profile - دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی

عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه ...

پردیس دانشگاه
مختار قبادی

مختار قبادی

دانشیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
زراعت عمومی 2 هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه زراعت عمومی 1 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه زراعت عمومی 1 هرهفته، دوشنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فیزیولوژی عملکرد گیاهان زراعی 2 هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تولید محصولات زراعی منطقه‌ای 2 هرهفته، شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فیزیولوژی تولید گیاهان زراعی 2 هرهفته، شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تاثیر کنترل شخصی ادراک شده بر احساس تعلق به زندگی روستایی با نقش میانجیگری رفاه ذهنی در شهرستان کرمانشاه
    نسیم حشمتی 1405
    چکیده هدف:  پایداری اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی ایران تا حد زیادی به پیوند روانی و عاطفی ساکنان با محیط زندگی وابسته است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر کنترل شخصی ادراک‌شده بر احساس تعلق به زندگی روستایی با نقش میانجی رفاه ذهنی در ساکنان ?? سال و بالاتر روستاهای شهرستان کرمانشاه انجام شد. روش‌شناسی:  پژوهش توصیفی-همبستگی روی ??? نفر (نمونه‌گیری چندمرحله‌ای خوشه‌ای تصادفی) اجرا شد. داده‌ها با پرسشنامه‌های استاندارد گردآوری و در دو سطح توصیفی و استنباطی با نرم‌افزارهای   win 27 و Smart-PLSwin.4 تحلیل شدند. یافته‌ها:  کنترل شخصی ادراک‌شده با رفاه ذهنی و تعلق مکانی رابطه مستقیم و معنادار داشت. مدل ساختاری نقش میانجی رفاه ذهنی را تایید کرد؛ ضریب مسیر مستقیم کنترل شخصی بر تعلق مکانی 42/0و اثر غیرمستقیم از طریق رفاه ذهنی 10/0 بود. نتیجه‌گیری:  ارتقای تعلق مکانی روستایی نیازمند رویکرد چندسطحی مشارکتی است. پیشنهاد اصلی: طراحی «کارت امتیاز سلامت جامعه روستا» با شاخص‌های ترکیبی (کنترل شخصی، رفاه ذهنی، تعلق مکانی) برای تخصیص علمی منابع. با توجه به میانگین بالای تعلق مکانی، به‌جای برنامه‌ریزی صرفاً بالا?پایین، مدل «بالا به بالا» و واگذاری کنترل واقعی به شوراهای محلی توصیه می‌شود. کمترین میانگین مربوط به رفاه ذهنی است؛ بنابراین استقرار سامانه پایش دوره‌ای (هر دو سال) در دهیاری‌ها، کارگاه‌های مدیریت استرس بومی، کارزارهای داستان‌سرایی محلی و صندوق‌های خرد مشارکتی برای زنان و جوانان ضروری است. در سطح خرد: آموزش تسهیل‌گران داوطلب سلامت روان?اجتماعی، بسته آموزشی شش جلسه‌ای مبتنی بر نظریه خودکارآمدی بندورا (هدف‌گذاری کوتاه‌مدت و مدیریت موانع ذهنی)، سامانه یادگیری سیار در پیام‌رسان‌های بومی و تخصیص گرنت‌های کوچک برای پروژه‌های بهبود کالبدی با تاکید بر معماری بومی پیشنهاد می‌شود. ترکیب مداخلات کلان ساختاری با راهکارهای محلی و کم‌هزینه، سرمایه اجتماعی?روانشناختی را نهادینه کرده و توسعه روستایی را از حاشیه به متن می‌آورد. کلیدواژه‌ها:  کنترل شخصی ادراک‌شده، رفاه ذهنی، تعلق به زندگی روستایی، پایداری اجتماعی، توانمندسازی روان‌شناختی      
  2. بررسی اثر متقابل وانادات و فسفات بر برخی از پارارمترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه ذرت (Zea mays L.) (رقم KSC703)
    احسان امیری 1405
  3. اثر کلات آهن در افزایش مقاومت به کبالت در گیاه بالنگوی شیرازی (Lallemantia royleana)
    فاطمه کهتری انور 1405
  4. تحلیل اقدامات سازگارانه اقلیم محور زنان روستایی شهرستان الشتر در مواجهه با خشکسالی (مورد مطالعه: زنان سرپرست خانوار بهره بردار زراعی)
    مهناز سپهوند 1404
  5. تشخیص و دسته بندی طبقات زنبورعسل با استفاده از پردازش صوت
    علی فتاحی 1404
  6. جایگزینی کنجاله سویا با اوره آهسته رهش در جیره برههای پرواری و تاثیر آن بر عملکرد رشد، قابلیت هضم، تخمیرشکمبه و خصوصیات هیستومورفولوژیک دستگاه گوارش
    علی اصغر امامی 1404
  7. تاثیر کود نیتروژن و گیاهان پوششی ماشک (Vicia sativa)، شبدر (Trifolium resupinatum) و یولاف زراعی (Avena sativa) بر فرونشانی علف¬های هرز، رشد و عملکرد گشنیز (Coriandrum sativum L.)
    فرهاد عباسی 1404
    می‌تواند سبب کاهش عملکرد و کیفیت گشنیز شود.   
  8. تاثیرتاریخ کاشت وارقام برعملکرد واجزاء عملکرد گیاه باقلا (Vicia faba L.) شهرستان کرمانشاه
    غلامرضا صیدی 1403
  9. واکنش گندم نان دیم (Triticum aestivum L.) به محلولپاشی گونه های مختلف سیلیکون در کاهش آسیب تنش خشکی
    شریف رستمی 1403
    چکیده گندم نان یکی از گیاهان زراعی در جهان است و نقش مهمی در امنیت غذایی دارد. هر چند عنصر سیلیسیم جزء عناصر ضروری برای رشد گیاه به شمار نمیآید. با این حال، نتایج تحقیقات اخیر نشان داده که سیلیسیم در افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی موثر بوده است. لذا، این آزمایش با هدف مقایسه ذرات اکسید سیلیسیم با قطر متفاوت، سیلیکات سدیم و سیلیکات پتاسیم در کاهش خسارت تنش خشکی در گندم دیم انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل فرمهای مختلف سیلیسیم )بدون مصرف سیلیسیم )شاهد(، سیلیکات پتاسیم ) 3SiO2K (، سیلیکات سدیم ) 3SiO2Na (، نانوذرات اکسید سیلیسیم ) 2SiO ( با قطر ذرات 8 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 1 ± 12 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5 ± 25 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5 ± 65 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 1000 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5000 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 10000 نانومتر و اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 100000 نانومتر( بودند. نتایج نشان داد که کاربرد فرمهای مختلف سیلیسیم موجب بهبود رشد و عملکرد گندم نان شدند. به طوری که بیشترین قطر برگ ) 77 / 2 میلیمتر(، طول سنبله ) 38 / 11 سانتیمتر( و تعداد سنبلچه در سنبله ) 19 / 15 عدد( از محلولپاشی نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 8 نانومتر به دست آمد. به علاوه، مقایسه میانگینها نشان داد که تیمار نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 12 نانومتر و سیلیکات سدیم موجب افزایش 17 / 35 و 93 / 32 درصدی تعداد دانه در سنبله نسبت به شاهد شدند. همچنین بیشترین وزن هزار دانه در تیمار سیلیکات پتاسیم، اکسید سیلیسیم با قطر 10000 نانومتر و نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 25 و 8 نانومتر دیده شد. محلولپاشی نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 25 نانومتر به ترتیب باعث افزایش 23 / 38 ، 20 / 49 و 60 / 57 درصدی میزان عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد کاه نسبت به شاهد شد . گیاهان محلولپاشی شده با نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 8 و 12 نانومتر به طور معنیداری از میزان کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل بیشتری نسبت به سایر فرمهای سیلیسیم برخوردار بودند. از طرفی، بالاترین میزان پرولین، پروتئین و قندهای محلول برگ با کاربرد تیمارهای نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 8 ، 12 ، 25 و 65 نانومتر دیده شد. مشخص شد که کاربرد فرمهای مختلف سیلیسیم موجب کاهش محتوای مالوندیآلدئید و پراکسید هیدروژن و افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز برگ در مقایسه با شاهد شدند. به طور کلی، تیمارهای نانو ذرات اکسید سیلیسیم در مقایسه با فرم غیرنانو به طور موثرتری عملکرد، اجزای عملکرد و صفات بیوشیمیایی گندم را افزایش دادند که نشان دهنده توانایی بهتر نانوذرات به دلیل ابعاد کوچکتر و سطح بیشتر آنها است. بنابراین، توصیه میشود برای افزایش رشد و عملکرد گندم نان دیم و کاهش آسیب تنش خشکی، پیشنهاد میشود که از محلولپاشی فرم نانو ذرات دی اکسید سیلیسیم استفاده شود. کلیدواژهها: آنزیم آنتیاکسیدان، عملکرد دانه، سیلیسیم، گندم، نانو ذره  
  10. مطالعه تاثیر سطوح مختلف نیتروژن و گوگرد بر روی ویژگی های رشدی و عملکرد کمی و کیفی گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L.)
    مسعود بهرام آبادی 1403
      Abstract In order to investigate the effect of nitrogen and sulfur levels on the growth characteristics and quantitative and qualitative yield of nigella, an experiment was conducted as split plot based on randomized complete blocks design with three replications during 2021-22 cropping year at Campus of Agriculture and Natural Resource, Razi University, Kermanshah, Iran. The factors include the application of nitrogen at three levels (one-third, two-thirds and equivalent to the recommended amount from the source of urea fertilizer) as the main-factor and the application of sulfur at four levels (0, 40, 80 and 120 kg/ha from the source of Ammonium sulfate) were as sub-factor. The results of analysis of variance showed that the effect of nitrogen on harvest index, number of capsules per plant, 1000 grain weight, number of lateral branches, stem diameter, number of leaves per plant, leaf area per plant, number of days from seedling emergence to flowering, grain filling duration, grain filling rate, grain protein, grain ash, and leaf nitrogen were significant at the 1% probability level, and the biological yield and plant height were significant at 5% level. The effect of sulfur fertilizer on harvest index, 1000 grain weight, grain filling rate and grain ash was significant at the 1% probability level, and on the number of days from seedling emergence to flowering, grain filling duration and leaf nitrogen at 5% level. The nitrogen × sulfur interaction effect on grain yield, number of grains per capsule, number of grains per plant, grain weight per plant, grain oil, grain fiber and stem nitrogen at the 5% probability level and on oil yield, oil harvest index and number of days from seedling emergence to physiological maturity was significant at the 1% probability level. Interaction treatment of the recommended amount of nitrogen fertilizer x 120 kg/ha sulfur fertilizer produced the highest values of biological yield (4788 kg/ha), grain yield (1941 kg/ha), oil yield (743 kg/ha), harvest index (38/9%), oil yield index (15.3%), number of capsules per plant (34.92), number of grains per capsule (78.8), number of grains per plant (2921), 1000-grain weight (2.32 g) , grain weight per plant (7.10 g), plant height (66.9 cm), number of lateral branches (12.31), stem diameter (7.31 mm), number of leaves per plant (101.4) ), leaf area per plant (186 cm2), number of days from seedling emergence to flowering (69.8 days), number of days from seedling emergence to physiological maturity (110.6 days), grain filling duration (39.1 days), grain filling rate (163 mg/day), grain protein (28.1%), grain fiber (9.05%), grain oil (38.78%), leaf nitrogen (2.80%) and stem nitrogen (15.1%). In general, the application of the recommended amount of nitrogen with 80-100 kg/ha of sulfur fertilizer can be recommended as a suitable treatment to improve the yield of nigella. Key words: Nigella, grain oil, leaf nitrogen, grain yield, harvest index.
  11. بررسی عددی خصوصیات هیدرولیکی جریان روی شیب شکن قائم همراه با سازه تنظیم کننده در بالادست
    زینب عزیزی 1403
    شیب شکن ها از رایج ترین سازه های هیدرولیکی   انرژی هستند که برای استهلاک انرژی در شبکه های آبیاری و زهکشی، سیستم های تصفیه آب ، آبراهه های فرسایش پذیر و جمع آوری و دفع فاضلاب استفاده می شوند. هنگامی که شیب طبیعی زمین از شیب کانال طراحی شده بیشتر باشد، از شیب شکن ها برای انتقال آب استفاده می شود. هدررفت انرژی در این سازه به دلیل برخورد جت آب با کف کانال و ایجاد پرش هیدرولیکی در حوضچه آرامش رخ می‌دهد.همچنین با توجه به اینکه در برخی شبکه‌های آبیاری و زهکشی ممکن است سرریز در بالادست شیب شکن به‌منظور کنترل سطح آب احداث شود، به بررسی تاثیر احداث این سازه بر هیدرولیک جریان عبوری از شیب شکن پرداخته می‌شود. به طور کلی اهداف این پژوهش شامل شبیه‌سازی عددی جریان عبوری از شیب شکن قائم با استفاده از نرم‌افزار Flow-3D ،بررسی مقدار استهلاک انرژی عبوری از شیب شکن قائم،صحت سنجی روابط تجربی ارائه‌شده برای خصوصیات جریان،بررسی تاثیر نصب سرریز بر استهلاک انرژی،بررسی جریان فوق بحرانی و زیربحرانی در کانال بالادست بر خصوصیات جریان می باشد. نتایج مدل Flow-3D با استفاده از داده‌های آزمایشگاهی راجاراتنام وچمنی (1995) صحت‌سنجی می‌شود و سپس روابطی که برای تعیین پارامترهای هیدرولیکی مربوط به شیب شکن توسط سایر محققین ارائه شده ارزیابی می‌شود. در این تحقیق، سپس تاثیر شیب کف کانال پایین‌دست، نصب سرریز و دریچه روی شیب‌شکن بر پارامترهای هیدرولیکی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این تحقیق برای شبیه سازی مدل،از میدان محاسباتی دوفازی شامل جریان آب موجود درکانال و هوای بالای آن استفاده شد.جریان را دوبعدی در نظر گرفته و از میان مدل های اغتشاشی RNGوk-?   که مدل های مربوط به جریان های لزج و آشفته است،پس از انتخاب و بررسی نتایج ،مدلRNG به دلیل تطابق بهتر نتایج محاسباتی و مشاهداتی انتخاب شده است.از نتایج محققین پیشین و همچنین روش عددهای بدون بعد،برای صحت سنجی نتایج استفاده شد.بعد از کسب اطمینان ازدقت مدل،به تاثیرات نصب سرریز بر استهلاک انرژی، بررسی جریان فوق بحرانی و زیربحرانی در کانال بالادست بر خصوصیات جریان، ارائه رابطه ای برای محاسبه استهلاک انرژی، عمق نسبی گرداب و عمق آب پایاب، بررسی مقدار استهلاک انرژی عبوری از شیب شکن قائم،پرداخته شده است.   
  12. تاثیرمحرک¬های رشد گیاهی بر عملکرد نخود زراعی (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم
    تورج میلادی 1403
  13. اثر گلوتامیک و آسپارتیک اسید بر رشد گیاه بادرنجبویه (Dracocephalum ruyschiana ) تحت تنش سرب
    زهرا رمضانی 1402
  14. اثرهای سطوح تنش خشکی و نیتروژن بر رشد و برخی صفات زراعی و فیزیولوژیکی گیاه خرفه (Portulaca oleracea L.)
    کتایون دارفرین 1402
    خرفه گیاه دارویی ارزشمندی است که دارای ترکیبات و خواص مفیدی است که میتوان به اسیدهای چرب امگا 3 ، ویتامینها و غیره اشاره نمود . تنش خشکی یکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی است که همواره اثرات منفی زیادی بر بهرهوری محصولات کشاورزی دارد . در شرایط خشکی میزان مناسب مصرف کود نیتروژن می تواند رشد و عملکرد محصول را تحت تاثیر قرار دهد. به همین منظور اثرات سطوح تنش خشکی و نیتروژن بر رشد و برخی از صفات زراعی و فیزیولوژیکی گیاه خرفه در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی در سال زراعی 1401 - 1400 انجام شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار طراحی گردید. تیمارها شامل سطوح تنش خشکی )آبیاری در زمان 35 ، 50 ، 65 و 80 درصد تخلیه رطوبت( و مقادیر مصرف نیتروژن ) 0 ، 50 ، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره( بودند. صفات مورد بررسی شامل وزن خشک بوته، وزن دانه در بوته، شاخص برداشت، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اولیه، تعداد شاخه ثانویه، وزن خشک برک، وزن خشک ساقه، نسبت وزن برگ، نسبت وزن ساقه، نیتروژن دانه، نیتروژن برگ، نیتروژن ساقه، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی اقتصادی نیتروژن، شاخصبرداشت نیتروژن، کارایی مصرف آب، میزان آب مصرفی، کلروفیل a، کلروفیل b ، کلروفیل کل، کارتنوئید، کلروفیل فلورسانس، هدایت روزنهای و غیره. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر تنش خشکی بر صفات وزن خشک بوته، وزن دانه در بوته، شاخصبرداشت، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اولیه، تعداد شاخه ثانویه، وزن خشک برگ، نسبت وزن برگ، نسبت وزن ساقه، نیتروژن دانه، نیتروژن برگ، نیتروژن ساقه، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی اقتصادی نیتروژن، شاخصبرداشت نیتروژن، کارایی مصرف آب، میزان آب مصرفی، کلروفیل فلورسانس و هدایت روزنهای. اثر کود نیتروژن بر صفات وزن خشک بوته، وزن دانه در بوته، شاخص برداشت، تعداد دانه در کپسول، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، وزن خشک برگ، نیتروژن دانه، نیتروژن برگ، نیتروژن ساقه، شاخصبرداشت نیتروژن، کلروفیل فلورسانس و هدایت روزنهای. اثر متقابل تنش خشکی در کود نیتروژن بر صفت وزن خشک ساقه، کلروفیل a ، کلروفیل b ، کلروفیل کل و کارتنوئید معنیدار گردید. تیمار 35 درصد تخلیه رطوبتی به همراه کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از نظر صفت وزن خشک بوته ) 82 / 2 گرم(، وزن دانه در بوته ) 13 / 1 گرم(، شاخصبرداشت ) 04 / 40 درصد(، تعداد کپسول در بوته ) 66 / 62 (، تعداد دانه در کپسول ) 33 / 72 (، تعداد دانه در بوته ) 4 / 4548 (، وزن هزار دانه ) 50 / 0 گرم(، وزن خشک برگ ) 16 / 0 گرم(، وزن خشک ساقه ) 37 / 2 گرم(، نیتروژن دانه ) 02 / 11 درصد(، نیتروژن برگ ) 2 / 6 درصد(، نیتروژن ساقه ) 86 / 7 درصد(، شاخصبرداشت نیتروژن ) 75 / 57 درصد( بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داد. تیمار 80 درصد تخلیه رطوبتی باعث افزایش کارایی مصرف آب ( 83 / 11 گرم بر کیلوگرم( گردید. بطور کلی نتایج نشان داد که، در تیمار تخلیه رطوبتی 35 درصد به همراه کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن بیشترین عملکرد دانه خرفه بدست آمد. کلید واژهها: کلروفیل فلورسانس، پروتئین دانه، کارایی مصرف آب، رنگیزه های فتوسنتزی  
  15. بررسی اثر نشت وابسته به فشار بر طراحی بهینه شبکه توزیع آب شرب شهر روانسر با استفاده از روش NSGA-II
    هوشمند سلیمانی 1402
  16. اثرات ماندابی بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و عملکرد کاملینا در شرایط گلخانه
    الهام هاشمی دره بادامی 1402
  17. اثر بعضی از عوامل کلات کننده بر گیاه پالایی گیاه باقلا در یک 0خاک آلوده به کادمیوم
    هانیه دوست محمدی 1402
  18. ارزیابی شاخص‌های انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای در تناوب زراعی گندم - نخود در مقایسه با گندم-گندم تحت شرایط اقلیمی منطقه کرمانشاه
    فرزانه انگزی 1402
    2 در تناوب گندم-گندم به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (21/59)، کود­های نیتروژنه (82/30)، کودهای فسفاته (41/7) و کود­های پتاسه (55/2) بود. همچنین بیش­ترین میزان انتشار گاز گلخانه­ای co2 در تناوب گندم-نخود به ترتیب مربوط به سوخت های فسیلی (32/59)، کود­های نیتروژنه (58/28)، کودهای فسفاته (19/9) و کود­های پتاسه (90/2) بود. بیش­ترین انتشار گاز CO2 در کشت گندم رایج مربوط به مصرف سوخت­های فسیلی و در کشت گندم با کم خاکورزی و بی خاکورزی مربوط به مصرف کود­های نیتروژنه بود. بیش­ترین انتشار گاز گلخانه­ای N2O ناشی از نهاده­های شیمیایی مربوط به سوخت­های فسیلی در کشت گندم رایج بود.   با توجه به نتایج می­توان بیان نمود که کشت گندم به روش کم خاکورزی، بیش­ترین کارایی مصرف انرژی را داشت. بیش­ترین کارایی انرژی در کشت نخود نیز مربوط به سیستم بدون خاکورزی بود. بهره­وری انرژی بیش­تر در تناوب گندم – نخود به دلیل کاهش انرژی ورودی و افزایش راندمان محصول در این تناوب بود. با افزایش انتشار گاز­های گلخانه­ای در تناوب گندم - گندم نسبت به تناوب گندم – نخود شاخص گرمایش جهانی افزایش یافت.   
  19. اثرات متقابل بیوچار و اسید هیومیک برکاهش تنش قلیائیت در گیاه دارویی ریحان(Ocimum basilicum L.)
    پردیس فیض عباسی 1402
  20. تاثیر فرآوری کاه کلزا و کاملینا با اوره بر ترکیبات شیمیایی، تولید گاز، گوارش پذیری و فرایند تخمیر در شرایط برون تنی
    پروین صادقی 1402
  21. اثر کودهای ریزمغذی نانو بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد سیاهدانه Nigella sativa L.))
    سارا سلگی 1402
    در خاک‏های ایران کمبود عناصر غذایی و پایین بودن کارایی جذب آن‏ها از عوامل مهم کاهش کمیت و کیفیت محصولات زراعی محسوب می‏شود. بنابراین با اعمال روش صحیح تغذیه گیاهان می‏توان کارایی نهاده‏ها را افزایش داد. بر همین اساس، به منظور بررسی اثر محلول‏پاشی کودهای ریزمغذی نانو بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد سیاهدانه، یک آزمایشدر قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1401-1400 در مزرعه آموزشی و تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در استان کرمانشاه انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل محلول‏پاشی شش نانو کود ریزمغذی   آهن و بور (دو در هزار)، روی و منگنز (5/1 در هزار)، مس و مولیبدن (یک در هزار) در مرحله ابتدای رشد طولی ساقه، محلولپاشی همین شش نانو کود ریزمغذی در مرحله ابتدای پرشدن دانه، و یک تیمار شاهد (محلول‏پاشی با آب) بودند. در این آزمایش، صفات مربوط به خصوصیات رشدی گیاه، عملکرد و اجزای عملکرد، صفات فیزیولوژیک، صفات بیوشیمیایی، درصد روغن سیاهدانه و عملکرد روغن اندازه‏گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد کاربرد کودهای ریزمغذی نانو در دو مرحله شاخه‏دهی و پر شدن دانه به طور جداگانه بر اکثرصفات (به غیر از تعداد دانه در گیاه و حداکثر کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم P)   اثر معنی‏‏داری داشت. مقایسه گروهی اثر محلول‏پاشی کودهای ریزمغذی نانو بین دو مرحله شاخه‏دهی و پر شدن دانه بر اکثر صفات (به غیر از سرعت پر شدن دانه، ارتفاع ساقه، وزن خشک گیاه، نسبت وزن کپسول، کاتالاز و سوپراکسیددیسموتاز) معنی‏دار گردید. محلول‏پاشی نانوکود آهن در مرحله شاخه دهی و پر شدن دانه (به ترتیب با 1679 و 1772 کیلوگرم در هکتار) بالاترین عملکرد دانه را در مقایسه با شاهد (1414 کیلوگرم در هکتار) تولید نمودند. همچنین، بیشترین عملکرد روغن به ترتیب با کاربرد آهن و روی   ابتدا در مرحله پر شدن دانه (به ترتیب 640   و 606 کیلوگرم در هکتار) سپس در مرحله شاخه‏دهی (به ترتیب 569 و 561 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. بیشترین پاسخ صفات   مورفولوژیک و فیزیولوژیک ابتدا به کاربرد آهن سپس به محلول‏پاشی روی حاصل شد. به طور کلی، نتایج این آزمایش نشان داد که به نظر می‏رسد محلول‏پاشی نانوکودهای ریزمغذی به ویژه آهن و روی در افزایش عملکرد کمی و کیفی سیاهدانه موثر باشد.   
  22. بررسی روند تغییرات کیفیت آب زیرزمینی از دیدگاه کشاورزی با رویکرد زمین آمار (مطالعه موردی: دشت ملایر)
    هدی حسین زاده 1402
  23. تاثیر تاریخ کاشت و سطوح مختلف کود بر عملکرد واجزا عملکرد کاملینا (Camelina sativa) در شرایط دیم استان کرمانشاه
    ارش رحیمی 1402
    این تحقیق به‌منظور بررسی اثرات تاریخ کاشت و کاربرد کودهای شیمیایی و مقدار مختلف کاربرد بذر بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دانه روغنی کاملینا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل سه فاکتوره در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورها شامل چهار تاریخ کاشت (5 مهر، 23 مهر، 11 آذر و 29 اسفندماه)، سطوح مختلف از مخلوط کودهای (NPK) به نسبت‌های نیتروژن 18 درصد فسفر 54 درصد و پتاسیم 27 درصد در چهار سطح شاهد (بدون کود)، 50 کیلوگرم در هکتار، 100 کیلوگرم در هکتار و 150 کیلوگرم در هکتار که هنگام کاشت به زمین اضافه شدند و فاکتور سوم نیز سه سطح بذری (40 کیلوگرم در هکتار، 80 کیلوگرم در هکتار و 120 کیلوگرم در هکتار) بودند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد اثر تیمارهای تاریخ کاشت، مقدار بذر و مقدار کود بر صفات ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه و عملکرد دانه معنی‏دار شد. اثر مقابل سه گانه تاریخ کاشت*مقدار بذر*مقدار کود بر صفات ارتفاع بوته و وزن هزار دانه معنی‏دار شد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین داده‏ها نشان داد بالاترین میزان ارتفاع بوته کاملینا در تاریخ کاشت 23 مهرماه و با کاربرد 12 کیلوگرم بذر در هکتار و همچنین کاربرد 150 کیلوگرم کود NPK در هکتار به میزان 91 سانتی‏متر حاصل گردید. همچنین در تاریخ کاشت 23 مهرماه و با کاربرد مقدار 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK بالاترین تعداد شاخه فرعی در بوته به تعداد 77/10 شاخه فرعی به دست آمد. در بین همه تیمارهای آزمایش بالاترین تعداد خورجین در بوته در تیمار کاربرد 12 کیلوگرم در هکتار بذر کاملینا و در تاریخ کاشت 23 مهرماه به تعداد 281 خورجین در بوته به دست آمد و در هر چهار تاریخ کاشت افزایش میزان کاربرد کود NPK تا 150 کیلوگرم در هکتار سبب شد که تعداد خورجین در بوته بیشتری تشکیل گردد. کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK در تاریخ کاشت 23 مهرماه سبب شد که بالاترین تعداد دانه در خورجین به تعداد 16 دانه در خورجین تشکیل گردد. در بین همه تیمارهای آزمایش تیمار کاربرد 150 کیلوگرم کود NPK به همراه کاربرد 12 کیلوگرم بذر کاشته شده در تاریخ کاشت 23 مهرماه بالاترین میزان وزن هزار دانه به میزان 56/1 گرم را حاصل نمود. افزایش کاربرد بذر در واحد سطح منجر به افزایش عملکرد دانه در گیاه کاملینا شد و در بین همه تیمارهای آزمایش بالاترین میزان عملکرد دانه به میزان 1381 کیلوگرم در تاریخ کاشت 23 مهر و به همراه کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK حاصل گردید. براساس نتایج حاصل از این مطالعه مشخص شد که جهت دستیابی به عملکرد بالاتر گیاه کاملینا در منطقه کرمانشاه بایستی از مقدار 12 کیلوگرم در هکتار بذر و مقدار 150 کیلوگرم کود NPK استفاده نمود و تاریخ کشت را در محدوده 23 مهرماه قرار داد.
  24. ارزیابی کیفیت فیزیکی بخشی از خاک¬های منطقه روانسراز نظر عملکرد گندم وذرت
    امیر رضائی 1402
    آگاهی از کیفیت خاک، لازمه بهره­برداری صحیح از این منبع مهم طبیعی، در راستای کشاورزی پایدار است. کیفیت خاک با اندازه­گیری بعضی شاخص­های مهم تعیین می­شود. اگر این شاخص­ها در محدوده مناسب قرار داشته باشند، عملکرد محصول به حداکثر مقدار ­رسیده و تخریب خاک نیز کاهش می­یابد. به منظور ارزیابی کیفیت فیزیکی خاک و عملکرد بیولوژیکی ذرت و گندم، مطالعه­ای در سال زراعی 98-1397 در بخشی از اراضی منطقه روانسر در استان کرمانشاه انجام شد. در این راستا، در قالب یک شبکه منظم (ابعـاد 100 ×100 متر)، نمونه­ برداری خاک انجام و بعضی از ویژگی­های مهم فیزیکی موثر بر عملکرد محصولات زراعی از قبیل جرم مخصوص ظاهری، هدایت هیدرولیکی، کربن آلی خاک، تخلخل غیرموئینگی و مقدار رطوبت قابل دسترس خاک تعیین گردید. سپس، تغییرپذیری مکانی ویژگی­های خاک با استفاده از تکنیک­های زمین آمار و به کمک نرم افـزار ArcGIS انجام شد. در پایان فصول رشد نیز در هر نقطه نمونه­برداری، عملکرد بیولوژیکی دو محصول مورد نظر (ذرت و گندم) تعیین گردید. شاخص رتبه­بندی فیزیکی خاک با حاصل­ضرب ارزش پنج پارامتر فیزیکی مورد بررسی تعیین و در نهایت، ارتباط عملکرد بیولوژیک با شاخص فیزیکی خاک مورد بررسی قرار گرفت. بررسی نقشه­های پهنه­بندی نشان داد که تغییرات هدایت هیدرولیکی اشباع بین 04/0 تا 69/1 سانتی متر بر ساعت و کربن­آلی بین 26/0 تا 35/1 درصد متغیر بوده و در بخش شمال غربی مزرعه دارای بیشترین مقادیر بودند. دامنه تغییرات جرم مخصوص ظاهری خاک نیز بین 34/1 تا 66/1 گرم بر سانتی متر مکعب، تخلخل غیرموئینگی بین 25/6 تا 92/19 درصد و رطوبت قابل دسترس نیز بین 29/6 تا 93/18 در­صد متغییر بود. ضرایب همبستگی بین شاخص فیزیکی خاک و عملکرد بیولوژیکی گندم و ذرت به ترتیب 82/0 و 77/0 بودند که نشان­دهنده همبستگی قوی بین این شاخص و عملکرد دو محصول در منطقه مورد مطالعه است. بطورکلی، شاخص فیزیکی خاک یک ابزار مهم در ارزیابی کمی شرایط فیزیکی خاک است که با توجه به آن و بر اساس نقشه­های پهنه­بندی، می­توان در راستای بهبود کیفیت فیزیکی خاک در مزارع کشاورزی اقدام نمود.کلید واژه: ذرت ، زمین آمار ، کیفیت خاک، گندم
  25. مقایسه کاربردهای تلفیقی انواع مختلف کود در رفع کلروز آهن درختان میوه
    زینب عباسی کاروانه 1402
       آگاهی از وضعیت تغذیه­ای باغات میوه به منظور افزایش کمیت و کیفیت محصول یک امر ضروری و اجتناب­ناپذیر است. همچنین، مدیریت پایدار حاصلخیزی خاک یکی از مولفه­های مهم مدیریت خاک در راستای کشاورزی پایدار است که ارزیابی آن از طریق سنجش ویژگی­های شیمیایی و زیستی امکان­پذیر می­باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر چالکودهای تلفیقی مختلف از کودهای آلی، شیمیایی و زیستی بر رفع کلروز آهن در درختان هلو و شلیل، تعادل عناصر غذایی در برگ و میوه درختان تیمار شده و برخی ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک انجام گرفت. پیش از اعمال تیمارهای چالکود، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متری به ‌صورت مرکب از باغ مورد مطالعه تهیه و ویژگی­های شیمیایی (pH، EC، ماده آلی و فسفر و پتاسیم فراهم) و زیستی (تنفس پایه، کربن زیست­توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک) آن­ها تعیین شدند. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک­های کامل تصادفی در 3 بلوک و 5 تیمار اجرا شد. اواسط اسفند 1398، تیمارهای آزمایشی به صورت چالکود در یک سوم بیرونی سایه­انداز درختان به این صورت اعمال شدند: کود دامی کاملاً پوسیده (A)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین (B)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس (C)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (D)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (E). مقادیر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، مس و روی در برگ و میوه درختان در سال­های 1399 و 1400 و کلروفیل برگ در سال 1400 اندازه­گیری شدند. پس از برداشت میوه­ها در تابستان 1400، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متر و از کنار محل چالکود با استفاده از اوگر برداشته شد. ویژگی­های شیمیایی و زیستی در خاک­های تیمار شده، اندازه­گیری و با ویژگی­های خاک قبل از چالکود مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین و بیشترین مقادیر کلروفیل برگ و عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل به ترتیب در تیمارهای A و E به دست آمدند. بر اساس آنالیز واریانس کیت-نلسون، عملکرد 1/50 و 2/43 کیلوگرم در درخت به عنوان عملکرد بحرانی برای تفکیک جامعه با عملکرد بالا (تیمارهای D و E) از جامعه با عملکرد پایین (تیمارهای A، B و C) به ترتیب در درختان هلو و شلیل به دست آمد. آهن و فسفر، محدودکننده­ترین عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل در جامعه با عملکرد پایین بودند. همچنین، نتایج نشان داد که pH خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به خاک شاهد کاهش یافت و کمترین مقدار pH مربوط به تیمار E بود. همچنین، با افزایش عمق، مقدار pH در خاک­های چالکود شده کاهش پیدا کرد، در حالی­که در خاک شاهد افزایش یافت. مقدار EC خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری بیشتر از خاک شاهد بود. با این حال، افزایش EC در خاک­های تیمار شده به اندازه­ای نبود که منجر به شوری خاک شود. اثر تیمارهای چالکود بر افزایش مقدار ماده آلی خاک معنی­دار بود. مقدار ماده آلی خاک در عمق 30-0 سانتی­متری، از 09/2 تا 23/2 درصد متغیر بود که بیشترین و کمترین مقدار آن به ترتیب برای خاک شاهد و تیمار E به دست آمد. دامنه این پارامتر در عمق 60-30 سانتی­متری، 90/2-69/1 درصد بود که بر خلاف لایه اول، بیشترین مقدار در تیمار E و کمترین مقدار در خاک شاهد اندازه­گیری شد. مقدار فسفر فراهم خاک به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، در حالی­که بین مقادیر این پارامتر در خاک­های چالکود شده، تفاوت معنی­داری وجود نداشت. مقدار پتاسیم فراهم در خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد و این تفاوت در عمق 60-30 سانتی­متری چشمگیرتر بود. تیمارهای چالکود به طور معنی­داری تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا و کربن زیست­توده میکروبی را نسبت به شاهد افزایش دادند، در حالی­که اثر آن­ها بر کسر متابولیک معنی­دار نبود. به طور کلی، می­توان گفت که مدیریت تلفیقی چالکود در تیمار E، بیشترین تاثیر را در بهبود کلروز آهن، تعادل تغذیه­ای درختان و کیفیت شیمیایی و زیستی خاک داشت.
  26. اثر کمپوست زباله شهری وکود دامی بر رشد گیاه ریحان .ocimum basilicum L تحت تنش خشکی
    انتصار کاظم جواد 1402
  27. تاثیر چند اصلاح کننده آلی و معدنی و کیفیت آب آبیاری بر هدایت هیدرولیک اشباع یک خاک سبک بافت
    فتانه مرادی 1401
  28. تاثیر برخی از ویژگی فیزیکی و شیمیایی خاک و کیفیت آب آبیاری بر ضریب آبگذری اشباع
    فاطمه پروانه 1401
  29. بررسی اثر تاریخ‌ کاشت و کود دامی بر عملکرد محصول و کارایی جذب و مصرف نیتروژن در گیاه بومادران (Achillea millefolium L.)
    مریم دارابی ده عباسانی 1401
    گیاه دارویی بومادران از مهم‌ترین گیاهان دارویی است که یافتن سطح کودی مناسب و بهترین تاریخ کاشت آن به کشاورزان برای کشت هر چه بهتر این گیاه دارویی کمک می‌کند. به منظور بررسی اثر تاریخ‌ کاشت و کود دامی بر عملکرد محصول و کارایی جذب و مصرف   نیتروژن در گیاه   بومادران آزمایشی به صورت طرح کرت خرد شده در قالب بلوک‌ کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل کود دامی به عنوان فاکتور اصلی در 4 سطح (0، 10، 20، 30 تن در هکتار) و فاکتور فرعی 3 تاریخ کاشت (15 فروردین، 4 اردیبهشت، 24 اردیبهشت) بود. صفات مورد بررسی شامل شاخص‌های رشدی، عملکرد و اجزای عملکرد و کارایی جذب، زراعی، فیزیولوژیک و شاخص برداشت نیتروژن بودند. نتایج نشان داد با افزایش سطوح کود دامی شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، وزن خشک اندام‌های هوایی در هر سه تاریخ کاشت افزایش یافته است و بیش‌ترین میزان هر کدام از صفات ذکر شده در تاریخ کاشت اول و سطح 30 تن کود دامی در هکتار و کم‌ترین آن در تاریخ کاشت سوم و سطح کودی صفر تن کود دامی در هکتار مشاهده شد. کاربرد کود دامی اثر معنی دار در سطح احتمال یک درصد بر تعداد کاپیتول در بوته، تعداد دانه در کاپیتول، ارتفاع بوته در زمان برداشت و گلدهی، وزن هزار دانه، وزن تر گیاه، عملکرد دانه، تعداد ساقه گلدهنده داشت. تاریخ کاشت مناسب باعث افزایش طول دوره رشد در گیاهان می‌شود که تاریخ مناسب برای بومادران در ابتدای فصل رشد (15 فروردین) بود. در این تاریخ کاشت تمامی اجزای عملکرد و صفات رشدی بهتر از دیگر تاریخ‌های کاشت مشاهده شد. همچنین افزایش کود دامی کاهش کارایی جذب، زراعی، فیزیولوژیک و شاخص برداشت نیتروژن را به همراه داشت. به طور کلی با کاربرد کود دامی از صفر به 30 تن در هکتار و تاریخ کاشت ابتدای فصل می‌تواند به عملکرد بالا و استفاده کارآمد از این گیاه دارویی کمک کند. هم‌چنین استفاده از کود‌های دامی به جای کود شیمیایی می‌تواند جایگزین مناسبی برای افزایش عملکرد باشد و از مضرات زیست محیطی کود شیمیایی نیز جلوگیری کند. واژه های کلیدی:   اسانس، اجزای عملکرد، ویژگی‌های   فیزیولوژیک، جذب نیتروژن      
  30. اثر تنش خشکی بر ویژگی های مورفوفیزیولوژیک برخی نهال های درختی تلقیح شده با قارچ مایکوریزا
    الهام حسنی 1401
  31. اثرات متقابل زئولیت و اسیدسالیسیلیک درکاهش تنش قلیائیت درگیاه دارویی سیاه دانه(Nigella sativa L)
    فرزانه خداوند 1401
  32. تاثیر سطوح مختلف ریشه و جوانه مالت جو بر عملکرد، کیفیت تخم‌مرغ و قابلیت هضم مواد مغذی در مرغ‌های تخم‌گذار تجاری
    سامان هاشمی 1401
  33. برهمکنش دودآب، قارچ مایکوریزا و باکتری ریزوبیوم بر خصوصیات اگروفیزیولوژیک نخود(.cicer arietinum L)
    صبا تواضعی 1401
          به‌منظور بررسی برهم‌کنش دودآب، قارچ مایکوریزا و باکتری ریزوبیوم بر خصوصیات اگروفیزیولوژیک نخود،   آزمایشی در سال زراعی 1400-1399 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی درسه تکرار اجرا شد. تیمارهای مورد آزمایش شامل کاربرد دودآب بصورت محلول‌پاشی با غلظت یک لیتر در هکتار (در دو مرحله رویشی و پیش از گلدهی) و خاک کاربرد با غلظت‌های 2 و 4 لیتر در هکتار به همراه عدم استفاده از دودآب (شاهد) به‌عنوان عامل اصلی و تلقیح میکروارگانیسم‌ها (ریزوبیوم، مایکوریزا، کاربرد توام ریزوبیوم-مایکوریزا و شاهد) به‌عنوان عامل فرعی بود. در این پژوهش صفات ارتفاع بوته، کلروفیل و کاروتنوئید، تعداد گرهک، طول ریشه، قطر ریشه، وزن تر و خشک ریشه، محتوی نسبی آب برگ، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن صد دانه، شاخص برداشت، سرعت رشد محصول(CGR)، نسبت وزن برگ(LWR) ، نسبت وزن ساقه(SWR) و وزن خشک کل(TDW) اندازه‌گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر دودآب بر صفات سرعت رشد محصول(CGR)، ارتفاع بوته، تعداد گرهک ریشه، قطر ریشه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته و وزن صد دانه معنی‌دار شد. اثر کود بیولوژیک بر صفات وزن تر ریشه، سرعت رشد محصول(CGR)، وزن خشک کل(TDW)، محتوی نسبی آب برگ، ارتفاع بوته، تعداد گرهک، طول ریشه، قطر ریشه، وزن خشک ریشه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، وزن صد دانه معنی‌دار شد. اثر متقابل دودآب در کود بیولوژیک بر صفت نسبت وزن برگ(LWR)، نسبت وزن ساقه(SWR) ، کلروفیل کل و کارتنوئید معنی‌دار گردید. فاکتور دودآب با غلظت یک لیتر در هکتار در دو مرحله رویشی و ابتدای گلدهی از نظر عملکرد دانه(8/547 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد بیولوژیک(4/2122 کیلوگرم در هکتار)، تعداد غلاف در بوته(2/13)، تعداد دانه در بوته(6/7 دانه در بوته)، وزن صد دانه(5/35 گرم)، CGR(4/4 گرم بر مترمربع در روز)، بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داد. فاکتور دودآب خاک مصرف   با غلظت 2 و 4 لیتر در هکتار از نظر قطر ریشه(7/4 میلی‌متر) و ارتفاع(9/38 سانتی‌متر) هم بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داد. کاربرد توام ریزوبیوم و مایکوریزا از نظر وزن صددانه(7/35 گرم)، CGR(1/3 گرم به مترمربع در روز)، TDW(23/111گرم)، LWR(12/5گرم بر گرم)، عملکرد دانه(6/503 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد بیولوژیک(0/1918 کیلوگرم در هکتار)، طول ریشه(4/20 سانتی‌متر)، قطر ریشه(7/4 میلی‌متر)، و کاربرد ریزوبیوم با بذر نخود و محلول‌پاشی دودآب با غلظت یک لیتر در هکتار در دو مرحله از نظر صفت کارتنوئید(3/9 میلی‌گرم بر گرم)، SWR(48/2 گرم بر گرم) و تلقیح ریزوبیوم به تنهایی از نظر تعداد گرهک ریشه(31 گرهک)، قطر ریشه(9/4 میلی‌متر)، ارتفاع(25/40 سانتی‌متر) و تلقیح مایکوریزا به تنهایی از نظر صفت وزن تر ریشه(5/2 گرم)، وزن خشک ریشه(2/1 گرم)، محتوی نسبی آب برگ(1/67 %) بیشترین مقادیر را به خود اختصاص دادند.   نتایج بدست آمده از تجزیه همبستگی رابطه مثبت و بالایی   بین وزن صد دانه و سرعت رشد محصول با عملکرد دانه تحت تیمارهای دودآب و کودهای بیولوژیک نشان داد. کلید واژه‌ها: نخود، دودآب، ریزوبیوم، مایکوریزا، شاخص‌ رشد، عملکرد دانه.
  34. اثرمحلول پاشی دود آب بر برخی صفات آگروفیزیولوژیک کتان
    سیدجهانشاه حسینی نیا 1401
    با توجه به اینکه دود آب حاصل از سوختن بقایای گیاهی ضمن دارا بودن مواد غذایی مورد نیاز گیاه ، اخیرا در دسته تنظیم کننده های رشد قرار گرفته است و نتایج برخی پژوهش ها موید افزایش کمیت و کیفیت برخی محصولات پس از محلول پاشی با دود آب   شده است ،این تحقیق به منظور بررسی اثر محلول پاشی دود آب بر برخی خصوصیات اگرولوژیک کتان روغنی در مزرعه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 1399-1398 به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای مورد بررسی در این تحقیق عبارت از محلول پاشی با غلضت های یک ، دو و صفر(شاهد)   لیتر در هکتار در سه زمان غنچه دهی ،گلدهی کامل و تشکیل کامل کپسول و همچنین تیمارهای ترکیبی غلضت و زمان محلول پاشی می باشد . نتایج حاصله از این تحقیق نشان داد که محلول پاشی با غلضت های یک و دو لیتر در هکتار بر عملکرد زیست توده ،عملکرد دانه ،عملکرد کلش ،تعداد دانه در کپسول، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه ،ارتفاع بوته ،عملکرد پروتیین ،درصد روغن دانه ،عملکرد روغن،فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان پراکسیداز ،فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان کاتالاز ،   فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان سوپر اکسید دیسوتاز ، پروتیین های محلول ، محتوی کلروفیل برگ ، محتوی کارتنوییدهای برگ و درصد رطوبت دانه   معنی دار بوده ولی بر صفات تعدادکپسول ، درصد پروتیین دانه و شاخص برداشت تاثیر معنی دار نداشته است . . بیشترین تاثیر بر عملکرد دانه مربوط به   تیمار محلول پاشی دودآب با غلضت دو لیتر در هکتار و در زمان غنچه دهی و گلدهی کامل و تیمار محلول پاشی با غلضت یک لیتر در هکتار در سه زمان غنچه دهی ،گلدهی کامل و تشکیل کامل کپسول ها بود   که به ترتیب سبب افزایش   56.4و52.9 درصد عملکرد شدند و کمترین عملکرد در تیمار شاهد مشاهده گردید.. به طور کلی بیشترین اثر مثبت بر عملکرد دانه به ترتیب مربوط به کاربرد سه زمانه ،دوزمانه و یک زمانه محلول پاشی بود .  
  35. اثرات سیستم نرم کنندگی، پوسته برنج و نانو آهن بر خصوصیات فیزیکی خاک و رشد گیاه ذرت
    روی بهاء محمد 1401
  36. تاثیر سیستم های خاک ورزی، کود گوسفندی و نانو روی بر خصوصیات فیزیکی خاک و رشد گیاه ذرت
    ثائر عامر خلیل 1401
  37. اثر بیوچار بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک گندم (رقم سرداری)تحت استرس کادمیوم
    محمود سارائی 1401
    کادمیوم یک فلز سنگین سمی است که ممکن است در آب و گیاهان شناسایی شود. گندم به عنوان غذایی که 60 درصد از جمعیت جهان مصرف می کنند، ممکن است مقدار زیادی کادمیوم را از طریق ریشه های خود جذب کند و کادمیوم را به شاخه ها و دانه ها منتقل کند و در نتیجه خطراتی برای سلامتی انسان به همراه داشته باشد. بیوچار برای محافظت از گیاهان در برابر شوری آب و استرس فلزات سنگین شناخته شده است. بیوچار می تواند یک اصلاح موثر باشد که می تواند فلزات سنگین را در آب بی حرکت کند، جذب فلز توسط گیاهان را کاهش دهد و عملکرد محصول را افزایش دهد. با این حال، تنها مطالعات محدودی در مورد کاربرد بیوچار در این زمینه وجود دارد. عدم قطعیت در نتایج باقی می ماند زیرا این مطالعات دارای طیف گسترده ای از خواص بیوچار، شرایط محیطی و پارامترهای طراحی مطالعه هستند. این مطالعه در تابستان 1401   در دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. این پژوهش به صورت گلخانه ای با کاربرد سطوح مختلف بیوچار در اب و کشت گیاه گندم، به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد.   پس از تعیین برخی مشخصات فیزیکی، غلظت کادمیم آب توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. بیوچار(مخروط کاج) به روش پیرولیز تولید می گردد. در این روش ماده آلی یا ضایعات کشاورزی در درون یک کوره‌ با حرارت 700 درجه سانتیگراد به مدت 150 دقیقه در شرایط عدم وجود اکسیژن یا مقدار فوق العاده کم اکسیژن حرارت داده می شود. بیوچارهای مورد استفاده که از طریق روش گرماکافت آهسته در شرایط اکسیژن محدود تهیه شد. غلظت   کادمیوم در گیاهان تحت تیمار توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. همچنین فعالیت برخی آنزیم های آنتی اکسیدان در سطوح مختلف تیمار مورد بررسی قرارگرفت. در پایان داده های حاصل ازنتایج آزمایش های انجام شده به وسیله نرم افزارهای Excel   و      آنالیز شدند. در نهایت نتایج نشان داد اثرات کاربردهای بیوچار روی رشد گندم در برابر استرس کادمیم به طور قابل توجهی باعث کاهش اثر سمیت کادمیم، به ویژه در بیوچار با نرخ های کاربرد بالا می شود. علاوه بر این، کاربردهای بیوچار به طور قابل توجهی کادمیم را از ریشه به ساقه و گیاه کاهش می دهد و همچنین باعث افزایش کادمیم در انتقال ساقه به برگ در تیمارهای با دوز بالا گندم می شود.کلید واژه: بیوچار -کادمیم- گندم رقم سرداری- فلزات سنگین- آب    
  38. بررسی اثر پستی ‌و‌ بلندی محلی بر پراکنش مکانی کربن آلی در لایه رویین خاک منطقه ماهیدشت
    شیوا عبدالهی 1401
      کربن آلی خاک به دلیل نقش مهمی که بر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک می گذارد، شاخص مهمی برای ارزیابی وضعیت حاصلخیزی خاک بوده و نیز ازشاخص‌های مهم تعیین کیفیت خاک بشمار می‌رود. به طور کلی محتوای کربن آلی خاک تحت تاثیر عواملی چون اقلیممنطقه، پوشش گیاهی، ویژگی‌های خاک، کاربری سرزمین، پستی و بلندی و نوع مدیریت قراردارد. منطقه ماهیدشت از مهم­ترین پهنه­های کشاورزی در استانکرمانشاه و حتی باختر ایران است که در حالت طبیعی از نظر مولفه‌های مربوط به پستیو بلندی (متغیرهای توپوگرافیک چون ارتفاع، درصد، جهت، شکل شیب، و ...) از تغییراتچشمگیر برخوردار است. از سوی دیگر در مناطق کشاورزی عمده مانند ماهیدشت، کاربری‌هایمتفاوت جنگل، مرتع و کشاورزی فاریاب و دیم دیده می‌‌شود که بی‌گمان در پی چندین سده بهره‌برداری،بر ویژگی‌های خاک و از آن میان کربن آلی اثر گذارده است. این پژوهش برای بررسی کربن آلیلایه رویین خاک در بخش گسترده‌ای از منطقه­یماهیدشت انجام شد. برای این منظور با توجه به ویژگی‌های ریخت‌شناسیمنطقه و استفاده از نقشه متغیرهای توپوگرافی، موقعیت 70 نقطه مشاهداتی با کاربستالگوریتم ابرمکعب لاتین مشروط (CLHS) در منطقه مورد مطالعه مشخص شد. با توجه به اهداف پژوهش، الگوی نقاط نمونه‌برداری به‌گونه‌ای طراحی شد که زمین­چهرهایمختلف و زمین‌های کشاورزی آبی و دیم، مرتع و جنگل بلوط زاگرس را در برگیرد. تجزیه ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی نمونه‌هامطابق روش‌های استاندارد انجام شد. پس از تحلیل آماری داده‌ها، همبستگی کربن آلیبا برخی از ویژگی­های خاک و همچنین شاخص­های پستی و بلندی بررسی شد و سپس تغییراتمکانی مقدار کربن آلی به روش زمین‌آمار مدل گردید.بیشترین مقدار کربنآلی به­ترتیب در جنگل، مرتع و زمین­های کشاورزی با میانگین 90/1، 72/1 و 18/1 درصدبود. بین مقدار کربن آلی با برخی از شاخص­های پستی و بلندی از جمله ارتفاع، شیب،شاخص تندی و درازی شیب، موقعیت نسبی شیب، ارتفاع از سطح شبکه آبراهه، فاصله تا شبکه آبراهه، ژرفایدره و شاخص دید آسمان   همبستگی معنی­داریداشت که بیشترین همبستگی با شاخص ژرفای دره (53= r) بود.در نقاط مرتفع و شیب­دار مقدار کربن آلی  بیشتر بود. الگوی تغییر مکانی کربن آلی  با محاسبه و برازش مدل کروی واریوگرام تجربی بررسی شد . وابستگی مکانی   کربن آلی در منطقه­یمطالعاتی متوسط بود. با توجه به نقشه­های کریجینگ معمولی،مقدار کربن آلی در کاربری جنگل و مرتع که بیشتر در حاشیه­ی منطقه­ی مطالعاتی قراردارند، بالاتر و در قسمت­های میانی منطقه که کاربری زمین­ها کشاورزیاست،   پایین‌تر بود. بنابراین فعالیت­هایمختلف کشاورزی ازجمله استفاده   از ادواتکشاورزی سنگین برای عملیات شخم، سوزاندن  بقایای گیاهی و استفاده از کودهای مختلف شیمیایی نقش مهمی در کاهش مقدارکربن آلی در زمین­های کشاورزی دارد.
  39. اثر قارچ های تریکودرما و گرمادوست بر ترکیب شیمیایی، قابلیت هضم دیواره سلولی و کینیتیک تخمیر کاه گندم در شرایط برون تنی
    فریبا سهرابی فخر 1401
    این پژوهش بهمنظور بررسی اثر عمل آوری کاه گندم با قارچ‌ بر ترکیب شیمیایی، قابلیت هضم دیوارهسلولی و کینتیک تخمیر آن در شرایط برون تنی انجام شد. جدایه‌های مختلفی از قارچهای رشته ای Trichoderma شامل T. koningiopsis، T. aeruginosum، T. atroviride، T. virensوT. koningi ، قارچ گرمادوست Malbranchea cinamomea، قارچ های Aschotricha جداشده از بستره های سنگی در ایران شامل funiculosaA.   و chartarumA.   و مخمر Rodotorula toruloides استفاده شد. کاهگندم اتو کلاو شده پس از مایه‌زنی به وسیله هریک از قارچ ها به همراه کاه گندم مایهزنی نشده اتو کلاو نشده و اتو کلاو شده به ترتیب به عنوان کنترل منفی و کنترل مثبتبه مدت 30 روز نگهداری شدند. سپس، ترکیبات شیمیایی، قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و اجزایدیواره سلولی کاه گندم به روش برون تنی و کینتیک تخمیر شکمبه­ای آن با استفاده از تکنیک تولید گاز اندازه­گیریشد. به علاوه،به شناسایی قارچ­هایجداسازی شده از نمونه‌های کاه گندم استان کرمانشاه با استفاده از کلید تاکسونومیمعتبر نیز پرداخته شد. نتایج نشان داد مقدار ماده آلی، دیواره سلولی و اجزا دیوارهسلولی کاه گندم تحت تاثیر عمل­آوری با قارچ مختلف قرار گرفت. افزایش قابلیت هضم ماده آلی کاه هایعمل آوری شده با قارچ های تریکودرما و گرمادوست و کاهش قابلیت هضم آن با قارچ هایسنگی و مخمر   نسبت به کاه اتوکلاو شدهمشاهده شد. افزایش قابلیت هضم الیاف نامحلول در شوینده خنثی با قارچ های رشته اینسبت به کاه اتوکلاو مشاهده شد.   قابلیتهضم الیاف نامحلول در شوینده اسیدی با قارچ های تریکودر ما و گرمادوست و قابلیتهضم همی سلولز کاه با قارچ های تریکودر ما و سنگی در مقایسه با کاه اتوکلاوشدهبالاتر بود. کاه اتوکلاو شده نسبت به کاه اتوکلاو نشده به طور معنی داری قابلیتهضم ماده آلی و دیواره سلولی بیشتری را نشان داد. در بین قارچ های مورد استفاده،قارچ های تریکو درما بیشترین افزایش قابلیت هضم ماده آلی و دیواره سلولی را در کاهسبب شدند. نمونه‌برداری های صورت گرفته از کاه گندم در تعدادی از مناطقاستان کرمانشاه (سرپل ذهاب، قصرشیرین و  استان کرمانشاه) بیش از ??? جدایه قارچ را نشان داد. سه قارچ Alternaria، Purpureocillium lilacinumو Cladosporium در میان همه کاهها مشترک بود. بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به Purpureocillium lilacinum،  Alternaria وCladosporium بود. نتایج نشان داد،که عملآوری کاه گندم با قارچ های تریکودرما بخصوص T. koningiopsis با تاثیر بر ترکیباتشیمیایی، سبب بهبود قابلیت هضم ماده آلی و ترکیبات دیواره سلولی کاه گندم شد.  
  40. پیش بینی سبز شدن گیاهچه های یولاف زراعی (.Avena sativa L)در مزرعه با استفاده از آزمون های قدرت بذر
    ناهید رحمتی 1401
      چکیده هدف:از آنجایی که یکیاز بزرگترین مشکلات اکثر گیاهان زراعی از جمله یولاف برای تولید و عملکرد بالا،عدم استقرار یکنواخت گیاهچه در شرایط آب و هوایی نامناسب می‌باشد. یک راه حل مناسببرای رسیدن به این هدف، استفاده از بذرهایی با بنیه قوی جهت اطمینان از استقرارمناسب گیاهچه است. از گذشته‌هایدور،آزمونجوانه‌زنی استانداردبه عنوان یکی از آزمون‌هایاولیه جهتتعیین کیفیت بذر مورد استفاده قرار می‌گرفت. اما نتایج آن به ندرت می‌تواند گویایچگونگی استقرار بذر در مزرعه باشد و به هر میزان که شرایط مزرعه از حالت مطلوبفاصله داشته باشد نتایج بدست آمده در آزمایشگاه و استقرار در مزرعه، تفاوت بیشتریرا نشان خواهد داد. امروزه برای جلوگیری از این مشکل، از آزمون‌هایقدرتبذراستفادهمی‌شود و مطالعهرابطه بین آزمون‌هایمختلفآزمایشگاهیو استقرار گیاهچه در مزرعه یکی از تحقیقات مهم در علم تکنولوژی بذر است. هدف از اینمطالعه،ارزیابی آزمون‌هایمختلفسنجشقدرتبذردرآزمایشگاهبرای پیش‌بینی سبز شدنگیاهچه‌های چند رقم یولاف در مزرعه و مشخص نمودن مناسب‌ترین آزمونقدرت بذر است.روش‌شناسی پژوهش:در این مطالعهاز هشت نمونه بذر یولاف (متعلق به چهار رقم بذر تازه تولید 1398 و چهار رقم بذرتولید قدیم 1391) استفاده شد. تحقیق در آزمایشگاه و مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزیو منابع طبیعی دانشگاه رازی در سالهای1400_1398 انجام شد. در بخش آزمایشگاهی، آزمون‌های مختلفقدرت بذر مثل آزمون جوانه‌زنی استاندارد، آزمون سرما، آزمون تنش اسمزی، آبنوشی وهدایت الکتریکی بر روی هشت نمونه بذر اجرا گردید. در بخش مزرعه نیز درصد و سرعتسبز شدن گیاهچهاندازه‌گیریشد. در نهایت همبستگی آزمون‌های آزمایشگاهی با نتایجآزمون مزرعه‌ای سنجیدهشد.یافته‌ها: یافته‌هایاین پژوهش نشان داد بذور یولاف از لحاظ قدرت و بنیه با هم متفاوت بودند. در بینبذور مورد بررسی، توده بذری کووال و سپس پوتورو از خصوصیات جوانه‌زنی، رشد گیاهچه‌ای،رشد رویشی و زایشی بالاتری نسبت به بذور یورو و تاراهومارا برخوردار بودند. همچنین در پژوهش انجام شدهمشخص شد که با مسن شدن بذور، میزان بنیه بذر یولاف به صورت ‌معنی‌داری کاهش یافت.در مطالعه حاضر، آزمون‌های جوانه‌زنی استاندارد، سرما، تنش اسمزی، هدایت الکتریکیو آبنوشی توانستنددرصد و ظهور گیاهچه یولاف در مزرعه را پیش‌بینی نمایند. در آزمونجوانه‌زنی استاندارد، سرعت جوانه‌زنی بیشترین همبستگی را با درصدو سرعت ظهورگیاهچه یولاف در مزرعه را داشت اما در آزمون سرما، بهترین نتیجه در شاخص طولی بنیهگیاهچه نرمال حاصل شد. در آزمون تنش اسمزی طول ساقه چه و وزن گیاهچه بیشترینهمبستگی را با درصد ظهور گیاهچه یولاف و وزن ریشه‌چه و شاخص طولی بنیه گیاهچهبیشترین همبستگی را با سرعت ظهور گیاهچه یولافدر مزرعه داشتند.باتوجه به ضرایبهمبستگی درآزمون هدایت الکتریکی و آبنوشی،این آزمون‌هاهم توانستند ‌پیش‌بینی مناسبیاز قدرت بذر یولاف در مزرعه داشته باشند. نتیجه‌گیری:براساس یافته‌هایآزمایش و با درنظر گرفتن میزان ضرایب همبستگی با درصد و سرعت ظهور گیاهچه یولاف درمزرعه، آزمون تنش اسمزی و سپس آزمون سرما جهت تعیین قدرت بذور یولاف و پیش‌بینیاستقرار گیاهچه در مزرعه توصیه می‌شود. به عبارت دیگر این آزمون‌ها پتانسیل بالاییدر تفکیک بذور قوی و ضعیف را دارند.   کلیدواژه‌ها:
  41. اثر کودهای رایج و نانو آهن، بور و روی بر برخی خصوصیات آگروفیزیولوژیک نخود در شرایط دیم در منطقه کرمانشاه
    داود رحیمی منفرد 1401
       با توجه به اثرات نامطلوب محدودیت جذب عناصر ریزمغذی آهن، روی و بور در اکثر خاک­های کشاورزی ایران بر نمو گیاهان زراعی، این تحقیق به منظور مقایسه اثر محلول­پاشی غلظت­های مختلف کودهای رایج و نانو ذره آهن، بور و روی بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک نخود، به صورت کشت دیم و در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 99-1398 به صورت ­طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای مورد بررسی در این تحقیق عبارتند از: تیمارهای کود نانو ذره آهن، روی و بور 2، 4 و 8 گرم در لیتر و فرم­های ترکیبی آن­ها و تیمار کود رایج آهن و روی 2، 4 و 8 گرم در لیتر و تیمار شاهد: عدم محلول­پاشی کود. نتایج این آزمایش نشان داد که اثر گروه‌های مختلف کودی و همچنین غلظت‌های مختلف کودهای رایج و نانو ذره آهن، روی و بور بر صفات عملکرد زیست‌توده، عملکرد دانه، تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در بوته، تعداد دانه در نیام، ارتفاع بوته، تعداد شاخه جانبی، سرعت فعالیت آنزیم آنتی­اکسیدان پراکسیداز، کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز، محتوی کلروفیل­ a و b و کارتنوئیدها در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود. در رابطه با وزن صد دانه و تعداد نیام پوک در بوته این اختلاف بین گروه‌های مختلف و همچنین غلظت‌های مختلف کودها در سطح احتمال پنج درصد وجود داشت. در بین گروه­های مختلف کودی، گروه سه­گانه آهن، روی و بور نانو ذره بیش­ترین اثر مثبت را بر سایر صفات زراعی و فیزیولوژیک مورد بررسی داشتند. در این شرایط بیش­ترین عملکرد دانه به میزان 1196 کیلوگرم در هکتار و کم­ترین عملکرد دانه نیز به میزان 814 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار عدم کاربرد کود (شاهد) بود. تاثیر محلول­پاشی کودهای رایج آهن و روی نیز در افزایش اکثر صفات زراعی مورد بررسی و در نهایت عملکرد گیاه نخود چشمگیر بود و موجب افزایش معنی‌دار این صفات در مقایسه با تیمار شاهد شدند. اثر کود رایج روی در افزایش عملکرد دانه نسبت به کود رایج آهن بیش­تر بود. همچنین با بررسی اثر غلظت‌های مختلف کاربرد کودهای رایج و نانو ذره بر افزایش صفات مورد مطالعه و عملکرد مشخص شد که هر چه بر میزان غلظت کودها افزوده شد، میزان سایر صفات زراعی مورد بررسی و عملکرد دانه نسبت به تیمار شاهد (عدم کاربرد کود) بیش­ترافزایش یافت. بیش­ترین میزان عملکرد دانه در شرایط کاربرد سه گانه کودهای نانو ذره و در غلظت 8 گرم در لیتر به میزان 1392 کیلوگرم در هکتار حاصل شد.به طور کلی و به ترتیب بیش­ترین اثر مثبت معنی­دار بر صفات مورد بررسی مربوط به کاربرد سه گانه، دو گانه و سپس کاربرد جداگانه کودهای ریزمغذی بود. با توجه به نتایج به دست آمده کابرد غلظت 8 گرم در لیتر کود سه گانه آهن، روی و بور به صورت محلول­پاشی در دو مرحله نموی ابتدای رشد رویشی و گلدهی در منطقه مورد بررسی و مناطق مشابه عملکرد دانه نخود را در شرایط دیم به طور معنی­دار افزایش خواهد داد.
  42. اثرات نیتروژن و رژیم های آبیاری بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیکی کینوا
    محمدمهدی زنگنه 1401
    به منظور بررسی اثرات نیتروژن و رژیم های آبیاری بر عملکرد، اجزای عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیکی کینوارقم سانتاماریا، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی،دانشگاه رازی، در سال 1399 اجرا گردید. فاکتورها شامل رژیم های آبیاری )بدون تنش خشکی )در زمان 50 درصد7تخلیه رطوبت قابل استفاده گیاه(، تنش ملایم )در زمان 65 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده گیاه( و تنش شدید خشکی)در زمان 80 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده گیاه(( و مقادیر نیتروژن )شاهد، ?? ، ??? ، ??? ، ??? و ???کیلوگرم در هکتا ر( از منبع اوره در چند نوبت بودند. اندازه گلدانها 50 × 50 × 50 سانتیمتر )طول، عرض و ارتفاع( واز جنس سیمان بودند. تاریخ کاشت 12 اردیبهشت و برداشت 9 مرداد بود. نتایج نشان داد که عملکردهای زیست تودهو دانه در شرایط بدون تنش و مصرف 200 کیلوگ رم در هکتار نیتروژن در بیشترین مقدار و در شرایط تنش شدید ومصرف 250 کیلوگرم در هکتار نیتروژن در کمترین مقدار بودند. میزان کاهش عملکرد دانه در شرایط تنش ملایم درسطوح نیتروژن بین 1 / 80 - 9 / 32 درصد و در تنش شدید در سطوح نیتروژن در دامنه بین 9 / 87 – 0 / 73 درصد نسبتبه تیمار بدون تنش خشکی )شاهد( و 200 کیلوگرم در هکتار نیتروژن بودند. با افزایش تنش خشکی سایر صفات ازجمله وزن هزار دانه، شاخص برداشت، ارتفاع بوته، محتوای نسبی آب برگ و آنتی اکسیدان سوپراکسیداز کاهش ولیآنتی اکسیدان پراکسیداز افزایش یافت. با افزایش نیتروژن محتوای نسبی آب برگ )تا 100 کیلوگرم در هکتار(،پراکسیداز و سوپراکسیداز و کاتالاز افزایش داشت. با افزایش نیتروژن، میزان کلروفیل a ، b، کاروتنوئیدها، پروتئینهای محلول، عملکرد کوانتومی و هدایت روزنه ای در شرایط بدون تنش خشکی افزایش ولی در شرایط تنش خشکی)ملایم و شدید( کاهش داشتند. در نهایت نتایج این آزمایش نشان داد که، اثر تنش خشکی بیشتر از اثر میزان نیتروژنبر صفات مورد بررسی بود، بگونه ای که در شرایط تنش خشکی ملایم و بخصوص شدید، مصرف نیتروژن چنداناهمیتی نداشت.
  43. اثر کربن دات های سیتریک اسید_تیواوره و سیتریک اسید_تیواوره_چیتوسان بر پارامترهای رشد گیاه برنج تحت تنش آرسنیک
    مریم بهرامی حسن بقعهء 1400
  44. مقایسه ویژگیهای رشدی وتوان تولید زیست توده جندگونه کود سبز در شرایط شهرستان کرمانشاه
    محمد عزیزی 1400
       امروزه در اثر بهره­برداری بیش از حد از زمین­های کشاورزی و تغذیه گیاهان زراعی توسط کودهای شیمیایی بدون توجه به کودهای آلی در تغذیه خاک، وضعیتی به وجود آمده که خاک­های کشاورزی ما جزء خاک­های فقیر از از نظر ماده آلی محسوب می­شوند. این موضوع به­کارگیری کودهای سبز و دامی را در سیستم های زراعی ایران ضروری می­نماید. با توجه به اهمیت گیاهان کود سبز به عنوان کود­های آلی، به منظور بررسی ویژگی­های رشدی و توان تولید زیست­توده چند گونه کود سبز، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سال 1397 در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل دو فاکتور (کود سبز شامل: 1. شبدر ایرانی 2. خلر 3. ماشک 4. چاودار 5. جو) و (زمان کشت شامل: دو تاریخ دهه آخرآبان ماه ودهه اول آذر ماه) بود. نتایج نشان داد که تیمار تاریخ کاشت اثر معنی­داری در سطح احتمال پنج درصد بر درصد پوشش سبز داشته است. تیمار نوع کود سبز بر درصد پوشش سبز، وزن خشک، وزن تر، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول اثر معنی­داری را در سطح احتمال یک درصد نشان داد. مطابق نتایج مقایسه میانگین­ها، در تیمار تاریخ کاشت بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمار کشت آبان ماه (4/83 درصد) و کم­ترین درصد پوشش سبز در تیمار کشت آذر ماه (85/76 درصد) بود. در ارتباط با تیمارهای نوع گیاهان کود سبز کشت شده بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 5/94 و 5/90 درصد) بود و کمترین به تیمارهای خلر، ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 75، 5/71 و 38/69 درصد) اختصاص داشت. بیشترین وزن خشک تک بوته به تیمارهای جو و چاودار (به ترتیب با مقادیر 86/26 و 82/26 گرم) اختصاص پیدا کرد، که از نظر وزن خشک تک بوته بین این دو گیاه اختلاف معنی­داری وجود نداشت.کم­ترین وزن خشک تک بوته در بین تیمارهای نوع کود سبز مربوط به تیمارهای خلر، شبدر ایرانی و ماشک (به ترتیب با مقادیر 0625/21، 85/20 و 56/17 گرم) بود. همچنین مشاهدات این بررسی نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 97/4 و 72/4) بود و همچنین کم­ترین آن درتیمار ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 856/2 و 141/3) مشاهده گردید. در این آزمایش بیشترین سرعت رشد مربوط به چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 38/1 و 37/1) اختصاص پیدا کرد، که بین این دو تیمار از نظر سرعت رشد اختلاف معنی­داری مشاهده نشد. کم­ترین سرعت رشد در بین تیمارهای کود سبز متعلق به تیمارهای خلر، شبدر و ماشک (به ترتیب با مقادیر 1/1، 03/1 و 92/0) بود. در این بررسی مشاهده شد که اثر تاریخ کشت گیاه پوششی بر تولید پوشش سبز این گیاهان موثر است. در ارتباط با نسبت C/N نیز با توجه به اینکه بیشترین پوشش سبز و سرعت رشد و جذب مربوط به تیمار چاودار و جو بود و بالاترین مقدار این نسبت به دو گیاه کود سبز چاودار و جو (67/32 و 113/33) اختصاص یافت. درنتیجه می‎توان گفت به لحاظ کود سبز با میزان پوشش سبز بالا، بهترین گزینه‎ها در شرایط آب و هوایی کرمانشاه در این بررسی کود سبز چاودار و جو است. با توجه به اینکه هدف اصلی در این آزمایش یافتن تاریخ کشت مناسب و همچنین بهترین گزینه در بین گیاهان کشت شده به عنوان کود سبز بود، می توان گفت که در تاریخ کشت آبان پوشش سبز بیشتری (4/83 درصد) تولید شده است و می­تواند تاریخ مناسب­تری جهت کشت این گیاهان کود سبز و در نهایت کنترل علف­های هرز زمستانه باشد. واژگان کلیدی: کود سبز، زیست توده، شبدر ایرانی، ماشک، چاودار، جو، خلر
  45. بررسی اثرات تاریخ کاشت و تراکم بوته سه رقم کینوا (Chenopodium quinoa) در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
    گودرز کریمی 1400
    به‌منظور مطالعه اثر تاریخ کشت، تراکم و رقم بر عملکرد و اجزای عملکرد کینوا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، آزمایشی به‌صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. کرت‌های اصلی در این آزمایش عبارت از تاریخ‌های کشت در سه سطح شامل؛ 20 اسفند، 20 فروردین و 20 اردیبهشت، و عامل‌ها نیز عبارت از تراکم (40 و 60 بوته در متر مربع) و سه رقم کینوا (Titicaca، Redcarina و Q29) بودند. نتایج حاصل نشان داد که در هر سه تاریخ کاشت بیشترین تعداد روز تا رسیدن به مراحل فنولوژیکی مختلف در ژنوتیپ Q29 حاصل شد به طوری که طول روز تا رسیدن برای این رقم 33/151 روز در تاریخ کشت .... بود. ارتفاع بوته در تیمار کشت در 20 فروردین بالاتر از سایر تاریخ‏های کاشت به میزان 47/102 سانتی‏متر بود. در تاریخ کاشت 20 فروردین وزن هزار دانه در گیاه کینوا 19/2 گرم بود که به طور معنی‏داری کمتر از تاریخ کاشت 20 اردیبهشت و بالاتر از تاریخ کاشت 20 اسفندماه بود. میزان عملکرد دانه در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین دارای عملکرد دانه بیشتری (2297 کیلوگرم در هکتار) نسبت به دو رقم دیگر بود. همچنین گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع دارای عملکرد دانه بیشتری (22/1962 کیلوگرم در هکتار) نسبت به تراکم 40 بوته در متر مربع (7/1884 کیلوگرم در هکتار) داشت. بالاترین میزان عملکرد بیولوژیک به میزان 5498 کیلوگرم در هکتار در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین به دست آمد. میزان عملکرد بیولوژیکی گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع (2/4578 کیلوگرم در هکتار) بالاتر از تراکم 40 بوته در متر مربع (5/4233 کیلوگرم در هکتار) بود. در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاشت گیاه کینوا در 20 اسفندماه بالاترین میزان شاخص برداشت به میزان 28/48 درصد حاصل شد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه می‏توان برای منطقه کرمانشاه در جهت حصول حداکثر میزان عملکرد دانه کینوا توصیه نمود که رقم Titicaca را در تراکم 60 بوته در متر مربع و در تاریخ کاشت 20 فروردین کشت نمود.   
  46. تاثیر نسبت‌های مختلف طیف نور و دود‌آب بر خصوصیات کمی و کیفی فلفل (Capsicum annum)
    میلاد فریدونی 1400
       اثرات کیفیت نور بر گیاهان بسیار متنوع است و تغییر در‌این فاکتور مهم نوری تغییرات زیادی را بر گیاه متحمل می‌سازد. به طور کلی نور نقش مهمی ‌در چرخه زندگی گیاه دارد، که سبب تنظیم مورفوژنز و فتوسنتز گیاه می‌گردد. تغییر در کیفیت نور و دوره‌ی نور می‌تواند بر رشد و همچنین فیزیولوژی گیاه تاثیراتی را‌ ‌ایجاد کند و از طرفی نور عامل اصلی محدود کننده در بهره‌برداری از سبزیجات گلخانه‌ای در طول‌یک سال است. نور مصنوعی‌یک عامل بهینه سازی در تولید مواد شیمیایی درگیاهان است که می‌تواند سبب افزایش کارایی گیاهان شود. اخیرا لامپ‌های LED جایگزین منابع نوری قبلی در گلخانه‌ها شده‌اند.که دارای مزایای بسیاری می‌باشند. فلفل دارای آنتی‌اکسیدان‌های مهمی‌چون کاروتنوئیدها، آلکالوئیدها، فلاونوئیدها و اسیدهای فنولیک می‌باشد و به دلیل دارا بودن خواص پیشگیری از بیماری‌ها مورد توجه داروسازان قرار گرفته است. عملکرد و میزان ترکیبات موجود در فلفل kjتحت تاثیر عواملی چون؛ دما، نور، کود، تنش‌های محیطی و آبیاری قرار می‌گیرند. کیفیت نور‌یکی از مهم‌ترین‌این فاکتور‌ها است و در پرورش فلفل نور عامل مهمی‌محسوب می‌شود، بنابراین تغییر کیفیت نور از طریق نورهای مصنوعی در محیط‌های کنترل شده جهت تغییر کمیت و‌ کیفیت محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از طرفی دود‌آب به عنوان‌یک شبه هرمون و تحریک کننده رشد و یک روش کم هزینه در بخش کشاورزی مطرح است. بیش از ??? ترکیب در دود شناسایی شده است و دود در کشاورزی، باغبانی و ‌جنگل‌داری مورد استفاده قرار می‌گیرد و سبب شکستن خواب بذر، بهبود جوانه زنی، رشد گیاهچه، گلدهی، تجمع زیست توده و کنترل پاتوژن‌ها می‌گردد. مطالعات نشان داده است که ترکیبات زیستی دود‌آب در غلظت‌های پایین در حد نانومولار، پاسخ‌های فیزیولوژیک قابل توجه و مناسبی در گیاهان‌ایجاد می‌نماید. جهت بررسی خصوصیات کمی و کیفی فلفل آزمایشی در تابستان و پاییز ???? در آزمایشگاه هیدروپونیک دانشگاه رازی بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با ?? تیمار و ? تکرار انجام شد . تیمار‌های آزمایش شامل: طیف نور کامل به علاوه نور قرمز، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز و دود‌آب، طیف نور کامل به علاوه نورآبی، طیف نور کامل به علاوه نور آبی و دود‌آب، طیف نور کامل به علاوه نور سبز، طیف نور کامل به علاوه نور سبز و دود‌آب، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز دور، طیف نور کامل به علاوه نور قرمز دور و دود‌آب، طیف نور کامل به علاوه نور فرابنفش، طیف نور کامل به علاوه نور فرابنفش و دود‌آب، و طیف نور کامل به عنوان شاهد و شاهد و دود‌آب است. صفات‌اندازه‌گیری شامل؛ قطر گیاه، ارتفاع گیاه، تعداد برگ،گل و میوه وزن‌تر ساقه، برگ، میوه و وزن‌تر کل وزن خشک برگ، ساقه، میوه، ریشه و وزن خشک کل، شاخص سطح برگ، نسبت وزن برگ، نسبت سطح برگ،   عملکرد و ماده موثره کپسایسین فلفل می‌باشد. بر اساس نتایج به دست آمده، استفاده از دود‌آب در تمامی ‌صفات کمی و کیفی، وزن‌تر و خشک اجزای مختلف فلفل، عملکرد، شاخص برداشت و میزان کپسایسین سبب افزایش این مقادیر شده است و نسبت به عدم استفاده از دود‌آب دارای تفاوت معنی دار می‌باشد. بنابراین کاربرد دود‌آب به عنوان یه روش زیست محیطی و اقتصادی در افزایش کیفیت و کمیت گیاه به شمار می‌رود.اثر طیف نور بر صفات اندازه گیری شده تفاوت معنی داری را در سطح 1 درصد نشان داده است. تیمار نور آبی توانسته است صفات، قطر ساقه، طول ریشه، تعداد میوه، وزن‌ترکل بوته، وزن‌تر میوه، وزن خشک کل بوته، وزن خشک میوه، وزن خشک ریشه، عملکرد بوته، شاخص برداشت و میزان کپسایسین در فلفل را نسبت به سایر تیمارها افزایش دهد. نور قرمز سبب افزایش، تعداد گل، تعداد برگ، وزن‌تر کل، وزن‌تر برگ، وزن خشک برگ، شاخص LAI، LWR و LAR شده است. در صفت ارتفاع، وزن‌تر ساقه و وزن خشک ساقه بیشترین مقدار مربوط به تیمار قرمز دور می‌باشد. کمترین مقادیر به دست آمده در صفات، طول ریشه، تعداد برگ، تعداد میوه، وزن‌تر میوه، وزن‌تر برگ، وزن‌تر میوه، شاخص LAI، LWR، عملکرد بوته و شاخص برداشت در تیمار قرمز دور بوده است. نور سبز در صفات ارتفاع، وزن‌تر کل، وزن‌تر برگ، وزن خشک کل، وزن خشک ساقه دارای کمترین مقدار بوده است. قطر ساقه، تعداد گل، وزن‌تر ساقه، وزن خشک ریشه در نور فرابنفش دارای کمترین مقادیر به دست آمده بوده‌اند. تیمار شاهد بدون استفاده از دود‌آب نیز دز شاخص LAR و مقدار کپسایسین کمترین مقدار را داشته است. با توجه به این نتایج نور آبی و قرمز در گیاه فلفل سبب افزایش کمیت و کیفیت محصول می‌شود و برای استفاده در گلخانه‌ها توصیه می‌گردد.    کلیدواژه
  47. اثرات چهار نوع نانوذره بر برخی ویژگی های فیزیکی و مکانیکی خاک"
    بشارت بیداری 1400
  48. ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه زنی ماشک برگ پهنVicia narbonensis)) و ماشک خزری (Vicia hyrcanica)در شهرستان کرمانشاه
    شاپور احمدی 1400
    چکیده اطلاع از فنولوژی و اکولوژی و نیز خصوصیات جوانه‌زنی بذر علف‌های هرز نقش اساسی در طراحی خط مشی‌های موثر در مدیریت آن‌ها در مزارع کشاورزی دارد. علف‌های هرز جنس ماشک به عنوان گونه‌های غالب در مزراع دیم در ایران مطرح هستند. به‌منظور ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه‌زنی ماشک خزری و ماشک برگ‌پهن به عنوان علف‌های هرز مهم و غالب در مزارع گندم و نخود دیم، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 در مزرعه‌ای دیم واقع دربخش کوزران استان کرمانشاه اجرا شد. مزرعه محل انجام مطالعه دارای سابقه بالایی از آلودگی به هر دو گونه ماشک بود. تجربیات قبلی حکایت از این داشتند که سبز شدن این دو گونه از اوایل بهمن‌ماه شروع شده و به تناوب تا فروردین‌ماه در مزارع ادامه دارد. سه نقطه زمانی اوج سبز شدن هر دو گونه در سه ماه که منجر به سبز شدن این دو گونه بود یعنی بهمن، اسفند و فروردین‌ماه هر سال انتخاب و در هر زمان اوج 15 بوته به‌منظور اندازه‌گیری صفات و مراحل مختلف فنولوژیکی تا پایان دوره رشد در زمینی آیش و به دور از رقابت گیاه زراعی و سایر علف‌های هرز حفط شد. همچنین درصد جوانه‌زنی بذر هر دو گونه و نیز پاسخ آن‌ها به عوامل مختلف شکستن خواب نیز بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بذرها پس از برداشت دارای خواب بوده و رفع خواب به یک دوره پس‌رسی نیاز داشت، بطوریکه با افزایش تعداد هفته‌های بعد از برداشت درصد جوانه‌زنی به 40% درصد رسید ولی هیچ‌گاه در هفته چهاردهم بعد از برداشت، افزایش نیافت. نتایج تاثیر تیمارهای مختلف خواب‌شکنی در هر دو گونه نشان داد که درصد جوانه‌زنی با خراش دهی مکانیکی توسط کاغذ سمباده بیشترین افزایش را داشت. نتایج به‌دست‌آمده در بخش مورفولوژیکی نشان داد که صفات مورد بررسی شامل وزن هزاردانه، تعداد بذر در بوته، تعداد دانه در هر غلاف و نسبت تعداد غلاف به گل در هر دو گونه روند تقریباً مشابه داشته و بوته‌های استقرار یافته در بهمن‌ماه نسبت به استقرارهای پس از آن، همواره برتر بودند. شروع تقویمی و درجه روز-رشد تجمعی هریک از مراحل فنولوژیکی در بین تاریخ‌های استقرار و سال‌های زراعی نیز متفاوت بود و تاثیر آن بر روی ارتفاع، تعداد برگ، تعداد غلاف و ساقه‌های جانبی تولید شده در هر دو گونه دارای تفاوت معنی‌دار بود. استقرار بهمن‌ماه از قدرت و رقابت بیشتر با گیاه زراعی و درنتیجه خسارت بیشتر به آن حکایت داشت. به‌طور کلی بر اساس نتایج این مطالعه می‌توان پیشنهاد کنترل و مدیریت استقرارهای زودتر این دو گونه علف هرز که از قدرت رقابت و درنتیجه خسارت بالاتری به گیاهان زراعی برخورداربوده را در برنامه مدیرت کنترل آن‌ها در مزرعه مد نظر داشت و اینکه بوته‌های دیرتر استقرار یافته نمی‌توانند رقیب سرسختی در مزارع دیم منطقه محسوب گردد. از نظر کاربردی بهتر این است که گیاه زراعی را دیرتر بکاریم که با بوته‌های قوی‌تر این علف‌های هرز به جهت رقابت با گیاه زراعی روبرو نباشیم. کلمات کلیدی: شکست خواب، پس‌رسی، غلاف، شاخه فرعی   
  49. بررسی تاثیر سالیسیلیک¬اسید و بیوچار برکاهش تنش سرب در گیاه آویشن((Thymus vulgaris L.
    بهاره رضایی 1400
  50. پالایش زیستی هیدروکربن¬های نفتی با استفاده از ترکیب باکتری¬ و مخمر Candida tropicalis جدا شده از خاک منطقه نفت شهر در استان کرمانشاه
    بنفشه ویسی 1400
    لازم به ذکر است که علاوه بر باکتری­ها، قارچ­ها و مخمر ها نیز دارای توانایی متابولیک استفاده از کربن موجود در ترکیبات هیدروکربنی برای سنتز سلولی خود می­باشند. در واقع متوسط میزان تجزیه هیدروکربن­های نفتی به وسیله قارچ­ها می­تواند از باکتری­ها بیشتر باشد. در این بررسی به منظور بررسی اثر برهم­کنش باکتری و مخمر در تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام چهار سویه باکتری که دارای بیشترین توان رشد و تحمل در محیط­های آلوده به هیدروکربن نفتی بودند، از کلکسیون میکروب­های آزمایشگاه بیولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی استان کرمانشاه به دست آمد، که قبلا کارایی آن­ها در حذف آلاینده­های نفتی اثبات شده بود، سویه های باکتری شامل Bacillus.thuringiensis،   taphylococcus.gallinarum،Arthrobacter.citreus و   aenarthrobacter.nitroguajacolisبود. هم­چنین باتوجه به مطالعات قبلی و توانایی مخمر Candida.catenulata در تجزیه هیدروکربن­های نفتی این گونه مخمر از دانشکده نفت و پتروشیمی دانشگاه رازی تهیه و جز تیمارهای مورد بررسی قرار گرفت. توئین 80 به میزان 10 درصد نفت خام، به عنوان سورفکتانت استفاده شد. آزمایش­های تجزیه زیستی در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام به عنوان تنها منبع کربن و با در نظر گرفتن فاکتورهای باکتری و مخمر و سورفکتانت در دو بازه زمانی 7 و 14 روز انجام شد. در مرحله اول آزمایش ابتدا توانایی تجزیه زیستی نفت خام توسط کشت خالص سویه­های باکتری و مخمر کاندیدا کاتنولاتا در مدت زمان 7 و 14 روز مورد بررسی قرار گرفت.   نتایج حاصل از تجزیه زیستی نشان داد هرکدام از جدایه های باکتریایی و مخمر کاتنولاتا قادر به حذف به ترتیب 21 ، 48، 53 ، 35   و 65 درصد نفت خام در مدت زمان 7 روز بوده­اند. برای بررســی تاثیــر ســورفکتانت در تجزیــه نفت خام از بیوســورفکتانت توئین80 (1/0%)استفاده شد که به طور متوسط عملکرد جدایه­های باکتری را 10% افزایش داد.   به منظور بررسی اثر بر هم کنش باکتری-مخمردر محیط کشت، تلقیح همزمان هرکدام از سویه های باکتریایی و مخمر در محیط کشت انجام شد. مقدار تجزیه نفت خام در محیط حاوی کنسرسیوم­های میکروبی   برابر با 55،58،72 و 64 بود که به ترتیب   متعلق به کنسرسیوم های + C.catenulata B.thuringiensis،   S.gallinarum+C.catenulata،A.citreus + C.catenulata   و   P.nitroguajacolis+ C.catenulataبود. بیشترین مقدار حذف هیدروکربن در محیط مربوط به تلقیح همزمان همه چهار جدایه باکتریایی و مخمر در حضور سورفکتانت بود که برابر با 95 درصد در مدت زمان 7 روز بوداین نتایج نشان داد زمان بهینه برای تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام برابر با 7 روز است و استفاده از کنسرسیوم های میکروبی نسبت به کشت خالص آن­ها عملکرد بهتری در تجزیه نفت خام دارد. کلیدواژه: آلاینده­های نفتی، باکتری، نفت شهر، هیدروکربن، مخمر کاندیدا کاتنولاتا
  51. مطالعه امکان بهبود و پیشگیری از زوال بذر عدس (Lens culinaris Medic) با تنظیم کننده های رشد گیاهی
    آزاده گراوندی 1399
  52. اثر سولفید هیدروژن بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی دو گونه¬ی گیاهی آلیسوم اینفلاتوم (Alyssum inflatum) و شب بوی زعفرانی (Erysimum cheiri) تحت تنش نیکل
    مهدیس سهیلی 1399
  53. بررسی اثر کودهای سرک نیتروژن و گوگرد بر عملکرد کمی و کیفی کلزا (Brassica napus L)
    مدینه داج 1399
    چکیده هدف: به منظور بررسی اثر کودهای سرک نیتروژن و گوگرد بر عملکرد کمی و کیفی کلزا (.Brassica napus L)   آزمایشی به صورت مزرعه‌ای در سال زراعی   1397-1396   در شهرستان کنگاور، استان کرمانشاه   انجام شد. روش‏شناسی پژوهش: آزمایش به صورت فاکتوریل با دو عامل کود نیتروژن و گوگرد در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کود نیتروژن از منبع اوره در سه سطح   (60، 120 و 180 کیلوگرم در هکتار) و کود گوگرد از منبع سولفات آمونیوم در چهار سطح (صفر، 25 ،50 و 75 کیلوگرم) بودند. اعمال تیمارهای آزمایشی در دو مرحله قبل از شروع ساقه دهی و غنچه‌دهی کلزا صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج آزمایش نشان داد که صفات کمی و کیفی کلزا   شامل ارتفاع بوته، وزن خشک و سطح برگ، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، شاخص SPAD، کارایی فتوسیستم II، درصد نیتروژن شاخساره، درصد نیتروژن دانه، محتوای فیبر دانه و درصد اسیدهای چرب اشباع بصورت معنی‌داری تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. با این حال تاثیر تیمارهای آزمایشی بر صفات وزن خشک ساقه، محتوای اسیدهای چرب غیراشباع، میزان کلروفیل‌های a و b، کاروتنوئید و پروتئین‌های محلول معنی‌دار نبود. مقایسه میانگین برهمکنش تیمارها نشان داد بیشترین عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، وزن خشک   و سطح برگ، محتوای اسید چرب اشباع، محتوای نیتروژن دانه، محتوای نیتروژن شاخساره، حداکثر کارایی فتوسیستم II   و درصد فیبر دانه در سطح سوم کود نیتروژن و گوگرد (180 کیلوگرم نیتروژن   و 75 کیلوگرم گوگرد) مشاهده شد. برهمکنش تیمارها بر شاخص SPAD و درصد روغن دانه معنی‌دار نبود. اما شاخص SPAD تنها تحت تاثیر کود نیتروژن قرار گرفت بطوری که بیشترین میزان این شاخص با مصرف 180 کیلوگرم اوره در هکتار مشاهده شد. اثرات ساده تیمارهای آزمایشی بر درصد روغن دانه معنی‌دار بود و در بین سطوح کود نیتروژن بیشترین درصد روغن دانه با مصرف 180 کیلوگرم اوره در هکتار و در بین سطوح کود گوگرد بیشترین درصد روغن   دانه با مصرف   75 کیلوگرم سولفات آمونیوم در هکتار مشاهده شد.
  54. اثر کروم بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی دوگونه ی گیاهی Isatis cappadocica و Erysimum allionii
    سمیه محمدی 1399
  55. بررسی تغییرات مکانی کیفیت فیزیکی خاک در یک مزرعه کلزا در منطقه بیلوار استان کرمانشاه
    فاطمه مومنی 1399
    شناخت درست منابع خاک و مدیریت صحیح آن به منظور بهرهوری اصولی، برای فراهم ساختن زمینه پیشبرد اهداف و برنامهریزیهای کشاورزی کشور، بسیار حائز اهمیت میباشد. کیفیت خاک دارای نقش کلیدی و فاکتور اصلی در کشاورزی قلمداد میگردد. با شناخت خصوصیات فیزیکی خاک میتوان مدیریت مناسبی در جهت بهرهبرداری مناسب از خاک انجام داد و این میسر نیست مگر آنکه از تاثیر خصوصیات و کیفیت خاک بر محصول شناخت پیدا نمود. در همین راستا در سال زراعی 98 - 1397 مطالعهای در منطقه بیلوار از توابع استان کرمانشاه با عنوان تغییرات فضایی کیفیت فیزیکی خاک یک مزرعه کلزا، با هدف بررسی تاثیر کیفیت فیزیکی خاک بر عملکرد کلزا انجام شد. به همین منظور کیفیت فیزیکی )بافت خاک، جرم مخصوص ظاهری، هدایت الکتریکی، درصد رطوبت و درصد تخلخل( و شیمیایی خاک )درصد مواد آلی، pH ، درصد آهک و EC ( تعیین شد، سپس با توجه به موقعیت جغرافیایی نقاط نمونهبرداری روی نقشه و تعیین موقعیت جغرافیایی آنها با استفاده از GPS بر روی زمین، با استفاده از نرم افزار ArcGIS نقشه پهنه بندی خصوصیات خاک ترسیم گردید. در نهایت پس از برداشت محصول ارتباط بین عملکرد کلزا با شاخص فیزیکی خاک بررسی گردید. نتایج نشان داد مقادیر جرم مخصوص ظاهری از محدوده 24 / 1تا 65 / 1 گرم بر سانتیمتر مکعب در مزرعه متغیر است که با مقادیر رس و شن در ارتباط میباشد. میزان تخلخل بین 42 تا 53 درصد بود و با وزن مخصوص ظاهری همبستگی داشت. رطوبت اشباع بین 1 / 32 تا 3 / 53 درصد بود. مقایسه نقشههای پهنهبندی درصد رطوبت اشباع خاک با نقشهی تغییرات مکانی جرم مخصوص ظاهری نشان داد که بیشترین درصد رطوبت اشباع خاک در مناطقی با کمترین جرم مخصوص ظاهری قرار دارد. دامنه هدایت هیدرولیکی اشباع بین 27 / 0 تا 33 / 0 سانتیمتر بر ساعت بود که در کلاس خاکهای با هدایت هیدرولیکی اشباع کم طبقهبندی میشود. بیشترین مقدار کربن آلی در قسمت شمالی مزرعه قرار دارد و خاک منطقه با داشتن 7 / 0 تا 27 / 1 درصد کربن آلی در کلاس خاکهای با کربن آلی کم دستهبندی میشود . بین شاخص فیزیکی سلامت خاک با عملکرد کلزا همبستگی مناسبی وجود داشت و ضریب این همبستگی در لایه سطحی خاک برابر 68 / 0 بود. بهطورکلی میتوان از شاخص فیزیکی سلامت خاک، برای تعیین پتانسیل عملکرد محصولات زراعی بهره گرفت.  
  56. تاثیرزمان دسترسی به آب بعد از خوراک بر عملکرد، تخمیرشکمبه، قابلیت هضم خوراک و برخی متابولیت های خونی بره های پرواری
    امیرحسین جعفری کیا 1399
  57. تاثیر رسوب ریزگردها و شدت نور بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود رقم بیونیج
    سیامک رنجبر 1399
  58. اثر محلول پاشی برخی عناصر ریزمغذی در ابتدای مراحل گلدهی و غلاف دهی نخود بر کمیت و کیفیت عملکرد و اجزاء آن در منطقه کرمانشاه
    حسن زنگنه 1399
    حبوبات پس از غلات، دومین منبع غذایی بشر به شمار می­روند. نخود Cicer arietinum L. در میان بقولات رتبه­ی سوم را در جهان دارد و مهم­ترین آن­ها در ایران است. در خاک­های قلیایی به دلیل تثبیت شدن اکثر عناصر ریزمغذی، جذب آنها توسط ریشه­های گیاهان کاهش می­یابد. در این شرایط محلول­پاشی عناصر ریزمغذی جذب آنها را توسط گیاه بهبود می­دهد. این تحقیق در همین راستا در سال زراعی 98-1397 در مزرعه­ای واقع در دهستان سراب‌نیلوفر در فاصله­ی حدود 20 کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه، به­ صورت دو آزمایش مجزا و به صورت طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار مورد بررسی محلول‌پاشی جهار نوع کود شامل: 1) سولفات روی، 2) سولفات مس، 3) اسید بوریک و 4) فروت‌ست هر کدام در سه سطح   2، 4 و 8 در هزار و شاهد (عدم محلول­پاشی کود) بودند. در آزمایش اول محلول­پاشی شروع گلدهی و در آزمایش دوم در ابتدای غلاف­دهی انجام شد. در این بررسی صفت­های عملکرد دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد زیست­توده، شاخص برداشت، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف پر در بوته، تعداد غلاف خالی در بوته، ارتفاع بوته، تعداد شاخه‌های جانبی، درصد پروتئین، راندمان مصرف آب عملکرد اقتصادی، راندمان مصرف آب عملکرد زیست­توده، درآمد ناخالص عملکرد اقتصادی، درآمد ناخالص عملکرد کاه، راندمان اقتصادی مصرف آب و سود خالص مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس در هر دو مرحله (ابتدای گلدهی و ابتدای غلاف­دهی) حاکی از معنی­دار بودن اثر مثبت و معنی­دار سطوح مختلف محلول­پاشی بر تمام صفات مورد ارزیابی (به­جز سود خالص در ابتدای غلاف­دهی) در سطح احتمال یک درصد بود. بر اساس نتایج مقایسه میانگین­ها در دوره­ی گلدهی، بیشترین عملکرد دانه در تیمارهای 2 در هزار فروت­ست با 4544 کیلوگرم در هکتار، 2 در هزار بور با 4505 کیلوگرم در هکتار و 8 در هزار بور با 4319 کیلوگرم در هکتار و به ­ترتیب با 59، 58 و 51 درصد افزایش در مقایسه با تیمار شاهد با 2853 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. بیشترین عملکرد دانه در تیمار محلول­پاشی در ابتدای غلاف‌دهی در سطوح 8 در هزار فروت­ست با 5867 کیلوگرم در هکتار)، 2 در هزار بور با 5744 کیلوگرم در هکتار و 2 در هزار فروت­ست با 5302 کیلوگرم در هکتار به ­ترتیب با 106، 101 و 86 درصد افزایش در مقایسه با تیمار شاهد به دست آمد. به­طور کلی بر اساس نتایج مقایسه میانگین گروهی فروت­ست و بور در تیمار محلول­پاشی در ابتدای گلدهی و فروت­ست و مس در ابتدای غلاف­دهی بهترین گروه­ها از نظر بهبود عملکرد دانه بودند. بنابراین در شرایط محیطی مشابه، به دلیل کسب حداکثر مقدار عملکرد و صفات مرتبط با آن، نسبت به سایر سطوح کودی قابل توصیه است.   
  59. بررسی اثرات بیوچار و سالیسیلیک¬اسید برکاهش تنش سرب در مریم گلی(Salvia officinalis L.)
    اناهیتا تیموری 1399
  60. تاثیرمحلول‌پاشی انواع کودهای ریزمغذی در زمان‌های مختلف بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arientinum L.)
    پروانه مرادی 1399
    به منظور ارزیابی اثر محلول¬پاشی کودهای ریزمغذی،آهن، روی،مولیبدن،منگنز،بور ومس درمراحل مختلف رشد و نمو شامل:رشد رویشی اولیه(vn)، زمان گل¬دهی (R1) و زمان غلاف دهی (R4) برخصوصیات زراعی،فیزیولوژیکی ومورفولوژیکی نخود(Cicer arietinum L.)در شرایط مزرعه،آزمایشی در سال زراعی 98-97 در شهرستان کنگاور بصورت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد.در این آزمایش عامل اصلی زمان محلول¬پاشی در سه مرحله نموی رشد رویشی اولیه=A1 ، مرحله گل¬دهی=A2 ومرحله غلاف-دهی=A3 ومحلول¬پاشی عناصر ریزمغذی در هفت سطح شامل: نانو کودهای آهن یک و نیم در هزار=B1، منگنز یک نیم در هزار=B2، روی یک و نیم در هزار=B3، مولیبدن یک در هزار=B4، مس یک در هزار=B5، بور دو در هزار=B6 وشاهد محلول¬پاشی با آب=B7 به عنوان فاکتور فرعی قرار داده شدند.نتایج حاصل از تجزیه واریانس ومقایسه میانگین¬ها نشان داد که محلول¬پاشی با نانو کودهای آهن ومنگنز در زمان شاخه¬دهی بر صفات مهمی چون عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد دانه در غلاف، شاخص سطح برگ، پروتئین دانه معنی دار بوده، همچنین اعمال کودهای آهن (1577کیلوگرم در هکتار)، روی(1549 کیلوگرم در هکتار) ومولیبدن (1553 کیلو گرم در هکتار) بر صفت عملکرد دانه بیشترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. فاکتور کودهای ریزمغذی بر روی صفاتی چون سوپراکسیدیسموتاز، پروتئین محلول برگ، پروتئین دانه معنی دار بوده و فاکتور زمان محلول¬پاشی بر صفت پراکسیدازوسوپراکسید دیسموتازمعنی دار شده است.
  61. اثر محلول¬پاشی برخی از تنظیم¬کننده¬های رشد گیاهی در ابتدای مراحل گلدهی و غلاف¬دهی نخود بر کمیت و کیفیت عملکرد و اجزاء آن در منطقه کرمانشاه
    هاشم صفری 1399
  62. بررسی نقش برخی از اسیدهای آلی بر پارامترهای رشد ومقاومت گیاه Isatis cappadocica تحت تنش کروم
    آمنه اسماعیلی 1399
    کروم به عنوان عنصری غیر ضروری و سمّی در غلظت­های بالا باعث ایجاد تنش در گیاهان می­گردد و درنتیجه فرآیند­های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی را تحت تاثیر قرار می­دهد. کاربرد اسیدهای آلی به صورت خارجی در گیاهان تحت تنش، می­تواند باعث افزایش رشد گردد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر غلظت­های مختلف کروم و اسیدهای آلی مالیک و سیتریک بر ویژگی­های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه بیش انباشتگر   Isatis cappadocica بود. بدین منظور آزمایشی در قالب طرح تصادفی فاکتوریل با اعمال غلظت­های صفر، ??، ??? و ??? میکرومولار کروم و غلظت ??? میکرومولار اسیدهای آلی مالیک و سیتریک در شرایط کشت هیدروپونیک طراحی شد. پس از طی دوره تیمار، نمونه­ها برداشت و پارامترهای رشد، محتوی رنگیزه­های گیاهی، پراکسید­هیدروژن، آنزیم­های آنتی­اکسیدان، پروتئین کل، پرولین و همچنین غلظت عناصر کروم، سدیم، پتاسیم، کلسیم و فسفر در آن­ها اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که افزایش سطوح تیمار کروم باعث کاهش پارامترهای رشد، میزان رنگیزه­های فتوسنتزی و همچنین کاهش جذب عناصر پتاسیم، کلسیم و فسفر در گیاه گردید اما محتوی پراکسید­هیدروژن، پروتئین محلول، پرولین، میزان فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدان و همچنین جذب عناصر کروم و سدیم تحت تاثیر افزایش غلظت کروم در محیط­کشت افزایش یافت. از سوی دیگر اسیدهای آلی مالیک و سیتریک با تاثیر مثبت در رشد و جذب عناصر مورد نیاز گیاه و همچنین افزایش دفاع آنتی­اکسیدانی گیاه، باعث افزایش مقاومت گیاه در مقابل تنش حاصل از سمیّت کروم در گیاه Isatis cappadocica شدند. از مهمترین اثرات اسید مالیک در تقابل با کروم، می­توان به افزایش وزن تر ریشه (تیمار 150 میکرومولار کروم) به میزان 82 درصد، افزایش فعالیت آنزیم پراکسیداز بخش هوایی گیاه (تیمار 50 میکرومولار کروم) به میزان 81 درصد، کاهش غلظت کروم بخش هوایی (تیمار 150 میکرومولار کروم) به میزان 53 درصد، کاهش غلظت سدیم در اغلب تیمارها، افزایش 2 برایری غلظت پتاسیم ریشه (تیمار 150 میکرومولار کروم)، کاهش غلظت کلسیم و همچنین افزایش غلظت فسفربخش هوایی (تیمار 150 میکرومولار کروم) و ریشه گیاه (تیمار 50 میکرومولار کروم) به ترتیب به میزان 5 و 3/5 برابر نسبت به حالت غیاب اسید مالیک اشاره کرد. اسید سیتریک نیز در تقابل با کروم، باعث افزایش فعالیت گلوتاتیون­اس­ترنسفراز ریشه (تیمارهای 50 و 150 میکرومولار کروم) به میزان 97 و 62 درصد، کاهش غلظت فلز سنگین کروم در بخش هوایی گیاه (تیمار 50 میکرومولار کروم) به میزان 50 درصد، افزایش 33 درصدی غلظت سدیم بخش هوایی در تیمار150 میکرومولار کروم، افزایش غلظت پتاسیم ریشه (تیمار 150 میکرومولار کروم) به میزان 50 درصد، کاهش 61 درصدی غلظت کلسیم ریشه ( تیمار 50 میکرومولار کروم)، افزایش غلظت فسفر بخش هوایی ( تیمار 150 میکرومولار کروم) و ریشه گیاه (50 میکرومولار کروم)، به ترتیب به میزان 5 و 8/4 برابر نسبت به حالت غیاب اسید سیتریک اشاره کرد. علاوه­براین، بیشترین تاثیر افزایشی اسیدهای آلی مالیک و سیتریک بر پارامترهای اندازه­گیری شده در غیاب کروم، بر غلظت فسفر ریشه و به ترتیب به میزان 13 و 18 برابر کنترل مشاهده شد. بنابراین به نظر می­رسد که اسیدهای آلی مالیک و سیتریک با تاثیر بر پارامترهای رشد و مقاومت گیاه Isatis cappadocica، در کاهش اثرات تنش ناشی از غلظت­های 50 و 150 میکرومولار کروم نقش اساسی را ایفا کردند.
  63. بررسی کارایی مصرف آب درماش به روش آبیاری فتیله ای
    منصور رضایی سرجوبی 1398
  64. بررسی اثرات بیوچار و سالیسیلیک اسید بر کاهش تنش سرب در گیاه ریحان (Ocimum basilicum L.)
    خدیجه فیضی 1398
  65. مطالعه امکان کاهش زوال بذر عدس (Lens culinaris Medic) با کاربرد برخی آنتی اکسیدان¬ها
    مهتاب مهرکیش 1398
  66. اثر شدت¬های مختلف نور آفتاب بر رشد دو رقم لوبیا قرمز( Phaseolus vulgaris L)
    مجید سخن سنج 1398
  67. تاثیر سالیسیلیک اسید درکاهش تنش سرب و کادمیوم در گوجه فرنگی (Lycopersicon esculentum L.)
    حدیث کاکایی 1398
  68. پاسخ به تنش کم آبی لاین‌های کاملینا در شرایط درون شیشه‌ای
    معصومه قربانی 1398
      تنش‌ها عامل مهمی در کاهش تولید محصولات کشاورزی هستند و تنش کم¬آبی یکی از مهمترین تنش¬ها است. گیاه دانه روغنی کاملینا(Camelina sativa L.)از خانواده براسیکاسه دارای خواص و کاربردهای فراوانی در صنعت، علوم دارویی، تغذیه انسان و دام و صنایع آرایشی- بهداشتی است. این گیاه به علت داشتن مزایایی از جمله نیاز کم به آب، نهاده‌های کشاورزی و سازگاری به تنش¬ها ازجمله سرما، خشکی و آفات، نسبت به سایر گیاهان روغنی بیشتر مورد توجه است. مطالعه حاضر به منظور بررسی تحمل کم¬آبی شش ژنوتیپ گیاه کاملینا در سال 98-97 از نظر تعدادی صفت در آزمایش کشت بافت و گلخانه بررسی شد. در بخش مطالعات گلخانه که در قالب طرح بلوک کامل تصادفی انجام شد، نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین ژنوتیپ¬های مورد مطالعه و همچنین سطوح تنش از نظر صفات ارتفاع بوته، طول ریشه، وزن ریشه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت اختلاف معنی¬داری وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین ها نیز نشان داد که رقم سهیل بالاترین عملکرد دانه(033/3 گرم)را دارد. در آزمایش القاءکالوس و کشت کوتیلدون شش ژنوتیپ تحت تاثیر چهار سطح تیمار تنش کم آبی صفر، 20،10و 30 درصد با اعمال PEG6000 به صورت آزمایشی در قالب طرح کامل تصادفی قرار گرفتند. همچنین متغیرهای سرعت رشد کالوس، سرعت رشد نسبی کالوس و محتوای آب نسبی کالوس در شرایط تنش مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه آماری نشان داد که بین ژنوتیپ¬های مورد مطالعه در صفات بررسی شده تحت شرایط تنش و بین سطوح مختلف تنش اختلاف معنی¬داری وجود داشت. در بخش کشت بافت گیاهی رقم سهیل به علت دارا بودن محتوای آب نسبی کالوس(326/8 درصد)و سرعت رشد نسبی کالوس(290/4 درصد)بالاتر، در میان سایر ژنوتیپ¬ها به عنوان رقم با تحمل بالا به کم¬آبی شناخته شد. بنابراین رقم سهیل از نظر مطالعات مربوط به گلخانه و القاء کالوس به عنوان رقمی که به شرایط کم آبی حساسیت کمتری دارد معرفی می¬گردد.
  69. اثر مس بر خصوصیات رشدی، فیزیولوژیک و فنولوژیک گیاه گندم نیای وحشی آجیلوبس تائوشی
    ویدا مرادی 1398
    آجیلوبس تائوشی، بیش انباشتگر، مس،
  70. اثرکادمیوم بر خصوصیات رشدی، فیزیولوژیک و فنولوژیک گندم نیای وحشی آجیلوپس تائوشی
    فریبا حیدری 1398
    سیبلااادابلذبلداتهکحخح
  71. تاثیر آرسنات و آرسنیت بر برخی پاسخ¬های فیزیولوژیکی گیاه ایزاتیس کاپادوسیکا و بررسی نقش سیلیکون در کاهش سمیت گونه¬های آرسنیک
    سیده اژین مرتضی زاده 1398
    آرسنیک یک شبه‌فلز سمی و یکی از آلاینده­های مهم زیست محیطی است که از طریق خاک­های آلوده و ریشه وارد گیاهان و زنجیره غذایی شده و تهدیدی جدی برای سلامتی انسان­ها محسوب می­شود. این عنصر باعث ایجاد تغییرات ساختاری، مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمایی در گیاهان می­گردد. با این حال در برخی از خاک­های آلوده به آرسنیک گونه­های گیاهی مقاوم دیده می­شود که با دو مکانیسم اجتناب و تحمل با سمیت فلز مقابله می­کنند. امروزه از تکنیک گیاه­پالایی جهت پاکسازی اکوسیستم­ها از آلاینده­هایی مانند شبه فلزات و فلزات سنگین استفاده می­کنند. با توجه به اینکه مطالعات قبلی توان بیش انباشت آرسنیک را در گیاه Isatis cappadocica ثابت کرده است، بذر این گیاه در از منطقه آلوده به آرسنیک زرشوران جمع­آوری گردید و به منظور بررسی فاکتورهای فیزیولوژیک و بیوشیمایی آن تحت اثر متقابل آرسنات و سیلیکون و آرسنیت و سیلیکون بررسی شد. بدین منظور غلظت­های مختلف آرسنات (0، 5، 25، 125 و 625 میکرومولار) ، آرسنیت (0، 5، 25، 125 و 625 میکرومولار) و سیلیکون (1 و 2 میلی­مولار) در شرایط کشت گلدانی در مرحله چهاربرگی بر گیاه I. cappadocica اثر داده و پارامترهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی و میزان آرسنیک تجمع یافته در گیاه اندازه­گیری شد. نتایج حاصل از تیمارهای آرسنات و آرسنیت بر پارامترهای رشد نشان داد که سطوح بالای هردو گونه آرسنیک منجر به کاهش پارامترهای مورد نظر شده که با تیمار سیلیکون این روند کاهشی به طور نسبی بهبود پیدا کرده است. از سوی دیگر این روند کاهشی برای تیمارهای آرسنیت کاملا معنی­دار بود درحالی که برای گیاهان تحت تیمارهای آرسنات در اغلب سطوح، معنی­دار نبود، که این امر نشان دهنده مقاومت I.cappadocica به آرسنات می­باشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد علی­رغم مقاومت بالای گیاه نسبت به هردو گونه آرسنیک در تیمارهای مختلف، در تیمار 650 میکرومولار اثر سمیتی بر رشد گیاه مشاهده شد که این اثر در تیمارهای آرسنیت محسوس­تر بود، به نحوی که منجر به مرگ گیاه گردید. بیشترین میزان آرسنیک تجمع یافته در ریشه و بخش هوایی مربوط به تیمار 625 میکرومولار آرسنات می­باشد. از سوی دیگر اثر سیلیکون منجر به کاهش معنی­دار در انباشت آرسنیک شده است. همچنین با افزایش سطح آرسنات و آرسنیت در محیط محتوی پرولین، پراکسید هیدروژن و پروتئین و ترکیبات آنتی­اکسیدان از جمله کاروتنوئید و آنتوسیانین افزایش پیدا کردند که در گیاهان تحت تیمار آرسنیت این افزایش چشمگیرتر بود. اگرچه با افزایش غلظت آرسنات و آرسنیت در محیط میزان فعالیت آنزیم­های آنتی اکسیدان افزایش پیدا کرد اما در تیمار 125 میکرومولار آرسنیت و 625 میکرومولار آرسنات احتمالا با اختلال در ساختار و عملکرد آنزیم­ها این روند کاهشی بود. افزایش غلظت آرسنات و آرسنیت منجر به کاهش جذب سدیم، پتاسیم، کلسیم و فسفر توسط گیاه می­شود که با کاربرد سیلیکون این روند کاهشی به طور نسبی بهبود می­یابد. به طور کلی ظرفیت سیستم آنتی­اکسیدانی کارآمد در گیاه مورد نظر و افزایش سطوح آنتی­اکسیدان­ها تحت تیمار آرسنیت و آرسنات و سیلیکون توانست باعث جلوگیری از آسیب اکسیداتیو و بهبود تحمل گیاه به تنش اکسیداتیو گردد. کلمات کلیدی: آرسنات، آرسنیت، سیلیکون، Isatis cappadocica، بیش انباشتگر   
  72. کارایی گیاه پالایی در حذف کل هیدروکربن های نفتی و برخی عناصر کمیاب از خاک آلوده مناطق نفت خیز کرمانشاه
    میثم احمدی 1397
      چکیده خاک به عنوان جزئ? از ب?وسفر نقش مهم? در تول?د غذا و پا?داری مح?ط ز?ست دارد .آلودگ? مح?ط ز?ست و خاک به ترکیبات نفتی ?ک? از مشک?تی است که کشورهای در حال توسعه و صنعت? با آن رو به رو هستند. امروزه عمل?ات استخراج، انتقال، پا??ش، نشت مواد نفت? از لوله­ها در هنگام جابه­جا??، ترک?دن لوله­ها و چاه­های نفت?، انتشار پساب­های صنعت? پا??شگاه­ها و صنا?ع ش?م?ا?? به آب و خاک، جهان را با تهد?د جدی مواجه ساخته است . درکشورهای تول?دکننده نفت از جمله ا?ران تول?د روزانه حدود چهار م?ل?ون بشکه نفت، ا?ن مشک?ت به طور جدی­تری به چشم م? خورند. هم?ن امر، ضرورت اعمال روش های کارآمد برای پاکسازی آلودگ?، ول? سازگار با مح?طز?ست و مناسبهر منطقه را اجتناب ناپذ?ر م? سازد. دفع بی­رویه مواد زائد چاه­های نفتی منطقه نفت­شهر استان کرمانشاه باعث آلودگی خاک­های اطراف این چاه­ها شده است. در سال­های اخیر تلاش­های زیادی برای زدودن آلودگی ترکیبات نفتی از خاک صورت گرفته است. این تحقیق، از چهار گونه گیاهی به عنوان پالاینده­های ترکیبات نفتی   به منظور اصلاح اراضی آلوده به ترکیبات نفتی استفاده شد. گیاهان فستوکا، کتان، تاج خروس و پریوش برای گیاه­پالایی انتخاب گردیدند. صفات مورفلوژیک گیاهی و درصد کاهش آلودگی نفتی در سطوح مختلف از آلودگی کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد که به ترتیب ( 2، 4، 6 و 8 درصد وزنی-وزنی) مورد بررسی قرار گرفت. پس از پایان دوره رویشی گیاهان، صفات مورفلوژیک گیاهان اندازه­گیری شد. خاک ریزوسفری هر گیاه برای تعیین میزان ترکیبات نفتی باقی­مانده با دستگاه سوکسله   جمع­آوری گردید. تحلیل داده­ها و رسم نمودار نیز به ترتیب با نرم­افزارهای SAS نسخه 9.1 و Excel صورت گرفت.تجزیه­های آزمایشگاهی خاک­ها نشان داد که نمونه خاک چهار درصد آلودگی بسیار شور و سدیمی بوده که این امر تاثیر منفی بر کارایی گیاه­پالایی داشت. وجود هیدروکربن­های نفتی در خاک موجب کاهش رشد و عملکرد ماده خشک اندام هوایی و ریشه در همه تیمارهای گیاهی در مقایسه با تیمار شاهد شد.کاهش جوانه­ زنی و رشد به موازات افزایش غلظت­های ترکیبات نفتی است. در غلظت آلودگی هشت درصد وزنی-وزنی هیچ گیاهی رشد نکرد. بیشترین میزان کاهش   غلظت آلودگی در ریزوسفر فستوکا و کتان در سطح شش درصد آلودگی بود که به­ترتیب کاهش حدود 43/66 و 38/55 درصدی نسبت به غلطت اولیه مشاهده شد. با توجه به نتایج این پژوهش، گیاه فستوکا برای گیاه­پالایی خاک­های آلوده منطقه مورد مطالعه توصیه می­شود اگر چه انجام مطالعات تکمیلی برای یافتن راهکارهای استقرار بهتر گیاه و افزایش کارایی گیاه­پالایی لازم است.کلیدواژه: آلودگی محیط زیست،   ترکیبات نفتی، نفت شهر، گیاه­پالایی، کتان، پریوش، تاج خروس، فستوکا، دستگاه سوکسله
  73. مطالعه آثار برخی تنش‏های محیطی روی رشد ارقام نخود
    علی فرخی اختر 1397
  74. نقش خردزیستگاه¬های متفاوت در زادآوری گونه‌های درختی در جنگل‌های بابایادگار کرمانشاه
    ساحل امیری 1397
  75. ارتباط فراوانی و پراکنش تاجی دارواش با تنوع درختان در جنگل‌ بابایادگار کرمانشاه
    مهتاب بختیاریان 1397
  76. اثر متقابل سلنیوم و سولفور بر جذب، انباشتگری و تحمل آرسنیک در گیاه بیش انباشتگر آرسنیک، ایزاتیس کاپادوسیکا
    بیژن نصرتی 1397
    برررسی تیمارهای مختلف آرسنیک و سلنیوم در حضور و غیاب سولفور در فاکتورهای رشدی و اسمولیتها و غلظت عناصر میکرو و ماکرو و همچنین انباشت آرسنیک در گیاه بیش انباشتگر ایزاتیس
  77. تاثیر بیوچار چوب آفتابگردان بر غلظت بعضی از عناصر سنگین درگیاه ماش (Vigna radiata)
    زهرا تیموری 1397
      چکیدهآلودگی محیط زیست نتیجه فعالیت های صنعتی اجتماعات بشری است. یکی از آلاینده های مهم خاک فلزات سنگین بوده که در سال های اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته اند. روش های مختلفی برای مقابله با آلودگی فلزات سنگین به کار گرفته شده که از آن جمله می توان به تثبیت فلزت توسط بیوجار اشاره کرد. این تحقیق با کاشت گیاه ماش و به صورت طرح فاکتوریل در قالب طرح بلوک های تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل بیوچار چوب آفتابگردان در سه سطح (صفر، 1 و 3 درصد)، سرب در سه سطح غلظت (صفر،100 و200   میلی گرم بر کیلو گرم خاک) و کادمیوم در سه سطح غلظت (صفر، 10و 20 میلی گرم بر کیلو گرم خاک) بودند. نتایج نشان داد که افزایش سطوح کادمیوم و سرب موجب کاهش عومل رشد در گیاه ماش شد، در حالی­که کاربرد بایوچار ضمن کاهش اثرات سوء کادمیوم و سرب، باعث افزایش رشد گیاه ماش گردید. اثر سطوح بیوچار بر پارامتر های وزن خشک اندام هوایی، تعداد گره، تعداد شاخه های جانبی، تعداد گره فعال، ارتفاع ساقه، قطر ساقه، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک ریشه، سطح ریشه،   حجم ریشه، طول ریشه، هدایت الکتریکی (EC) خاک،pH   خاک،کربن آلی خاک و غلظت سرب و پرولین در سطح یک درصد معنی دار شد. تاثیر سطوح مختلف سرب و کادمیوم نیز بروزن خشک اندام هوایی، تعداد کل گره و تعداد گره فعال، ارتفاع ساقه، قطر ساقه، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک ریشه، سطح ریشه، حجم ریشه، طول ریشه، مقدار پرولین و غلظت سرب و کادمیوم در گیاه ماش در سطح یک درصد و برتعداد گره غیر فعال؛ هدایت الکتریکی و pH   خاک در سطح 5 درصد معنی دار بود. اثر متقابل سطوح مختلف بیوچار و هر دو فلز سنگین بر وزن خشک اندام هوایی، تعداد گره، تعداد گره فعال، قطر ساقه، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، هدایت الکتریکی خاک، غلظت پرولین و سرب اندام هوایی گیاه ماش در سطح یک درصدمعنی دار بوده و بر تعداد برگ، در سطح 5 درصد، اما بر تعداد گره غیر فعال، ارتفاع و سطح برگ، سطح و طول ریشه،کربن آلی ، pH   خاک و غلظت کادمیوم اندام هوایی تاثیر معنی داری نداشت. بطورکلی می توان گفت که استفاده از بیوچار، با توجه به طرفیت بالای آن برای جذب و تثبیت سرب و کادمیوم، می­تواند به عنوان یک راهکار مناسب و ارزان در جهت کاهش آلودگی خاک و محیط زیست از این فلزات باشد.واژگان کلیدی: بیوچار، کادمیوم، سرب، ماش.
  78. پیش¬بینی تغییرات عملکرد آفتابگردان تحت تنش¬های کم¬آبی در شهرستان کرمانشاه
    بهرام اصولی پگاه 1397
  79. بررسی تغییرات مکانی عملکرد پتانسیل ذرت دانه¬ای در استان کرمانشاه با استفاده از مدل Aquacrop
    میثم پالاش 1397
  80. تعیین تاریخ کشت بهینه ذرت رقم سینگل¬کراس 706 و آفتابگردان رقم فرخ در کرمانشاه با استفاده از مدلAquaCrop به¬منظور افزایش بهره¬وری مصرف آب
    بهناز صادقی 1397
  81. اثر تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد سه رقم عدس در شرایط دیم
    زمان مرادی 1397
      در کشور ایران به­ علت شرایط جغرافیایی خشک و نیمه خشک، کشت عدس به طور عمده به صورت دیم و با عملکرد بسیار پایین­تر از تولید جهانی صورت می­گیرد. علت اصلی کاهش عملکرد در مناطق دیم، تنش خشکی آخر فصل رشد است. باکتری­های محرک رشد گیاه قادرند با مکانیسم­های متعددی از جمله کمک به انحلال و جذب مواد غذایی و همچنین تنظیم هورمون­های رشدی سبب تحریک وتوسعه رشد گیاه وکمک به جذب بیشترآب و مواد غذایی گیاه شده و از گیاه در مقابل اثرات تنش خشکی محافظت کنند. بنابراین در این پژوهش اثر سویه­های­ مختلف باکتری­های محرک رشد گیاه بر کیفیت و کمیت عملکرد و خصوصیات رشدی سه رقم عدس در شرایط دیم در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 95-1394 در دو آزمایش جداگانه گلخانه­ای و مزرعه­ای به صورت آزمایش فاکتوریل مورد بررسی قرار گرفت. فاکتور اول شامل سه رقم عدس (محلی کرمانشاه، بیله سوار و کیمیا) و فاکتور دوم سویه­های مختلف باکتری که در شرایط گلخانه ده سویه (شامل : B124، B40، E10، E7، E3،P6، D4، D1، B19، D3) بودند و بر اساس نتایج آزمایش گلخانه­ای شش سویه­ برتر شامل: Acromobacter sp.،Bacillus sp. ،Bacillus licheniformis ، Pseudomonas putida، Bacillus cereus، (Bacillus megaterium انتخاب و در ادامه جهت استفاده در آزمایش مزرعه­ای شناسایی شدند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، اثر تیمار باکتری­های محرک رشد بر عملکرد دانه، عملکرد زیست­توده، وزن هزار دانه، تعداد دانه در غلاف و ارتفاع بوته در سطح احتمال 01/0 معنی­دار شد. بوته­های تیمار شده با سویه Bacillus licheniformis دارای بیشترین عملکرد دانه و بوته­های تیمار شده با Pseudomonas putida دارای بیشترین عملکرد زیست­توده بودند. رقم­ها از نظر عملکرد دانه، عملکرد زیست­توده، شاخص برداشت، تعداد غلاف خالی در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد شاخه­های فرعی، تعداد شاخه­های فرعی­فرعی در سطح احتمال 01/0 با هم تفاوت معنی­دار داشتند. در بین ارقام عدس، رقم کیمیا بیشترین و رقم محلی کرمانشاه کمترین عملکرد دانه را بخود اختصاص دادند. رقم کیمیا از نظر عملکرد زیست­توده، شاخص برداشت، وزن هزار دانه و ارتفاع بوته نسبت به رقم­های بیله­سوار و ­محلی کرمانشاه برتری داشت. اثر متقابل رقم و باکتری­  hy;های محرک رشد گیاه بر صفت­های تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف پر در بوته، درصد پروتئین ساقه، درصد پروتئین دانه، عملکرد پروتئین دانه، نیاز حرارتی جهت گل­دهی و نیاز حرارتی جهت رسیدگی فیزیولوژیک در سطح احتمال 01/0 معنی­  hy;دار شدند. سویه­های Acromobacter sp.   و Pseudomonas putida   بیشترین اثر مثبت را بر صفت­های تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته و تعداد غلاف پر در بوته و سویه Bacillus megaterium   دارای بیشترین اثر مثبت معنی­دار بر درصد پروتئین دانه و سویه Bacillus licheniformis   دارای بیشترین اثر مثبت معنی­دار بر عملکرد پروتئین دانه و سویه Pseudomonas putida   دارای بیشترین اثر افزایشی معنی­دار بر نیاز حرارتی گل­دهی و رسیدگی رقم­های مختلف عدس بودند. با توجه به نتایج به دست آمده می­شود نتیجه­گیری نمود که، احتمالاً کاربرد سویه­های باکتری محرک رشد گیاه منجر به افزایش عملکرد دانه عدس در مناطق دیم خواهد شد.
  82. اثر تیمارهای مختلف بهاره سازی بر عملکرد و اجزاء آن در ارقام گندم مناطق معتدله
    فردین عباسی 1397
  83. اثر تنش خشکی و کود نیتروژن بر رشد و عملکرد استویا
    رقیه بهشتی زاده 1397
  84. مطالعه امکان پیشگیری یا بهبود شاخص های فرسودگی بذرکتان ( linum usitatissimum L) با استفاده از پرایمینگ
    راضیه مرادی 1397
    زوال یا پیری بذر یکی از عوامل کاهش‌دهنده بنیه بذر و محدودکننده جوانه­زنی می­باشد. بنابراین، تحقیقحاضر در راستای بررسی قابلیتپرایمینگبذر با برخی تنظیم کننده های رشد گیاهی جهت پیشگیری یا بهبود زوال بذرکتاندر پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا گردید. این آزمایش در دو بخش مجزا برای مطالعه امکان پیشگیری و بهبود از زوال بذر انجام شد. در بخش اول، ابتدا بذور را با هورمون‌های مدنظر پرایم کرده سپس مورد فرسودگی قرار گرفتند. در بخش دوم، ابتدا بذور فرسوده شده، سپس پرایم­های مورد نظر بر روی بذر­های فرسوده اعمال شد. برای آزمایش هر هورمون، سه فاکتور شامل فرسودگی بذر (در سه سطح: بدون فرسودگی، فرسودگی ملایم و فرسودگی شدید)، پرایمینگ با هورمون (در چهار غلظت) و دو رقم بذر کتان (هندی و مجارستانی) در نظر گرفته شد. هورمون­ها شامل: سالیسیلیک اسید، استیل سالیسیلیک اسید، سیتوکینین ، جیبرلیک اسید و اکسین بودند. آزمایش هیدروپرایمینگ نیز شامل سه سطح فرسودگی، دو رقم کتان و دو سطح پرایمینگ (بدون پرایمینگ و پرایم با آب) بود. صفات مورد ارزیابی شامل درصد جوانه‌زنی نهایی، سرعت جوانه‌زنی، متوسط زمان لازم برای جوانه‌زنی، متوسط جوانه‌زنی روزانه، درصد گیاهچه نرمال، طول ساقه­چه، طول ریشه­چه، وزن خشک ساقه­چه، وزن خشک ریشه­چه، شاخص بنیه گیاهچه طولی و شاخص بنیه گیاهچه وزنی بودند.نتایج نشان داد که رقم هندی در هر دو بخش پیشگیری و بهبود زوال بذر نسبت به رقم مجاری برتری داشت. این برتری هرچند در برخی صفات معنی‌دار نبود. با افزایش فرسودگی بذر، روند کاهشی در خصوصیات جوانه‌زنی مشاهده شد. نتایج نشان داد که هورمون اکسین در غلظت‌های 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر و هورمون جیبرلیک اسید در غلظت‌های 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر می‌تواند باعث پیشگیری از فرسودگی بذر کتان گردد. سایر تیمارها تاثیر معنی‌داری در پیشگیری از زوال بذر نداشتند. در بخش بهبود فرسودگی بذور زوال یافته، نتایج نشان داد که هورمون جیبرلیک اسید در غلظت 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر، قابلیت بهبود فرسودگی بذور را داشت. هورمون سالیسیلیک اسید نیز در غلظت 50 میلی‌گرم در لیتر در هر سه سطح فرسودگی کارایی بالاتری نسبت به دیگر غلظت‌ها داشت. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت جهت پیشگیری از فرسودگی بذر کتان می‌توان از پرایمینگ بذر با هورمون‌های اکسین و جیبرلیک اسید و جهت بهبود بذور زوال یافته از پرایمینگ بذر با هورمون جیبرلیک اسید و سالیسیلیک اسید استفاده کرد.
  85. اثر سیلیکون بر برخی پارامترهای رشد و فیزیولوژیکی گیاهان بومی Isatis cappadocica و Brassica napus تحت تنش آرسنیک وکادمیوم
    سلیمه خادمی اعظم 1396
  86. اثر تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم بزرک در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی
    بهاره ناصریه 1396
       به منظور بررسی اثر پرایمینگ و تلقیح بذر با باکتری­های محرک رشد بر کمیت و کیفیت عملکرد دو رقم کتان روغنی در شرایط کنترل و تنش خشکی بعد از گلدهی در سال زراعی 95-1394، تحقیقی در مزرعه تحقیقاتی ارگانیک پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به صورت دو آزمایش فاکتوریل جدا از هم در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد و تجزیه واریانس به صورت طرح تجزیه مرکب در دو محیط انجام شد. آزمایش اول در شرایط کنترل و آزمایش دوم در شرایط تنش خشکی بعد از گلدهی انجام شد. در هر دو آزمایش فاکتور رقم در دو سطح (هندی و مجاری) و فاکتور پیش تیمار بذر درهشت سطح شامل پنج سویه باکتری (باسیلوس اس­پی، باسیلوس مگاتریوم، باسیلوس آمیلولیکوفاشینس، باسیلوس پومیلوس، سودوموناس جنیکولاتا) و دو سطح پرایمنگ با آب مقطر، نیترات پتاسیم و به همرا ه یک تیمار شاهد انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده اثر رقم، پیش­تیمار بذر و محیط بر اکثر صفات مورد مطالعه معنی­دار بود. در شرایط کنترل رطوبتی از نظر عملکرد دانه تفاوت معنی­داری بین دو رقم مورد بررسی نبود ولی در این شرایط عملکرد زیست­توده رقم مجاری به طور معنی­داری از رقم هندی بیشتر بود. اعمال تنش خشکی از مرحله گلدهی تا زمان رسیدگی سبب کاهش معنی­دار عملکرد دانه (44 درصد)، عملکرد زیست­توده­ (46 درصد)، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، تعداد کپسول پوک، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد شاخه فرعی، درصد پروتئین ساقه، درصد روغن دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد روغن، مقدار نیاز حرارتی و سرعت رشد گیاه و برعکس موجب افزایش معنی­دار صفت درصد پروتئین دانه (17 درصد) گردید. استفاده از پیش تیمارها نه تنها در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی سبب افزایش و بهبود عملکرد و سایر صفات مورد بررسی و تخفیف اثرات تنش خشکی پس از گلدهی شد، بلکه در شرایط مطلوب آبیاری نیز با استفاده از پرایمینگ بذر و اعمال باکتری­های محرک رشد مخصوصاً باکتری­های باسیلوس مگاتریوم و باسیلوس آمیلولیکوفاشینس نتایج بهتری نسبت به تیمار شاهد به دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می­رسد استفاده از سویه­های مناسب باکتری­های محرک رشد گیاه جهت تلقیح بذر، یکی از راهکارهای مناسب جهت افزایش کارایی گیاهان زراعی در شرایط تنش خشکی باشد.واژه های کلیدی: کتان روغنی، باکتری محرک رشد، پرایمینگ، تنش خشکی
  87. نقش سالیسیلیک اسید و پلیمر سوپرجاذب در کاهش تنش خشکی در گیاه ماش(Vigna radiataWilczek
    زهرا بالی 1396
    خشکی یکی از تنش های محیطی مهم در بسیاری از نقاط خشک و نیمه خشک جهان است که بر رشد و عملکرد گیاهان اثر بازدارنده دارد. در این راستا، تنظیم کننده­های رشد مانند سالیسیلیک اسید نقش حیاتی در طی مراحل رشد و نمو گیاهان ایفا کرده و بنابراین کاربرد مناسب آنها می­تواند باعث بهبود عملکرد گیاهان و افزایش مقاومت گیاه در مقابله با تنش خشکی ­گردد. افزودن پلیمرهای سوپرجاذب به خاک نیز به عنوان مخزن ذخیره کننده آب عمل کرده و لذا وقتی به خاک اضافه شوند، آب آبیاری را به خود جذب نموده و از فرونشست آن جلوگیری می­نمایند.   این خصوصیت برای مقابله با شرایط کم آبی و کاهش اثرات سوء تنش خشکی در گیاهان زراعی اهمیت بسزایی دارد. در این تحقیق، اثرات متقابل تنش خشکی، پلیمر سوپرجاذب و سالیسیلیک اسید بر رشد و عملکرد گیاه ماش(Vigna radiata) بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل تنش خشکی در سه سطح (رطوبت خاک معادل 30، 60 و 100 درصد ظرفیت زراعی)، سوپرجاذب درسه سطح (0، .3/. و 5/0درصد وزنی) و سالیسیلیک اسید در چهار سطح (0، 250، 500 و 750 میکرومولار و به صورت محلول­پاشی) بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی باعث کاهش معنی­دار بسیاری از ویژگی­های رویشی و زایشی بوته ماش مانند طول ساقه، حجم ریشه، سطح برگ، وزن خشک ساقه و برگ، عملکرد پروتئین، محتوای نسبی آب برگ و اجزای عملکرد در سطح یک درصد شده، درحالیکه استفاده از سالیسیلیک­اسید و پلیمر سوپرجاذب باعث افزایش معنی­دار این ویژگی­ها   نسبت به شاهد گردید. همچنین، اثرات متقابل تنش خشکی و سوپرجاذب باعث تفاوت معنی­دار تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت، وزن خشک ساقه و برگ، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تلاش و زاد آوری، مقدار پرولین، محتوای نسبی آب برگ، وزن­تر و خشک ریشه، سطح ریشه و حجم آن شد. اثر متقابل تنش خشکی و سالیسیلیک اسید نیز به طور معنی­داری بر تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت، طول ساقه، عملکرد دانه، تلاش و زاد آوری، مقدار پرولین، وزن­تر و خشک ریشه و سطح ریشه و اثرات متقابل سالیسیلیک اسید و سوپرجاذب بطور معنی­داری بر تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت، مقدار پرولین، محتوای نسبی آب برگ، وزن­تر و خشک ریشه، حجم ریشه و سطح ریشه موثر واقع شد. علاوه بر این، اثرات متقابل هر سه عامل تنش خشکی، سوپرجاذب و سالیسیلیک اسید نیز باعث اختلاف معنی­داری تمامی پارامترهای آزمایشی به جز تعداد دانه در غلاف، وزن صد دانه، طول ساقه و طول ریشه گردید. بطورکلی می توان گفت که در شرایط تنش خشکی، ویژگی­های مختلف گیاه تحت تاثیر این تنش قرار گرفته و در مقابل، استفاده از غلظت 500 میکرومولار سالیسیلیک اسید و یا کاربرد 3/0 درصد وزنی سوپرجاذب دارای نقش مثبت در جهت کاهش معنی­دار اثرات تنش شدید خشکی (رطوبت 30 درصد ظرفیت زراعی) نسبت به شاهد برای اکثر صفات بوده است.کلمات کلیدی: پارامترهای رشد، تنش خشکی، سالیسیلیک­اسید، سوپر جاذب، ماش.  
  88. بررسی متابولیت های ثانویه و فعالیت بیولوژیکی گیاه درمنه ترکی
    زهرا سلیمانی تبار 1396
  89. تاثیر آبیاری با نقطه شبنم بر تولید ماده خشک، رشد و جوانه زنی برخی گیاهان
    سیده سرگل حسینی 1396
      افزایش جمعیت، افزایش تقاضا برای غذا را به دنبال خواهد داشت بنابراین تولیدات کشاورزی باید با سرعتی برابر با رشد جمعیت، ولی با همان زمین­ها و منابع آب ثابت، رشد کنند.   به منظور تعیین میزان رشد و تولید ماده خشک گیاه تحت تاثیر آبیاری با نقطه شبنم، پژوهشی گلخانه ای و مزرعه ای طراحی گردید. تاثیر آبیاری با نقطه­شبنم، آبیاری­معمولی و بدون آبیاری بر­روی صفات کمی و کیفی گیا­هان در پژوهش­های گلخانه­ای و مزرعه­ای مورد بررسی قرار گرفتند که پژوهش گلخانه­ای در دو مرحله (جوانه زنی بذر و مرحله رشد رویشی گیاه)   اجرا گردید. در پژوهش در مرحله جوانه زنی،   تاثیر تیمار­های آبیاری با نقطه­شبنم و بدون آبیاری در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بر درصد جوانه زنی بذرنخود، گندم، خیار، کتان، چغندر، شنبلیله در سال 1394 ارزیابی گردید. که تیمار آبیاری با نقطه­شبنم باعث جوانه زنی بذر در مقایسه با شاهد (بدون آبیاری) گردید. پژوهش گلخانه ای در مرحله رشد رویشی گیاه در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار ­روی صفات رویشی نخود و گندم بکار رفت. تیمار­های آبیاری شامل آبیاری با نقطه­شبنم و آبیاری معمولی بودند. مقایسه میانگین داده­ها برای نخود نشان داد که تیمارآبیاری معمولی نسبت به آبیاری با نقطه شبنم دارای وزن تر ساقه، وزن تر تک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک تک برگ، وزن تر کل ساقه و برگ، وزن خشک کل ساقه و برگ و نسبت برگ به ساقه بیشتری بود. مقایسه میانگین داده­های نشان داد که تیمارآبیاری با نقطه­شبنم نسبت به آبیاری با روش معمول از نظر طول ساقه، تعداد برگ، وزن تر ساقه، وزن ترتک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک تک برگ، وزن­تر کل ساقه و برگ، وزن خشک کل ساقه و برگ، سطح برگ، نسبت برگ به ساقه و وزن مخصوص برگ) تفاوتی نداشت. پژوهش مزرعه­ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1396-1395 اجرا گردید. در این بخش سه تیمارآبیاری با نقطه­شبنم، آبیاری معمولی و دیم روی نخود اعمال گردیدند. صفات مورد بررسی   شامل کلروفیل a،   کلروفیل b،   کارتنویید،   کلروفیل کل،   کلروفیلa/b،   هدایت روزنه­ای،   فتوسیستم (2)،   فتوسیستم (1)،   محتوای رطوبت نسبی آب، ارتفاع ساقه،   تعداد ساقه، تعداد برگ، تعداد غلاف حاوی تک بذردر هر بوته، تعداد غلاف حاوی دو عدد بذر   در هر بوته، تعداد غلاف خالی در هر بوته، تعداد غلاف در هر بوته، طول غلاف، قطر غلاف، تعداد دانه در هر بوته،   وزن 100 دانه، عملکرد در یک هکتار، عملکرد کاه­وکلش در یک هکتار، عملکرد دانه در تک بوته، عملکرد کاه­و­کلش تک بوته، عملکرد دانه در یک متر مربع، عملکرد کاه­و­کلش یک متر مربع، وزن بیولوژیک تک بوته، وزن بیولوژیک در یک متر مربع، شاخص برداشت تک بوته، شاخص برداشت در یک متر مربع بودند. تیمارهای آبیاری اثر معنی داری بر   هدایت روزنه­ای،   FV/FM، شاخص کارایی فتوسنتز و تعداد برگ   نخود در شرایط مزرعه داشتند ولی تاثیر تیمارها   بر سایر صفات مزرعه ای معنی دار نبود. مقایسه میانگین داده ها نشان داد که آبیاری­با­نقطه­شبنم نسبت به شرایط دیم از نظر   هدایت روزنه¬ای،   FV/FM، برتری داشت. تیمار آبیاری معمولی و دیم سطح برگ بالاتری نسبت به آبیاری با نقطه شبنم داشتند. آبیاری معمولی نسبت به دیمکاری شاخص کارایی فتوسنتز   بیشتری داشت. با توجه با نتایج بدست آمده می توان گفت که آبیاری با نقطه شبنم بعلت تامین مقدار اندکی رطوبت بهتر است در مراحلی که گیاه احتیاج کمتری به آب دارد مانند جوانه زنی استفاده گردد، هرچند در شرایط بی آبی می تواند تا حدی رطوبت مورد نیاز گیاه را تامین کند و راهکاری برای مقابله با خشکی باشد.
  90. تاثیر سطوح مختلف گلبرگ زعفران بر عملکرد تولیدی، صفات کیفی تخم مرغ و برخی فراسنجه های خونی مرغهای تخم گذار
    مهوش جباری نامرودی 1396
  91. پاسخ جنین های جوجه کشت شده به مکمل های اسیدآمینه
    آرش فلاحی 1396
      این تحقیق به منظور ارزیابی نقش تغذیه جنینی بصورت تزریق درون تخممرغی در افزایش وزن جوجه یک روزه آزمایشی ???گرم(، + قطعه تخم بارور جوجهگوشتی )با میانگین وزن ?? با استفاده از تکنیک پوسته اجاره ای، در قالب یک طرح کاملا? اجرا شد. × تصادفی فاکتوریل ?در آزمایش اول تیمارها شامل:0 میلی لیتر محلول اسیدآمینه به داخل سفیده تخممرغ با پوسته اجارهای در روز + 1جنینی / 1.تزریق 5?.گروه شاهد 1 با تخم مرغ معمولی?.گروه شاهد ? با پوسته اجاره ای )تخم مرغ دو زرده(آزمایش دوم? میلی لیترآلبومین به داخل سفیده تخم مرغ با پوسته اجاره ای در روز + 1جنینی / 1.تزریق 5?.تزریق 1میلی لیتر آلبومین به داخل سفیده تخم مرغ با پوسته اجاره ای در روز + 1جنینی? میلی لیترآلبومین به همراه ?50 میلی لیتر کلسیم لاکتات به داخل سفیده تخم مرغ با پوسته اجاره ای در روز / ?.تزریق 51+ جنینی+.تزریق 1 میلی لیتر آلبومین به همراه ?50 میلی لیتر کلسیم لاکتات به داخل سفیده تخم مرغ با پوسته اجاره ای در روز1+ جنینی5.گروه شاهد 1 با تخم مرغ معمولی?.گروه شاهد ? با پوسته اجاره ایدر طول آزمایش وضعیت زنده مانی و رشد جنین در طی تکوین جنین مورد ارزیابی قرار گرفت .در زمان هچ وزن جوجه هچشده، درصد جوجهدرآوری جوجه ها و نسبت وزن جوجه هچ شده به وزن تخم مرغ مورد ارزیابی قرار گرفت .افزودن سطوح0/ مختلف آلبومین تاثیر معنی داری بر وزن جوجه ها داشت) 05 P< ? میلی لیتر / (. به طوریکه بیشترین وزن هچ با افزایش 551 گرم( و کمترین آن در گروه شاهد معمولی )وزن جوجه / آلبومین و ?50 میلیگرم کلسیم لاکتات)وزن جوجه یک روزه 3??+( گرم مشاهده گردید. / یک روزه 050/ در آزمایش دوم مشخص گردید افزودن مکملآمینواسید تاثیر معنی داری بر وزن تفریخ جوجهها داشت ) 05 P< (.بطوریکه5? گرم(مشاهده گردید. / 0 میلی لیتر مکمل آمینواسید ) 5? / میانگین وزن تفریخ با افزودن 03
  92. نقش سالیسیلیک اسید درکاهش اثرات قلیائیت خاک گیاه ماش (Vigna radiate Wilczek)
    مژگان بهرامی 1396
  93. مقایسه قابلیت چند جاذب مهم در حذف فلزات سنگین از خاک
    رضا کیهانی نژاد 1396
  94. بررسی تغییرات مکانی عملکرد محصول آفتابگردان در شرایط کم آبیاری با استفاده از مدل AquaCrop-GIS
    محمد منصوری 1395
    چکیدهآب مهم ترین عامل محدود کننده توسعه کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک است. از طرفی ایران جز مناطق خشک و نیمه خشک جهان می باشد. بنابراین استفاده بهینه از منابع آب موجود و مدیریت آنها با توجه به علم روز، امری بسیار حیاتی می باشد. استفاده از روش ها و تکنیک های جدید آبیاری نیز   در همین راستا می باشد. یکی از این روش ها، تنش های آبیاری است که مطالعات متعددی در این زمینه صورت گرفته است. اما علم نوین مطالعه این روش ها را   در کنار مدل های شبیه ساز رشد آسان نموده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع در این تحقیق اقدام به کشت آفتابگردان رقم روغنی فرخ تحت رژیم های مختلف آبیاری شامل: تیمارهای 20 درصد بیش آبیاری، 100 درصد آبیاری(شاهد)، 20 درصد کم آبیاری و 40 درصد کم آبیاری که این تیمارها در کل دوره رشد اعمال شده و 20 درصد کم آبیاری و 40   درصد کم آبیاری در دوره رویشی اعمال شدند و 20 درصد و   40 درصد کم آبیاری در دوره زایشی اعمال گردید.سپس به آنالیز صفات گیاهی تیمارهای آبیاری و واسنجی و همچنین صحت سنجی مدل Aquacrop که از مدل های مهم شبیه ساز رشد گیاهی تحت رژیم های کم آبیاری می باشد، اقدام گردید. مدل Aquacrop همانند بسیاری از مدل های شبیه ساز رشد، نقطه ای می باشد. بنابراین جهت پتانسیل یابی عملکرد در سطح منطقه سنقر کرمانشاه، از مدل Aquacrop-GIS استفاده شد.آنالیز صفات زراعی، معنی داری را تحت تنش های کم آبیاری نشان داد. و   واسنجی مدل Aquacro   و همچنین صحت سنجی این مدل در شبیه سازی بیوماس و کانوپی کاور با   دقت خوب انجام شد. اما مدل در شبیه سازی تیمارهای دوره زایشی، نسبت به بقیه تیمارها ضعیف عمل نمود. سپس با استفاده از فایل گیاهی واسنجی شده، تنش های آبیاری در منطقه سنقر با استفاده از مدل Aquacrop-GIS بررسی   و نقشه های عملکرد، در سطح منطقه تهیه گردید.    کلمات کلیدی: کم آبیاری، مدل Aquacrop-GIS، واسنجی،   مدل Aquacrop، آفتابگردان
  95. اثر تیمار سولفور و پیش تیمار پراکسیدهیدروژن برپاسخ های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان شب بوی ایرانی( Hesperis persica L. ) وکلزا Berassica napus L.) ) تحت تنش آرسنیک
    زهره تیموری 1395
  96. اثرات کاربرد خارجی هورمون های گیاهی در مراحل مختلف رشد و نمو بر عملکرد و خصوصیات فیزیولوژیک نخود فرنگی تحت شرایط آبیاری تکمیلی
    توانا نعمت محمد 1395
    به­منظور بررسی تاثیر آبیاری تکمیلی در مراحل مختلف رشد و نمو نخود فرنگی (گلدهی، غلاف­دهی، گلدهی + غلاف­دهی) به­همراه شرایط دیم (شاهد) و کاربرد خارجی هورمون­های مختلف رشد شامل اکسین (IAA)، جیبرلیک­اسید (GA3) و سیتوکینین (6-BAP) به همراه آب مقطر (شاهد)، آزمایشی در سال 95-1394، به­صورت اسپلیت­پلات بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا گردید. براساس نتایج به­دست آمده، اثرات متقابل آبیاری تکمیلی × هورمون بر عملکرد غلاف سبز، عملکرد بیولوژیک، وزن صد دانه، شاخص برداشت و رنگیزه­های اصلی و کمکی فتوسنتزی معنی­دار بود. تعداد غلاف در بوته و دانه در غلاف نیز تحت تاثیر اثرات ساده آبیاری تکمیلی و هورمون قرار گرفتند. انجام آبیاری تکمیلی در دو مرحله گلدهی + غلاف­دهی و کاربرد هورمون­های سیتوکینین و اکسین موجب تولید بیشترین عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و وزن صد دانه شد. بیشترین تعداد غلاف در بوته و دانه در غلاف نیز در انجام آبیاری در دو مرحله و کاربرد خارجی هورمون­ها به­دست آمد. بیشترین میزان کلروفیل a و b مربوط به گیاهان تحت آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی + غلاف­دهی و کاربرد سیتوکینین و برای کارتنوئیدها با کاربرد جیبرلیک­اسید بود. کاربرد خارجی سیتوکینین باعث افزایش میزان کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم II، شاخص زنده­مانی، میزان قند و پروتئین محلول و محتوی نسبی آب برگ شد. اثرات ساده آبیاری تکمیلی و هورمون نیز بر آنزیم­های آنتی­اکسیدانت معنی­دار بود و بیشترین میزان آن­ها در شرایط دیم و کاربردهورمون­ها بدست آمد. به­طورکلی می­توان بیان کرد که انجام آبیاری تکمیلی و استفاده خارجی از هورمون­های رشد بویژه سیتوکینین و اکسین می­تواند جهت جلوگیری از مواجه شدن نخود فرنگی با تنش خشکی در مراحل حساس گلدهی و غلاف­دهی و افزایش عملکرد اقتصادی آن مناسب باشد.  
  97. ارزیابی آزمون های مختلف قدرت بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی سبز شدن و استقرار گیاهچه های عدس (Lens culinaris)در مزرعه
    ثمین لطفی دهلقی 1395
    کیفیت بالای بذر، فاکتوری ضروری برای اطمینان از استقرار مناسب گیاهچه در مزرعه می­باشد. معمولاً درصد و سرعت جوانه­زنی بذر در آزمایشگاه با درصد و سرعت سبز شدن در مزرعه متفاوت است. این بررسی به منظور تعیین مناسب­ترین آزمون بنیه بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی درصد و سرعت سبز شدن گیاهچه در مزرعه انجام گرفت. هشت توده بذر عدس متعلق به چهار رقم کیمیا، بیله سوار، قزوین و محلی کرمانشاه که دارای شرایط مختلفی از نظر طول عمر بودند انتخاب شد، به­طوری­که این توده­های بذر در سال­های 1389 و 1393 تولید شده بودند. در آزمایشگاه آزمون­های جوانه­زنی استاندارد، سرما، هدایت الکتریکی، آبنوشی، خرده­آجر، تنش اسمزی (در سه پتانسیل 0، 3-، 6- و 9- بار) و پیری تسریع شده (در سه دمای 40، 41 و 42 درجه­سانتی گراد و به مدت زمان­های 48، 72، 96، 120 و 144 ساعت) بر روی این توده­های بذر انجام شدند. در این آزمون­ها، شاخص­های مرتبط با بنیه بذر و گیاهچه مانند درصد جوانه­زنی نهایی، متوسط جوانه­زنی روزانه، متوسط زمان لازم برای جوانه­زنی، سرعت جوانه­زنی، درصد گیاهچه­های نرمال، شاخص بنیه بذر، ضریب آلومتری، میزان استفاده از ذخایر بذر، سهم ذخایر بذر در وزن گیاهچه، طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن خشک ریشه چه و وزن خشک ساقه چه اندازه­گیری شدند. در مزرعه نیز هشت توده بذر ذکر شده کشت شدند و صفات درصد سبزشدن نهایی گیاهچه، میانگین سبز شدن روزانه، متوسط زمان لازم برای سبز شدن و سرعت سبز شدن گیاهچه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین­ها نشان داد که توده­های بذر عدس از نظر صفت­های اندازه گیری شده، هم در آزمایشگاه و هم در مزرعه متفاوت بودند. تجزیه اورتوگونال آزمون­های آزمایشگاهی و مزرعه­ای حاکی از برتری کامل توده­های بذر جدید نسبت به قدیم بود. برای بررسی ارتباط بین آزمون­های آزمایشگاهی و آزمون مزرعه­ای، تجزیه همبستگی بین خصوصیات جوانه زنی اندازه­گیری شده در آزمایشگاه با دو صفت مزرعه­ای درصد و سرعت سبز­شدن گیاهچه در مزرعه انجام گرفت. نتایج نشان داد که با درصد سبز­شدن گیاهچه در مزرعه، بالاترین همبستگی­های مثبت متعلق به صفت­های درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون پیری تسریع شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 72 و 96 ساعت (با ضریب همبستگی، به ترتیب 888/0 و 861/0)، صفت درصد جوانه زنی نهایی در آزمون پیری تسریع شده شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 72 و 96 ساعت (به ترتیب 842/0 و 813/0)، صفت درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون سرما در دمای 2 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 733/0)، صفت درصد گیاهچه­های نرمال در آزمون جوانه­زنی استاندارد (با ضریب همبستگی 724/0)، بود. همچنین با سرعت ظهور گیاهچه در مزرعه، صفت­های سرعت جوانه­زنی در آزمون سرما در دمای 2 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 792/0)، طول ساقه چه در آزمون سرما در دمای 4 درجه سانتی­گراد (با ضریب همبستگی 766/0)، سرعت جوانه زنی در آزمون تنش اسمزی در پتانسیل 6- بار (با ضریب همبستگی 765/0)، متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون تنش اسمزی در پتانسیل 6- بار (با ضریب همبستگی 753/0)، متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون جوانه­زنی استاندارد (با ضریب همبستگی 733/0) و متوسط جوانه­زنی روزانه در آزمون پیری تسریع شده در دمای 41 درجه سانتی­گراد و به مدت­های 96 و 72 ساعت(به ترتیب 718/0 و 712/0)، از بالاترین همبستگی مثبت برخوردار بودند. بنابراین از این آزمون­های آزمایشگاهی می­توان برای پیش­بینی درصد و سرعت ظهور گیاهچه در مزرعه استفاده نمود.
  98. ارزیابی امکان نشاءکاری ذرت، آفتابگردان، چغندر قند و کدوآجیلی به صورت هرا کشت جهت صرفه جویی در مصرف آب
    ژاله زارعی احمدآبادی 1395
    نشاءکاری یکی از روش­های اساسی می­باشد که موجب زودرسی محصول و افزایش عملکرد می­گردد. با توجه به اینکه در بین گیاهان زراعی استان کرمانشاه، آفتابگردان، ذرت، چغندرقند و کدو با مصارف متعدد دارای سطح زیر کشت بالاتری هستند، از این رو این آزمایش به منظور افزایش عملکرد این گیاهان با روش کشت نشایی طی دو سال زراعی ( 94 – 93 و 95 – 94) در دو بخش گلخانه و مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی، کرمانشاه انجام شد. آزمایش در سال اول به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار بود. عامل­ها شامل دو روش کاشت (کشت مستقیم بذر و نشاءکاری 4 و 6 هفته­ای) و دو تاریخ کاشت (کشت زودهنگام و کشت زمان معمول) بود. آزمایش در سال دوم بصورت طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار بود. تیمارها شامل نشاءکاری (نشاءکاری 6 هفته­ای زودهنگام برای ذرت و چغندرقند، نشاءکاری 4 هفته­ای زمان معمول برای آفتابگردان، بذرکاری زودهنگام برای کدوآجیلی) و کشت زمان معمول بذر (شاهد) بود. نتایج آزمایش در سال اول نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در ذرت، چغندرقند، آفتابگردان و کدو به ترتیب مربوط به نشای 6 هفته­ای زودهنگام، نشای 6 هفته­ای زودهنگام، نشای 4 هفته­ای زودهنگام و بذرکاری زودهنگام بود که به عنوان تیمار برتر شناخته شد و برای تکرار آزمایش در سال دوم انتخاب گردید. نتایج پژوهش در سال دوم نشان داد که کشت نشایی در مقایسه با کشت مستقیم باعث افزایش عملکرد بیولوژیکی، کلروفیل، سطح برگ و عملکرد دانه در آفتابگردان و ذرت و عملکرد شکر در چغندرقند شد. در کدو، کشت زودهنگام بذر نسبت به کشت زمان معمول بذر عملکرد بیولوژیکی، کلروفیل، هدایت روزنه­ای بالاتری داشت. اختلاف معنی­داری بین عیار قند در هر دو کشت نشایی و بذرکاری چغندرقند وجود نداشت. بنابراین جهت افزایش عملکرد، نشاءکاری شش هفته­ای در تاریخ زودهنگام برای ذرت و چغندرقند و چهار هفته­ای در تاریخ زودهنگام برای آفتابگردان جهت زودرس نمودن محصول برای شهر کرمانشاه توصیه می­گردد. تاریخ­های کشت و سنین نشاء دیگری بجز موارد ذکر شده در این تحقیق برای مطالعات بعدی توصیه می­گردد.
  99. بررسی اثر قطع آبیاری در زمان های مختلف رشدی بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت سینگل گراس 704
    علی کریمی 1395
    بررسی اثر قطع آبیاری در زمان های مختلف رشدی بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت سینگل گراس 704
  100. اثر محلول‏پاشی آهن بر پروتئوم و برخی خصوصیات بیوشیمیایی، فیزیولوژیک، فنولوژیک و عملکرد زعفران(Crocus sativusL.)
    الناز زمانی 1395
  101. تاثیر برخی عوامل محیطی بر گره‏زایی ریشه و تثبیت بیولوژیکی نیتروژن در سویا
    سمیه امیری 1395
  102. ارزیابی اثرات سالیسیلیک اسید و عنصر روی بر برخی پارامترهای فیزیولوژیکیارقام نخودفرنگی
    فرشته مرادنژادی 1395
    ارزیابی اثرات سالیسیلیک اسید و عنصر روی بر برخی پارامترهای فیزیولوژیکیارقام نخودفرنگی
  103. بررسی تاثیر مدت و عمق دفن بر جوانه زنی بذر علف هرز میاگروم (Myagrum perfoliatum)
    فیروزه شریفی کالیانی 1395
    میاگروم علف هرزی زمستانه است که در گیاهان زراعی پاییزه مثل گندم و جو به­ویژه در استان کرمانشاه به تازگی مشکل ساز بوده است. این علف هرز، نوظهور است و در ایران و جهان مطالعات زیادی روی آن انجام نشده است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر عمق و مدت دفن بر جوانه زنی بذور علف هرز میاگروم در 2 بخش مزرعه­ای و آزمایشگاهی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار انجام شد. بذور در اعماق مختلف صفر (سطح خاک)، 5، 10، 20 و 40 سانتیمتری خاک قرار گرفتند و بعد از گذشت زمان­های 2، 4، 6، 9، 12 و 14 ماه از خاک خارج و به آزمایشگاه منتقل شده و تحت تیمارهای دما و نور قرار گرفتند. تیمار دما در 3 سطح (25 درجه سانتیگراد ثابت، 10/5 و 20/10 درجه سانتیگراد متغیر) و تیمار نور در 2 سطح (نور و تاریکی) اعمال شد. نتایج نشان داد که بذور علف هرز میاگروم فتوبلاستیک نیست و در نور و تاریکی به طور یکسان جوانه می­زنند. دمای بهینه جوانه زنی بذور میاگروم رژیم دمایی 20/10 متغیر بود. عمق دفن بر جوانه زنی بذور اثر معنی­داری (p?0.01) داشت. بیشترین جوانه زنی در عمق پنج سانتیمتری خاک دیده شد. همچنین گذشت زمان تاثیر معنی­داری بر شکستن خواب بذور داشت به طوری که بذور بعد از گذشت زمان 14 ماه بیشترین درصد جوانه زنی را داشتند. با توجه به این که با افزایش عمق، درصد جوانه زنی میاگروم کاهش یافته است می­توان نتیجه گرفت که شخم عمیق می­تواند این علف هرز را کنترل کند چرا که منجر به حرکت بذور به اعماق و جلوگیری از جوانه زنی آن­ها می­شود ولی شخم عمیق باید چند سال یک بار انجام شود به دلیل اینکه در غرب ایران معمولاً خاکورزی بوسیله­ی گاوآهن برگردان­دار انجام می­شود که این وسیله­ی خاکورزی خاک و بذر را با هم جا به جا کرده و بذرهایی که در عمق بوده­اند را بالا آورده و باعث جوانه زنی آن­ها می­شود.  کلمات کلیدی: دما­ی بهینه، شخم عمیق، علف هرز نوظهور، گندم و جو
  104. بررسی تاثیر ماندابی بر رشد ریشه و اندام های هوایی ارقام نخود
    لیلی سیاه کمری 1394
  105. مطالعه تاثیر کودنیتروژن بربرخی صفات زراعی،عملکردواجزای عملکردسه رقم یولاف درشرایط بدون تنش وتنش خشکی پس از گرده افشانی
    احمدرضا رستمی 1394
  106. ارزیابی آزمونهای قدرت بذر در آزمایشگاه جهت پیش بینی سبز شدن گیاهچه در مزرعه در گیاه جو
    روناک روشنی 1394
  107. اثر اعمال برخی هورمون¬های گیاهی بر کمیت و کیفیت عملکرد دانه و برخی خصوصیات فیزیولوژیک ارقام مختلف گندم نان
    راضیه تیموری زمانه 1394
  108. بررسی تاثیر کشت خاکپوش زنده شبدر برسیم بر رشد و عملکرد ذرت و کنترل علفهای هرز در سیستم های مختلف خاکورزی
    فریبرز فیض الهی 1394
  109. بررسی اثر سطوح مختلف آرایش کاشت روی رشد، عملکرد و اجزای عملکرد نخود در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی
    بختیار عباسی 1394
  110. بررسی برخی صفات فیزیولوژی مرتبط با تحمل سرما در مراحل رشد رویشی گندم نان
    نگین رضایی 1393
  111. اثر روش¬های مختلف پیش تیمار بذر بر جوانه زنی ، عملکرد و اجزای آن در گیاه دارویی مرزه (.Satureja hortensis L)
    کاظم عزتی 1393
  112. بررسی روابط منبع-مخزن و انتقال مجدد مواد ذخیره ای ساقه در برخی از ژنوتیپ های جو آبی
    پاشا مرادی 1393
    چکیده    بررسی محدودیت منبع و مخزن، انتقال مجدد مواد ذخیرهای و میزان فتوسنتز جاری اندامهای مختلف در ارقام جو و ارتباط آنها با عملکرد دانه از اهمیت زیادی برخوردار است. به این منظور آزمایشی به صورت طرح   تکرار در شرایط نرمال رطوبتی در مزرعه آموزشی مجتمع آموزشی جهاد کشاورزی 3 بلوکهای کامل تصادفی با   رقم و لاین جو اجرا گردید، در این آزمایش نتایج 11 بر روی 1321-29 ماهیدشت (کرمانشاه) در سال زراعی نشان داد که   تفاوتهای ژنوتیپی در عملکرد و اجزای عملکرد، انتقال مجدد مواد ذخیرهای و میزان فتوسنتز جاری MB تن بالاترین و لاین 4/48 اندامهای جو وجود دارد که در این میان رقم نصرت با   تن 6/33 - با عملکرد 88-5 پائینترین عملکرد در هکتار را داشتند. تجزیه همبستگی نشان داد که در بین اجزای عملکرد، عملکرد بیولوژیک   )را با عملکرد دانه داشته است. رقم یوسف بیشترین میزان انتقال مجدد مواد ذخیرهای 1/212بالاترین همبستگی ( گرم در ساقه) و ارقام یوسف و نصرت بیشترین میزان فتوسنتز جاری کل را داشتهاند .بررسی محدودیت 1/361( منبع و مخزن نشان داد که حذف برگها، وزن دانه را به صورت چشمگیری کاهش داد و از طرفی حذف سنبلچهها سبب افزایش وزن دانه گردید که هر دو بیانگر محدودیت منبع در ارقام جو مورد مطالعه در شرایط آب و هوائی   درصد بود، این مطلب نشانگر 11/53 به مقدار D10 کرمانشاه میباشد. بالاترین محدودیت منبع مربوط به لاین وجود پتانسیل بالای این ارقام برای افزایش عملکرد در صورت برطرف شدن محدودیت منبع میباشد. کلمات کلیدی: جو آبی، محدودیت منبع و مخزن، انتقال مجدد، فتوسنتز جاری، عملکرد دانه.
  113. بررسی محدودیت منبع و مخزن در ارقام نخود زراعی در کشت پاییزه و بهاره تحت شرایط معمول و تنش خشکی
    یونس کرم زاده 1393
  114. بررسی اثرات آبیاری تکمیلی سطحی و زیرزمینی بر روی کارایی مصرف آب و سایر پارامترهای مدیریتی سه رقم عدس و ارزیابی پارامترهای مدیریتی با مدل SIMDualKC
    آزاده خلدی رضائی 1393
  115. تاثیر شدت نور بر مراحل رشد رویشی و زایشی نخود
    لیدا یاری کامرانی 1393
    چکیدهمطالعه تاثیر شدت­های مختلف نور بر خصوصیات فیزیولوژیکی و مرفولوژیکی نخود همانندسایرگیاهان زراعی، ازاهمیت فراوانی برخوردار است. از این رو، به منظور بررسی اثرسایه­اندازی بر رشدرویشی وزایشی نخود و همچنین اثر شدت­های مختلف نور برعملکرد واجزای عملکرد، آزمایشی در سال زراعی 92-1391 درمزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل سایه­اندازی درمراحل مختلف رشد (مرحله رویشی، مرحله زایشی وکل دوره) و شدت سایه­اندازی (شاهد، 25، 50، 75 و 100 درصد سایه­اندازی) بود. نتایج نشان داد که شدت سایه­اندازی در مراحل رشد مختلف، تاثیر معنی­داری بر عملکرد و اجزای آن، کلروفیل، تسهیم مواد، سطح برگ و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی داشت و تیمارها از نظر این صفات دارای اختلاف معنی­داری بودند. سایه­اندازی بترتیب در کل دوره رشد، مرحله زایشی و مرحله رویشی دارای بیشترین تاثیر بر عملکرد دانه، وزن صد دانه، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت بود. افت عملکرد ماده خشک کل در شدت­های نور 75، 50، 25 و سایه کامل در کل دوره رشد بترتیب 0/87، 3/73، 1/53 و3/92 درصد نسبت به نور کامل بود. این مقادیر برای عملکرد دانه بترتیب2/95، 8/80، 9/59 و 100 درصد نسبت به نور کامل بودند.     وکلمات کلیدی: سایه اندازی، شدت نور، عملکرد، مراحل رشد، نخود.
  116. مقایسه اثرات کودهای نیتروژنه و زیستی ازتو بارور-1 بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود chikpeaدر شرایط دیم
    قباد محمدپور 1393
  117. اثرات تنش ماندابی بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و عملکرد ارقام مختلف گندم
    مریم کهزادی 1393
  118. تاثیر آرایش کاشت، اندازه بذر و کود آغازگر بر رشد و عملکرد سویا
    پرستو احمدی 1392
  119. اثر پرایمینگ بذر با غلظت های مختلف سیلیکون بر برخی خصوصیات فیزیولوژیک و افزایش مقاومت گیاه نخود به تنش شوری(cicer arietinum L.)
    مهشید مرادین 1392
  120. اثر ریزگردها بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و همچنین کارایی علف کش های مختلف در مزرعه ذرت در منطقه کرمانشاه
    هدی بربستگان 1392
  121. ارزیابی آزمون های مختلف قدرت بذر و استفاده از آنها در پیش بینی شرایط مزرعه در گیاه نخود (Cicer arientinum L)
    پروین بیات 1392
  122. پیش بینی اثرات کم آبیاری روی عملکرد محصول سویا در منطقه کرمانشاه با استفاده از AQUA CROP تحت سناریو های تغییر اقلیمی
    مریم اسمعیلی 1392
  123. اثر کود آهن بر برخی خصوصیات کیفی و کمی نخود زراعی
    لقمان احمدی 1392
  124. پیش بینی عملکرد محصول ذرت دانه ای تحت مدیریت های مختلف آبیاری بااستفاده از مدل های Aqua Crop وWOFOST در کرمانشاه
    عبدالرضا احمدپور 1392
  125. بررسی اثر دوره های مختلف تداخل علف های هرز و رژیم های مختلف رطوبتی بر رشد و عملکرد نخود
    رضا مرادی 1391
  126. اثر روش های مختلف پرایمینگ بذر بر خصوصیات جوانی زنی،عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم گندم نان در شرایط تنش خشکی و عدم تنش خشکی
    مهدی شفیعی 1391
  127. تاثیر پرایمینگ بذر تراکم کاشت و فاصله ردیف بر صفات کمی و کیفی ذرت
    یگانه کوهی 1391
  128. بررسی محدودیت منبع و مخزن در ارقام تجاری گندم تحت شرایط نرمال رطوبتی و تنش خشکی پس از گرده افشانی
    محمود حدیدی 1391
  129. اثرات ریزوبیوم مایکوریزا و هیومیک اسید برعملکرد و برخی صفات فیزیولوژیک نخود در شرایط آبیاری تکمیلی در منطقه کرمانشاه
    بهنوش رسایی 1391
  130. بررسی اثر آرسنیک بر برخی از پارامترهای رشد و پروفایل پروتئینی جمعیت های مختلف Isatis cappadocica
    لیلا سیاحت شایسته 1390
  131. بررسی اثر تلقیح ریزوبیوم و نیتروژن مصرفی بر خصوسیات مرفوفیزیولوژیکی سویا
    مریم خاص امیری ارگنه 1390
  132. بررسی تاثیر تنش خشکی در مراحل مختلف رشد بر شاخص های فیزیولوژیک ارقام آفتابگردان
    شایسته طاهرابادی 1390
  133. بررسی برخی ویژگی های فیزیولوژیکی مرتبط با عملکرد و مقاومت به خشکی در ژنوتیپ های مختلف گندم نان
    ماندانا آژند 1390
  134. برآورد نیاز آیی و ضریب گیاهی سیاه دانه با استفاده از لایسیمتر زهکشدار برای منطقه خشک و نیمه خشک
    الهام میری 1390
  135. بررسی اثر مقادیر و روش کاربرد کود نیتروژن روی عملکرد، اجزاء عملکرد و پروتئین دانه نخود تحت شرایط تنش خشکی
    حسین صلاحی 1390
  136. بهبود تحمل به شوری با استفاده از سیلیکون در نخود زراعی ( Cicer Arietinum L.)
    سونیا مرادی کوره خسروی 1390
  137. ارزیابی تحمل به خشکی در زنوتیبهای پیشرفته براساس خصوصیات آگرو_ فیزیولوژیک و کشت درون شیشه ای
    عابدین عطایی 1389
  138. گزینش ژنوتیپ های محتمل به خشکی در گندم نان براساس شاخص های مقاومت به خشکی و صفات فیزیولوژیکی
    تبیان میرانی 1389
  139. تاثیر برداشت علوفه سبز بر روی تغییرات کمی و کیفی پروتئین های ذخیره ایی بذر در ارقام مختلف گندم
    جعفر رحمانی 1389
  140. بررسی تغییرات رشد و پروتئین های ذخیره ای چهار رقم نخود (Cicer Arietinum م.) تحت شرایط تنش کم آبی و کود نیتروژن
    مهدی شعبان 1389
  141. بررسی اثر تنش خشکی پایان دوره ی رشد بر عملکرد، اجزائ عملکرد و برخی صفات مورفو فیزیولوژیک ژنوتیپ های گندم آبی (Triticum Aestivum L
    ساره سادات سیاح 1388

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/06