و با کنترل پیش‌آزمون تحلیل گردید. یافته­ها: نتایج نشان داد هر سه نوع مداخله (بازی‌درمانی، ویتامین D، ترکیب بازی‌درمانی + ویتامین D) بر تبحر حرکتی کل، مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت و   نیز شاخص نشانگان ADHD تاثیر معناداری دارد (p < 0.001). هر سه مداخله نسبت به گروه کنترل موجب بهبود معنادار در عملکرد حرکتی و کاهش نشانگان ADHD شدند. بیشترین میزان بهبود در اغلب شاخص‌ها مربوط به گروه ترکیبی بود؛ بااین‌حال، تفاوت آن با دو مداخله منفرد (بازی‌درمانی و ویتامین D) در همه موارد معنادار نبود. در شاخص نشانگان ADHD، هر سه مداخله به‌طور مشابه موجب کاهش معنادار شدت علائم شدند (p < 0.001) و تفاوت معناداری بین مداخلات مشاهده نگردید. نتیجه­گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که بازی‌درمانی، مکمل‌دهی ویتامین D و ترکیب این دو رویکرد، همگی در بهبود تبحر حرکتی و کاهش نشانه‌های رفتاری ADHD موثرند. اثربخشی بالاتر مداخله ترکیبی در برخی شاخص‌ها از رویکرد چندبعدی برای توان‌بخشی کودکان داری نشانگان ADHD حمایت می‌کند. با توجه به نتایج، ترکیب فعالیت‌های حرکتی ساختاریافته با اصلاح وضعیت تغذیه‌ای می‌تواند به‌عنوان رویکردی کارآمد در مراکز درمانی و آموزشی به‌کار رود. واژگان کلیدی:   نشانگان ADHD؛ کودکان؛ تبحر حرکتی؛ بازی‌درمانی بال‌شوله؛ ویتامین D؛ BOTMP-2؛ ADHD-RS(DSM-5)
  13. بررسی ارتباط بین سطح فعالیت بدنی با ولع مصرف غذا و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در مردان چاق شهر بدره عراق
    محمد جلال محمد 1404
  14. بررسی انتخاب غذا و ولع غذایی تحت تاثیر دانش تغذیه ای و ترکیب بدن در بازیکنان فوتبال شهر دیاله، عراق
    علی کریم داود 1404
  15. تاثیر 8 هفته مکمل دهی ویتامین دی و تمرینات برین بال بر عملکرد اجرایی در کودکان 12-10 ساله مبتلا به نشانگان اختلال نقص توجه / بیش فعالی
    مهسا چرخان 1404
       هدف: اختلال ADHD با ترکیبی از سطوح نامناسب بی­توجهی، رفتار تکانشی و بیش فعالی مشخص می­شود. نتایج مطالعات نشان داده است که فعالیت بدنی در قالب بازی نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی و مدیریت ADHD دارد. علاوه بر این، با توجه به نقش حیاتی ویتامین D در عملکرد صحیح سیستم عصبی مرکزی و سلامت روان مصرف این ویتامین می­تواند به عنوان یک درمان مکمل و یک داروی کمکی موثر، علائم این بیماران را بهبود بخشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته مکمل­دهی ویتامین دی و تمرینات Brain ball بر عملکرد اجرایی درکودکان ??_??ساله مبتلا به نشانگان اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD) است. روش پژوهش: بدین منظور60 دانش آموز مبتلا به نشانگان ADHD   بر اساس پرسشنامه تشخیصیADHD Rating Scale   DSM-5 والدین و معلمان و تحت نظر متخصص روانشناس در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی در یکی از گروه‌های کنترل (15 نفر)، گروه ویتامین دی(15 نفر)، گروه برین بال (15 نفر)، گروه ویتامین دی+برین بال (15 نفر)، قرار گرفتند. به منظور ارزیابی نیز از تجزیه و تحلیل تست­های برو/نرو، تست استروپ رنگ کلمه و ان بک، قبل و بعد از مداخله استفاده شد. داده‌ها به صورت میانگین ± انحراف معیار نشان داده می‌شوند. توزیع نرمال با (آزمون شاپیرو – ویلک) و همسویی با (آزمون Levene) بررسی شدند. تفاوت‌های بین گروهی با استفاده از تحلیل واریانس دو راهه تعیین شد. در صورت معناداری جهت یافتن محل تفاوت‌ها از آزمون تعقیبی بونفورنی استفاده شد. تجزیه و تحلیل ها با استفاده از نرم افزار      و سطح معنی داری 05/0? P تعیین شد.   یافته‌ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که هشت هفته مکمل دهی ویتامین دی و تمرینات Brainball، سبب کاهش معناداری در نمره و زمان تداخل در اجرای آزمون استروپ رنگ-کلمه شد، در اجرای آزمون ان بک، تعداد پاسخ صحیح بصورت معناداری افزایش و تعداد پاسخ نادرست بصورت معناداری کاهش یافت اما در میانگین زمان پاسخ تفاوت معناداری مشاهده نشد. درآزمون برو نرو خطای ارئه و خطای حذف بصورت معناداری کاهش و نمره بازداری بصورت معناداری افزایش یافت اما اثرمعناداری در میانگین زمان پاسخ دیده نشد و در نهایت سطح ADHD نیز بصورت معناداری کاهش یافت. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مکمل دهی ویتامین دی و تمرینات Brainball می‌تواند عملکرد اجرایی و سطح ADHD را در کودکان 12-10 ساله مبتلا به نشانگان اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD) بهبود بخشد. کلیدواژه: اختلال نقص توجه / بیش فعالی، عملکرد اجرایی، آزمون ان بک، آزمون برو نرو، آزمون استروپ رنگ کلمه   و تمرینات Brainball.   
  16. بررسی ارتباط بین الگوهای خواب، عادات غذایی و ریکاوری پس از تمرین در ورزشکاران حرفه ای
    عصام عزیز جدعان 1404
  17. بررسی سطح دانش، نگرش و رفتارهای تغذیه ای در رزمی کاران جوان شهر که لار
    محمد مثنی محمد 1404
  18. بررسی سطح دانش، نگرش و رفتارهای تغذیه ای در فوتبالیست های جوان شهر دیاله
    سرمد صخی عبد 1404
  19. تاثیر مکمل های کوتاه مدت رویال انرژی بر پاسخ های آسیب عضلانی و آنزیمهای کبدی در ورزشکاران مرد به فعالیت هوازی وامانده ساز
    ساحل گلیارانی 1404
  20. تاثیرهشت هفته تمرینات ترکیبی ( مقاومتی _ هوازی ) و عصاره آبی رازیانه بر ترکیب بدن، برخی شاخص های متابولیکی و هورمونی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک
    رویا فتاحی 1404
  21. مقایسه آثار تحریک¬های غیرتهاجمی مغزی (tDCS در مقابل tPCS) در ترکیب با تقویت عضلات چهارسر بر درد، خستگی و عملکرد حرکتی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو در شهر کرمانشاه.
    نیلوفر افراسیابی 1404
      مقدمه: استئوآرتریت زانوسبب ایجاد ناتوانی در ساده ترین امور روزانه وخستگی در اندام تحتانی می شود. براساس یافته های مطالعات پیشین، تحریک های غیرتهاجمی مغزی به عنوان یک استراتژی درمانی جدید، درافزایش تحریک پذیری نورون های حرکتی نقش به سزایی داشته است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی آثار تمرینات زنجیره حرکتی بسته به دنبال هفت جلسه متوالی تحریک غیرتهاجمی مغزی (tDCS در مقابل tPCS) بردرد، تعادل و عملکرد حرکتی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو می باشد. روش ها: در این مطالعه،54 بیمار زن دارای معیارهای ورود به مطالعه، به روش تصادفی ساده در یکی از گروه های تحریکtDCS ، تحریک tPCS و کنترل تخصیص داده شدند. به مدت 7جلسه گروه های تجربی تحریک واقعی و گروه کنترل تحریک گول زننده دریافت نمودند، سپس طی یک ماه، 12 جلسه (3جلسه در هفته)، تحت تمرینات زنجیره حرکتی بسته قرارگرفتند. قبل و پس از اعمال مداخلات مطالعه، شدت درد با شاخص دیداری VAS، تعادل با PT-Scan، حس عمقی مفصل زانو با شیب سنج ، فعالیت الکتریکی عضله راست رانی با دستگاه EMG و عملکرد حرکتی با تست های UGT ,40m، توسط یک ارزیاب، بررسی گردید. یافته ها: یافته مطالعه حاضر بر اساس مقایسه درون گروهی نشان داد پس از پنج هفته مداخله، در هر سه گروه تمرینات CKC همراه با تحریک tDCS، تحریک tPCS و گروه کنترل، متغیرهای تعادل ایستا در حالت چشم باز، حس عمقی زانو ، فعالیت الکتریکی و قدرت عضله راست رانی بهبودی مثبت و معناداری داشتند(0/001=p)؛ و نتایج آزمون آنوای یک راهه در مقایسه بین گروهی داده های پس آزمون در این فاکتورها بیانگر تاثیر مثبت مداخلات بر متغیر های یاد شده بوده است. اما در متغیرهای شدت درد، خستگی، عملکرد حرکتی (40 متر پیاده روی، بالا و پایین رفتن از پله و تستUGT ،WOMAC)، شدت ناپایداری زانو، توزیع فشار کف پایی(نوسانات پاسچر) و تعادل ایستا در حالت چشم بسته ،تفاوت معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضرپروتکل تمرینات زنجیره حرکتی بسته و تحریک های غیرتهاجمی مغزی (tDCS در مقابل tPCS)هر دو به نحوی تاثیر به سزایی بر متغیرهای پژوهش داشته است. کلید واژگان: استئوآرتریت زانو، درد، خستگی، عملکرد حرکتی، ناپایداری، حس عمقی، تعادل، تمرینات زنجیره حرکتی بسته، فعالیت الکتریکی عضلات،tDCS، tPCS.
  22. شناسایی چالش های بانوان ورزشکار حرفه ای استان کرمانشاه و ارائه راهکار
    کیمیا ریزوندی 1404
       هدف از پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های بانوان ورزشکار حرفه‌ای استان کرمانشاه و ارائه راهکار بود. روش تحقیق کیفی (نظریه داده‌بنیاد با رویکرد گلیزر) است. جامعه آماری پژوهش حاضر صاحب نظران (اساتید، مربیان، کارشناسان و ورزشکاران) فعال در زمینه ورزش بانوان بود. جهت نمونه­گیری برای انجام مصاحبه­های عمیق از روش نمونه‌گیری گلوگه برفی استفاده شد. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای گردآوری داده‌ها از 16 نفر مصاحبه به عمل آمد. روایی ابزار پژوهش(مصاحبه)، توسط مصاحبه­شوندگان و سپس اساتید متخصص، مورد بررسی قرار گرفت و تایید گردید و برای سنجش پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که مطابق این روش مقدار پایایی برابر با 86/0 بود. در راستای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش نظریه داده‌بنیاد استفاده شد. یافته­های این پژوهش نشان داد که چالش‌های بانوان ورزشکار حرفه‌ای استان کرمانشاه شامل: چالش‌های اقتصادی، چالش‌های فرهنگی–اجتماعی، چالش‌های ورزشی، چالش‌های مدیریتی، چالش‌های حقوقی–قانونی، چالش‌های رسانه‌ای و چالش‌های سیاسی می‌باشد. که هر کدام از این موانع دارای کدهای مفهومی و باز مورد نظر برای خود بودند. و در مقابل این موانع راهکارهای مناسبی ارائه شد. بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر نتیجه می‌گیریم بررسی وضعیت بانوان ورزشکار حرفه‌ای استان کرمانشاه نشان می‌دهد که موانع مختلف بر رشد و مشارکت آنان اثرگذار است. لذا توجه جدی به توسعه زیرساخت‌ها، حمایت‌های مالی و مدیریتی، و اصلاح نگرش‌های فرهنگی می‌تواند فرصت‌های پیشرفت را افزایش دهد. بنابراین، طراحی راهکارهای جامع و بومی‌سازی‌شده برای رفع این موانع ضروری است.
  23. آثار هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر برخی شاخص های التهابی در زنان مبتلا به کبدچرب غیر الکلی.
    زهرا سهرابی 1404
    چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر برخی شاخص­های التهابی در زنان مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی اجرا شد. روش‌شناسی: در این مطالعه 26 زن دارای کبد چرب غیر الکلی شرکت کردند.آزمودنی‌ها به صورت تصادفی به دو گروه مساوی 13 نفره ،کنترل و تمرین تقسیم شدند.برنامه گروه تمرینی به صورت دویدن تناوبی به مدت30 ثانیه با شدت100درصد سرعت هوازی بیشینه و30 ثانیه بازیافت فعال با50 درصد سرعت هوازی بیشینه (4 نوبت،4دور و 5دقیقه بازیافت غیر فعال بین هر دور)بود. این برنامه تا هفته هشتم به 110 درصد (6 دور و 6 نوبت )افزایش یافت ، سه جلسه در هر هفته و طی هشت هفته اجرا شد. در ابتدا و انتهای تمرین میزان سطوح سرمی آنزیم­های کبدی، نیمرخ لیپیدی ،قند خون، انسولین، سیتوکین­های التهابی­، شاخص مقاومت به انسولین، شاخص‌‌های ترکیب بدن و VO?max،CRP ،هورمون کورتیزول در خون ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آماری آنوای دوراهه با اندازه‌‌گیری مکرر و نرم افزار    با سطح معناداری 0.05 >    جهت تعیین تفاوت ها استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد   تمرین هوازی با شدت بالا در زنان مبتلا به کبد چرب غیر الکلی منجر به کاهش معنادار وزن ،کورتیزل ، IL-6، CRP،   ALT،AST،TC، شاخص مقاومت به انسولین، ،LDL شد. نشان داد تمرین HIIT منجر به کاهش معنادار وزن، BMI، گلوکز ناشتا، انسولین، HOMA-IR، CRP، IL-6، ALT، AST، TC و کورتیزول شد(0.05 >    ). همچنین، بهبود معناداری در VO?max و نسبت دور کمر به لگن مشاهده شد(0.05 >    )، اما تغییرات در HDL، TG و ALP بین گروه‌ها معنادار نبود(0.05 <    ). نتیجه‌گیری: این نتایج پیشنهاد می‌کنند که تمرین هوازی با شدت بالا با کاهش عوامل خطر مرتبط با سندرم متابولیک و التهاب، می‌تواند روشی موثرو کم‌هزینه در بهبود و کنترل پیشرفت بیماری کبد چرب غیرالکلی محسوب شود. این یافته‌ها می‌توانند مبنایی برای تدوین برنامه‌های ورزشی درمان‌محور در حوزه سلامت زنان باشند. کلیدواژه‌ها: تمرین تناوبی با شدت بالا، کبد چرب غیرالکلی، کورتیزول،اینترلوکین6، CRP، نیمرخ لیپیدی،آنزیم کبدی.   
  24. شناسایی چالش ها و فرصت های طرح صد مسابقه در صد روز در مدارس (مطالعه موردی: بازی داژبال
    افسانه حاتمی 1404
    هدف از پژوهش حاضر شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های طرح صد مسابقه در صد روز در مدارس (مطالعه موردی: بازی داژبال) بود. روش تحقیق کیفی (نظریه داده‌بنیاد با رویکرد گلیزر) است. جامعه آماری پژوهش حاضر صاحب نظران (اساتید، معلمان، مدیران مدارس، مسئولان برگزاری و کارشناسان نواحی) فعال در زمینه ورزش دانش آموزی بود. جهت نمونه­گیری برای انجام مصاحبه­های عمیق از روش نمونه‌گیری گلوگه برفی استفاده شد. ابزار تحقیق مصاحبه بود. از 15 نفر به عمل آمد. روایی ابزار پژوهش(مصاحبه)، توسط مصاحبه­شوندگان و سپس اساتید متخصص، مورد بررسی قرار گرفت و تایید گردید و برای سنجش پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که مطابق این روش مقدار پایایی برابر با 80/0 بود. در راستای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش نظریه داده بنیاد استفاده شد. یافته­های این پژوهش نشان داد که چالش‌های طرح صد مسابقه در صد روز در مدارس شامل: چالش‌های تجهیزاتی بازی دژبال، چالش‌های مهارتی و آموزشی معلمان، چالش‌های روانی، اجتماعی و رفتاری دانش‌آموزان، چالش‌های عدالت مشارکتی و جنسیتی و چالش‌های اجرایی، سازمانی و برنامه‌ریزی می‌باشد و همچنین فرصت‌های طرح صد مسابقه در صد روز در مدارس شامل: فرصت‌های آموزشی و تربیتی، فرصت‌های فرهنگی و اجتماعی، فرصت‌های روان‌شناختی و رفتاری، فرصت‌های آموزشی و حرفه‌ای برای معلمان، فرصت‌های توسعه زیرساختی و لجستیکی، ایجاد شبکه‌های همکاری میان مدارس و فرصت‌های توسعه فردی برای دانش‌آموزان می‌باشد. لذا بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر در حوزه فرصت‌های آموزشی و تربیتی، اجرای این طرح می‌تواند به بهبود مهارت‌های پایه ورزشی، تقویت روحیه همکاری، رعایت قوانین و افزایش توانایی حل مسئله در دانش‌آموزان منجر شود.   
  25. شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر نگرش زنان عضو باشگاه های ورزشی کرمانشاه به مدیریت بدن
    فرزانه رضائی 1404
       چکیده در دهه‌های اخیر، مفهوم «مدیریت بدن» به‌ویژه در میان زنان، به یکی از موضوعات مهم در حوزه سلامت، جامعه‌شناسی و مطالعات ورزشی تبدیل شده است. زنان عضو باشگاه‌های ورزشی با چالش‌های گوناگونی در زمینه تطبیق با استانداردهای زیبایی، الزامات ورزشی و انتظارات فرهنگی مواجه‌اند که این امر بر نگرش آنان نسبت به بدن خود تاثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی عوامل موثر بر نگرش زنان عضو باشگاه‌های ورزشی کرمانشاه به مدیریت بدن انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکردی توصیفی–پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان عضو باشگاه‌های ورزشی دولتی و خصوصی شهر کرمانشاه در سال ???? می‌باشد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش‌نامه محقق‌ساخته‌ای با ?? گویه در پنج بعد فردی–روان‌شناختی، اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای و اقتصادی بود که روایی و پایایی آن تایید شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای آماری    و Smart PLS و به‌کارگیری روش معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که عامل رسانه‌ای بیش‌ترین تاثیر را در نگرش زنان به مدیریت بدن دارد، در حالی که ابعاد فردی–روان‌شناختی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌ترتیب در رتبه‌های بعدی قرار دارند. یافته‌ها حاکی از آن است که مقایسه‌های اجتماعی، تصویر بدنی، هنجارهای فرهنگی و سطح دسترسی مالی، عوامل کلیدی در جهت‌گیری زنان نسبت به کنترل، تغییر یا بهبود بدنشان به شمار می‌آیند. در جمع‌بندی می‌توان گفت که مدیریت بدن در میان زنان ورزشکار کرمانشاه، پدیده‌ای چندبعدی و متاثر از ساختارهای اجتماعی، رسانه‌ای و درونی است. بر این اساس، طراحی سیاست‌های آموزشی، رسانه‌ای و حمایتی متناسب با زمینه‌های فرهنگی و روانی، می‌تواند به بهبود نگرش و ارتقاء سلامت جسمی و روانی زنان کمک کند. واژگان کلیدی: مدیریت بدن، نگرش زنان، رسانه‌های اجتماعی، ورزش زنان، عوامل فرهنگی   
  26. ارتباط بین دانش، نگرش و رفتارهای تغذیه ای با هوش هیجانی و آمادگی جسمانی در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم
    علی اصغر بهرامیان 1404
  27. مقایسه اثربخشی شش هفته تمرینات عصبی-عضلانی و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه¬ای (tDCS) در آب بر درد، عملکرد، ناپایداری مفصلی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به استئوآرتریت زانوی با ویژگی خالی کردن.
    اسما تپه کبودی 1404
    چکیده مقدمه: استئوآرتریت زانو شایع ترین نوع آرتریت در بین افراد بالای 65 سال است که  معمولا درد و افزایش مشکل در فعالیت های عملکردی روزانه را تجربه می کنند. هدف از مطالعه حاضر بررسی مقایسه اثربخشی شش هفته تمرینات عصبی-عضلانی در آب و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای (tDCS) بر درد، عملکرد، ناپایداری مفصلی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو با ویژگی خالی کردن می باشد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر که یک کارآزمایی بـالینی با گروه های موازی دو سویه کور شَم-کنترل و طرح پیش آزمون – پس آزمون می­باشد. 40 بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانوی دارای ویژگی خالی کردن (میانگین سن: 35/9 ±90/55، قد80/4±70/157، وزن 66/8 ±55/78، شاخص توده بدنی21/2±61/31) به عنوان نمونه آماری در دسترس شرکت داشتند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه گروه
  28. آثار یک جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا بر ولع مصرف غذا، انتخاب غذایی و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در زنان دارای اضافه وزن و چاق
    چنور قادری 1403
       پیـش­زمیـنه و اهداف: اضافه وزن و چاقی از مهم­ترین دلایل بروز طیف گسترده­ای از بیماری‌‌ها هستند. از مهم­ترین دلایل بروز اضافه وزن و چاقی می­توان به ولع مصرف غذا، رفتارهای تکانشی و تصمیم­های با ریسک­ بالا در انتخاب و مصرف مواد غذایی اشاره نمود. از این رو، استفاده از استراتژی­های موثر در کاهش ولع مصرف غذا و افزایش کنترل و مهار درونی همواره مورد توجه بوده است. نتایج تحقیقات متعدد آثار مثبت فعالیت بدنی منظم را در کاهش ولع مصرف و افزایش مهار درونی نشان داده است. با این حال، تاکنون پژوهشی در خصوص بررسی آثار یک جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا بر ولع مصرف غذا، انتخاب غذایی و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در زنان دارای اضافه وزن و چاق انجام نشده است. از این رو، در پژوهش حاضر، آثار یک جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا بر ولع مصرف غذا، انتخاب غذایی و برخی فاکتورهای روانی مرتبط با کنترل اشتها در زنان دارای اضافه وزن و چاق مورد بررسی قرار گرفت.    روش تحقیـق: بدین منظور، تعداد 15 زن دارای اضافه وزن و چاق که دارای ولع مصرف غذا نیز بودند به­صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی­ها به­صورت انتساب تصادفی در سه گروه مداخله شامل 1) تمرین هوازی با شدت متوسط؛ 2) تمرین تناوبی با شدت بالا و 3) کنترل تقسیم­بندی شدند. در یک جلسه توجیهی، ویژگی­های آنتروپومتریک آزمودنی­ها اندازه­گیری شد و آزمودنی­ها با چگونگی انجام تمرینات هوازی با شدت متوسط و تمرین تناوبی با شدت بالا آشنا شدند. پس از برگزاری جلسه توجیهی و آشنایی آزمودنی­ها با کلیه مراحل پژوهش، آزمودنی­ها در سه جلسه مجزا با فاصله 7 روز بین هر جلسه در محل اجرای پژوهش حضور یافتند   و در این سه جلسه به صورت موازنه متقابل در معرض سه شرایط مختلف تمرین هوازی با شدت متوسط، تمرین تناوبی با شدت بالا و گروه کنترل قرار گرفتند. در هر سه شرایط مراحل اجرای پژوهش یکسان بود. گروه کنترل در تمام این مدت روال عادی زندگی را داشت و هیچ نوع مداخله­ای را دریافت ننمود. ولع مصرف غذا، میزان اشتها، ترجیح غذایی، تکانشگری، تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر و انعطاف‌پذیری شناختی قبل و بعد از اعمال مداخلات در شرایط مشابه اندازه­گیری شدند. یافتـه­ها: نتایج پژوهش نشان داد که پس از اعمال مداخلات، تفاوت معنی­داری در ولع مصرف غذا در پرسشنامه 15 سوالی بین سه شرایط مداخله­ای وجود نداشت. مقیاس آنالوگ بصری ولع مصرف غذا   (مقیاس بصری 12 سوالی) در شرایط تمرین هوازی و تمرین تناوبی با شدت بالا به شکل معنی­داری کمتر از شرایط کنترل بود. همچنین، 24 ساعت پس از اعمال مداخلات، ولع مصرف غذا در شرایط تمرین تناوبی با شدت بالا به شکل معنی­داری کمتر از شرایط کنترل بود.متغیر میزان اشتها نتایج نشان داد که تفاوت معنی­داری در میزان اشتها   بین سه شرایط مداخله­ای وجود نداشت. اما درمورد ترجیح غذایی نتایج نشان داد که پس از اتمام مداخلات، ترجیح غذایی (برای غذاهای با درصد چربی و قند بالا) در شرایط تمرین تناوبی با شدت بالا به شکلی معنی­داری کمتر از شرایط کنترل بود. در مورد متغیر تکانشگری و تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر نیز نتایج نشان داد که تفاوت معنی­داری در میزان تکانشگری و تصمیم‌گیری ریسک‌پذیر بین سه شرایط مداخله­ای وجود نداشت. با این وجود متغیر انعطاف‌پذیری شناختی در شرایط تمرین هوازی به شکلی معنی­داری بالاتر از شرایط کنترل بود.    نتیـجه­گیـری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می­توان چنین نتیجه­گیری نمود که تمرینات هوازی و تناوبی اثر مثبتی بر ولع مصرف غذا دارند. همچنین تمرین تناوبی با شدت بالا اثر معناداری بر ترجیح غذایی (برای غذاهای با درصد چربی و قند بالا) دارد و تمرین هوازی نیز اثر مثبتی بر انعطاف‌پذیری شناختی دارد.چنین نتایجی به لحاظ کاربردی بسیار حائز اهمیت می‌باشد، گرچه لازم به ذکر است که انجام مطالعات بیشتر جهت تایید این پروتکل و مکانیسم‌های دخیل در آن ضرورت دارد.    کلمات کلیدی: تمرین هوازی، تمرین مقاومتی، ولع مصرف غذا، تکانشگری، تصمیم­گیری ریسک پذیر، چاقی و اضافه   و ترجیح غذایی.
  29. اثر تعاملی و جداگانه تمرین هوازی و مکمل دهی ویتامینD بر بیان ژن SIRT1 و NF-?B در بافت چربی احشایی رت های نر مبتلابه بیماری عروق کرونر
    مصطفی یدالهی 1403
  30. بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف ویتامینD بر سطح پلاسمایی HbA1c، و نیمرخ لیپیدی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شهر کرمانشاه
    مریم شیرمستی 1403
  31. اثر نوار کنزیوتیپ پس از تمرینات مقاومتی در مهار عضله ذوزنقه فوقانی، درد، دامنه حرکت گردن و شانه، کیفیت زندگی، شاخص عملکرد عضلات عمقی گردن و زاویه سر به جلو در دانشجویان مبتلا به گردن درد مزمن
    سیده مریم حسینی راد 1403
      زمینه و هدف: گردن درد یکی از عوامل ناتوان‌کننده در جهان می‌باشد که باعث ایجاد ناتوانی شدید در انجام کارهای روزانه و شغلی فرد می‌شود و از جمله راههای کاهش درد گردن استفاده از ماساژ درمانی میباشد که در سالهای اخیر مورد استفاده قرار میگیرد، همچنین برخی از افراد مبتلا به گردن درد مزمن از چسب کینزیوتیپ استفاده می‌کنند؛ با این حال مشخص نیست این نوع تمرینات تا چه حدی بر روی گردن درد مفید میباشد، پس هدف این مطالعه بررسی اثر ماساژ+چسب کینزیوتیپ و ماساژ بر سر به جلو، VAS، قدرت عضلات گردن، دامنه حرکتی گردن، حس عمقی گردن در زنان مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی میباشد. روش‌کار: در این پژوهش، 33 زن مبتلا به گردن مزمن (28 نفر تا پایان پژوهش باقی ماند) به شکل تصادفی به دو گروه تمرینات ماساژ+چسب کینزیوتیپ و تمرینات ماساژ تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 4 هفته (12 جلسه) برای هر دو گروه و چسب کینزیوتیپ برای گروه ماساژ+چسب کینزیوتیپ انجام شد؛ 24 ساعت قبل از شروع پروتکل تمرینی پیشآزمون و یک روز پس از اتمام پروتکل تمرینی پسآزمون گرفته شد. برای بررسی تغییرات درونگروهی از روش آماری آزمون tهمبسته و برای مقایسه بین گروهی از آزمون t مستقل بهره گرفته شد. تمام محاسبات با نرمافزار   ویرایش 26 انجام گرفت و سطح معنیداری P > 0/05 در نظر گرفته شد. یافته‌ها: براساس یافتههای مطالعه حاضر، سر به جلو، VAS، قدرت عضلات گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، دامنه حرکتی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، حس عمقی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس، ترس از حرکت تمپا، خودکارآمدی درد و فاجعه آمیزکردن درد پس از پروتکل تمرین در هر دو گروه افزایش یافته است. همچنین در NDI، استرس، ترس از حرکت تمپا، خودکارآمدی درد، VAS، قدرت عضلات گردن (فلکشن، لترال چپ و لترال راست) و دامنه حرکتی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) بین دو گروه اختلاف معناداری وجود دارد و ماساژ+چسب کینزیوتیپ اثر بهتری دارد. نتیجه‌گیری: به طور کلی می‌توان گفت 4 هفته تمرین ماساژ باعث بهبود در گردن درد مزمن می‌شود همچنین تمرین ماساژ+چسب کینزیوتیپ در بهبودی گردن اثر بهتری دارد.
  32. تاثیر شش هفته تمرینات اصلاحی بر حس عمقی عضلات گردن، وضعیت سر، شانه، قدرت عضلات گردن در دانش آموزان پسر کاربر تلفن هوشمند شهرستان رزن
    کمال آزادی راد 1403
  33. مطالعه ی آثار مقطع زمانی استفاده ازگوشی همراه در بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین دانشجویان پسر دانشگاه رازی.
    سیدسجاد حسینی 1403
    مقدمه: اختلالات اسکلتی عضلانی یکی از مهم ترین مشکلات عصر جدید در میان کاربران جوان گوشی‌های هوشمند در سراسر جهان است. قابل حمل بودن منجر به تنوع گسترده­ای از وضعیت‌ها در طول فعالیت‌های مختلف روز می­شود. لذا، هدف ازمطالعه‌ی حاضر بررسی ارتباط بین مقطع زمانی استفاده از تلفن همراه و وضعیت قرارگیری بدن در هنگام استفاده میان دانشجویان پسر دانشگاه   رازی بود. این فرضیه وجود دارد که وضعیت‌های قرارگیری بدن، بسته به زمان روز متفاوت می­باشد؛ بنابراین اختلالات اسکلتی-عضلانی هم ممکن است متفاوت باشد. روش­ها: مطالعه حاضر از طریق یک پیمایش مقطعی از 351 دانشجوی پسر در دانشگاه رازی با میانگین سنی   (24/26±3/83) سال و میانگین قدی (1/79±0/06) سانتی متر و میانگین وزنی (77/82±10/95) کیلوگرم انجام شد. چهار مقطع زمانی از روز یعنی صبح، بعدازظهر، عصر و شب و یک طبقه بندی از 41 وضعیت به نام SmarTaxo در نظر گرفته ‌شد. SmarTaxo شامل 18 حالت نشسته، 11 حالت ایستاده، 10 حالت دراز کشیده و 2 حالت راه رفتن و امتیاز ارگونومیک آن‌ها بود. علاوه بر آن از عکسبرداری از نمای قدامی، جانبی و تجزیه و تحلیل زوایای انحرافات اسکلتی توسط نرم افزار Kinovea استفاده شد. در صورت نرمال بودن داده‌ها، از آزمون پارامتریک آنوای یک راهه برای مقایسه میزان اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین مقاطع مختلف روز و برای بررسی تاثیر زمان روز بر مدت زمان استفاده از پوسچرهای مختلف استفاده از تلفن همراه از ضریب همبستگی پیرسون جهت رابطه سنجی استفاده شد. یافته­ها: نتایج آزمون آماری همبستگی پیرسون نشان داد که، بین مقطع زمانی استفاده از گوشی همراه درطول روز و وضعیت قرارگیری بدن دانشجویان پسر دانشگاه رازی هنگام استفاده از گوشی اثر مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج آزمون آماری همبستگی پیرسون نشان داد که بین مقطع زمانی استفاده از گوشی همراه در طول روز با شیوع ناهنجاری‌های اسکلتی عضلانی دانشجویان پسر دانشگاه رازی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در ادامه نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین وضعیت قرارگیری بدن هنگام استفاده ازگوشی همراه، با شیوع ناهنجاری‌های اسکلتی عضلانی دانشجویان پسر دانشگاه رازی ارتباط مثبت ومعناداری وجود دارد (05/0>P). درنهایت نتایج آزمون آنوای یک راهه نشان داد که بین زمان استفاده ازگوشی همراه، وضعیت‌های قرارگیری بدن و شیوع ناهنجاری‌های اسکلتی-عضلانی در بین دانشجویان پسر مقاطع مختلف ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر مقاطع زمانی مختلف استفاده ازگوشی همراه در طول روز و وضعیت قرارگیری بدن بر بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی در دانشجویان پسر اثرگذار بوده و می‌تواند ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی را افزایش دهد.       کلید واژگان: اختلالات اسکلتی عضلانی، گوشی همراه، دانشجویان دانشگاه رازی، زمان استفاده، ارزیابی ارگونومیک.  
  34. تاثیر یک دوره بی تمرینی پس از هشت هفته تمرینات هوازی همراه با مکمل دهی ویتامین D بر نشانگرهای آپوپتوز کاردیومیوسیت در موش های صحرایی نر مبتلا به بیماری عروق کرونر
    زهرا محمودی 1403
  35. تاثیر یک دوره بی تمرینی پس از هشت هفته تمرینات هوازی همراه با مکمل دهی ویتامین D بر نشانگرهای تمایز میوژنیک بافت عضلانی رت های صحرایی نر مبتلا به بیماری عروق کرونر
    فاطمه ویسمرادی 1403
  36. مقایسه اثر تمرینات زنجیره حرکتی بسته مبتنی بر آب و خشکی بر درد، عملکرد، ناپایداری زانو، حس عمقی، ترس از حرکت، و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به استئوآرتریت و خالی کردن زانو.
    مهشید محمدی درویشانی 1403
  37. مقایسه آثار تحریک دو ناحی های جریان مستقیم و جریان پالسی فراجمجمه ای بر عملکرد عضلانی و پاسخ های نوروفیزیولوژیکی در انقباض های ایزوتونیک زیربیشینه
    زهرا صیفی 1403
       پیش زمینه: در جدیدترین مطالعات انجام شده، یافته­ها حاکی از آن است که اگر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای به­صورت تحریک دوناحیه­ای هم بر روی قشر حرکتی اولیه (M1) و هم ناحیه پیش­پیشانی خلفی-جانبی (DLPFC) اعمال شود، سبب اعمال تحریک پذیری قشری نخاعی بیشتر خواهد شد. توجه به این استراتژی زمانی بیشتر اهمیت یافت که نتایج مطالعات نشان دادند استفاده از این نوع تحریک می­تواند ماندگاری بیشتری نیز داشته باشد. از سوی دیگر، نوع دیگری از تحریک الکتریکی فراجمجمه­ای به نام تحریک جریان پالسی نیز در بررسی­های اولیه با آثار مثبت بیشتری در مقایسه با تحریک جریان مستقیم همراه بوده است. لذا، باتوجه به اینکه تاکنون پژوهشی در زمینه اثرگذاری تحریک دوناحیه­ای چه به­صورت جریان مستقیم و چه به­صورت جریان پالسی بر عملکرد عضلانی در زنان انجام نپذیرفته، هدف از این پژوهش بررسی اثر تحریک فراجمجمه­ای دوناحیه­ای به­صورت جریان مستقیم یا جریان پالسی بر عملکرد عضلانی و همچنین پاسخ­های نوروفیزیولوژیکی در انقباض­های ایزوتونیک زیربیشینه در زنان سالم و فعال است. روش پژوهش: 15 آزمودنی با سابقه اجرای تمرین­های مقاومتی به­صورت منظم در این پژوهش یک طرح درون گروهی و موازن? متقابل به­صورت دو سویه­کور و با کنترل اثر دارونما (شَم) شرکت کردند. بدین منظور، در یک جلس? توجیهی پس از آشنایی آزمودنی­ها با مراحل اجرای پژوهش و اندازه­گیری ویژگی­های آنتروپومتریک، یک تکرار بیشین? آن­ها در حرکت مورد نظر اندازه­گیری شد. یک هفته پس از برگزاری جلس? توجیهی، آزمودنی­ها در سه جلس? مجزا با فاصل? یک هفته بین جلسات و به صورت تصادفی در معرض 3 شرایط مختلف 1) تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم فراجمجمه­ای و اجرای 3 ست تا واماندگی حرکت پرس پا؛ 2) تحریک دوناحیه­ای جریان پالسی فراجمجمه­ای و اجرای 3 ست تا واماندگی حرکت پرس پا؛ و 3) تحریک شَم و اجرای 3 ست تا واماندگی حرکت پرس پا قرار گرفتند. یافته­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درد عضلانی در تمام شرایط، به شکل معنی­داری از ست اول به ست سوم افزایش یافت (05/0all p<) و نتایج مقایسه­های زوجی نشان داد در ست سوم اجرای حرکت پرس پا، میزان درد عضلانی در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم و جریان پالسی فراجمجمه­ای به شکل معنی­داری کمتر از شرایط شَم بود (به ترتیب؛ 04/0p=؛ 03/0=p). همچنین، میزان حس لذت در تمام شرایط، از ست اول به ست سوم کاهش یافت (05/0all p<) و نتایج مقایسه­های زوجی نشان داد در ست سوم اجرای حرکت پرس پا، حس لذت در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم و جریان پالسی فراجمجمه­ای به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط شَم بود (به ترتیب؛ 01/0p=؛ 03/0=p). علاوه بر این، نتایج نشان داد که زمان عکس­العمل انتخابی در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان مستقیم پس از اجرای پروتکل تمرینی به شکل معنی­داری کمتر از شرایط قبل از اجرای پروتکل تمرینی بود (004/0p<) در حالیکه، در شرایط تحریک دوناحیه­ای جریان پالسی فراجمجمه­ای و شَم تفاوت معنی­داری در متغیر زمان عکس­العمل انتخابی از قبل به بعد از اجرای پروتکل تمرینی نشان نداد (05/0p>). از سوی دیگر، تفاوت معنی­داری در متغیرعملکرد مهاری، میزان درک فشار، میزان انگیختگی و عملکرد عضلانی (تعداد تکرار تا واماندگی) بین هیچ یک از شرایط تحریک مشاهده نشد (05/0p>). نتیجه­گیری:
  38. بررسی آثار شدت های مختلف تمرین مقاومتی همراه با مکمل دهی کورکومین بر سطوح استراحتی هورمونی رشد و IGF-1 مردان چاق
    میلاد پروانه 1403
  39. آثار هشت هفته تمرینات همزمان ترکیبی و تناوبی با شدت بالا بر سطوح سرمی CTRP1 و CTRP3، شاخص های آنتروپومتریکی، مقاومت و حساسیت به انسولین و شاخص آتروژنیک زنان دارای اضافه وزن و چاق.
    فاطمه شهیددوست 1403
  40. اثر رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال بر درد، ناتوانی، شاخص عملکرد عضلات عمقی گردن، زاویه سر به جلو و قدرت عضلات گردن در دانشجویان زن مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی
    حنان مقدم 1403
       چکیده گردن درد یکی از مشکلات شایع در جوامع انسانی است و باعث ایجاد آسیب­های ستون فقرات، ناتوانی فرد، کاهش کیفیت زندگی و ترس از حرکت می­شود؛ همچنین گردن درد موجب ایجاد ناهنجاری­های گردن از جمله سر به جلو می­شود و این وضعیت باعث ایجاد ناهنجاری­های وضعیتی، ناراحتی، درد و ناتوانی گردن خواهد شد. از جمله راه­های کاهش درد گردن استفاده از ماساژ درمانی می­باشد که در سال­های اخیر روش­های تمرینی رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال مورد استفاده قرار می­گیرد؛ با این حال مشخص نیست این نوع تمرینات تا چه حدی بر روی گردن درد مفید می­باشد، پس هدف این مطالعه بررسی اثر رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال بر سر به جلو، VAS، قدرت عضلات گردن، دامنه حرکتی گردن، حس عمقی گردن، کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس، ترس از حرکت تمپا، خودکارآمدی درد، فاجعه آمیزکردن درد در دانشجویان زن مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی می­باشد. در این پژوهش، 45 زن مبتلا به گردن مزمن به شکل تصادفی به سه گروه 15 نفری تمرینات رهاسازی فعال، تمرینات رهاسازی میوفاشیال و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 2 هفته (6 جلسه) انجام شد؛ 24 ساعت قبل از شروع پروتکل تمرینی پیش­آزمون و یک روز پس از اتمام پروتکل تمرینی پس­آزمون گرفته شد. داده­ها با استفاده از آزمون t مستقل، آزمون t وابسته و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0>P با استفاده از نرم­افزاار    نسخه 26 تحلیل شدند. براساس یافته­های مطالعه حاضر، افزایش معناداری در داده­های کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، خودکارآمدی درد، فاجعه­آمیز کردن درد، VAS، قدرت (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، دامنه حرکتی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) و حس عمقی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) در گروه رهاسازی فعال مشاهده شد 05/0>P. همچنین در گروه رهاسازی میوفاشیال در داده­های کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، خودکارآمدی درد، فاجعه­آمیز کردن درد، VAS، قدرت (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، دامنه حرکتی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) و حس عمقی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) افزایش معناداری مشاهده شد 05/0>P. اما در گروه کنترل افزایش معنادار مشاهده نشد و در داده­های ترس از حرکت تمپا و سر به جلو در هیچکدام از گروه­ها تاثیر معنادار مشاهده نگردید. به نظر می­رسد تمرینات رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، خودکارآمدی درد، فاجعه­آمیز کردن درد، VAS، قدرت عضلات گردن، دامنه حرکتی گردن و حس عمقی گردن دارد. کلید واژه: گردن درد، سر به جلو، رهاسازی فعال، رهاسازی میوفاشیال
  41. اثر آنی خستگی عضلات تنه در مقابل خستگی عصبی- عضلانی بر تغییرات کنترل کمری-لگنی، مکانیک فرود، تعادل و کنترل مفصل زانو در ورزشکاران نخبه شهرستان کرمانشاه
    سحر سیفعلی 1403
    چکیده مقدمه: بسیاری از آسیب­های ACL در شرایط غیرتماسی چون کاتینگ، چرخش یا فرود از یک پرش، رخ می­دهند. خستگی ممکن است منجر به تغییرات مضر در بیومکانیک اندام تحتانی در طول این فعالیت‌ها شود که می‌تواند خطر آسیب‌های غیر تماسی ACL را افزایش دهد. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه آثار خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی بر عملکرد اندام تحتانی، کنترل کمری-لگنی، مکانیک فرود، فعالیت الکتریکی فیدفورواردی عضلات عمل­کننده بر زانو در لحظه­ی فرود، توزیع فشار کف­پایی، تعادل دینامیک و سرعت عکس العمل واکنش در ورزشکاران نخبه بود. روش­ها: در این مطالعه مشاهده­ای-مقطعی 32 ورزشکار نخبه (18 تا 35 سال) دارای معیارهای ورود به مطالعه شرکت داشتند. در جلسه اول ویژگی­های دموگرافیک و ارزیابی­های baseline انجام شدند، سپس در جلسه دوم با تخصیص تصادفی تحت خستگی عصبی-عضلانی یا خستگی عضلات تنه قرار گرفتند و بلافاصله پس از وقوع خستگی (رسیدن به 80% توان پرش عمودی) پس آزمون به عمل آمد. جهت پاک شدن آثار خستگی 72 ساعت استراحت داده شد و در جلسه سوم آزمودنی­ها به صورت cross-over تحت خستگی مقابل قرار گرفتند و بلافاصله پس آزمون گرفته شد. عملکرد اندام تحتانی با چهار تست پرش تک پایی، پرش لی 3 تایی، پرش لی 6 متر در زمان و پرش لی متقاطع ، کنترل کمری لگنی با آزمون فرود جانبی از روی یک جعبه و تیلت لگن، مکانیک فرود به­وسیله­ی سیستم نمره­دهی خطای فرود- زمان واقعی و توسط دوربین فیلم­برداری و تحلیل فیلم فرود با نرم افزار Kinovea 0.9.5 و Digimizer، جهت بررسی کنترل زانو، فعالیت الکتریکی فیدفورواردی عضلات عمل­کننده بر زانو در لحظه فرود، توسط دستگاه الکترومیوگرافی، تعادل دینامیک با آزمون Y، توزیع فشار کف پایی نیز با دستگاه PT-scan، سرعت عکس العمل واکنش آزمودنی­ها نیز با استفاده از دستگاه زمان­ سنج واکنش چند انتخابی به عنوان پیامدهای مطالعه ارزیابی شدند. یافته­ها: نتایج آزمون آماریone way ANOVA نشان داد، پس از خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی در نمرات تست تعادل Y، آزمون­های عملکرد اندام تحتانی، فعالیت الکتریکی فیدفورواردی عضلات عمل­کننده بر زانو در لحظه فرود، توزیع فشار کف پایی، مکانیک فرود وکنترل کمری-لگنی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). در ادامه نتایج آزمون one way ANOVA نشان داد، خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی بر روی سرعت عکس العمل واکنش ورزشکاران نخبه تاثیر معناداری نداشته است(05/0<P). نتیجه­گیری: یافته­های پژوهش حاضر نشان داد که، خستگی عضلات تنه و خستگی عصبی-عضلانی بر فاکتورهای پیش­بین آسیب اندام تحتانی در ورزشکاران نخبه دارای فرود مکرر اثرگذار بوده و می­تواند ریسک فاکتوری برای وقوع آسیب­های اندام تحتانی مطرح شود. اما، تاثیر معناداری بر روی سرعت عکس العمل واکنش آزمودنی­ها نداشتند.    کلید واژگان: خستگی عضلات تنه، خستگی عصبی- عضلانی، کنترل کمری- لگنی، مکانیک فرود، تعادل، کنترل مفصل زانو، آسیب، ورزشکاران نخبه  
  42. آثار سه جلسه متوالی تحریک غیرتهاجمی مغز بر عملکرد ورزشی و شناختی، پاسخ¬های روانی-فیزیولوژیکی و ریکاوری در زنان تمرین¬کرده استقامتی
    شیما شریفی مله بید 1403
    پیش زمینه: بهبود عملکرد ورزشی و تسریع روند ریکاوری متعاقب جلسه­ها یا مسابقه­های ورزشی از اصلی­ترین اولویت­های ورزشکاران و مربیان ورزشی است. این سبب استفاده از استراتژی­ها و رویکردهای نوین شده است. تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای یکی از رویکردهای نسبتاً جدید در حوزه علوم ورزشی است و نتایج مطالعات گوناگون در دو دهه گذشته آثار مثبت این مداخله را بر ابعاد مختلف عملکرد ورزشی نشان داده است. با این وجود، استفاده از این روش اغلب به صورت تک جلسه­ای و دقیقاً قبل از انجام یک فعالیت ورزشی بوده است که به­صورت کاربردی و در شرایط واقعی چندان قابل اجرا نمی­باشد. بنابراین، در پژوهش حاضر با در نظر گرفتن شکاف­های پژوهشی در این زمینه و استفاده از یافته­های اخیر در خصوص اثر بخشی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای، آثار سه جلس? متوالی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای دو ناحیه­ای بر عملکرد ورزشی و شناختی، پاسخ­های روانی-فیزیولوژیکی و ریکاوری در زنان تمرین­کرده استقامتی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ روش‌شناسی یک پژوهش نیمه‌تجربی با طرح تحقیق بین‌گروهی به صورت دو‌سویه کور و با کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 26 آزمودنی زن تمرین­کرده استقامتی در این پژوهش شرکت کردند. هر آزمودنی مجموعاً در 8 جلس? مجزا در آزمایشگاه حضور یافت. در جلس? اول اندازه­گیری­های آنتروپومتریک و آشنایی با فرآیند اجرای پژوهش انجام شد. در جلس? دوم با استفاده از آزمون آستراند ویژه بانوان توان خروجی بیشینه (PPO) اندازه­گیری شد. جلس? سوم به منظور اندازه­گیری مقادیر پایه زمان عکس­العمل انتخابی (CRT)، تست استروپ (SCWT)، توان انفجاری (SJT) و 3 کیلومتر تایم تریل (3Km TT) در نظر گرفته شد. پس از آن، آزمودنی­ها که به صورت تصادفی در گروه­های تحریک آنودال دو ناحیه­ای (نواحی M1 و DLPFC) و یا تحریک شَم تقسیم بندی شده بودند در 3 جلس? متوالی به فاصل? 24 ساعت بین هر جلسه تحریک مختص گروه خود را دریافت کردند (جلس? چهارم تا ششم). 24 ساعت پس از آخرین جلس? تحریک، در جلس? هفتم، هر آزمودنی با شدتی برابر با PPO %75 یک فعالیت استقامتی وامانده­ساز را انجام دادند و در حین اجرای فعالیت هر 3 دقیقه یک بار آمپلی­تود عضلات چهارسر ران (EMG)، میزان درک فشار (RPE)، ضربان قلب (HR)، حس درد، حس لذت و میزان انگیختگی ارزیابی و ثبت شد؛ پس از رسیدن به واماندگی زمان رسیدن به واماندگی ثبت شد و بلافاصله SJT، 3Km TT، CRT و SCWT مجدداً اندازه­گیری شد. در نهایت 24 ساعت پس از اجرای فعالیت استقامتی وامانده ساز و در جلس? آخر، شاخص­های ذهنی ریکاوری(پرسشنامه­های WBQ و TQR)، CRT، SCWT، SJT و 3Km TT اندازه­گیری و ثبت شد. میانگین مقادیر متغیرهای پژوهش در تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفت و از روش­های آماری پارامتریک تی-مستقل، آنوای دوراهه مرکب با اندازه­گیری­های تکراری و آنوای یک­راهه با اندازه­گیری­های تکراری و روش­های آماری ناپارامتریک فریدمن و من-ویتنی برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد. یافته­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زمان رسیدن به واماندگی در گروه تحریک آنودال دو ناحیه­ای به شکل معنی­داری بیشتر از گروه تحریک شَم بود (P=0.004). همچنین، زمان آزمون 3 کیلومتر تایم تریل در گروه تحریک آنودال دو ناحیه­ای 24 ساعت پس از فعالیت استقامتی وامانده­ساز به شکل معنی­داری نسبت به گروه شَم کاهش یافت (P=0.039). مقادیر میانگین نمرات حاصل از پرسشنام? TQR، 24 ساعت بعد از فعالیت استقامتی وامانده­ساز در گروه تحریک آنودال دو ناحیه­ای به شکل معنی­داری نسبت به گروه تحریک شَم افزایش یافت (P=0.039). از سوی دیگر، هیچگونه تفاوت معنی­داری در هیچ­یک از متغیرهای RPE، HR، حس درد، حس لذت، میزان انگیختگی، EMG، توان انفجاری و پرسشنام? WBQ بین هیچ کدام از گروه­ها مشاهده نشد. نتیجه­گیری:
  43. تاثیر 8 هفته مکمل دهی کنسانتره پروتئین شیر بر سطح لاکتات خون ،کراتین کیناز ، لاکتات دهیدروژناز،پروتئین واکنشی -c در مردان کراس فیت کار
    سجاد یاوری 1403
  44. مطالعه رژیم غذایی و سطح فعالیت بدنی دانشجویان دانشگاه رازی در کووید 19
    علیرضا چقازردی 1403
  45. مقایسه اثربخشی دو رویکرد جاندا و سهرمن در اصلاح هایپرکایفوزیس،سر به جلو و فاکتور های متاثر از آن،در دانش آموزان پسر شهر ایلام
    حمیدرضا خسروی 1402
  46. تاثیر شش هفته تمرین ترکیبی با مکمل دهی خارخاسک بر هورمون رشد در ورزشکاران مرد آماتور رشته کراسفیت
    حافظ قشقائی 1402
      بسیاری از ورزشکاران رشته‌های قدرتی و ترکیبی برای تحریک عضلات به رشد، به دنبال راه‌هایی برای افزایش ترشح GH هستند. استفاده از هورمون‌های پپتیدی نظیر GH توسط سازمان جهانی مبارزه با دوپینگ از سال 1989 ممنوع شده است. درنتیجه ورزشکاران به دنبال استفاده از مکمل‌های مجازی هستند که سبب افزایش ترشح GH شوند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر شش هفته تمرین ترکیبی با مکمل دهی خارخاسک بر هورمون رشد در ورزشکاران مرد آماتور رشته کراسفیت است. به همین منظور 30 ورزشکار در گروه های آزمایشی (تمرین &#43; مکمل، تمرین &#43; دارونما، تمرین) قرار می گیرند و به مدت شش هفته تمرینات ترکیبی را می گذرانند. گروه تمرین&#43;مکمل پیش از آغاز هر جلسه تمرین، میزان 450 میلی‌گرم عصاره خارخاسک را به‌صورت یک کپسول ژلاتینی قبل از تمرین مصرف میکنند و گروه تمرین&#43;دارونما، نیز یک کپسول ژلاتینی حاوی 450 میلی گرم دارونما (نشاسته) با شکل و رنگ مشابه کپسول های خارخاسک را مصرف میکنند. گروه تمرین نیز، فقط در جلسات تمرینی شرکت میکنند. در پایان شش هفته تاثیرات بر روی سطح سرمی GH و افزایش قدرت ورزشکاران انداره گیری می شود.
  47. شناسایی عوامل موثر بر تاب آوری سازمانی در کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان کرمانشاه و تحلیل اثر ارتباطات استراتژیک بر آن ها
    مریم حیدری پور 1402
  48. تاثیر آموزش الکترونیکی در دوران پاندمی کوید 19برتغییرات رژیم غذایی،فعالیت بدنی،زمان صفحه نمایش و کیفیت زندگی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان پاوه
    داود غفوری 1402
  49. بررسی سطح فعالیت بدنی، چاقی، رفتارهای غذایی و کیفیت زندگی در دانش آموزان دختر و پسر بعد از پاندمی کووید 19
    الهه سعادتی فر 1402
      در سال¬های اخیر، چاقی در دوران کودکی به یک موضوع گسترده جهانی تبدیل شده است. از سوی دیگر، با افزایش شیوع بیماری کووید 19 در جهان و اعمال محدودیت¬ها به افزایش بیشتر اضافه‌وزن و چاقی در کودکان منجر شده است. از آن¬جا که چاقی و لاغری از عوامل مهم تهدیدکننده‌ی سلامت هستند و مقابله با آن‌ها نیازمند داشتن اطلاعاتی در مورد میزان شیوع و عوامل خطر آن‌هاست، به‌منظور بهبود عادات مرتبط با تغذیه و فعالیت بدنی و نیز اتخاذ استراتژی¬های پیشگیرانه در راستای کاهش اپیدمی چاقی نوجوانی، ایجاد بینش بهتر در ارتباط با تعامل فعالیت بدنی، تغذیه و کیفیت زندگی نوجوانان ضروری به نظر می¬رسد. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی سطح فعالیت بدنی، چاقی، رفتارهای غذایی و کیفیت زندگی در دانش آموزان دختر و پسر بعد از پاندمی کووید 19 می¬باشد.
  50. بررسی آثار مصرف همزمان مکمل کافئین و نیترات بر آمادگی بی هوازی، توان انفجاری و قدرت ایزومتریک مردان سالم
    سپهر چاووشی 1402
  51. تاثیر ماساژ درمانی در ترکیب با تمرینات قدرتی بر مشکلات عملکردی و شاخص های آسیب اندام تحتانی سالمندان مبتلا به استئوآرتریت زانو
    زانا قادری 1402
  52. تاثیر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مکمل دهی ویتامین D بر بیومارکرهای قلبی، سطوح پروتئین VEGF-B ، بیان ژن های IGF-1 و Mir-1 در کاردیومیوسیت رت¬های مبتلا به دیابت نوع 2
    فاطمه مظاهری 1402
    مواد و روش‌ها: برای این پژوهش 90 سر موش‌ صحرایی نر چهارتا پنج‌هفته‌ای تشکیل خواهند داد؛ که پس از دو هفته سازگاری با محیط جدید و القای چاقی و دیابت، به‌طور تصادفی در نه گروه (با 10 سر موش در هر گروه) شامل: 1- کنترل (دیابت نوع 2)، 2- تمرین (دیابت نوع 2)، 3- مکمل­دهی ویتامین D (دیابت نوع 2)، 4- تمرین + مکمل­دهی ویتامین D (دیابت نوع 2)، 5- دارونما (دیابت نوع 2)، 6- تمرین (سالم)، 7- تمرین+ مکمل­دهی ویتامین D (سالم)، 8- مکمل­دهی ویتامین D (سالم) و 9- شم قرار خواهند ‌گرفت. برنامه­ی فعالیت بدنی هوازی شامل گرم کردن، دویدن روی تردمیل با شیب صفر درصد و سرد کردن در هشت هفته و پنج روز در هفته به مدت 60 دقیقه و با شدت 60-50 درصد VO2max خواهد بود. گروه مکمل­دهی ویتامین D و گروه تمرین به همراه مکمل­دهی ویتامین D رت‌های سالم و دیابتی در هر هفته 5000 واحد بین‌المللی ویتامین D را به‌صورت تزریقی دریافت خواهند‌ کرد. در صورت طبیعی بودن داده‌ها (آزمون شاپیرو)، تفاوت بین گروهی با استفاده از آزمون ANOVA یک طرفه بررسی خواهد شد و آزمون تعقیبی از نوع توکی خواهد بود؛ در غیر این صورت، آزمون ناپارامتریک استفاده می‌شود؛ نرم‌افزار مورد استفاده    26 و سطح معناداری 05/0 خواهد بود.  
  53. آثار دوازده هفته تمرینات مقاومتی با مکمل دهی ویتامین E بر سطوح سرمی آمینو ترنسفرازCTRP2 و CTRP9، مقاومت و حساسیت به انسولین و شاخص آتروژنیک در مردان مبتلا به کبد چرب غیر الکلی کارازمایی دو سو کور، تصادفی و کنترل شده با دارونما
    عرفان ورمزیار 1402
      هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین آثار تمرینات مقاومتی (ReT) به همراه مکمل¬دهی ویتامین E (VES) بر سطوح سرمی آمینوترنسفرازها، پروتئین¬های مرتبط با عامل نکروزی تومور C1q (CTRP2 و CTRP9)، مقاومت و حساسیت به انسولین و شاخص آتروژنیک پلاسما (AIP)، در مردان مبتلا به کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) بود. روش¬شناسی: در این کارآزمایی بالینی 12 هفته¬ای دوسوکور و کنترل-شده با دارونما (PLB)، 40 بیمار مبتلا به NAFLD (میانگین سن 8.2 ± 32.4 سال)، مشارکت کردند. آزمودنی¬ها، به صورت تصادفی به چهار گروه 10 نفری PLB، VES، ReT + PLB و ReT + VES، تقسیم شدند. VES، شامل مصرف روزانه 800 IU ویتامین E بود. ReT، شامل هشت حرکت بالاتنه و پایین¬تنه، با تواتر سه روز غیرمتوالی در هفته، در سه ست با شدت %85-60 یک تکرار بیشینه (1RM)، برای 12-8 تکرار و 3-1 دقیقه استراحت بین هر ست و حرکت بود. همچنین، آزمودنی¬ها مشاوره¬های غذایی را نیز دریافت می¬کردند. پیش و پس از مداخله، مولفه¬های آنتروپومتریکی، آنزیم¬های آمینوترنسفراز، نیم‌رخ لیپیدی و AIP، گلوکز و انسولین، مقاومت و حساسیت به انسولین، شمار گلبول¬های سفید خون (WBCs)، CTRP2، CTRP9 و 1RM، سنجیده شدند. طبیعی بودن و تجانس واریانس داده¬ها، به ترتیب توسط آزمون¬های شاپیرو - ویلک و لوین، تایید گردیدند. تغییرات درون¬گروهی، توسط آزمون تی همبسته سنجیده شد. به منظور بررسی داده¬های سطوح پایه و تغییرات داده¬ها نسبت پیش¬آزمون نیز آزمون آنوای یک¬راهه استفاده گردید. تجزیه‌وتحلیل‌های آماری، در سطح معناداری 0.05، با استفاده از نرم¬افزار   26 صورت گرفت. یافته¬ها: پس از مداخله، مولفه¬های آنتروپومتریکی، نیم‌رخ لیپیدی و AIP، مقاومت و حساسیت به انسولین و 1RM، در گروه¬های ReT + PLB و ReT + VES، نسبت به پیش¬آزمون و گروه¬های VES و PLB، بهبود یافتند (0.05 > p). سطوح سرمی آمینوترنسفرازها، در گروه¬های VES، ReT + PLB و ReT + VES، نسبت به پیش¬آزمون و گروه PLB، کاهش یافتند (0.05 > p)؛ بااین‌حال، ReT + VES، منجر به بیشترین کاهش شد (0.01 ? p). شمار WBCs، در گروه ReT + VES، نسبت به پیش¬آزمون و گروه PLB، کاهش یافت (0.05 > p). سطوح پروتئین¬های CTRP2 و CTRP9، در گروه¬های ReT + PLB و ReT + VES، نسبت به پیش¬آزمون و گروه¬های VES و PLB، کاهش یافتند (0.05 > p). نتیجه¬گیری: مداخلات سبک زندگی به صورت ورزش و رژیم غذایی، منجر به تغییرات مثبت ویژگی¬های آنتروپومتریکی، آنزیم¬های آمینوترنسفراز، نیم‌رخ لیپیدی، AIP، مقاومت و حساسیت به انسولین و قدرت گردید. مصرف ویتامین E، تنها آنزیم¬های کبدی را بهبود بخشید. بااین‌حال، ترکیب ReT و VES، باعث بیشترین بهبود در آنزیم¬های کبدی و وضعیت التهابی شد. همچنین، بهبود مولفه¬های آنتروپومتریکی، منجر به کاهش معنادار CTRP2 و CTRP9 گردید.کلیدواژه¬ها: تمرین مقاومتی؛ ویتامین E؛ انسولین؛ شاخص آتروژنیک پلاسما؛ CTRPs؛ NAFLD.
  54. اثر تعاملی تمرین هوازی و مکمل دهی ویتامینD بر اندوستاتین و فاکتور رشد اندوتلیال عروق رت های نر مبتلابه بیماری عروق کرونر
    مهتاب فرجی 1402
  55. مقایسه تاثیر مصرف یک هفته مکمل اسفناج و سوپر فود NBC بر ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و اینتر لوکین 6 پس از وهله های تکراری تست وینگیت در مردان تمرین کرده
    محمدمهدی شیرین بیان 1402
  56. مقایسه آثار حاد روشهای تمرینی پلایومتریک، مقاومتی و تناوبی بر پاسخهای همودینامیک در مردان والیبالیست
    محمدرسول یوسف وند 1402
      چکیدههدف از انجام این پژوهش مقایسه آثار حاد روش‌های تمرینی پلایومتریک، مقاومتی و تناوبی بر پاسخ‌های همودینامیک در مردان والیبالیست بود. جامعه آماری این پژوهش مردان والیبالیست 18 تا 23 ساله شهرستان کرمانشاه بودند. حجم نمونه 15 تن از ورزشکاران مرد والیبالیست شهرستان کرمانشاه بود. در یک طرح درونگروهی، فشار خون و شاخص مچ پایی بازویی آزمودنی¬ها در سه روز مختلف با فواصل زمانی یک هفته و هر بار قبل و بعد از یک وهله فعالیت ورزشی اندازه¬گیری شد. فعالیت ورزشی که هر آزمودنی در هر یک از روزهای مراجعه انجام می¬داد شامل فعالیت مقاومتی، پلایومتریک یا تناوبی بود. تفاوت فشارخون سیستولی و دیاستولی پس از فعالیت با قبل از فعالیت به عنوان افت فشار پساتمرینی و تفاوت شاخص مچ پایی بازویی قبل و بعد از فعالیت به عنوان تغییر شاخص مچ پایی بازویی در نظر گرفته شد. یافته¬ها نشان داد که فشار خونی سیستولی و دیاستولی در هر سه شرایط فعالیت تناوبی، مقاومتی و پلایومتریک نسبت به حالت استراحتی، کاهش معنادار داشتند. با این تفاوت که، افت فشار سیستولی پس از فعالیت تناوبی به طور معناداری بیش از فعالیت مقاومتی (p=.012) و فعالیت پلایومتریک (p<.001) و پس از فعالیت مقاومتی بیش از فعالیت پلایومتریک بود (p<.001). افت فشار دیاستولی پس از فعالیت تناوبی به طور معناداری بیش از فعالیت پلایومتریک (p=.007) و پس از فعالیت مقاومتی بیش از فعالیت پلایومتریک بود (p=.023)، اما تفاوت معناداری بین دو نوع فعالیت تناوبی و مقاومتی دیده نشد (p=.199). شاخص مچ پایی بازویی پس از هیچ¬یک از انواع فعالیت تفاوت معناداری پیدا نکرد. همچنین بین میزان تغییرات این شاخص از حالت استراحت به پس از فعالیت نیز، تفاوت معنادری بین سه شرایط دیده نشد. در نتیجه¬گیری کلی می¬توان بیان کرد که یک وهله فعالیت ورزشی از نوع تناوبی، مقاومتی یا پلایومتریک می¬تواند با افت فشار خون پساتمرینی در مردان والیبالیست همراه باشد و بیشترین میزان افت به ترتیب مربوط به تمرین تناوبی، مقاومتی و سپس پلایومتریک است.
  57. تاثیر مصرف دوزهای مختلف کافئین بر پاسخ متغیرهای فعالیت الکترومیوگرافی و شاخص خستگی عضلات به آزمون بی هوازی بیشینه در زنان سالم
    سیده حکیمه حسینی مقدم 1402
  58. تاثیر 8 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا همراه با مکمل دهی اسپیرولینا بر ظرفیت آنتی اکسیدانی زنان دارای اضافه وزن و چاق
    مریم محمودی 1402
  59. تبیین رابطه بین حساسیت به روابط بین فردی و عادت به برند های ورزشی با توجه به نقش میانجی اشتیاق برند
    صفدر سپهری 1402
      پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه بین حساسیت به روابط بین فردی و عادت به برند های ورزشی با توجه به نقش میانجی اشتیاق برند انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی می‌باشد. روش تحقیق میدانی و پیمایشی بود و جامعه آماری شامل مشتریان برندهای ورزشی بودند. از آن جا که تعداد جامعه قابل شمارش نیست و مقدار بالایی را به خود اختصاص می‌دهد. لذا حجم نمونه بر اساس جامعه نامحدود مد نظر است. از آنجا که تعداد جامعه مشخص نمی‌باشد از فرمول کوهن برای برآورد حجم نمونه اسفاده شد. تعداد 385 پرسشنامه به طور صحیح بازگشت خورد و در تجزیه و تحلیل‌ها از آن‌ها استفاده شد. این پرسشنامه‌ها به دلیل شیوع ویروس کرونا به صورت مجازی توزیع شد. برای سنجش شخصیت برند؛ از پرسشنامه بای و همکاران (2021) شامل 4 سوال و یک مولفه؛ سنجش عادت به برند؛ از طریق پرسشنامه ماراد و کیوای (????) شامل 7 گویه و روابط بین فردی؛ از طریق پرسشنامه رویان و وایس (????) شامل سه سوال استفاده شد. می‌باشد. این پرسشنامه در طیف 5 گزینه لیکرت متغیرهای تحقیق را مورد سنجش قرار می‌دهد. روایی صوری و محتوایی با استفاده از نظر 8 نفر از اساتید مدیریت ورزشی تایید شد. روایی سازه با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت و پایایی متغیرها توسط آزمون آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. در این تحقیق جهت تجزیه وتحلیل داده‌ها از دو روش آمار توصیفی وآمار استنباطی استفاده شد. از نرم افزارهای    و LISREL جهت ارائه مدل استفاده شد. بر اساس یافته‌ها حساسیت به روابط بین فردی و عادت به برند های ورزشی با توجه به نقش میانجی اشتیاق برند رابطه مثبت و معناداری دارند. بر این اساس می توان پیشنهاد نمود که یکی از مهم ترین برنامه های سازمان های ورزشی در راستای بازاریابی ، توجه به نقش مثبت اشتیاق برند است.
  60. تاثیر یک جلسه تمرین هوازی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی همراه با مکمل دهی هسپریدین بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در دانشجویان چاق
    رضا مولائی امرائی 1402
  61. اثر حاد تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای و تمرین دایره ای بر ولع مصرف مواد مخدر، تکانشگری و تصمیم گیری ریسک پذیر در زنان وابسته به مواد مخدر در دوره بازتوانی
    پروین شاهمرادیان 1402
       چکیده پیش زمیـنه و اهداف: اعتیاد به موادمخدر به عنوان یک بیماری مزمن و عودکننده که از اثرات طولانی‌مدت داروها برمغز ناشی می‌شود، تعریف می‌شود. اعتیاد به موادمخدر به طور غیرمستقیم و مستقیم عامل8/11 میلیون مرگ در سال درجهان است. براساس مطالعه بار‌جهانی بیماری، این تعداد بیشتراز مرگ‌و‌میر ناشی از سرطان است و یک پنجم کل مرگ‌و‌میرها در سراسر جهان را تشکیل می‌دهد. از این رو، علاوه بر روش­های درمان دارویی، توجه به انواع استراتژی­های غیر دارویی در این زمینه همواره مورد توجه بوده است. فعالیت بدنی و تحریک غیر تهاجمی مغز هریک به­نوعی آثار مثبتی را بر روند درمانی اعتیاد و عدم تمایل به مصرف مجدد داشته­اند اما تا کنون مطالعه­ای که به بررسی آثار همزمان این دو استراتژی بر متغیرهای مهم در بیماری اعتیاد پرداخته باشد؛ انجام نشده است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای و تمرین دایره­ای بر ولع مصرف مواد مخدر، تکانشگری و تصمیم­گیری ریسک­پذیر در زنان وابسته به مواد مخدر در دوره بازتوانی بود. روش­ تحقیـق: پژوهش حاضر دارای طرح تحقیق درون گروهی، موازن? متقابل، به­صورت دوسویه­کور و کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 11 زن دارای سابقه اعتیاد که پس از مرحله پاک­سازی در حال سپری نمودن دوره بازتوانی در کمپ ترک اعتیاد بودند در این پژوهش شرکت نمودند. هر آزمودنی در فاز اجرایی پژوهش با ترتیب تصادفی و با فاصله زمانی یک هفته بین هر جلسه در معرض چهار شرایط مداخله­ای شامل 1) تحریک آنودال + تمرین؛ 2) تحریک شم + تمرین؛ 3) تحریک آنودال؛ 4) تحریک شم قرار گرفت. در شرایط 1 ابتدا 20 دقیقه تحریک آنودال مغزی به شدت 2 میلی­آمپر بر روی ناحیه DLPFC راست اعمال و سپس آزمودنی­ها برنامه تمرین دایره­ای را انجام دادند. در حالت 2، ابتدا آزمودنی­ها 20 تحریک شَم را دریافت کرده و سپس برنامه تمرین دایره­ای را انجام دادند. در حالت 3، آزمودنی­ها 20 دقیقه تحریک آنودال را مشابه شرایط 1 دریافت کرده و سپس در مدت زمان برابر با تمرین ورزشی یک ویدیو آموزشی را مشاهده نمودند. در حالت 4 نیز شرایط مشابه با حالت 3 بود با این تفاوت که آزمودنی­ها ابتدا 20 دقیقه تحریک شم دریافت کردند. متغیرهای ولع مصرف موارد، حس لذت و انگیختگی در زمان­های قبل از اعمال مداخله و 1، 2، 4، 24 و 48 ساعت بعد از اعمال مداخله اندازه­گیری شدند. متغیرهای تکانشگری و تصمیم­گیری ریسک­پذیر قبل و بعد از اعمال مداخلات اندازه­گیری شدند.   یافتـه­ها: نتایج پژوهش در ارتباط با ولع مصرف مواد نشان داد که در مقاطع زمانی 1، 2 و 4 ساعت پس از اعمال مداخلات میزان ولع مصرف در شرایط تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از حالت تحریک شم بود. در مقطع زمانی 4 و 24 ساعت پس از تمرین میزان ولع مصرف در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از هر سه شرایط دیگر بود. نتایج پژوهش در خصوص تکانشگری نشان داد که پس از اعمال مداخلات میزان تکانشگری در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از حالت تحریک شم بود. همچنین، پس از اعمال مداخلات، امتیاز تصمیم­گیری ریسک­پذیر در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک شم بود. مقادیر حس لذت در حین تمرین در شرایط تحریک آنودال+تمرین؛ تحریک شم+تمرین و تحریک آنودال به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. بلافاصله بعد از اعمال مداخله، حس لذت در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک آنودال و تحریک شم بود. در مقاطع زمانی 1 و 4 ساعت پس از اعمال مداخلات نیز حس لذت در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. نهایتاً، میزان انگیختگی در حین و بلافاصله پس از اعمال مداخلات در شرایط تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. 1 ساعت پس از اعمال مداخلات، میزان انگیختگی در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از حالت تحریک شم بود. در مقاطع زمانی 2 و 4 ساعت پس از اعمال مداخلات نیز میزان انگیختگی در شرایط تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشاز از حالت تحریک شم و تحریک آنودال بود. نتیـجه­گیـری:
  62. اثر کوتاه مدت مکمل دهی امگا-3 بر پروتئین واکنش گر-C، آسیب ای عضلانی و آنزیم های کبدی در دختران غیر ورزشکار به دنبال فعالیت هوازی وامانده ساز
    شادی قادری 1402
      بیان شده است که فعالیت تناوبی با شدت بالا می‌تواند با تولیدگونه‌های فعال اکسیژن- نیتروژن موجب آسیب‌های ناشی از استرس اکسایشی و التهاب و درنتیجه کاهش عملکرد ورزشی گردد. هدف از انجام این تحقیق تعیین تاثیر مصرف کوتاه‌مدت مکمل امگا - 3 بر پروتئین واکنش‌گر-C، آسیب­های عضلانی و آنزیم­های کبدی به دنبال یک جلسه فعالیت تناوبی با شدت بالا در دختران دارای اضافه­وزن خواهد بود. برای انجام این کار آزمائی بالینی از بین دختران دارای اضافه­وزن دانشگاه رازی کرمانشاه پس از تکمیل فرم سلامت و رضایت‌نامه کتبی تعداد 24 زن در دامنه سنی 20 تا 25 سال به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه مکمل امگا-3 (12) نفر و دارونما (12 نفر) قرار خواهند گرفت بیان شده است که فعالیت تناوبی با شدت بالا می‌تواند با تولید گونه‌های فعال اکسیژن- نیتروژن موجب آسیب‌های ناشی از استرس اکسایشی و التهاب و درنتیجه کاهش عملکرد ورزشی گردد. هدف از انجام این تحقیق تعیین تاثیر مصرف کوتاه‌مدت مکمل امگا - 3 بر پروتئین واکنش‌گر-C، آسیب­های عضلانی و آنزیم­های کبدی به دنبال یک جلسه فعالیت تناوبی با شدت بالا در دختران دارای اضافه­وزن خواهد بود. برای انجام این کار آزمائی بالینی از بین دختران دارای اضافه­وزن دانشگاه رازی کرمانشاه پس از تکمیل فرم سلامت و رضایت‌نامه کتبی تعداد 24 زن در دامنه سنی 20 تا 25 سال به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه مکمل امگا-3 (12) نفر و دارونما (12 نفر) قرار خواهند گرفت. دو وهله فعالیت تناوبی با شدت بالا قبل و بعد از دو هفته مکمل­دهی انجام خواهد شد. گروه مکمل، روزانه 3 کپسول حاوی 3000 میلی­گرم اسید چرب امگا-3 و گروه دارونما روزانه 3 کپسول حاوی روغن سویا به مدت 2 هفته مصرف خواهند کرد. نمونه خونی در 4 مرحله قبل و بعد از اجرای پروتکل تمرینی فعالیت تناوبی با شدت بالا اول (پیش­آزمون 1، پس­آزمون 1) و قبل و بعد از اجرای پروتکل تمرینی فعالیت تناوبی با شدت بالا دوم (پیش­آزمون 2، پس­آزمون 2) گرفته خواهد شد.
  63. آثار دهان شویه ترکیبی کربوهیدرات – کافئین بر عملکرد ورزشی، شناختی و ادراکی در حین و پس از فعالیت استقامتی تحت شرایط خستگی ذهنی
    ایمان طالبی رسا 1402
    مقدمه: در سال های اخیر مصرف کربوهیدرات و کافئین، استفاده از انواع دهانشوییه به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است بنابراین هدف از پژوهش حاظر دهان¬شوییه ترکیبی کربوهیدرات – کافئین بر عملکرد ورزش، شناختی و ادراکی در حین و پس از فعالیت استقامتی تحت شرایط خستگی ذهنی بود.روش تحقیق: پژوهش حاضر دارای طرح تحقیق درون گروهی، به طور تصادفی در چهار گروه القاء صدای ذهنی + دهانشوی? ترکیبی کربوهیدرات-کافئین حین اجرای دو وامانده ساز ؛ 2( القاء ذهنی + دارونما در حین اجرای دو وامانده ساز 3 (دهانشوی? ترکیبی کربوهیدرات-کافئین در حین اجرای دو وامانده ساز) بدون القاء ذهنی(؛ 4( دارونما در حین. دو وامانده ساز)بدون القاء ذهنی(مورد بررسی قرار گرفته است.یافته¬ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زمان به وامانندگی بیشتر از شرایط Placebo و همچنین MF+Placebo بود. همچنین تفاوت معنی‌داری در EMG بین چهار شرایط مختلف مشاهده نشد. دارای RPE نیز در شرایط شرایط CCMRبه شکل-داری کمتر از شرایط MF+PLA بود.از سوی دیگر،تست استروپ در شرایط CMR به شکل معنی‌داری کمتر از شرایط Placebo و شرایط MF+Placebo و همچنین شرایط MF+ CCMR بود، اما زمان عکس العمل انتخابی در شرایط CCMR به شکل معنی‌داری کمتر از MF+Placebo و همچنین MF+ CCMR و Placebo بود. در نهایت، بهترین حس لذت و میزان لذت در شرایط CCMR به شکل معنی¬داری از چهار شرایط دیگر بود.نتیجه گیری: با توجه به نتایج موجود، به نظر می¬رسد که دهان¬شویه کربوهیدرات-کافئین می¬تواند با اثرگذاری بر مکانیسم¬های مرکزی و پیرامونی، دارای ارگوژنیک بر فعالیت استقامتی زیربیشینه در شرایط کاری ذهنی باشد.
  64. بررسی اثر تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه¬ای بر عملکرد استقامتی و شناختی مردان تمرین کرده با و بدون خستگی ذهنی
    آرمین امیریان 1402
       پیـش­زمیـنه: تحریک غیرتهاجمی مغز[1] (NIBS) یکی از روش‌های بدیع می‌باشد که در سالیان اخیر در ورزش مورداستفاده قرار گرفته است. NIBS در ورزش که از آن به‌عنوان دوپینگ عصبی[2] نیز نام برده می­شود، شامل اعمال مداخله در فعالیت مدارهای نورونی مناطق مختلف مغز با هدف القای آثار بهینه بر عملکرد ورزشی است. تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای (tDCS) پرکاربردترین روش تحریک غیر تهاجمی مغز می‌باشد که نتایج پژوهش‌های مختلف اثرگذاری این مداخله را بر ابعاد مختلف عملکرد ورزشی نشان داده‌اند. با این وجود، مطالعات اندکی در رابطه با اثر بخشی این روش بر عملکرد استقامتی، شناختی و ادراکی در شرایط خستگی ذهنی انجام گرفته است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی اثر تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه­ای بر عملکرد استقامتی و شناختی مردان تمرین کرده با و بدون خستگی ذهنی می‌باشد.    روش تحقیـق: پژوهش حاضر با یک طرح متقاطع با توزیع تصادفی، به‌صورت دو سویه کور و با کنترل اثر پلاسبو (شَم) انجام شد. تعداد 15 آزمودنی مرد تمرین کرده به­عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. هر آزمودنی در پنج جلس? مجزا در آزمایشگاه حضور پیدا کرد. در جلسه نخست آشنایی با فرآیند تحقیق و اندازه­گیری­های پیکرسنجی و اندازه‌گیری سرعت هوازی بیشینه[3] (MAS) با استفاده از آزمون دویدن فزاینده روی تردمیل انجام شد. در جلسات دوم تا پنجم آزمودنی­ها به‌صورت تصادفی در معرض چهار شرایط مختلف شامل 1) خستگی ذهنی + tDCs + دویدن 2) خستگی ذهنی + شم ؛ 3) tDCs 4) شم قرار گرفتند. در هرجلسه، ابتدا تست استروپ و زمان عکس‌العمل انتخابی اجرا شد. سپس آزمودنی‌ها در معرض یکی از چهار شرایط ذکر شده در بالا قرار گرفتند و پس از آن به مدت 20 دقیقه تحریک آنودال ناحیه DLPFC را دریافت نمودند. پس از اتمام تحریک، آزمودنی­ها یک وهله فعالیت استقامتی زیر بیشینه را با شدت 70 درصد MAS تا زمان رسیدن به واماندگی بروی تردمیل انجام دادند. در حین اجرای فعالیت وامانده‌ساز آمپلی­تود عضلات VL، VM و RF و میزان درک فشار، حس لذت، حس درد و میزان انگیختگی اندازه­گیری شد. پس از رسیدن به واماندگی نیز زمان مورد نظر ثبت و به دنبال آن، تست استروپ و زمان عکس­العمل مجدداً اندازه­گیری شد. از روش آنوای یک‌راهه با اندازه­گیری­های تکراری برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد.   یافته‌ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که زمان رسیدن بهواماندگی در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی+ شم بود (004/0 =p) در باقی شرایط معنی دار نبود. میانگین آمپلی­تود EMG عضله VM   در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی + tDCS بود (004/0 =p).   همچنین میانگین آمپلی­تود EMG عضله VM در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (040/0 =p). میانگین میزان درک فشار در شرایط tDCS به شکل معنی­داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + tDCS بود (013/0 =p) و میانگین میزان درک فشار در شرایط tDCS به شکل معنی داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (042/0 =p). میانگین حس لذت در شرایط tDCS به شکل معنی­داری بیشتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (032/0 =p). میانگین زمان واکنش انتخابی در شرایط خستگی ذهنی + tDCS به شکل معنی­داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + شم   بود (030/0 =p). همچنین میانگین زمان واکنش انتخابی در شرایط tDCS به شکل معنی­داری کمتر از شرایط خستگی ذهنی + شم بود (019/0 =p).نتیـجه­گیـری:
  65. اثر چهار هفته تمرینات عصبی-عضلانی در ترکیب با تحریک جریان مستقیم فراجمجمه¬ای (tDCS) بر تعادل و میزان فعالیت الکتریکی عضلات اندام تحتانی در لحظه فرود در رزمی کاران دارای ولگوس پویای زانو
    مژده سادات مشعشعی حاجی آبادی 1402
  66. بررسی اثر یک دوره 8 هفته ای بازی های بالشوله هایدلبرگ بر فاکتورهای عملکردی و روانشناختی در پسران 13-6 ساله مبتلا به اوتیسم
    امیر احمدی صالح 1402
    هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر یک دوره 8 هفته­ای بازی­های بالشوله هایدلبرگ بر فاکتورهای عملکردی و روان‌شناختی پسران 6-13 ساله مبتلابه اوتیسم[1] بود. متغیرهای وابسته در این تحقیق شامل تعادل ایستا، تعادل پویا، شاخص­های پیکر سنجی، مهارت­های اجتماعی، اضطراب و عادات خواب بوده است. بدین منظور تعداد 24 نفر از پسران 13-6 سال مبتلابه اوتیسم (سطح یک) مرکز روزنه همدان تحت نظارت سازمان بهزیستی که همگی دارای پرونده پزشکی بودند، شرکت کردند. پس از بررسی شرایط داوطلبان بر اساس معیارهای ورود و منع ورود به پژوهش، آزمودنی­ها و اولیای آن‌ها با روند انجام کار آشنا شدند و رضایت­نامه­های کتبی از آن‌ها اخذ شد. سپس، آزمودنی­ها به‌طور تصادفی در دو گروه 12 نفره آزمایش و گواه دسته‌بندی شدند. آزمودنی­های گروه آزمایش پیش از آغاز دوره تمرینی، در یک جلسه توجیهی و آموزشی با پروتکل تمرینی آشنا شدند   و سپس دریک   دوره 8 هفته‌ای   (دو جلسه در هفته) بازی­های بالشوله هایدلبرگ شرکت کردند. گروه گواه پس از انجام ارزیابی­ها (تکمیل پرسشنامه­ها، پیکر سنجی و اندازه‌گیری تعادل ایستا و پویا در برنامه ورزشی خاصی شرکت نکردند. پس از 8 هفته هر دو گروه آزمایش و کنترل مجددا ارزیابی شدند. مقایسه­های زوجی بیانگر بهبود تعادل پویا و ایستا (p<0.001)، کاهش معنادار وزن(p<0.083)، بهبود شاخص توده بدنی(p<0.096)،   کاهش درصد چربی بدن(p<0.001)، کاهش سطح اضطراب(p<0.001)، افزایش مهارت اجتماعی(p<0.001)، و بهبود خواب(p<0.001)   در گروه آزمایش بود. [1] Autism
  67. آثار توامان تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای و تمرین ورزشی بر ولع مصرف غذا و تکانشگری در زنان چاق و دارای اضافه وزن
    سحر ملک خطائی 1402
    در پژوهش حاضر، آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه­ای چند جلسه­ای و فعالیت بدنی منظم بر ولع مصرف غذا، تکانشگری، تصمیم­گیری ریسک­پذیر، میزان افسردگی، خودپنداره و انعطاف­پذیری شناختی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیـق: بدین منظور، تعداد 36 زن دارای اضافه وزن و چاق که دارای ولع مصرف غذا نیز بودند به­صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی­ها به­صورت انتساب تصادفی در سه گروه مداخله شامل 1) تحریک آنودال+تمرین؛ 2) تحریک شم+تمرین؛ و 3) کنترل تقسیم­بندی شدند. گروه تحریک آنودال+تمرین و گروه تحریک شم+تمرین در 5 روز متوالی و هر روز به مدت 20 دقیقه به ترتیب در معرض تحریک آنودال ناحیه هدف (DLPFC راست) در مغز و تحریک شم قرارگرفتند. پس از پایان 5 روز، هر دو گروه مداخله به مدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه تمرین هوازی را در چارچوب خطوط راهنمای کالج آمریکایی طب ورزشی (ACSM) انجام   دادند. گروه کنترل در تمام این مدت روال عادی زندگی را داشت و هیچ نوع مداخله­ای را دریافت ننمود. متغیرهای ولع مصرف غذا، تکانشگری، تصمیم­گیری ریسک­پذیر، افسردگی، خودپنداره و انعطاف­پذیری شناختی قبل و بعد از اعمال مداخلات در شرایط مشابه اندازه­گیری شدند. یافتـه­ها: نتایج پژوهش نشان داد که پس از اعمال مداخلات، میزان ولع مصرف غذا در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین، میزان ولع مصرف غذا در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری از گروه تحریک شم+تمرین نیز کمتر بود. نتایج پژوهش نشان داد که پس از اعمال مداخلات، میزان تکانشگری در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین، میزان تکانشگری در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری از گروه تحریک شم+تمرین نیز کمتر بود. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که پس از اعمال مداخلات، امتیاز تصمیم­گیری ریسک­پذیر در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از گروه کنترل بود. پس از اعمال مداخلات، میزان افسردگی در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معنی­داری داشت. همچنین، پس از اعمال مداخلات، خودپنداره در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین نسبت به گروه کنترل افزایش معنی­داری داشت. نهایتاً، پس از اعمال مداخلات، میزان انعطاف­پذیری شناختی در گروه تحریک آنودال+تمرین و تحریک شم+تمرین به شکل معنی­داری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین، میزان انعطاف­پذیری شناختی در گروه تحریک آنودال+تمرین به شکل معنی­داری از گروه تحریک شم+تمرین نیز بیشتر بود. نتیـجه­گیـری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می­توان چنین نتیجه­گیری نمود که به­کارگیری جلسات متوالی تحریک غیرتهاجمی آنودال مغزی در ناحیه DLPFC راست و تمرین استقامتی به مدت چهار هفته دارای آثار هم­افزا در کاهش ولع مصرف غذا و تعدیل متغیرهای روانشناختی مرتبط با آن می­باشد و لذا می­تواند به­عنوان یک استراتژی کارآمد در جامعه هدف مورد استفاده قرار گیرد.   
  68. اثر ضعف کنترل کمری-لگنی بر حس عمقی، ثبات عملکردی اندام فوقانی و اختلالات حرکتی کتف در ورزشکاران رشته¬های پرتابی استان کرمانشاه.
    سیده فرشته مرادی زولهء 1402
    پرتابی استان کرمانشاه را بررسی نماییم.  
  69. اثر شش هفته تمرینات عصبی -عضلانی با ترکیب مداخلات شناختی-انگیزشی و ذهن آگاهی بر درد، عملکرد، فاکتورهای نورفیدبکی، حرکت هراسی و ناپایداری خودگزارشی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو در شهر همدان
    لیانا چهارمحالی 1402
    چکیده مقدمه: استئوآرتریت زانو، عمده‏ترین بیماری مفصلی بوده که با با پیامدهای منفی خود؛ به عنوان سومین عامل ایجاد ناتوانی در جهان ذکر شده است. به منظور بهبود کیفیت زندگی و افزایش کارایی بدنی کاهش حرکت هراسی، ناپایداری خودگزارشی، فلکشن انقباضی، خطر سقوط و افزایش توان حفظ تعادل در این پژوهش از اثربخشی 6 هفته تمرینات عصبی-عضلانی با ترکیب مداخلات شناختی-انگیزشی و ذهن آگاهی در زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو در شهر همدان استفاده نمودیم.  روش­ها: این کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی تک سویه کور که از نــوع آزمایشــی بــا طــرح پیــش آزمــون – پس آزمــون و گــروه کنتــرل می­باشــد؛ در مرکز توانبخشی ورزشی دانشکده علوم ورزشی دانشگاه بوعلی سینا در بازه زمانی بهمن ماه تا شهریور1400 انجام شد. در این پژوهش60 زن مبتلا به استئوآرتریت زانو و دارای ویژگی­های ورود به مطالعه، انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه: (1): تمرینات عصبی-عضلانی با مداخلات شناختی انگیزشی(NM+MI[1]) (20 نفر)، (2): تمرینات عصبی-عضلانی با مداخلات ذهن آگاهی (NM+MF[2]) (20 نفر) و (3): گروه تمرینات عصبی-عضلانی (کنترل) تخصیص یافتند. قبل و پس از شش هفته مداخله، میزان درد براساس مقیاس آنالوگ بصری، عملکرد بدنی با پرسشنامه WOMAC، کیفیت زندگی با SF36،   حرکت هراسی با 17TSK-، ناپایداری زانو با مقیاس Fitzgard، ظرفیت عملکردی شامل زمان بالا و پایین رفتن از هشت پله استاندارد، پیاده­روی در 40 متر و تست Time Up and Go (TUG) با کرونومتر، الگوی راه رفتن با دستگاه Zebris، تعادل با دستگاه بایودکس، مقیاس Berg و تست تک پا، دامنه حرکتی فلکشن، حس عمقی زانو و فلکشن انقباضی زانو با گونیامتر و در آخر فاکتورهای نوروفیدبک با دستگاه Procomp infinity ارزیابی شدند. یافته­ها: مقایسه های درون گروهی این مطالعه نشان داد که هر سه گروه تمرینات NM+MI، NM+MF و NM پس از شش هفته تمرین در تمام فاکتورها (درد، عملکرد، بالا و پایین رفتن از پله-زمان پیاده روی یک مسافت 40 متری و تعادل استاتیک و داینامیک، فلکشن انقباضی، الگوی گام برداری، عوامل نروفیدبک مرتبط به درد، حس عمقی زانو، حرکت‏هراسی ) بهبودی معناداری را تجربه نمودند(05/0>p). اما پس از تعدیل پیش آزمون، مقایسه گروه ها در پس آزمون   نشان داد که گروه NM + MI در بهبودی درد، بالا و پایین رفتن از پله، 40 متر پیاده روی، نمره تعادل کلی در وضعیت چشم بسته و نوسانات قدامی-خلفی و TUG نسبت به گروه NM+ MF اثرگذاری چشمگیرتری داشتند(05/0>p)؛ با این حال گروه NM+MF تنها در بهبود کیفیت زندگی نسبت به گروه NM+MI اثرگذاری مطلوب تری داشت(05/0>p).   نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر می توان عنوان نمود که اعمال مداخلات روانشناختی در کنار تمرینات فیزیکی می تواند اثرگذاری مضاعفی را در پی داشته باشد. از مداخلات روانشناختی مورد استفاده نیز مصاحبه انگیزشی اثرگذاری بیشتری را در بهبود علایم و بخش تعهد و علاقه به ادامه درمان در بیماران مبتلا به استئوآرتریت نشان داد. کلید واژگان: ناپایداری زانو، استئوآرتریت، مصاحبه انگیزشی، ذهن آگاهی، تمرینات عصبی-عضلانی، نوروفیدبک، حرکت هراسی، فلکشن انقباضی [1] Neuromascular exercises + Motivational interview [2] Neeuromascular exercises +   Mindfulness
  70. مقایسه تاثیر مصرف حاد و مزمن آب چغندر قرمز و آب هندوانه بر پویایی اکسیژن مصرفی، پویایی لاکتات و توان بیهوازی مردان سالم
    ازاده مسکینی 1401
       چکیده: هدف: در میان تمامی شیوه‌هایی که به‌منظور ارتقاء عملکرد ورزشکاران بکار برده می‌شوند، می‌توان به مداخلات تغذیه‌ای نیز اشاره کرد که علاوه بر تاثیرگذاری درشت­مغذی ها، تاثیرگذاری ریزمغذی­ها و سایر ترکیبات موجود در خوراکی­ها را نیز شامل می‌شود. نیترات رژیمی و ال سیترولین، ازجمله این مواد هستند که در برخی مواد خوراکی همچون چغندر قرمز و هندوانه وجود دارند. هدف از انجام این پژوهش مقایسه تاثیر مصرف حاد و مزمن آب چغندر قرمز و آب هندوانه بر پویایی اکسیژن مصرفی، پویایی لاکتات و توان بی‌هوازی مردان جوان می‌باشد. روش­شناسی پژوهش: در این پژوهش 40 آزمودنی مرد 19 تا 29 سال به‌صورت تصادفی ساده انتخاب و سپس در 4 گروه (10n=)، مکمل آب چغندر قرمز، مکمل آب هندوانه، دارونما و کنترل گروه‌بندی شده و به فاصله 2 هفته به اجرای پروتکل پرداختند. پس از تکمیل پرسشنامه­­ها و اندازه­گیری ویژگی‌های آنتروپومتریکی شامل قد، وزن و آنالیز ترکیب بدنی، زمان‌بندی مراجعه آزمودنی‌ها به آزمایشگاه برای شرکت در مراحل مختلف مطالعه در اختیار آن‌ها قرار گرفت. کل مطالعه برای هر فرد شامل 4 جلسه بود. یک ­آزمون VO2max در جلسه اول پس از یک­ بار مکمل دهی و یک­آزمون وینگیت در جلسه دوم پس از یک­ بار مکمل دهی. یک­آزمون VO2max در جلسه سوم و یک­آزمون وینگیت در جلسه چهارم بعد از یک هفته مکمل دهی. در تمامی جلسات مراجعه، قند خون ناشتا و اولین نمونه خونی برای تعیین لاکتات پایه از آزمودنی گرفته شد و به آزمودنی صبحانه داده شد. در جلسه اول بعد از صرف صبحانه مکمل دهی انجام گرفت و 5/1 الی 2 ساعت پس از صرف صبحانه و مکمل دهی، آزمون ورزشی فزاینده به­منظور تعیین VO2max و آستانه تبادل گاز روی ترید میل، سنجش لاکتات بی‌هوازی اجرا شد. به‌منظور بررسی پویایی لاکتات بلافاصله پس از اتمام ورزشی فزاینده و نیز در فواصل 5، 10، 30 و 60 دقیقه پس از اتمام فعالیت، اندازه‌گیری لاکتات انجام شد. در جلسه دوم   بعد از صرف صبحانه مکمل دهی انجام گرفت و 5/1 الی 2 ساعت پس از صرف صبحانه و مکمل دهی، آزمون وینگیت به‌منظور سنجش توان بی‌هوازی اجرا شد. بین اجرای آزمون ورزشی فزاینده (VO2max) و آزمون وینگیت فاصله زمانی 48 ساعته وجود داشت. پس از اجرای این مرحله، آزمودنی­ها تحت یک دوره 7 روزه مکمل­دهی قرار گرفتند و پس از این دوره مجدا مراحل اجرای آزمون­ها­ مشابه آنچه که در بالا ذکر شد انجام پذیرفت.   قابل ذکر است که به گروه دارونما، دارونما داده شد و گروه کنترل در کل طول پروتکل هیچگونه مکملی دریافت نکرد. تمامی داده‏های مطالعه در هر 4 گروه با استفاده از نرم‏‏افزار    24 آنالیز شدند و با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک مورد ارزیابی قرار گرفتند. در صورت نرمال بودن، داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس مکرر با عامل بین گروهی مورد ارزیابی قرار گرفتند و در صورت معنی‌داری از آزمون LSD جهت یافتن محل تفاوت‌ها استفاده شد و سطح معنی‌داری آزمون­ها 05/0P< در نظر گرفته شد. یافته­ها: یافته­ها حاکی از بهبود شاخص­های پویایی اکسیژن مصرفی، پویایی لاکتات و توان بی­هوازی در مردان جوان در دو حالت مکمل­دهی حاد و مزمن در دو گروه آب چغندر قرمز و آب هندوانه بود (05/0P<). در مقایسه بین این دو مکمل تفاوت معناداری بین داده­های گروه مکمل آب هندوانه و آب چغندر قرمز مشاهده شد (05/0P<).
  71. اثر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مکمل دهی ویتامین D بر بیان ژن AMPK، PGC-1a، PTP1B وUCP-1 بافت چربی احشایی رت های چاق مبتلا به دیابت نوع 2
    کیمیا خالدی 1401
      مقدمه: دیابت نوع 2 (T2DM) یک اختلال متابولیک پیشرونده است که عمدتاً به دلیل اضافه¬وزن و چاقی ایجاد می¬شود و عوامل التهابی را در بافت چربی انباشته می¬کند. مطالعات اثربخشی ورزش و مکمل¬دهی ویتامین D را در پیشگیری، کنترل و درمان دیابت تایید کرده¬اند. درحالی که کاهش فعالیت¬بدنی و کمبود ویتامین D با افزایش چاقی، سطح گلوکز خون، غلظت انسولین و مقاومت به انسولین مرتبط است. از این رو، در این مطالعه تاثیر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکمل¬دهی ویتامین D بر بیان ژن‌های AMPK، PGC-1?، UCP-1 و PTP1B در بافت چربی احشایی رت‌های چاق مبتلا به دیابت نوع 2 مورد بررسی قرار گرفته شد. روش پژوهش: در این مطالعه تجربی، آزمودنی¬های تحقیق به صورت تصادفی¬سازی شده پس از غربالگری از بین 55 سر تعداد 50 سر رت صحرایی نر 2 تا 3 ماهه از نژاد ویستار با دامنه وزنی 180 تا 210 گرم انتخاب و در ابتدا به صورت تصادفی 10 سر رت برای گروه دریافت¬کننده رژیم غذایی سالم و 40 سر برای گروه دریافت¬کننده رژیم غذایی پرچرب در نظر گرفته شدند؛ پس از 2 هفته افزایش وزن در رت¬های گروه دریافت-کننده رژیم غذایی پرچرب، استرپتوزوتوسین داخل صفاقی (STZ) به این رت¬ها تزریق شد؛ پس از تایید دیابتی بودن نمونه¬ها، رت¬ها به روش تصادفی به 4 گروه (10 سر در هر گروه) تمرین هوازی + مکمل ویتامین D (AT+Vit D)، تمرین هوازی (AT)، مکمل ویتامین D (ویتامین D)، کنترل (C) تقسیم شدند. سپس رت¬های گروه¬های AT و AT+Vit D یک تمرین هوازی 8 هفته¬ای 5 روز در هفته انجام دادند. گروه¬های ویتامین D وAT+Vit D 5000 واحد بین¬المللی ویتامین D را یک بار در هفته به صورت تزریقی دریافت کردند. درحالیکه در گروه های AT و C روغن کنجد تزریق شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین هوازی و پس از یک شب ناشتایی نمونه¬های خونی برای اندازه¬گیری سطح گلوکز، انسولین و برای بیان ژن AMPK، PGC-1?، PTP1B وUCP-1 نمونه¬های چربی احشایی به روش جراحی باز استخراج گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون تی زوجی، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (one-way ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0P< با استفاده از نرم‌افزار    نسخه 26 تحلیل شدند.
  72. اثر مصرف حاد آب چغندر بر پاسخ آنزیم های کبدی و فشار خون زنان سالم پس از فعالیت برون¬گرای شدید
    زهرا زین الدین 1401
    چکیدههدف: فعالیت ورزشی در افراد می­تواند موجب سازگاری­ها و آسیب­هایی درارگار­های بدن شود و مشکلات جسمی و خستگی برای فرد به همراه آورد. مصرف آب چغندر به دلیل خواص آنتی اکسیدانی می­تواند عوارض ناشی از تمرینات شدید را کاهش دهد. بنابراین هدف از تحقیق حاضر اثر مصرف حاد آب چغندر بر پاسخ آنزیم­های کبدی و فشار خون زنان سالم پس از فعالیت برونگرای شدید بود.مواد و روش: در این مطالعه نیمه تجربی و دوسوکور 30 زن سالم غیر ورزشکار 20 تا 30 ساله به صورت تصادفی در 3 گروه (n=12) مکمل، دارونما، کنترل تقسیم شدند. قبل از شروع پژوهش از همه آزمودنی‌ها به منظور اندازه‌گیری شاخص‌های کوفتگی تاخیری عضلانی و آنزیم­های کبدی نمونه­گیری خونی­ و فشارخون بعد از 15 دقیقه استراحت و به حالت نشسته گرفته شد.   به مدت 7 روز گروه مکمل روزانه 200 میلی گرم آب چغندر و گروه دارونما روزانه 200 میلی گرم دارونما مصرف کردند وگروه کنترل بدون مداخله بود. در جلسه دوم بعد از یک هفته مکمل یاری نمونه خون و فشار خون دوم نیز از آزمودنی­ها گرفته شد سپس افراد صبحانه­ی استاندارد خوردند و 1 الی 2 ساعت پس از مصرف، پروتکل دویدن در سراشیبی به مدت 20 دقیقه با شیب 15 درصد و سرعت 7   کیلومتر بر ساعت را انجام دادند که قبل از آن آزمودنی­ها 5 دقیقه با 50 درصد ضربان قلب بیشینه و شیب صفر به گرم کردن پرداختند. بلافاصله بعد از فعالیت و 24 ساعت پس از فعالیت نمونه خون و فشار خون سوم و چهارم نیز از افراد گرفته شد.تمام داده­ها با استفاده از آزمون شاپیرو - ویلک مورد ارزیابی و در صورت نرمال بودن، با استفاده از تحلیل واریانس مکرر با عامل بین گروهی مورد ارزیابی قرار گرفت و جهت یافتن محل تفاوت­ها از آزمون توکی استفاده شد و سطح معناداری آزمون­ها (05/0P<) بود.یافته­ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که آب چغندر تغییرات معنی داری در AST و ALT ایجاد می­کند و باعث کاهش آن­ها در دوره استراحت، بلافاصله بعد از فعالیت ودوره ریکاوری، برخلاف گروه کنترل شود همچنین مانع افزایش بی­رویه فشار خون سیستولی و میانگین فشار خون در دوره ریکاوری شد اما نتوانست تاثیر معنی داری بر فشار خون دیاستولی ایجاد کند. در رابطه با شاخص VAS نیز توانست احساس درد کمتری را نسبت به گروه دارونما و کنترل برای افراد ایجاد کند و در محیط ران آزمودنی­ها   تغییرات معنی دار بود که نتایج در گروه مکمل در دوره ریکاوری کاهشی نشان داده شد اما در سایر گروه­ها تغییری ایجاد نشد.نتیجه گیری: نتایج کلی حاصل از پژوهش نشان داد که مصرف آب چغندر حاد بعد از فعالیت برونگرای شدید بر آنزیم­های کبدی و فشار خون،شاخص درک درد عضلانی و محیط ران تاثیر معنی دار دارد.کلید واژه: کوفتگی عضلانی، انقباض برون­گرا، آنزیم­های کبدی، فشارخون، آب چغندر
  73. تاثیر 8 هفته تمرین عضلات تنفسی همراه با مصرف امگا - 3 بر ظرفیت ریوی و کیفیت زندگی افراد بهبودیافته از کرونا ویروس شهر کرمانشاه
    زینب گراوند 1401
    چکیده: هدف: کرونا ویروس بیماری است که باعث درگیری اعضای مختلف بدن ازجمله سیستم تنفسی می‌شود انجام تمرینات تنفسی و همچنین مصرف امگا 3 به علت نقش فیزیولوژیکی خود نیز می‌تواند کمک‌کننده باشند؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر ? هفته تمرین عضلات تنفسی همراه با مصرف امگا - ? بر ظرفیت ریوی و کیفیت زندگی افراد بهبودیافته از کرونا ویروس شهرستان کرمانشاه بود. مواد وروش: در این مطالعه نیمه تجربی 48 بیمار بهبودیافته از کرونا ویروس با میانگین وزن1/15±0/75و با میانگین شاخص توده بدن3/3±4/87به‌صورت تصادفی در چهار گروه( 12n=) 1-امگا 3+تمرین،2-امگا 3،3-کنترل،4-تمرین تقسیم شدند. برنامه تمرین تنفسی برای گروه تمرین شامل سه روز در هفته و روزانه 60 دقیقه تمرین تنفسی بود و برنامه مکمل دهی شامل مصرف روزانه یک عدد قرص امگا-3 1000 میلی‌گرم بود که به‌صورت روزانه وهم زمان با شروع تمرینات مصرف شدوگروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای نداشتند،48 ساعت قبل و بعد از تحقیق متغیرهای موردنظر سنجیده شد و برای نرمال بودن داده ها از آزمون شپیرو ویلک استفاده شد برای تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس دوراهه با عامل بین گروهی استفاده شد که سطح معناداری برابر (P<0/05) بود. یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که FVC تغییرات معناداری در گروه تمرین با کنترل وگروه کنترل با گروه تمرین+مکمل نسبت به سایر گروها ایجاده کرده وهمچنین TV تغییرات معناداری در بین گروه کنترل با مکمل ایجاد کرده اما سایر گروها اختلافی را نشان ندادندودر شاخص MVV تغییرات معناداری در بین گروه کنترل با گروه مکمل+تمرین ایجاد شد اما در سایر گروها اختلافی را نشان ندادندودرشاخص کیفیت زندگی تغییر معنادار در بین سه گروه اصلی نسبت به کنترل ایجاد شد اما سایر گروه ها اختلافی نشان ندادند ودرشاخص کیفیت خواب تغییرات معناداری در گروه کنترل با گروه مکمل+تمرین گروه کنترل با تمرین ایجاد شد اما در سایر گروها مشاهده نشد ودر شاخص افسردگی تغییرات معناداری در بین گروه کنترل با گروه مکمل+تمرین وکنترل با تمرین ایجاد شد اما در سایر گروها اختلافی ایجاد نشد. نتیجه‌گیری: نتایج کلی حاصل از پژوهش نشان داد که 8 هفته تمرینات تنفسی به همراه مصرف امگا 3 برشاخص های تنفسی و کیفیت زندگی، خواب، افسردگی تاثیرمعنادار دارد.   
  74. اثر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر شاخص های التهابی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک
    سمیه محمدی 1401
    بسیاری از مطالعات نشان داده اند که تمرین ورزشی به عنوان یک استراتژی برای درمان بیماران PCOS شناخته شده است. با این حال، هنوز اطلاعات جامعی در مورد نوع، شدت و مدت تمرینات برای این بیماران وجود ندارد پژوهش حاضر با هدف تعیین آثار هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر فاکتورهای التهابی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک اجرا شد.روش ها:در این مطالعه 28زن مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (سن 18تا 40 سال ،وزن25/9±08/80 کیلوگرم   قد 6/10± 4/162 سانتی متر ) شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه تمرین( 14 نفر)   وکنترل ( 14 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین، سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته برنامه تمرین تناوبی با شدت بالا شامل دویدن تناوبی به مدت 30ثانیه با شدت 100 درصد حداکثر سرعت هوازی MAV (Maximal aerobic velosity)، 30 ثانیه ریکاوری فعال با 50 درصد سرعت هوازی اجرا کردند   که در هفته های بعدی به تعداد ستها و شدت تمرین   اضافه شد .از تست بیپ یرای سنجش VO2max و گرفتن نمونه خون از ورید بازویی آزمودنی ها قبل و پس از انجام تمرینات به منظور سنجش فاکتورهای التهابی   HS-CRPو هموسیستئین ، کورتیزول ، پروفایل چربیHDL LDL،TG، میزان انسولین و مقاومت انسولین HOMA-IR و تستوسترون استفاده شد ، و همچنین فاکتورهای ترکیب بدنی با روش مشخص اندازه گیری شدند . از روش آماری آنووای دو راهه با   اندازه گیری مکرر با سطح معنادری( 05/ 0( p < جهت تعیین تفاوت ها استفاده شد.یافته ها:یافته ها نشان داد تمرین HIIT باعث کاهش ،وزن ترکیب بدن،درصد چربی،WHR ، چربی احشایی ،انسولین ، مقا.مت به انسولین، LDL ، کلسترول،تستوسترون،کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول   می شود تغییرات معنادار بود(P<0/05).تمرین HIIT نیز عملکرد هوازی و حساسیت به انسولین را افزایش می دهد (P<0/05)اما در سطوح سرمی   Hs-CRP ،هموسیستئین،گلوکز،HDL،تری گلیسیرید،شاخص چربی احشایی و شاخص آتروژنیک پلاسما تغییرات معنادار نبودند(P>0/05).و گروه کنترل بدون تغییربودند یا تغییر محسوسی مشاهده نشد (P?0/05).نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می‌دهد که هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا تاثیرات مفیدی بر تن‌سنجی، عملکرد هوازی، مقاومت و حساسیت به انسولین، پروفایل چربی و شاخص‌های التهابی و قلبی عروقی در بیماران PCOS دارد. به نظر می رسد شدت تمرین HIIT (100-110 MAV) عاملی تعیین کننده در ایجاد سازگاری بهینه در بیماران PCOS باشد. واژه های کلیدی:التهاب، کورتیزول،تمرینات تناوبی با شدت بالا(HIIT)،هموسیستئین،سندرم تخمدان پلی کیستیک بسیاری از مطالعات نشان داده اند که تمرین ورزشی به عنوان یک استراتژی برای درمان بیماران PCOS شناخته شده است. با این حال، هنوز اطلاعات جامعی در مورد نوع، شدت و مدت تمرینات برای این بیماران وجود ندارد پژوهش حاضر با هدف تعیین آثار هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر فاکتورهای التهابی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک اجرا شد.روش ها:در این مطالعه 28زن مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (سن 18تا 40 سال ،وزن25/9±08/80 کیلوگرم   قد 6/10± 4/162 سانتی متر ) شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه تمرین( 14 نفر)   وکنترل ( 14 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین، سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته برنامه تمرین تناوبی با شدت بالا شامل دویدن تناوبی به مدت 30ثانیه با شدت 100 درصد حداکثر سرعت هوازی MAV (Maximal aerobic velosity)، 30 ثانیه ریکاوری فعال با 50 درصد سرعت هوازی اجرا کردند   که در هفته های بعدی به تعداد ستها و شدت تمرین   اضافه شد .از تست بیپ یرای سنجش VO2max و گرفتن نمونه خون از ورید بازویی آزمودنی ها قبل و پس از انجام تمرینات به منظور سنجش فاکتورهای التهابی   HS-CRPو هموسیستئین ، کورتیزول ، پروفایل چربیHDL LDL،TG، میزان انسولین و مقاومت انسولین HOMA-IR و تستوسترون استفاده شد ، و همچنین فاکتورهای ترکیب بدنی با روش مشخص اندازه گیری شدند . از روش آماری آنووای دو راهه با   اندازه گیری مکرر با سطح معنادری( 05/ 0( p < جهت تعیین تفاوت ها استفاده شد.یافته ها
  75. تعیین اثر مصرف حاد مکمل ترموژنیک بر پاسخ عوامل همودینامیک به آزمون وینگیت در زنان دارای اضافه وزن
    فتانه رستمی 1401
  76. آثار تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه¬ای بر عملکرد ورزشی و شناختی در حین و پس از فعالیت بی¬هوازی بیشینه
    حافظ تیموری 1401
       چکیده پیش زمیـنه:   با توجه به پیشرفت و توسعه ورزش حرفه‌ای در سال‌های اخیر، ورزشکاران برای بهبود و حفظ آمادگی خود در بازه‌های زمانی طولانی‌مدت به استفاده از روش‌های جدید و موثر از جمله دوپینگ عصبی روی ‌آوردند. (tDCS) که یکی از رایج­ترین تکنیک‌های تحریک غیر تهاجمی مغز است اخیراً در حوز? علوم ورزشی مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود   مطالعات اندکی در زمینه تاثیر تحریک tDCS بر بهبود عملکرد ورزشی، شناختی و ادراکی در فعالیت‌های بی‌هوازی صورت گرفتهاست.   بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی آثار tDCS بر عملکرد ورزشی، شناختی و پاسخ­های ادراکی در حین و پس از فعالیت بیشینه بی‌هوازی بود. روش تحقیـق:   پژوهش حاضر دارای طرح تحقیق درون گروهی، با موازن? متقابل، به­صورت دوسویه­کور و کنترل اثر دارونما (شَم) بود. تعداد 15 آزمودنی مرد تمرین کرد? به­عنوان آزمودنی در این تحقیق شرکت نمودند. هر آزمودنی در 4 جلس? مجزا در آزمایشگاه حضور پیدا کرد. جلسه اول برای آشناسازی با فرآیند تحقیق و اندازه­گیری­های پیکرسنجی و در جلسات دوم تا چهارم آزمودنی­ها به صورت تصادفی در معرض سه شرایط مختلف شامل 1) تحریک آنودال ناحیه M1؛ 2) تحریک آنودال ناحی? DLPFC چپ؛ و 3) تحریک شَم قرار گرفتند. در هرجلسه، ابتدا تست استروپ و زمان عکس العمل انتخابی اجرا شد. سپس آزمودنی‌ها به مدت 20 دقیقه تحریک مغری را دریافت نمودند. پس از اتمام تحریک، آزمودنی‌ها تست وینگیت 30 ثانیه‌ای پایین تنه را انجام دادند. در حین اجرای تست وینگیت در هر وهله آمپلی­تود عضلات VL، VM و RF، میزان درک فشار، حس لذت و میزان انگیختگی اندازه­گیری شد. پس از اتمام پروتکل تست وینگیت، تست استروپ و زمان عکس­العمل مجددا اندازه­گیری شد.   میانگین مقادیر متغیرهای تحقیق جهت تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. از روش آنوای یک راهه با اندازه­گیری­های تکراری برای تحلیل آماری داده­ها استفاده شد. یافتـه­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقادیر اوج توان در شرایط تحریک آنودال ناحیه DLPFC   به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک شم بود (01/0 =p). همچنین نتایج تحقیق نشان داد که آمپلی­تود EMG عضله VM در شرایط تحریک M1 و DLFPC به شکل معنی داری بیشتر از شراط تحریک شم بود (به ترتیب؛ 02/0 =p؛ 036/0 =p). مقادیر شاخص خستگی   نیز در شرایط تحریک آنودال DLFPC به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک ناحیه M1   و شم بود (026/0 =p). میانگین مقادیر RPE نیز در شرایط تحریک M1   به شکل معنی داری بیشتر از شرایط تحریک DLPFC   و شم بود (0001/0 =p). از سوی دیگر، تفاوت معنی­داری در نتایج تست شناختی استروپ بین شرایط پیش آزمون و پس آزمون در گروه تحریک dlpfc مشاهده شد (046/0 =p)، اما زمان عکس العمل انتخابی در شرایط تحریک M1 و تحریک آنودال ناحی? DLPFC به شکل معنی­داری پایین­تر از حالت شم بود(به ترتیب؛ 017/0 =p؛ 043/0 =p).در نهایت، میانگین مقادیر حس لذت در شرایط تحریک M1 و تحریک آنودال ناحی? DLPFC به شکل معنی­داری بیشتر از حالت شم بود (به ترتیب؛ 03/0 =p؛ 043/0 =p)   و میزان انگیختگی در شرایط تحریک آنودال ناحی? DLPFC و شم   به شکل معنی­داری بیشتر از حالت M1 بود (به ترتیب؛ 0001/0 =p؛ 0001/0 =p). نتیـجه­گیـری:
  77. آثار تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکرد ورزشی و شناختی در شرایط هایپوکسی نورموباریک
    متین اعتمادی 1401
    زیر بیشین? وامانده­ساز بود.   
  78. بررسی ارتباط بین زاویه قوس کمر و طول عضلات همسترینگ در زنان 30-60 سال با و بدون کمردرد مزمن
    شیما یادگاری 1401
       چکیده: مقدمه: کمردرد به عنوان یک اختلال اسکلتی – عضلانی   که شیوع بالایی در کل جوامع انسانی دارد. همیشه مورد توجه درمانگران بوده است. هدف از   پژوهش حاضر ارتباط بین زاویه قوس کمر و طول عضلات همسترینگ در زنان ??-?? سال با و بدون کمردرد مزمن است. روش ها: در این پژوهش مقایسه ای -همبستگی ، تعداد ??? نفر زن با میانگین سن (سال‌) ??/? ± ??/?? ، قد (سانتی متر) ??/? ± ??/???، وزن (کیلوگرم) ??/?? ± ??/?? ، شاخص توده بدنی (کیلوگرم بر متر مربع) ??/? ± ??/?? به دو گروه، کمردرد مزمن ?? نفر و بدون سابقه کمردرد ?? نفر که به صوت هدفمند در کلینیک مهدیه کرمانشاه در بازه زمانی شهریور ماه تا بهمن ماه ????انتخاب شدند. درد توسط مقایس‌‌‌ VAS و قوس کمر با استفاده از خط کش منعطف و طول عضلات همسترینگ با آزمون AKE ارزیابی شدند. داده های بدست آمده در فرایند پژوهش توسط آزمون یومن ویتنی، ضریب همبستگی Pearson و نرم افزار    نسخه ?? تجزیه تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که، بین گروه قوس کمر زنان با سابقه کمردرد و گروه بدون سابقه کمردرد مزمن تفاوت معناداری وجود دارد (???/?=P ). همچنین بین گروه طول عضلات همسترینگ زنان با سابقه کمردرد و گروه بدون سابقه کمردرد تفاوت معنی داری وجود دارد (???/?). نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر نشان داد که میزان قوس کمری شرکت کنندگان در زنان با سابقه کمر درد مزمن بیشتر از زنان بدون سابقه کمردرد بود   و همچنین طول عضلات همسترینگ در زنان با سابقه کمر درد کوتاه تر از زنان بدون سابقه کمردرد بود. و در دو متغیر مذکور همبستگی ضعیفی بین دوگروه وجود داشت. لذا با توجه به اینکه کوتاهی عضله همسترینگ و افزایش قوس کمری باعث ایجاد محدودیت در تیلت قدامی لگن، خم شدن مفصل ران و   باعث وارد شدن بار اضافه بر روی مهره‌ها و ایجاد کمردرد می‌شود. لذا توصیه می شود با افزایش طول عضلات همسترینگ و کاهش قوس کمر بعنوان راهکارهای مناسب جهت کاهش میزان شدت درد و ناتوانی بیماران استفاده نمایند تا بتوانند از   ریسک آسیب های بعدی این افراد جلوگیری کنند. کلید واژگان: کمر درد مزمن، زاویه قوس کمر، طول عضلات همسترینگ
  79. مطالعهمصرفخوراکیهایکمارزشبرعملکردتحصیلیوآزمونهایاستانداردآمادگیجسمانیدردانشآموزاندخترمقطعمتوسطهاولشهرستانکنگاور
    یوسف خزائی 1401
       چکیده هدف: با توجه به اهمیت آمادگی جسمانی در دانش آموزان نوجوان دختر که توسط فاکتورهای آمادگی جسمانی ارزیابی می شود (درازنشست، بارفیکس، دوی540 متر و انعطاف پذیری)   و اهمیت دانش و نگرش تغذیه ای نوجوانان دختر و روند رو به رشد مصرف خوراکی های کم ارزش در بین نوجوانان و تحقیقات اندک منابع خارجی و نبود تحقیقات داخلی در این زمینه، هدف از مطالعه حاضر بررسیارتباط بین مصرف خوراکی های کم ارزش بر قدرت، استقامت، انعطاف پذیری، شاخص توده بدنی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان 13تا15 دختر شهرستان کنگاور است. مواد و روش‏ها: از میان 200 دانش‏آموز دختر 13 تا 15 سال شهر کنگاور به روش خوشه‏ای چند مرحله¬ای، مدارس مورد مطالعه انتخاب؛ با توجه به جدول مورگان حداقل تعداد آزمودنی‏ باید 181 باشد، که با توجه به ریزش طی فرآیند پژوهش 200 نفر انتخاب شدند و در نهایت 200 نفر آزمودنی در پژوهش حاضر شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن آزمودنی‏ها 0.66±14.27 سال بود. در این پژوهش قد و وزن اندازه گیری شده و شاخص توده‏ی بدنی   با استفاده از نمودارهای رشد مخصوص کودکان در این گروه سنی وضعیت شاخص توده بدن طبقه بندی و محاسبه   گردید (NHANES–I). میانگین و انحراف معیار قد، وزن و شاخص توده‏ی بدن به ترتیب 6.41±160.63 سانتیمتر، 10.75±55.57 کیلوگرم و   kg/m23.63±21.48 بود. برای سنجش استقامت قلبی-تنفسی از آزمون 540 متر، برای سنجش استقامت و قدرت عضلانی عضلات سرشانه از بارفیکس خوابیده اصلاح شده، سنجش استقامت عضلات شکم از دراز و نشست و برای سنجش انعطاف پذیری عض?ت کمر و ناحیه خلفی(ران) از جعبه انعطاف‏پذیری استفاده شد. برای بررسی میزان بسامد مصرف مواد غذایی کم ارزش در آزمودنی‏ها از پرسشنامه‏ای که توسط محقق طراحی شد، استفاده گردید. برای سنجش میزان دانش، نگرش و رفتار تغذیه‏ای از پرسشنامه شاه محمدی (1393) استفاده گردید. برای محاسبه میانگین و انحراف استاندارد داده‏ها از آمار توصیفی، و جهت بررسی نرمال بودن داده‏ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنف (k-s) استفاده شد. به علاوه، از همبستگی اسپیرمن برای بررسی همبستگی متغییرها استفاده گردید. برای تمام آزمونهای آماری، سطح معنی داری برابر 05/0p<   در نظر گرفته شد. همچنین از نرم افزار آماری    نسخه 24 جهت انجام محاسبات آماری استفاده شد. یافته‏ها: بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت شامل استقامت قلبی-تنفسی، قدرت و استقامت عضلانی عضلات شکم و کمربند شانه‏ای و انعطاف پذیری عض?ت کمر و ناحیه خلفی(ران) ارتباط، معکوس و معنادار مشاهده شد (05/0>P). همچنین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با شاخص توده‏ی بدن، در آزمودنی‏ها، ارتباط مستقیم و معناداری مشاهده گردید (05/0?P). بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با دانش و رفتار تغذیه‏ای در آزمودنی‏ها ارتباط معکوس و معناداری مشاهده گردید (05/0?P). اما بین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با نگرش تغذیه‏ای در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری مشاهده نگردید (05/0<P). همچنین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با معدل تحصیلی در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری وجود نداشت(05/0<P). نتیجه‏گیری: با توجه به اینکه در پژوهش حاضر با افزایش میزان مصرف مواد غذایی کم ارزش، آمادگی جسمانی دانش‏آموزان کمتر شده و میزان شاخص توده‏ی بدنی افزایش؛ و دانش و رفتار تعذیه‏ای کاهش یافت، درصورت عدم توجه به میزان بالای مصرف مواد غذایی کم ارزش، احتمالاً میزان بالایی از بیماری‏های غیرواگیردار را در نوجوانان مشاهده خواهیم کرد. بنابراین   لزوم توجه هرچه بیشتر والدین و سیاست گذاران امر تغذیه و فعالیت‏های جسمانی در جامعه و مدارس و حما?ت رسانه ملی از این سیاست‏ها پیشنهاد می‏گردد.
  80. آثار 8 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل ویتامین D بر سطوح سرمی BDNF، کیفیت زندگی و برخی شاخص¬های شناختی و روانشناسی در مبتلایان به میگرن
    مصیب علیپوری 1400
  81. آثار 6 هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مکمل یاری اسپیرولینا بر سطح سرمی hs-CRP و کراتین کیناز در زنان دارای اضافه وزن غیرفعال
    ندا مرادی 1400
    چکیده هدف: با توجه به اهمیت، شیوع و پیامدهای ابتلا به اضافه وزن و چاقی و در نظر گرفتن عدم عوارض جانبی برای مکمل¬یاری با جلبک اسپیرولینا و محدود بودن تعداد مطالعات انسانی انجام شده در این زمینه، مطالعات پیش رو با هدف بررسی تاثیر 6 هفته فعالیت HIIT همراه با مکمل¬یاری اسپیرولینا بر سطح سرمی CRP و CK و مقاومت به انسولین در دختران دارای اضافه وزن می¬باشد. روش شناسی: 36 زن سالم دارای اضافه وزن به صورت داوطلبانه و در دسترس در این پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی در یکی از گروه های تمرین+ مکمل، گروه تمرین+دارونما و کنترل تقسیم شدند. قبل از شرع پروتکل تحقیق اندازه های ترکیب بدن و نمونه خونی استراحتی گرفته شد. پس از آن گروه های تمرین به مدت 6 هفته برنامه تمرین HIIT (سه جلسه در هفته تمرینات دو (هشت وهله) بر اساس طی کرده مسافت 300 متری در زمان مختص هر فرد با زمان استراحت دوبرابر زمان دویدن) را اجرا نمودند. هر دو هفته یک وهله مسافت 300 متری اضافه شد. همزمان بر اساس گروهی که آزمودنی ها در آن قرار گرفته اند مکمل اسپیرولینا و یا دارونما مصرف کردند.گروه مکمل+تمرین روزانه دو عدد کپسول 500 میلی گرمی (قبل از نهار و شام) مکمل اسپیرولینا مصرف کردند. گروه دارونما کپسول های مشابه محتوی ساکاروز مصرف نمودند. 48 ساعت پس از مصرف آخرین جلسه تمرین اندازه گیری آنتروپومتریک و نمونه¬گیری خونی دوم انجام شد. آنالیز نمونه های خونی برای اندازه گیری hs-CRP و کراتین کیناز با کیت های آزمایشگاهی استاندارد انجام شد. آنالیز واریانس مکرر با عامل بین گروهی برای مقایسه داده‌های سه گروه استفاده گردید و برای تعیین تفاوت¬ها از آزمون تعقیبی بانفرونی استفاده شد. همچنین سطح معنی¬داری برای تمام تحلیل¬های آماری P?0.05 در نظر گرفته شد. نتایج: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تغییرات BMI در سه گروه معنادار نبود(964/0=P)، ، اما داده های وزن چربی بدن (001/0=P)، و آمادگی هوازی (021/0=P) معنادار بود. در رابطه با آنزیم کراتین کیناز (005/0=P)، CRP (001/0=P)، و IR (001/0=P)، تغییرات معنادار در قبل و بعد از شش هفته تمرین مشاهده شد. نتایج در کل نشان داد که کاهش CRP و CK در گروه مکمل+تمرین بیشتر از سایر گروه ها بخصوص گروه کنترل بود (05/0P<). تغییرات مقاومت به انسولین نیز در گروه تمرین+مکمل (001/0=P) و تمرین+دارونما (004/0=P) نسبت به گروه کنترل معنادار بود. در کل در تمام متغییرها اختلاف هر دو گروه تمرینی با گروه کنترل معنادار بود و گروه های تمرین+مکمل و تمرین+دارونما با هم اختلاف معناداری نشان ندادند (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاضر، 6 هفته برنامه HIIT با 90 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی توانسته است میزان سطوح پلاسمایی CRP و کراتین کیناز و شاخص مقاومت به انسولین را در زنان دارای اضافه وزن کاهش دهد. به بیان دیگر می توان گفت فعالیت بدنی با شدت بالا با افزایش سوخت و ساز بدن و کاهش چربی موجب کاهش سطوح CRP و کراتین کیناز و مقاومت به انسولین در زنان دارای اضافه وزن می شود. اما تمرینات تناوبی با شدت بالا (HII) همراه با مکمل¬دهی اسپیرولینا در مقایسه با تمرین HIIT به تنهایی کاهش بیشتری در این عوامل ایجاد ننمود. واژه های کلیدی: مکمل اسپیرولینا، HIIT، اضافه وزن ، مقاومت به انسولین
  82. بررسی اثر هشت هفته تمرینات کشش در آب و ثبات سازی عصبی-عضلانی پویا بر درد، ناتوانی و توزیع فشار کف پایی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی
    بهنوش نجفی قاقلستانی 1400
    چکیده: مقدمه: کمردرد   شایع ترین اختلال اسکلتی عضلانی است که علت ناتوانی و غیبت از کار است. هدف از   پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات آب درمانی   و ثبات سازی عصبی-عضلانی پویا بر درد، ناتوانی، کنترل کمری-لگنی، نوسانات پاسچر و توزیع فشار کف پایی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی است. روش­ها: این کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی یک سویه کور که از نــوع آزمایشــی بــا طــرح پیــش آزمــون – پس آزمــون و گــروه کنتــرل می­باشــد؛ در مرکز توانبخشی ورزشی دانشکده علوم ورزشی دانشگاه رازی در بازه زمانی شهریور ماه تا بهمن 1399 انجام شد. در این پژوهش 36 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی به طور تصادفی در سه گروه: تمرینات ثبات­بخشی عصبی-عضلانی پویا (12 نفر)، آبدرمانی(12 نفر) وکنترل (12 نفر) قرار گرفتند. کنترل کمری-لگنی بیماران با بایوفیدبک پرشر، شاخص تقارن و نوسانات پاسچر با دستگاه پی-تی اسکن، پاسچر ستون فقرات با دستگاه اسپاینال موس، شدت درد با مقیاس آنالوگ بصری و ناتوانی پرسشنامه اوسستری در مرحله پیش­آزمون و پس­آزمون ارزیابی شد. گروه­های تمرینی به مدت 8 هفته در مداخلات تمرینی مشارکت داده شدند و گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله­ای دریافت نکردند. داده­های بدست آمده در فرایند پژوهش توسط آزمون تی-زوجی، تحلیل کوواریانس و میکس آنوا و آزمون تعقیبی بونفرنی با نرم افزار    نسخه 22 تجزیه تحلیل شدند. یافته­ها: یافته­های پژوهش نشان داد که، بین تمرینات آب درمانی و ثبات سازی عصبی-عضلانی پویا در بهبود درد، ناتوانی، کنترل کمری-لگنی، نوسانات پاسچر و توزیع فشار کف پایی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی تفاوت معناداری وجود ندارد(05/0<P). اما هر دو گروه نسبت به گروه کنترل بهبودی معناداری در شاخص­های درد، ناتوانی، کنترل کمری لگنی داشتند(05/0>P). همچنین از لحاظ مقایسه درون گروهی هر دو نوع تمرینات کاهش معناداری در شدت درد،ناتوانی، کنترل کمری لگنی، دامنه حرکتی کمری، شاخص تقارن و نوسانات پاسچرال داشتند(05/0>P). نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر تمرینات آب درمانی و ثبات سازی عصبی عضلانی پویا تقریباً به نسبت برابری در کاهش شدت درد، ناتوانی و بهبودی کنترل کمری لگنی بیماران مبتلا به کمر درد مزمن غیر اختصاصی موثر بوده است. لذا توصیه می­شود در کنار کاهش درد ادارکی از روش­های تمرینی صحیح با بکار گیری تمرینات عصبی عضلانی پویا با هدف فعال نمودن به موقع عضلات ثبات دهنده ستون فقرات و تمرینات رایج آب درمانی به­عنوان راهکار­های مناسب جهت کاهش میزان شدت درد و ناتوانی بیماران استفاده نمایند تا بتوانند از   ریسک آسیب­های بعدی این بیماران جلوگیری کنند.   
  83. اثر هشت هفته تمرینات هوازی در منزل و مکمل دهی ویتامین D بر مقادیر سرمی BDNF، NGF، میزان خستگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در دوران قرنطینه کرونا
    الهه بهمنی میانرودی 1400
       اثر هشت هفته تمرینات هوازی در منزل و مکمل دهی ویتامین D بر مقادیر سرمی BDNF، NGF، میزان خستگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در دوران قرنطینه کرونا زمینه و هدف: فاکتورهای نروتروفیک و التهابی نقش مهمی در بیماری MS دارند و هدف مداخلات درمانی می‌باشند. تاثیر مداخلات ورزشی همراه با مکمل­دهی مرتبط با این بیماری هنوز مشخص نشده است. مواد و روش­ها: در این کار آزمایی بالینی کنترل‌شده با دارونما تعداد 40 نفر از زنان 20 تا 40  سال؛ مبتلا به(MS) با شاخص ناتوانی جسمانی (EDSS): 5-3   به 4 گروه تمرین هوازی+مکمل­دهی ویتامینD (n=10)، تمرین هوازی (n=10) ، مکمل­دهی ویتامین D (n=10) و کنترل (n=10) تقسیم شدند برنامه تمرینات هوازی 3 جلسه در هفته به مدت 8 هفته بود. گروه‌های مکمل نیز هفته­ای یک کپسول به مدت 8 هفته مصرف کردند. مقادیر سرمی در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه­گیری شدند. برای ارزیابی خستگی و کیفیت زندگی از پرسشنامه (FSS) و (WHOQOL-BREF) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی زوجی، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون توکی در سطح معناداری 05/0P< با استفاده از نرم‌افزار    نسخه 26 تحلیل شدند.نتایج: یافته­های تحقیق نشان می­دهد که پس از 8 هفته تمرین هوازی + مکمل­دهی ویتامینD به‌طور معناداری باعث بهبود در مقادیر سرمی در مبتلایان به MS در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0> P). علاوه بر این میزان خستگی و کیفیت زندگی در تمرین هوازی + مکمل­دهی ویتامینD ، تمرین هوازی و ویتامینD نسبت به گروه کنترل به طور معنی‌داری افزایش یافت. نتیجه‌گیری: ترکیب فعالیت‌های ورزشی و مکمل ویتامین D روش­های درمانی در بهبود فاکتورهای عصبی و التهابی، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به (MS) با شاخص ناتوانی جسمانی (EDSS): 5-3 در دوران قرنطینه کرونا می­باشد.کلیدواژه: ویتامین D، ورزش، فاکتورهای نروتروفیک، سایتوکاین­ها، کرونا، مولتیپل اسکلروزیس
  84. تاثیر8 هفته تمرین ترکیبی(مقاومتی - هوازی)در خانه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه ی گذشته نگر،روزمره و اینده نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
    امین جلیلی سرقلعه 1400
      مولتیپلاسکلروزیس[1] Ms یک بیماری تحلیل‌برنده عصبی است که باعث آسیب به میلین و ایجاد پلاک در قسمت‌های مختلف نورون‌ها در مغز می‏شود که ناتوانی‏های جسمی و شناختی به دنبال دارد. داشتن فعالیت بدنی و تغذیه مناسب می‏تواند به بهبود در وضعیت این بیماران کمک کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی 8 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) در خانه همراه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه گذشته‌نگر، روزمره و آینده‌نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است 1. Multiple   clerosis مولتیپل اسکلروزیس[1] Ms یک بیماری تحلیل‌برنده عصبی است که باعث آسیب به میلین و ایجاد پلاک در قسمت‌های مختلف نورون‌ها در مغز می‏شود که ناتوانی‏های جسمی و شناختی به دنبال دارد. داشتن فعالیت بدنی و تغذیه مناسب می‏تواند به بهبود در وضعیت این بیماران کمک کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی 8 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) در خانه همراه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه گذشته‌نگر، روزمره و آینده‌نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است 1. Multiple   clerosis یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده نشان‌دهنده بهبود حافظه و کیفیت زندگی در گروه‏های مکمل، مکمل+تمرین و گروه تمرین بوده است (05 / 0 > p) هرچند این بهبود در گروه تمرین +مکمل شاخص‌تر بود. نتیجه‌گیری: می‏توان به این نتیجه رسید که 8 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) در خانه همراه با مکمل دهی آب انگور قرمز بر عملکرد حافظه گذشته‌نگر، روزمره و آینده‌نگر در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس باعث بهبود حافظه و کیفیت زندگی در بیماران می‏شود. اما مصرف فقط مکمل یا استفاده از تمرین به‌تنهایی تاثیر کمتری نسبت به انجام تمرین و مکمل به‌صورت هم‌زمان دارد.
  85. اثر مکمل¬گیری کوتاه مدت ویتامین D بر ظرفیت آنتی¬اکسیدانی و پاسخ شاخص¬های آسیب عضلانی مردان غیر ورزشکار به فعالیت هوازی وامانده ساز
    وحید پرویزی مستعلی 1400
      این مطالعه اثر مکمل­گیری کوتاه مدت ویتامین D بر ظرفیت آنتی اکسیدانی و پاسخ شاخص¬های
  86. اثر دوپروتکل تثبیت عصبی-عضلانی پویا و ثبات‏بخشی بر بهبود درد، ناتوانی و فاکتورهای متاثر از آن در کارمندان مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی
    زهرا عطائی چراغ 1400
  87. تاثیر مکمل یاری آب هندوانه بر شاخص‌های کوفتگی تاخیری عضلانی و آنزیم های کبدی در زنان سالم پس از فعالیت برون گرای شدید
    که زال جواد عزیز 1400
  88. ارتباط بین سطوح فعالیت بدنی با کیفیت زندگی، سلامت عمومی و برآورد ذهنی از آمادگی جسمانی در میان افراد مبتلا به کووید 19 شهرستان کرمانشاه
    مهناز آزموده 1400
  89. تاثیر 8 هفته تمرین ترکیبی(هوازی-مقاومتی) در خانه همراه با مکمل دانه کینوا بر ظرفیت انتی آکسیدانی کل و اشتها در زنان مبتلا به دیابت نوع 2
    نیلوفر مرادی 1400
  90. اثرشش هفته تمرینات پلایومتریک هاپینگ و پرشی برفاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با مهارت در نوجوانان فوتبالیست مرد
    مریم نیک خواه کوه جهری 1400
  91. اثر ضعف کنترل کمری-لگنی بر پیشگوهای آسیب اندام تحتانی و نقش آنی کنزیوتیپ و در ورزشکاران نخبه
    پریا فدائی ده چشمه 1400
  92. اثر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف ویتامین D بر خستگی و عملکرد کارکنان مجتمع بیمارستانی امام رضا (ع) کرمانشاه
    مهدی سیاه کمری 1399
  93. اثر هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده همراه با مکمل یاری سیر بر سطوح سرمی CRP و مقاومت به انسولین در زنان جوان دارای اضافه وزن
    نگین محمدی سرابله 1399
  94. بررسی ارتباط بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت در دانش آموزان پسر 10 تا 12 سال شهر کامیاران
    ایوب کمانگر 1399
    چکیده هدف: امروزه با گسترش مواد غذایی، تبلیغات رسانه‏ای و تغییر سبک زندگی عادات غذایی کودکان و نوجوانان تغییر کرده است. مواد غذایی کم ارزش به عنوان موادی جذاب، ارزان و در دسترس، مورد توجه ویژه کودکان و نوجوانان قرار گرفته است و این مواد می‏تواند آثار سوئی بر سلامتی جسمانی و روانی کودکان و نوجوانان داشته باشد. از طرفی مواد غذایی کم ارزش می‏تواند بر میزان آمادگی جسمانی این قشر از جامعه تاثیرگذار باشد. کودکان و نوجوانان سرمایه‏های بزرگی برای رشد و توسعه هر جامعه‏ای هستند و هر عاملی که بتواند سلامتی جسمانی و روانی آن‏ها را توسعه و بهبود ببخشد، باید مورد توجه قرار بگیرد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با   فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت در دانش آموزان پسر 10 تا 12 سال شهر کامیاران است. مواد و روش‏ها: از میان 1514 دانش‏آموز 12-10 سال شهر کامیاران به روش خوشه‏ای چند مرحله­ای، مدارس مورد مطالعه انتخاب؛ با توجه به جدول مورگان حداقل تعداد آزمودنی‏ باید 306 باشد، که با توجه به ریزش طی فرآیند پژوهش 350نفر انتخاب شدند و در نهایت 309 نفر آزمودنی در پژوهش حاضر شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن آزمودنی‏ها 68/0±26/11سال بود. در این پژوهش قد و وزن اندازه گیری شده و شاخص توده‏ی بدنی   با استفاده از نمودارهای رشد مخصوص کودکان در این گروه سنی وضعیت شاخص توده بدن طبقه بندی و محاسبه   گردید(( NHANES–I)). میانگین و انحراف معیار قد، وزن و شاخص توده‏ی بدن به ترتیب 75/4±27/144 سانتیمتر، 01/8±36/39 کیلوگرم و kg/m234/3±03/19بود. برای سنجش استقامت قلبی-تنفسی از آزمون 540 متر، برای سنجش استقامت و قدرت عضلانی عضلات سرشانه از بارفیکس خوابیده اصلاح شده، سنجش استقامت عضلات شکم از دراز و نشست و برای سنجش انعطاف پذیری عض?ت کمر و ناحیه خلفی(ران)   از جعبه انعطاف‏پذیری استفاده شد. برای بررسی میزان بسامد مصرف مواد غذایی کم ارزش در آزمودنی‏ها از پرسشنامه‏ای که توسط محقق طراحی شد، استفاده گردید.   روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر 10 نفر از اساتید علوم ورزشی و تعدادی از کارشناسان خبره ورزشی تایید شد. آلفای کرونباخ این پرسشنامه هم 78/0 محاسبه گردید. برای سنجش میزان دانش، نگرش و رفتار تغذیه‏ای از پرسشنامه شاه محمدی و برای سنجش باورهای غذایی غیر منطقی از پرسشنامه آسبرگ و همکاران( 2008) استفاده گردید. برای محاسبه میانگین و انحراف استاندارد داده‏ها از آمار توصیفی، و جهت بررسی نرمال بودن داده‏ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنف (k-s) استفاده شد. به علاوه، از همبستگی اسپیرمن برای بررسی همبستگی متغییرها استفاده گردید. برای تمام آزمونهای آماری، سطح معنی داری برابر 05/0p<   در نظر گرفته شد. همچنین از نرم افزار آماری    نسخه 23 جهت انجام محاسبات آماری استفاده شد. یافته‏ها: بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت شامل استقامت قلبی-تنفسی، قدرت و استقامت عضلانی عضلات شکم و کمربند شانه‏ای و انعطاف پذیری عض?ت کمر و ناحیه خلفی(ران) ارتباط، معکوس و معنادار مشاهده شد( 05/0>P). همچنین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با شاخص توده‏ی بدن، در آزمودنی‏ها، ارتباط مستقیم و معناداری مشاهده گردید(05/0?P). بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با دانش و رفتار تغذیه‏ای در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری مشاهده گردید(05/0?P). اما بین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با نگرش تغذیه‏ای در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری مشاهده نگردید(05/0<P). همچنین بین مصرف مواد غذایی کم ارزش با باورهای غذایی غیرمنطقی در آزمودنی‏ها ارتباط معناداری وجود نداشت(05/0<P). نتیجه‏گیری: با توجه به اینکه در پژوهش حاضر با افزایش میزان مصرف مواد غذایی کم ارزش، آمادگی جسمانی دانش‏آموزان کمتر شده و میزان شاخص توده‏ی بدنی افزایش؛ و دانش و رفتار تعذیه‏ای کاهش یافت، درصورت عدم توجه به میزان بالای مصرف مواد غذایی کم ارزش،   احتمالاً میزان بالایی از بیماری‏های غیرواگیردار را در نوجوانان مشاهده خواهیم کرد.   بنابراین   لزوم توجه هرچه بیشتر والدین و سیاست گذاران امر تغذیه و فعالیت‏های جسمانی در جامعه و مدارس و حما?ت رسانه ملی از این سیاست‏ها پیشنهاد می‏گردد. کلیدواژه: دانش‏ آموزان، آمادگی جسمانی، فعالیت بدنی، چاقی، مواد غذایی کم ارزش  
  95. تاثیر مکمل یاری کلرلا بر شاخص‌های کوفتگی تاخیری عضلانی و آنزیم های کبدی در مردان دارای اضافه وزن پس از فعالیت برونگرای شدید
    مهدی عربلوفرجی 1399
  96. تاثیر 8 هفته مکمل یاری آلژینات سدیم همراه با تمرینات تناوبی شدید و تداومی متوسط بر سطوح سرمی پپتید شبه گلوکاگن -1 درزنان دارای سندرم متابولیک
    رضوان عزیزی 1399
  97. تاثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا در مقایسه با تمرینات تداومی با شدت متوسط همراه با مکمل¬یاری آلژینات سدیم بر سطوح CCK و PYY در مردان دارای سندرم متابولیک
    علیرضا ابراهیمی 1399
  98. مقایسه تاثیر دونوع برنامه تمرین مقاومتی و تمرین همزمانی مقاومتی -0 استقامتی همراه با مکمل دهی سیر براینتر لوکین -6 و عملکرد سلولهای بتا در زنان دارای اضافه وزن
    گلسا جهانیان 1399
  99. بررسی تاثیراثر 8 هفته تمرین موازی همراه مکمل یاری سیر بر hs -CRP و مقاومت به انسولین در زنان دارای اضافه وزن
    الهام حیدری 1399
  100. بررسی سطوح ویتامین D، متابولیسم آهن و عوامل هماتولوژی اسکی بازان آلپاین در طی 2 هفته تمرین در ارتفاع
    مریم حق بین 1399
  101. اثر دو رویکرد آکادمی طب ورزشی آمریکا و سهرمن در اصلاح هایپر کایفوزیس،سربه جلو،نوسانات پاسچر و عملکرد دستگاه تنفسی دانشجویان دانشگاه رازی
    کریم محمدجبار 1399
  102. آثار 8 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر عملکرد هوازی، ترکیب بدنی و فاکتورهای خطرزای قلبی عروقی در دانش آموزان دارای اضافه وزن
    جهانگیر صادقی 1399
  103. بررسی ارتباط بین سطح فعالیت بدنی با شیوع چاقی، دیابت و فشار خون در افراد بزرگسال شهر روانسر
    اعظم تجلی اردکانی 1398
  104. اثر مکمل‏ دهی جنسینگ قرمز بر خستگی، هماهنگی حرکتی و عملکردشناختی به‏ هنگام فعالیت هوازی وامانده‏ ساز در شرایط هایپوکسی نورموباریک در دانشجویان دختر رشته تربیت ‏بدنی
    شادی قربانی مرزدشتی 1398
  105. اثر 8 هفته مکملیاری ویتامین D و تمرین در آب بر میزان CRP و HBA1c و مقاومت انسولینی در زنان مبتلا به دیابت نوع 2
    مونا سالاری نیا 1398
  106. تاثیر مکمل یاری سیترولین مالات و تمرین HIIT بر نیتریک اکساید، قدرت و توان بی هوازی کشتی گیران نخبه
    مهرداد مرادی 1398
      زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مکمل سیترولین مالات (CM) بر سطوح نیتریک اکساید (NO) و عملکرد ورزشی در کشتی گیران نخبه بود. روش تحقیق: در یک طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل دارونما، 28 ورزشکار مرد نخبه کشتی (سن، 4/2±9/21 سال؛ قد، 8/3±5/174 سانتی متر) به طور تصادفی به سه گروه CM، دارونما و کنترل تقسیم شدند، هر سه گروه 6 هفته برنامه HIIT را بر اساس تکنیک­های کشتی انجام دادند. ترکیب بدن و توان بی هوازی و هوازی آزمودنی­ها قبل و بعد از 6 هفته برنامه HIIT اندازه­گیری شد و نمونه­ خون وریدی استراحتی قبل و بعد از تمرین نیز گرفته شد. یافته‌ها: نتایج آماری افزایش NO گروه مکمل+تمرین را در مقایسه با گروه دارونما+تمرین (033/0P=) و تمرین (030/0P=) را نشان داد. شاخص­های توان بی­هوازی بالا تنه بین گروه مکمل+ تمرین با گروه تمرین اختلاف معنادار نشان داد (022/0P=) و بین سایر گروه‌ها تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0P>). همچنین داده­های ترکیب بدنی در سه گروه بجز در شاخص FFM اختلاف معناداری نشان ندادند (05/0P>). نتیجه‌گیری : مصرف روزانه CM به همراه شش هفته برنامه HIIT باعث افزایش NO و افزایش توان بی هوازی بالا تنه کشتی گیران نخبه مرد در مقایسه با اجرای برنامه HIIT به تنهایی شد.
  107. آثار تعاملی و جداگانه 8 هفته تمرین هوازی و مصرف آب انار بر سطوح سرمی آنزیمهای کبدی (ALT, AST)، مقاومت به انسولین و نیمرخ لیپیدی مردان مبتلا به دیابت نوع 2
    ساسان نعمتی 1398
  108. تاثیر رهبری استراتژیک بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی در ادارات کل ورزش و جوانان شهرهای کرمانشاه و کردستان و همدان
    نیلوفر عزیزی چناری 1398
       چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر رهبری استراتژیک بر بهبود عملکرد با تاکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی بود. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی و   جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان اداره کل ورزش و امور جوانان   سه استان کردستان، کرمانشاه و همدان (250 نفر) تشکیل داده­اند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) تعداد نمونه   150 نفر بود. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه­های استاندارد رهبری استراتژیک لیره(2012)، عملکرد سارمانی کاپلان و نورتون(2001) و ارزیابی قابلیت یادگیری سازمانی گومز و همکاران(2005) گردآوری شد. برای آزمون فرضیات پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با   نرم افزار    استفاده شد، در نهایت مدل تحقیق با استفاده از نرم افزار SMART PLS   مورد تایید قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد رهبری استراتژیک به صورت مستقیم بر روی عملکرد سازمانی کارکنان و به صورت غیر مستقیم و از طریق یادگیری سازمانی بر روی عملکرد سازمانی در کار کارکنان تاثیر دارد. نتیجه­گیری می شود مدیران سازمان­های ورزشی می توانند با توجه اساسی به عوامل یادگیری سازمانی و استفاده از سبک رهبری استراتژیک در سازمان، زمینه را جهت افزایش یادگیری سازمانی در کارکنان فراهم کنند و موجبات پیشرفت عملکرد سازمان را فراهم کنند.   
  109. تاثیر جو مسابقات ورز شی بر پرخاشگری تماشاگران با نقش تعدیل گری رضایت(مطالعه موردی مسابقات بین المللی کشتی جام تختی کرمانشاه)
    علی اکبر عبدی 1398
  110. تاثیر 6 هفته مکمل یاری کلرلا همراه با تمرین HIIT بر مارکرهای استرس اکسیداتیو در مردان دارای اضافه وزن
    امین گواهی 1398
      چکیده زمینه و هدف: با توجه به نقش مکمل کلرلا در بهبودی سیستم آنتی اکسیدانی، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر شش هفته فعالیت ورزشی HIIT و مکمل دهی کلرلا ولگاریس بر کنترل سطوح مارکر های استرس اکسیداتیو در مردان دارای اضافه ‌وزن بود.روش تحقیق: 30 نفر آزمودنی تحقیق حاضر (سن 1/2±8/22 سال؛   MI 27/1±9/6 ) به صورت تصادفی در سه گروه (10 نفره): گروه مکمل+ تمرین، گروه دارونما+تمرین و گروه تمرین قرار گرفتند. قبل و 48 ساعت پس از پایان 6 هفته تمرینHIIT نمونه‌های خونی از آزمودنی‌ها گرفته و برای اندازه مالون دی آلدهید، پروتئین کربونیل، نیتریت اکساید مورد استفاده قرار گرفت. برنامه تمرین آزمودنی ها شامل 6 هفته فعالیت ورزشی HIIT فزآینده بود. آزمودنی‌های گروه مکمل   قرص (300 میلی‌گرم) مکمل کلرلا ولگاریس را روزی چهار نوبت در طی شش هفته آزمون مصرف می‌کردند و گروه دارونما قرص ساکاروز مشابه کلرلا مصرف کردند. سطح معناداری (05/0>P) برای تمام داده‌ها استفاده شد .یافته‌ها :   نتایج نشان داد مکمل کلرلا ولگاریس همراه با تمرینات   HIIT موجب کاهش معنا دار   MDA و   Oدر مقایسه با سایر گروه ها شد (05/0>P). همچنین سطوح PC هنگام مقایسه سه گروه کاهش معنادار در گروه مکمل+تمرین نسبت به گروه تمرین نشان داد اما اختلاف معنی داری با گروه دارونما+تمرین نشان نداد (05/0<P). نتایج ترکیب بدن کاهش وزن چربی و افزایش آمادگی هوازی آزمودنی های گروه تمرین+مکمل را نسبت به دیگر گروه ها نشان داد (05/0>P). نتیجه‌گیری : نتایج تحقیق حاضر نشان داد شش هفته تمرینات HIIT همراه با مکمل یاری کلرلا ولگاریس باعث سطوح MDA، NO، PC در مردان دارای اضافه‌وزن شد.  واژه‌های کلیدی : تمرین تناوبی، استرس اکسیداتیو، آنتی اکسیدان، ملون دی آلدهید، پروتئین کربونیل، نیتریت اکساید
  111. تاثیر همزمان مکمل یاری کلرلا و تمرینات HIIT بر شاخص التهابی IL-6 و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن
    علی اکبر شفیعی 1398
  112. مقایسه اثر 8 هفته تمرینات اسپارک و پیلاتس بر زمان واکنش، تعادل و کیفیت زندگی زنان سالمند شهرستان کرمانشاه.
    صدف بهمنی 1398
  113. بررسی تاثیر مصرف و دهان¬شویه آب¬هندوانه برشاخص نیتریک اکساید ، ظرفیت آنتی¬اکسیدانی کل و عملکرد ورزشی در تکواندوکاران زن نخبه
    پروین آقابیگی امین 1398
  114. ارتباط بین دیدگاه های زیست محیطی مدیران ومدیریت زیست محیطی در استخرهای شنا
    نازنین سهرابیان 1398
  115. تعیین ارتباط بین نقش نگرانی معلمان تربیت بدنی از پیگرد حقوقی بر کاهش سطح کیفی کلاس های تربیت بدنی در مدارس
    لیلا صباحی نیا 1398
  116. تبیین مدل عوامل اثرگذار بر کاهش میزان شکایات مرتبط با بی مبالاتی دربین دبیران تربیت بدنی
    آذر رحیمی 1398
  117. مقایسه بین روش¬های ریکاوری فعال و فوم رولر بر شاخص¬های فیزیولوژیکی و عملکردی فوتبالیست¬های جوان بعد از بازی فوتبال
    علی اکبر فریدونی 1397
  118. تاثیر ویژگی های بازیکنان ستاره بر ارزش ویژه برند تیم های حرفه ای فوتبال
    مریم السادات مهدوی 1397
  119. تااثیر8 هفته تمرین هوازی در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح آیریزین پلاسما و مقاومت به انسولین در مردان دارای سندرم متابولیک
    پیمان محمدی 1397
  120. تدوین و به روز رسانی نورم آمادگی جسمانی زنان شهر کرمانشاه
    گلنار رشیدی 1397
     تدوین و به روز رسانی نورم آمادگی جسمانی زنان شهر کرمانشاه
  121. تدوین و به روز رسانی نورم آمادگی جسمانی مردان شهر کرمانشاه
    محدثه شهبازی 1397
    چکیده هدف پژوهش: سلامتی انسان تا حدود زیادی وابسته به وضعیت فاکتورهای آمادگی جسمانی می‌باشد و دانستن مرجع‌های معتبر برای قضاوت درمورد سطوح آمادگی جسمانی افراد، از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به اهمیت آمادگی جسمانی در حفظ تندرستی، ارزیابی و سنجش افراد جامعه و آگاه نمودن آن­ها از وضعیت جسمانی خود یکی از ضروریات جوامع امروزی است. این موضوع در کشور­های توسعه یافته مورد توجه پژوهشگران بوده است اما در کشور ما و خصوصاً شهر کرمانشاه، توصیف جامعی از وضعیت آمادگی جسمانی صورت نگرفته است. بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعه و ارزیابی آمادگی جسمانی مردان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه و تهیه و تدوین هنجار بود. روش پژوهش: آزمودنی‌ها شامل 200 نفر از مردان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه، براساس معیارهای پژوهش انتخاب شدند. متغیرهای آمادگی قلبی_تنفسی ، درصد چربی بدن، نسبت دور کمر به دور لگن(WHR)، انعطاف­پذیری، قدرت عضلانی پنجه دست راست و دست چپ، استقامت عضلات سینه و استقامت عضلات شکم به ترتیب با روش آزمون یک مایل پیاده روی راکپورت، اندازه­گیری چین پوستی سه نقطه­ای، اندازه­گیری محیط دور کمر و دور لگن با متر نواری، جعبه انعطاف­سنج، داینامومتر، شنای سوئدی و دراز و نشست اندازه­گیری و ثبت شدند. از نقاط درصدی با فاصله 5 درصد، همچنین میانگین، انحراف معیار، صدک­ها و تغییرات فاکتورهای آمادگی جسمانی بر اساس گروه­های سنی تعیین شده برای تحلیل داده­ها و تدوین نورم استفاده شد. نتایج: یافته­های پژوهش حاضر در بررسی جمعیت مردان شهر کرمانشاه با متوسط سن 421/11±82/34 سال، قد 297/5±64/179سانتی­متر و وزن 586/11±97/80 کیلوگرم بدین شرح می­باشد؛ میانگین شاخص توده بدنی (016/4±12/26کیلوگرم بر متر مربع)، توان هوازی(09/8±14/45 میلی لیتر برکیلوگرم در دقیقه)، درصد چربی بدن(42/3±28/23 درصد)، WHR (025/±927/0)، انعطاف­پذیری(03/5±43/29 سانتی­متر)، قدرت عضلانی پنجه دست راست(63/8±21/42 کیلوگرم)، قدرت عضلانی پنجه دست چپ(75/7±02/36 کیلوگرم)، استقامت عضلات سینه­ای(53/7±18/44 تکرار)، استقامت عضلات شکم(27/6±81/32 تکرار) بود. نتیجه­گیری: یافته­های مطالعه حاضر نشان داد فاکتور­های آمادگی جسمانی   به علت نبود برنامه آمادگی جسمانی منظم با افزایش سن کاهش می­یابند. متغیر­های اندازه­گیری شده توان هوازی، انعطاف­پذیری، قدرت عضلانی پنجه، استقامت عضلات سینه و استقامت عضلات شکم درگروه­های سنی 49-40 سال و 60-50 سال در مقایسه با رده سنی 29-18 سال ، روند نزولی داشتند. اما متغیر­های درصد چربی بدن، نسبت دور کمر به دور لگن(WHR)، در دو گروه 39-30 سال و 29-18 سال نسبت به رده­های سنی یادشده تفاوت محسوسی نداشتند. همچنین در مقایسه با هنجار­های موجود و داده­های حاصل از برخی پژوهش‌های دیگر، مردان شهر کرمانشاه در متغیرهای توان هوازی، انعطاف­پذیری، قدرت عضلانی پنجه، استقامت عضلات سینه وضعیت بهتری به نسبت شهرهای دیگر و سایر کشورها داشتند اما در متغیرهای شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن، نسبت دور کمر به دور لگن(WHR)، استقامت عضلات شکمی وضعیت نسبتاً مشابهی داشتند.    کلید واژگان: آمادگی جسمانی، آمادگی قلبی- تنفسی ،VO2max، قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، انعطاف پذیری.  
  122. ارزیابی کمی و کیفی چگونگی برگزاری دوره های مربیگری در ورزش کشور
    مهتاب قنبری 1397
  123. مقایسه تاثیر 8 هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا و تمرینات تداومی بر ظرفیت هوازی نیمرخ چربی ،سلامت روانی و خودپنداره جسمانی در نوجوانان پسر دارای اضافه وزن
    مهرداد لعلی 1397
  124. مقایسه کانون توجه درونی، بیرونی و خودتنظیم براجرای مهارت سرویس ساده والیبال در دانش آموزان ماهر متوسطه دوم شهر پلدختر
    مصطفی قربانی پور 1397
  125. تاثیر 8 هفته تمرینات ثبات مرکزی و ثبات مرکزی_ذهن آگاهی بر تعادل ایستا و پویا ،زمان واکنش و کیفیت زندگی زنان سالمند مراکز مراقبت از سالمندان شهر کرمانشاه
    سحر محمودی 1397
    چکیدههدف:   درسنین   سالمندی تغییراتی فرسایشی در بدن بهوقوع می پیوندد که موجب اختلالاتی در تعادل، فرآیند شناختی زمان واکنش و کیفیتزندگی آنان می شود. این پژوهش به منظور بررسی اثر 8 هفته تمرینات ثبات مرکزی و ثباتمرکزی_ذهن آگاهی بر تعادل ایستا و پویا، زمان واکنش و کیفیت زندگی زنان سالمند غیرفعال مراکز مراقبت از سالمندان شهر کرمانشاه، انجام شد.روش‌شناسی پژوهش:در این پژوهش تعداد 30 نفر از سالمندان زن غیر فعال با میانگین سنی   61/3±60/61 از یکی از مراکز مراقبت از سالمندان شهر کرمانشاه، بهصورت تصادفی انتخاب، و به سه گروه تجربی 1 با تمرینات ثبات مرکزی_ ذهن آگاهی، گروهتجربی 2 با تمرینات ثبات مرکزی تقسیم شدند؛ گروه کنترل نیز در مدت پژوهش به فعالیتروزانه معمول خود ادامه داد. در جلسه اول پیش آزمون ها انجام گرفت؛ برای آزمونتعادل ایستا از آزمون رومبرگ، تعادل پویا، آزمون برگ، زمان واکنش، دستگاه زمانواکنش چند انتخابی شرکت لافایات مدل 63035 و برای کیفیت زندگی از پرسشنامه ی کیفیتزندگی SF-36 استفاده شد. سپس گروه های تجربی 1 و 2 بهمدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسه ی 45 دقیقه ای تمرینات مخصوص به خود را دریافت کردند.تمرینات ثبات مرکزی بر اساس پروتکل تمرینی جفری و تمرینات ذهن آگاهی شامل آموزشفنون مبتنی بر ذهن آگاهی بود. بعد از اتمام مداخلات تمرینی نیز پس آزمون با همانرویه ی پیش آزمون، به عمل آمد.یافته‌ها: پس از اطمینان از توزیع طبیعی داده ها بااستفاده از آزمون k-s، نتایج مقایسه ی درون گروهی با   tزوجی نشان داد کهعملکرد گروه تجربی 1 و 2 در متغیر تعادلایستا و پویا و نیز زمان واکنش ساده در پیش آزمون به پس آزمون به صورت معنی داریبهبود یافته است (0.05>P   )؛و در مقایسه ی بین گروهی با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه تفاوت بینگروه ها معنی دار شد (0.05>P   )؛نتایج حاصل از آزمون تعقیبی شفه نشان داد که گروه تجربی 1 در مقایسه با گروه کنترلدر متغیر های تعادل ایستا و پویا تفاوت معنی داری داشتند (0.05>P   )؛ اما سایر مقایسه های بین گروهی به حد معنی داری نرسید. در موردمتغیر زمان واکنش ساده نیز تفاوت بین گروه ها معنی دار نشد. درمتغیر های زمان واکنش انتخابی و کیفیت زندگی نتایجمقایسه ی درون گروهی نشان دادکه تنها عملکرد گروه تجربی 1 در متغیر های یاد شده از پیش آزمون به پس آزمون بهصورت معنی داری بهبود یافت (0.05>P   ).در متغیر زمان واکنش انتخابی مقایسه ی بین گروهی نشان داد تفاوت بین گروه ها معنیدار نیست؛ اما این تفاوت در مورد متغیر کیفیت زندگی معنی دار بود (0.05>P   )؛ نتایج حاصل از آزمون تعقیبی شفه نشان داد کهگروه تجربی 1 در مقایسه با گروه کنترل در متغیر یادشده تفاوت معنی داری داشتند (0.05>P   )؛ اما بین سایر مقایسه های بین   گروهیتفاوت معنی داری مشاهده نشد.      نتیجه‌گیری: الگوی نتایج حاضر نشان می دهد که ترکیب تمریناتجسمانی نظیر ثبات مرکزی با تمرینات ذهن آگاهی ضمن کاستن از بار فشار روانی وجسمانی تمرینات بدنی صرف به سبب کاهش زمان فعالیت بدنی محض، می تواند نتایجسودمندی را در عملکردهای شناختی وحرکتی نظیر زمان واکنش و تعادل و نیز کیفیت زندگیسالمندان به همراه داشته باشد.کلیدواژه‌ها: ثبات‌مرکزی، ذهن‌آگاهی، تعادل‌ایستا ، تعادل‌پویا، زمان‌واکنش،کیفیت‌زندگی، سالمندی    
  126. تاثیر شدت های مختلف فعالیت ورزشی بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در زنان ورزشکار و غیر ورزشکار
    فریده عثمان زاده 1397
  127. بررسی اثرات مصرف حاد و مزمن آب چغندرقرمز برسطوح شاخص های خونی ،نیمرخ لیپیدی ،ظرفیت آنتی اکسیدانی و عملکرد ورزشی در دختران فوتبالیست
    مریم لطفی 1397
  128. بررسی تاثیر8 هفته تمرین هوازی در شرایط هایپوکسی نورموباریک بر آپلین پلاسما و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن
    محسن نعمتی 1397
  129. اثر تمرین مقاومتی حاد بر تغییرات شاخص های بیوشیمیایی اسیب میوکارد (cTnT,cTnI,CK-MB) در دختران غیر ورزشکار
    حمیده شریف زاده 1397
  130. اثر مکمل سازی تمرین مقاومتی با دارچین بر سطوح لپتین، آدیپونکیتن و نسبت آن¬ها در زنان دارای اضافه وزن
    شکوفه ملکی 1397
  131. اثر هشت هفته تمرین مقاومتی همراه با مصرف مکمل استویا بر مقاومت به انسولین،وسطوح گلوکز خون و آدیپونکتین در زنان مبتلا به دیابت نوع دوم
    طیبه روئین 1397
  132. بررسی تاثیر 6هفته تمرینات ترکیبی بر نیم رخ چربی، تغییرات آنزیم¬های کبدی، IL-6 و CRP در بیماران با سابقه خانوادگی عروق کرونر
    فرزاد شیری 1396
      بیماری­های قلبی عروقی در حال حاضر جزو سه علت اول مرگ و میر و ناتوانی انسان در سراسر دنیاست، همچنین این بیماری­ها که هر ساله ?? میلیون نفر را به کام مرگ می­فرستد، ?? درصد از مرگ و میرها در کشورهای در حال توسعه را شامل می­شود و در حال تبدیل شدن به اصلی­ترین عامل مرگ و میر یا ناتوانی در اکثر کشورها می­باشد .(1) و متاسفانه به علت ویژگی­های زندگی شهری،کاهش فعالیت فیزیکی، افزایش وزن، افزایش مصرف توتون وتنباکو، استرس­های شغلی و ذهنی و همین طور عدم توجه به توصیه­های سلامت، میزان آن درکشورهای درحال توسعه درحال افزایش است (2, 3). این درحالی است که شیوع واقعی بیماری قلبی عروقی در مردان و زنان ??-?? سال به ترتیب ?/?و ??/? درصد در بین مردان و زنان بالای ?? سال به ترتیب ?/??و ?/?? درصد می­باشد (4). درکشور ما نیز این بیماری از شایع­ترین عوامل مرگ و میر محسوب شده و هرساله حدود ?/? میلیون نفر مبتلا به بیماری قلبی عروقی فقط دربیمارستان­های تحت پوشش   وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی بستری می­شوند که حدود ?? درصد مرگ­ها را به خود اختصاص داده است   (5) طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، تخمین زده می­شود که در سال???? حدود ?? میلیون انسان به علت بیماری­های قلبی عروقی جان خود را از دست بدهند(6). اما روش­هایی برای کنترل و پیشگیری از بیماری­های قلبی عروقی و یا به تاخیر انداختن بروز آن­ها وجود دارد.بیماری عروق کرونری قلب، بخشی از بیماری­های قلبی عروقی هستند که به دلیل تنگی عروق کرونر قلب یا انسداد این عروق ایجاد می­شوند (7). عامل اصلی در ایجاد این بیماری عارضه­ی آترواسکلروز ( AMD) می­باشد، که منجر به پیدایش پلاک­های سخت در دیوارهای داخلی شریان­های کرونر می­گردد (8). این بیماری­ها، دارای عوامل متعددی می­باشند از جمله این عوامل خطرزای شناخته شد   (Risk   factors )می­توان به هیپرلیپدمی، هیپرتانسیون، دیابت، چاقی، استعمال دخانیات و سابقه خانوادگی اشاره کرد(9) . سندرم حاد کرونری معمولاً در افراد بالای ?? سال اتفاق می­افتد اما شیوع فاکتورهایی مثل چاقی، فشار خون بالا ،دیابت و سندرم­های متابولیک، خطر گسترش بیماری­های قلبی عروقی زودرس را در افراد افزایش خواهد داد (4). 
  133. بررسی تااثیر 6 هفته تمرینات تناوبی شدید(HIIT ) بر بیان ژن پروتئین تیروزین فسفاتاز1B در بافت عضله رت¬های دیابتی نوع 2
    فرشته سهیلی 1396
  134. اثر فعالیت مقاومتی با فواصل استراحتی متفاوت بر سطوح آیریزین سرم و لاکتات خون در پسران چاق
    محمد حیدری ظاهروند 1396
    چکیدهزمینه و هدف: چاقی اختلال متابولیکی است که در پی افزایش انرژی دریافتی و کاهش مصرف انرژی ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، آیریزین، مایوکاین جدیدی است که اثرات مفید خود را از طریق افزایش هزینه انرژی نشان می­دهد. با این حال، پاسخ آیریزین به فعالیت ورزشی مقاومتی و متغیرهای تمرینی مربوط به آن کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر فعالیت مقاومتی با فواصل استراحتی متفاوت بر سطوح آیریزین سرم و لاکتات خون در پسران چاق می­باشد. روش­شناسی تحقیق:   دوازده پسر چاق در این پروتکل تمرینی شرکت کردند. آزمودنی ها در سه روز جداگانه به صورت تصادفی به زمان های استراحتی 60، 120، 240 ثانیه بین نوبت ها تقسیم شدند و پروتکل تمرینی را اجرا کردند. هر پروتکل تمرینی شامل چهار نوبت پرس سینه تا سر حدخستگی و شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه بود. نمونه­های خونی 15 دقیقه قبل و بلافاصله بعد از فعالیت گرفته شد. داده­ها به دست آمده با استفاده از روش­های آماری t همبسته، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­ها: افزایش معنی­داری در غلظت آیریزین سرم و لاکتات خون بلافاصله بعد از هر سه پروتکل فعالیت ورزشی مقاومتی نسبت به قبل از فعالیت مشاهده شد (05/0 > P)؛ همچنین اختلاف معنی­داری در متغیرهای پژوهش بین سه پروتکل فعالیت ورزشی مقاومتی مشاهده شد   (05/0 > P)؛ براساس نتایج آزمون تعقیبی توکی افزایش در غلظت آیریزین سرم و لاکتات در زمان استراحتی 60 ثانیه به طور معنی­داری بیشتر از زمان­های استراحتی 120 و 240 ثانیه؛ همچنین افزایش غلظت آیریزین سرم و لاکتات زمان استراحتی 120 ثانیه به طور معنی­داری بیش از 240 ثانیه بود. نتایج نشان داد همبستگی مثبت و معنی­داری بین لاکتات و آیریزین درتمرین مقاومتی با زمان­های استراحتی 60 و 120 ثانیه مشاهده شد (05/0 > P)؛ درحالی که اختلاف معناداری بین لاکتات و آیریزین در تمرین مقاومتی با زمان استراحتی 240 ثانیه مشاهده نشد. نتیجه­گیری: این نتایج حاکی از آن است که تمرین مقاومتی با فاصله استراحتی کم در مقایسه با تمرین مقاومتی با فاصله استراحتی زیاد سبب افزایش سطوح آیریزین در پسران چاق می­شود. با توجه به وجود همبستگی مثبت و معنی­دار بین آیریزین سرم و لاکتات خون، تجمع لاکتات بیشتر در تمرین مقاومتی با فاصله استراحتی کم ممکن است یکی از مکانیسم­های احتمالی ترشح آیریزین بیشتر در نتیجه­ی فعالیت­های مقاومتی با فاصله استراحتی کم باشد.واژگان کلیدی: چاقی، آیریزین، لاکتات، تمرین مقاومتی، فاصله استراحتی متفاوت
  135. تاثیر 6 هفته تمرین HIIT در شرایط هیپوکسی نورموباریک بر سطوح سرمی آنزیم‌های کبدی و حداکثر اکسیداسیون چربی در زنان دارای اضافه‌وزن
    لیلا نجفی کنگرشاهی 1396
    چکیده مقدمه: یکی از مهم­ترین پاسخ­های بدن در زمان صعود به ارتفاعات، کاهش وزن است که یکی از راه­های پیشگیری از بیماری­های مرتبط با چاقی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر 6 هفته تمرین HIIT در شرایط هایپوکسی و نورموکسی بر سطوح سرمی آنزیم‌های کبدی حداکثر اکسیداسیون چربی در زنان دارای اضافه‌وزن است.    روش­ها: در این پژوهش 20 زن غیر ورزشکار دارای اضافه‌وزن به صورت داوطلبانه و پس از فراخوان شرکت کردند و به دو گروه مساوی تقسیم شدند. آن‌ها به‌طور تصادفی در گروه تمرین HIIT در شرایط نورموکسی (سن: 536/3±50/27 و BMI: 03/94±2/26) و تمرین HIIT در شرایط هایپوکسی (سن: 05/4±80/26 و BMI: 49/38±1/27)   قرار گرفتند. آزمودنی­های هر دو گروه شش هفته و هر هفته سه جلسه تمرین تناوبی شدید را انجام دادند. جلسات HIIT شامل 30 ثانیه فعالیت با شدت 90% اوج اکسیژن مصرفی و 30 ثانیه استراحت غیر فعال بود و هر هفته   5 تکرار افزوده شد تا هفته آخر به 45 بار تکرار رسید. تمام جلسات تمرین با   5 دقیقه گرم کردن شروع و 5 دقیقه سرد کردن روی دوچرخه کارسنج (70 دور در دقیقه) پایان یافت. از همه آزمودنی­ها قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین در حالت ناشتا خون­گیری به­عمل آمد. برای نرمال بودن توزیع داده­ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف استفاده شد و تغییرات داده­ها با استفاده از آزمون­های تی همبسته و مستقل در سطح معنی­داری 05/0?P   به کمک نرم افزار    21 تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ها: یافته­های مطالعه نشان داد که 18 جلسه تمرین اینتروال با شدت بالا در هر دو شرایط هایپوکسی و نورموکسی موجب کاهش معنی­دار وزن و شاخص توده بدن نسبت به پیش آزمون شد. همچنین باعث کاهش معنی­دار سطوح آسپارتات آمینوترانسفراز و افزایش معنادار حداکثر اکسیداسیون چربی شد. اما سطوح آلانــین آمینوترانــسفراز و نیمرخ لیپیدی تنها در گروه هایپوکسی کاهش معنی­دار   یافت. نتیجه­گیری: براساس یافته­های تحقیق حاضر، می­توان نتیجه­گیری کرد که تمرین HIIT در شرایط هایپوکسی احتمالاً یک روش پیشگیرانه برای به تعویق انداختن بیماری­های مرتبط با اضافه وزن و چاقی است. بنابراین تمرین HIIT به­عنوان یک روش غیرتهاجمی و غیردارویی مطرح باشد و به افراد غیر فعال و چاق توصیه می­شود. کلیدواژه‌ها: هایپوکسی، HIIT، آسپارتات آمینوترانسفراز ، آلانین آمینوترانسفراز، MFO.  
  136. بررسی اثر ورزش ترکیبی بر تراکم استخوان و جرم مواد معدنی استخوان در زنان 35تا55سال غیر ورزشکار
    پرستو روئین 1396
  137. مقایسه اثر یک وهله شنا باکنترل تنفس و یک وهله دویدن در محیط هایپوکسی شبیه سازی شده بر عامل القایی هایپوکسی یک آلفا و اشباع اکسیژن سرخرگی ناجیان کرمانشاه
    رضا سهرابی سرور 1396
  138. اثرات دو مدل برنامه تمرین مقاومتی با زمانبندی خطی و غیر خطی بر قدرت عضلانی ،خستگی و کیفیت زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروز(MS)
    سبا اکبری کری زاغه 1396
    هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر دو نوع برنامه مقاومتی با زمانبندی خطی و غیرخطی بر قدرت عضلانی، خستگی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس((MS بود. این پژوهش با طرح سه گروهی پیش آزمون و پس آزمون ((گروه گواه(n=8)   وگروه تمرین LA ( n=11) وگروه تمرین   (( n=11)NLAو با نمونه گیری تصادفی در زنان مبتلا به MS انجام شد. پروتکل تمرینی شامل 8 هفته تمرین مقاومتی به مدت45-30 دقیقه در هر جلسه و با تکرار سه جلسه در هفته بود. 48 ساعت قبل وبعد از پروتکل تمرین قدرت عضلانی بیماران به روش غیر مستقیم با استفاده از دستگاه های پرس سینه، پرس پا، جلو پا و پشت پا   ارزیابی شد و همچنین خستگی(پرسش نامهMFIS ) و کیفیت زندگی (پرسش نامه SF-36) ارزیابی شدند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از روش آماری آنالیز کوواریانس(ANCOVA) و آزمون تعقیبی LSD انجام گرفت. نتایج نشان داد که   تمرین LA و NLA باعث افزایش معنادار قدرت عضله در حرکت پرس سینه ( به ترتیب،p{0.001 ،p{0.001)، پرس پا (به ترتیب، p{0.001، p{0.001)، جلو پا (به ترتیب،p=0.001،p{0.05 ) و پشت پا ( به ترتیب،p{0.05، p{0.05) شد. همچنین تمرین LA و NLA باعث افزایش معنادار در افزایش کیفیت زندگی بیماران (به ترتیب،p{0.05،p{0.05 )، و کاهش خستگی (به ترتیب،p{0.001، p{0.05) گردید. از طرفی بین گروه تمرینLA   و NLA هیچ تفاوت معنی داری در قدرت عضلانی پرس سینه، پرس پا، جلو پا و پشت پا (p}0.05) وهمچنین خستگی (p}0.05) و کیفیت زندگی (p}0.05) مشاهده نشد. نتایج نشان داد که هر دو برنامه تمرین مقاومتی تاثیر مثبتی بر شاخص های قدرت عضلانی، خستگی و کیفیت زندگی دارند. به نظر می رسد که تمرینات مقاومتی نقش مهمی در جلوگیری از ضعف و تحلیل عضلانی بیماران دارد و می تواند به عنوان یک روش درمانی غیر دارویی در کنار سایر شیوه های درمانی در مبتلایان به MS مورد استفاده قرار گیرد.
  139. آثار حاد تمرینات اینتروال شدید و هوازی بر پروفایل چربی در دختران جوان دارای اضافه وزن
    مریم ماهوتیان 1396
    چاقی و اضافه‌وزن به همراه اختلالات لیپیدی و متابولیکی مرتبط با آن، یکی از نگرانی‌های بسیار مهم در جهان امروز است. اخیرا تمرینات تناوبی پرشدت (HIIT) برای کاهش وزن بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین هدف ما بررسی و مقایسه اثر حاد یک جلسه تمرین تناوبی پرشدت و تمرین هوازی بر نیمرخ چربی دختران دارای اضافه وزن است. به این منظور ?? دختر جوان دارای اضافه وزن به روش نمونه­گیری غیر­تصادفی در دسترس انتخاب شدند و همه آزمودنی­ها در هر دو نوع تمرین شرکت کردند. قبل از شروع آزمون، اندازه‌گیری‌های شاخص‌هایی از قبیل قد، وزن و شاخص توده بدن (BMI) انجام شد. تمرینات به صورت تک جلسه­ای انجام شد که شامل یک جلسه تمرین HIIT و یک جلسه تمرین هوازی بود. برای اجرای پروتکل تمرینی HIIT از ? تکرار ?? ثانیه‌ای آزمون وینگیت استفاده شد، به این صورت که آزمودنی‌ها ?? دقیقه گرم کردن را بدون بار   انجام دادند، سپس به مدت ? دقیقه با سرعت ?? دور در دقیقه رکاب زدند و در نهایت ?? ثانیه با نهایت سرعت رکاب زدند. برای انجام تمرین هوازی آزمودنی­ها بعد از ?? دقیقه گرم کردن، به مدت ?? دقیقه با شدت ?? درصد ضربان قلب حداکثر بر روی تردمیل دویدند. نمونه­های خونی بلافاصله قبل و بعد از هر جلسه تمرین از ورید سفالیک آزمودنی­ها در حالت ناشتا برای اندازه‌گیری سطوح نیمرخ چربی جمع آوری گردید. سطوح نیمرخ چربی بعد از تمرینات HIIT بدون تغییر بود. با این حال بعد از تمرین هوازی افزایش معنادار سطح HDL مشاهده شد. همچنین مقایسه نتایج دو جلسه تمرینی نشان داد که در تمرین HIIT سطوح کلسترول تام و LDL کاهش بیشتری داشت. به طور کلی تمرین هوازی را می‌توان به عنوان روشی موثر برای بهبود سطوح نیمرخ چربی در نظر گرفت. همچنین می‌توان از تمرین HIIT برای این منظور و به عنوان روشی نوین و مفرح برای بهبود سطوح چربی خون بهره گرفت.
  140. ارتباط آزمونهای میدانی RAST و CST با آزمون آزمایشگاهی وینگیت در فوتسالیستها نخبه مرد
    کریم فیروزبخت 1395
  141. ارتباط بین آزمون های هوازی میدانی وآزمایشگاهی در بازیکنان نخبه فوتسال مرد.
    بیژن خدایاری 1395
  142. اثرات دو مدل تمرین مقاومتی با زمانبندی خطی و غیرخطی بر ظرفیت عملکردی و شاخص هزینه فیزیولوژیک زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(MS)
    سمیه دشتی 1395
  143. تاثیر یک دوره درمان مرسوم فیزیوتراپی همراه با تمرینات کششی ایستا بر تعادل پویا و فعالیت الکتریکی عضله همسترینگ کوتاه شده در بیماران کمر درد مزمن
    فاطمه نادری 1395
  144. تاثیر یک دوره درمان مرسوم فیزیوتراپی همراه با تمرینات قدرتی بر تعادل و فعالیت الکتریکی عضله همسترینگ کوتاه شده در بیماران کمر درد مزمن
    مریم نجفی کنگرشاهی 1395
  145. اثر حاد مکمل چای سبز بر شاخص های اکسایشی و ضد اکسایشی پس از فعالیت مقاومتی با شدتهای مختلفدر مردان تمرین کرده
    سوما خسروی 1395
  146. پاسخ های التهابی و ایمنی به یک دوره 3 روزه تمرین اکسنتریک شدید
    سپیده جعفریان 1394
  147. بررسی تاثیر مصرف مکمل آرژینین بر استقامت عضلانی و پاسخ های متابولیکی پس از یک جلسه تمرین مقاومتی در ورزشکاران زن
    فهیمه زری 1394
  148. بررسی تاثیر مصرف مکمل آرژینین بر پاسخ هرمون انسولین،لاکتات، گلوکز سرم پس از یک جلسه فعالیت هوازی وامانده ساز در دانشجویان پسر
    علی رضا غیاثی 1393
  149. تاثیر مصرف مکمل آرژینین بر پاسخهای هورمون رشد،لاکتات و گلوکز سرم به فعالیت هوازی
    مسعود جمشیدی حسین آبادی 1393
  150. بررسی شیوع چاقی در کودکان شهرستان جوانرود و ارتباط آن با سطح فعالیت بدنی
    الهام صدیقی 1392
  151. تاثیر تمرین هوازی بر شاخص های میگرن و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به میگرن
    عبدالصمد عبدی 1392

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/13