profile - دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه ...
پردیس دانشگاه
غلامرضا سالمیان
استاد / ادبیات و علوم انسانی / گروه ادبیات فارسی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| عروض و قافیه | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 08:00-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| ادبیات و رایانه | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| ادبیات تطبیقی و ترجمه پژوهشی | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| مبانی نظری و نظریه های ادبیات تطبیقی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 15:30-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| تحول زبان فارسی | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| روش های نقد و تحلیل متن | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 13:30-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| متون نظم(4) قسمت دوم : مثنوی های عطار | 2 | هرهفته، چهارشنبه ، 10:00-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تحول شخصیت زن از هویت فردی به تیپ در داستان های این خیابان سرعت گیر ندارد و نجوای ناجی
هانیه ابراهیمی 1405بیان مسئله و اهداف پژوهش: این پژوهش به بررسی تحول شخصیت زن از هویت فردی به تیپ اجتماعی در دو رمان «این خیابان سرعتگیر ندارد»(جهانی،????) و «نجوای ناجی» (قنبری، ????) میپردازد. هدفاصلی، تحلیل نحوه تاثیر عوامل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر شکلگیری هویت زنانه و تبدیل آن به تیپهای اجتماعی مشخص در ادبیات داستانی معاصر ایران است. پرسشهای پژوهش: ?. چگونه شخصیتهای زن در این دو رمان از هویت فردی به تیپ اجتماعی تبدیل میشوند؟ ?. چه عواملی در این تحول موثرند؟ ?. آیا این تحول نشانهای از مقاومت، انطباق یا سرکوب هویت فردی است؟ روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها با روش محتواوی از متن دورمان استخراج شدهاند و تحلیل آنها مبتنی برنظریههای شخصیتپردازی (مانند فورستر)، نقد فمینیستی (بهویژه شوالتر) و مفاهیم «هویت فردی» و «تیپسازی» صورت گرفته است. یافتههای مهم وکلیدی پژوهش: یافتهها نشان میدهندکه شخصیتهای زن درآغازداستان دارای استقلال، خودآگاهی و قابلیت تصمیمگیری فردی هستند، اما درطول داستان و تحت فشارهای خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی، به تیپهایی چون «زن مطیع»، «زن قربانی»، «زن مقاومتکننده» تبدیل میشوند. همچنین، تفاوتهای فردی در میزان مقاومت، جسارت و آگاهی، نقش کلیدی در تعیین میزان حفظ هویت فردی دارند. نتیجهگیری: تحول شخصیت زن از هویت فردی به تیپ اجتماعی، فرآیندی چندوجهی و متاثر از تعامل پیچید? فردیت و ساختارهای خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی است. این پژوهش درک عمیقتری از جایگاه زن در ادبیات معاصر ایران فراهم میآورد و زمینهساز مطالعات تطبیقی و روانشناختی در حوزه ادبیات زنان میشود. کلیدواژهها: ادبیات داستانی معاصر، زنان نویسندهی کرمانشاهی، شخصیتپردازی، تیپسازی، نقد زنمحور، این خیابان سرعتگیر ندارد، نجوای ناجی
-
بررسی ابعاد اجتماعی و اخلاقی شعر پرتو کرمانشاهی
سیروس نیک روش 1404 -
شیوه ی بازروایت رامایانای هندی در مثنوی راما و سیتای ملامسیح پانی پتی از منظر روابط ترامتنی
الهام امیری 1404 -
استعاره مفهومی عشق، آزادی و مرگ در شعر معاصر هوشنگ ابتهاج
فرحناز همتی 1404مقدمه: بر پای? نظری? استعار? مفهومی لیکاف و جانسون، استعاره صرفاً آرایهای ادبی نیست، بلکه سازوکاری بنیادین در نظام اندیشگانی و مفهومسازی انسان به شمار میآید. تحلیل شعر هوشنگ ابتهاج از این منظر امکان بازنمایی نظاممند ذهنیت شاعر و مفاهیم بنیادین انسانی چون عشق، آزادی و مرگ را فراهم میآورد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظاممند بازنمایی استعاری عشق، آزادی و مرگ در شعر ابتهاج و بررسی تحول جهانبینی شاعر انجام شدهاست. روش: این پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی است و با روش کتابخانهای انجام شد. جامع? آماری شامل ??? نمونه شعر (شعر نو، غزل، مثنوی، قطعه، دوبیتی و رباعی) بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل بر اساس نظری? استعاره مفهومی و روششناسی استاکول صورت گرفت. یافتهها: نشان داد عشق: در دور? اول، عشق بیشتر فردی و زمینی و با استعارههای طبیعت، حواس و بدن بازنمایی میشود؛ در دور? دوم، عشق به شکل اجتماعی و عرفانی و پیوندی ناگسستنی با آزادی دارد و به نیرویی حیاتآفرین و تعالیبخش تبدیل میشود. آزادی: استعارههای ساختاری و فضایی (پرنده، نور، سفر، پرواز، بال گشودن) نشاندهند? نیرویی فعال، رهاییبخش و جمعی است. آزادی در وجوه عرفانی و اجتماعی نمایان میشود و در مقابل سرکوب و محدودیت قرار میگیرد. مرگ: در سه سطح فردی-عاطفی، اجتماعی و عرفانی بازنمایی میشود؛ مرگ فردی غالباً خاموش و سرد است، مرگ اجتماعی نمایانگر ظلم و سرکوب است و مرگ عرفانی و شهیدانه حرکت صعودی و تعالیبخش دارد. نتیجهگیری: تحلیل استعارههای مفهومی نشان میدهد جهانبینی ابتهاج از عشق فردی آغاز شده، در آزادی اجتماعی و عرفانی تعالی مییابد و در مرگ، معنا و غنای فلسفی پیدا میکند. سیر تحول شعر او از دغدغ? فردی به آگاهی جمعی و تجربه معنوی، بازتابی از پیوند سهگان? عشق، آزادی و مرگ است. این سه مفهوم، همزمان وجوه فردی، اجتماعی و عرفانی شعر او را شکل میدهند و ترکیب آنها تصویری یکپارچه از ذهنیت و تجربههای شاعر ارائه میدهد.
-
بررسی تاثیر جهان بینی عمر خیام بر فرناندو پسوآ
فرزین منصوری 1404 -
تحلیل و بررسی تطبیقی شخصیت در رمان های قاعده بازی از فیروز زنوزی جلالی و استخوان مردگان را شخم بزن از اولگا توکارچوک بر اساس نظریه شخصیت آدلر
داریوش سعادتجو 1404چکیده هدف: این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی شخصیّتهای داستانی در دو رمان قاعده بازی اثر زنوزی جلالی و استخوان مردگان را شخم بزن از اولگا توکارچوک، بر اساس نظریه آلفرد آدلر، انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا بوده است؛ بدین معنا که شخصیّتهای اصلی این دو رمان از منظر مفاهیم کلیدی روانشناسی آدلر بررسی شدهاند. دادهها از طریق مطالعه دقیق متون، مقایسه عناصر مشترک و بررسی تفاوتهای شخصیّتی در هر اثر استخراج شده است. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که شخصیّتهای هر دو رمان تحت تاثیر تجربیات گذشته، روابط اجتماعی و احساسات فردی خود، مسیر رشد و تحول متمایزی را طی میکنند. در رمان قاعده بازی، شخصیّتها در چالشهای روانی و اجتماعی برای دستیابی به انسجام شخصیّت درگیر هستند، در حالی که در رمان استخوان مردگان را شخم بزن، مفهوم جبران و انگیزههای فردی نقش پررنگی دارد. در رمان قاعده بازی به صورتهای گوناگونی از جمله تربیت، نقش خانواده و محیط، عقده حقارت و ... خود را نشان میدهند. در رمان استخوان مردگان را شخم بزن اگر چه در زمینه محتوا تا حدودی با رمان قاعده بازی قابل انطباق است، اما جلوههای نظریه آدلر به دلیل حوادث رمان و کمی تعداد شخصیّتها به نسبت اثر دیگر یعنی رمان قاعده بازی کمرنگتر است.
-
تحلیل داستانهای "طریق بسمل شدن" و "وزیری امیرحسنک" بر مبنای نظری? گریماس
مهتاب نجفی 1404 -
مولفه های پایداری در آثار ابوالفاسم لاهوتی و علی اشرف درویشیان با رویکرد توجه به ادبیات کارگری
مریم بابایی 1403 -
تحلیل سبک شناختی اشعار «حکیم عسجدی مروزی»
جعفر اسماعیلی 1403هدف: این پایاننامه به هدف تبیین ویژگیهای زبانی اشعار عسجدی مروزی؛ شناسایی مختصّات ادبی اشعار او و تحلیل مبناهای فکری متجلّی در اشعار عسجدی مروزی نوشته شده است. روششناسی پژوهش: ابتدا به طور کلی معنی و مفهوم سبک و نیز سبک خراسانی بررسی شده است. سپس کلام شاعر از سه منظر ادبی، فکری و زبانی تجزیه و تحلیل شده تا مشخص شود که اندیشههای شاعر چه بوده و به چه طریقی به ادای سخن پرداخته است. یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که از میان انواع صور خیال، تشبیه و استعاره تقریباً کاربردی یکسان در اشعار عسجدی دارند و به میزانی اندک، کاربرد استعاره بیشتر است. شاعر به کنایههایی ساده، دور از پیچیدگی و خالی از اغلاق نیز توجّه داشته و به میزانی نزدیک به تشبیه و استعاره از آن استفاده کرده است. تنها مجاز است که در خیالانگیز کردن سخن عسجدی نقش چندانی ندارد. کاربرد آرایههای ادبی، بهویژه آرایههای لفظی در شعر عسجدی پر بسامد است. در ویژگیهای زبانی و از نظر آوایی، کاربرد کلمات به شکل مخفف و کوتاه شده در دیوان عسجدی بسامد بسیار بالایی دارد. از نظر ویژگیهای لغوی نیز بسامد واژههای عربی نسبت به دور? قبل، افزایشی است و واژههای کهن و برگرفته از پهلوی هم در سخن او فراوان به کار رفته است. از نظر دستوری مواردی همانند استفاده از حرف اضاف? مضاعف برای متمم، مقدمکردن صفت بر موصوف، جابهجا کردن ضمیر، حذف «می» و «ب» از فعل و ... به دفعات در دیوان عسجدی اتفاق افتاده است. از منظر فکری، غالب اندیش? عسجدی حول محور ویژگیهای ممدوح و معشوق میگذرد. اعتقاد به قضا و قدر، بیان بیاعتباری دنیا و گله و شکایت ار روزگار نیز موارد دیگری هستند که شاکل? اندیشههای عسجدی را شکل میدهند. نتیجهگیری: آنچه عسجدی را از دیگر گویندگان عصر خود متمایز کرده، روی آوردن شاعر به کاربرد صنایع بدیعی به شکل گسترده و قابل توجّه است؛ همانکه او را برای شاعران پس از خود به عنوان یک الگو و پیشگام قرار میدهد. از بسیاری دیگر از جنبهها، سبک شاعر با سبک دوره، ویژگیهای مشترک فراوانی دارد. کلیدواژهها: سبکشناسی، شعر فارسی، سبک خراسانی، عسجدی مروزی
-
تحلیل طنزهای سنایی بر مبنای اصول گروتسک
محمدسعید رضائی 1402هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر یافتن ارتباط میان طنزهای سنایی و مولّفههای سبک گروتسک است. این کار به هدف ولاتری، یعنی نشاندادن شباهتهای فرهنگی در میان اندیشههای اندیشمندان ملل گوناگون و اثبات وجود تنوّع در شعر و اندیش? ادیبان زبان فارسی انجام شده است. روششناسی پژوهش: این پژوهش به روش تحلیل محتوا و بر مبنای مطالعات کتابخانهای انجام شده است. سه رودیکرد کمّی، کیفی و تلفیقی در پژوهش وجود دارد. در این پژوهش تلاش، از روش کیفی استفاده و طیّ آن، محتوا از منظر کیفی توصیف و تحلیل شدهاست؛ برای رسیدن به این مقصود، ابتدا با مطالع? دقیق آثاری که دربار? گروتسک نوشته شده است، مبانی نظری گروتسک استخراج و دستهبندی شد. آنگاه با مطالع? متنهای منتخب برای پژوهش، اشعاری که با مبانی پیشگفته قرابت داشت، گزینش شد. در مرحل? بعدی دادههای گردآوریشده بر پای? اصول گروتسک تحلیل شد.. یافتهها: سنایی پس از تحوّلاتی که در دورهای از زندگیاش رخ داد، ضمن روی آوردن به عرفان و تصوّف، به مشکلات اجتماعی مردم پرداخت. او تازیان? انتقاد خویش را با زبانی گاه گزنده و تند و گاه هجوآمیز و مضحک و گاه آمیختهای از هر دو، بر بدن ناساز طبقات گوناگون اجتماعی زمان خود فرود میآورد. با دقّت در اشعار سنایی میتوان چنین دریافت که بدزبانی و رکاکت لفظ وی، نشاندهند? آن است که افزون بر رواج این امر در آن دوران، او برای آنکه بتواند مقاصد و نیّات درونی خود را بیان کند، آن را به شیوه طنز بیان کرده است. طنزپردازیهای وی گاه آشکار و گاه پوشیده بود. نتیجهگیری: در آثار سنایی گروتسک در چارچوب مولّفههایی به گون? ذیل قابل بخشبندی است: دست? اوّل: نابهنجاری؛ دست? دوم: ناهماهنگی و تضاد؛ دست? سوم: تمایز یا تناقض زبانی؛ دست? چهارم: آمیختگی عناصر حیوانی- انسانی و دست? پنجم: اغراق. مضامین طنز وی برای بیداری و آگاهکردن مخاطب بود. وی در اشعارش از انواع مولّفههای گروتسک (اغراق، ناهنجاری، تضاد) استفاده کرده است در شعر سنایی مولّف? وحشتزا مشاهده نشد. کلیدواژهها:
-
مطالعه تطبیقی نفسهای خردلی نوشته ژیلا اویسی و داستان ناکازاکی نوشته برندن کلیهر (روایت بازماندگان بمباران اتمی ناکازاکی)
مهسا اسدی 1402هدف: ادبیّات تطبیقی از یک سو، مطالع? ادبیّات در وراء محدود? کشوری خاص و از سویی دیگر، مطالع? ارتباطات بین ادبیّات و سایر حوزههای دانش بشری همچون هنرهای زیبا (مانند نقّاشی، مجسّمهسازی، معماری، موسیقی)، فلسفه، تاریخ، علوماجتماعی (مانند سیاست، اقتصاد، جامعهشناسی)، علوم تجربی، مذهب و نظایر آن است. ما برای شناخت و شناساندن خود به دیگران، به ادبیّات تطبیقی نیازمندیم. پژوهش حاضر به منظور یافتن ویژگیهای ادبی، داستانی و فکری کتاب نفسهای خردلی و ناگازاکی و تحلیل مشابهات و اختلافات این کتاب انجام شده است. روششناسی پژوهش: روش ما در این پژوهش مبنی بر تحلیل ساختاری و محتوایی دو کتابِ نفسهای خردلی و ناگازاکی از دیدگاهِ عناصر داستانی، روشهای شکلگیری و گسترش پیرنگ و شخصیتهای داستانی است. در ابتدا مقولههای مطرح در ساختار داستان معرفی و در ادامه نمودهای هرکدام از عناصر داستانی در آثار مورد پژوهش، آورده شده است. تلاش شده است تا جایگاه و تاثیر هرکدام از موارد بررسی شده در دو کتاب با هم مقایسه و بسامد آنها نیز تا حدّ امکان نشان داده شود. یافتهها: در مقولههای مربوط به ساختار داستان و عناصر داستانی در یافتن ویژگیهای ادبی، داستانی و فکری کتاب نفسهای خردلی و ناگازاکی دریافتیم که دو کتاب مورد بررسی دارای ساختاری قابل پذیرش از لحاظ عناصر داستانی هستند. در هر دو اثر وجود راوی یا روایان متعدّد و انواع آن، باعث تغییر در زاوی? دید و لحن روایت شده است. در جایگاههایی که نویسنده با استفاده از روشهای مختلفِ شخصیتسازی توانسته است حقیقتمانندی را به خوبی برای خواننده و روایتشنو ایجاد کند، پیرنگ داستان نیز به مراتب قویتر و پذیرفتنیتر شده است. عنصر گفت و گو به عنوان یک معیار مشخص، تاثیر مستقیمی در گسترشِ داستان و پیرنگ آنها داشته است. آغاز، میانه و پایان به عنوان سه مقول? اصلی در ساختار داستانها در دو اثر نمود دارد؛ امّا در کتاب ناگازاکی به دلیل ساختارِ ویژ? آن؛ یعنی شکل یافتن آن از مجموعه چهارده روایت مختلف با یک موضوعِ یکسان، به شکل متفاوتی در میانِ ساختار کلّیِ روایت آورده شده است. تغییراتی که در شخصیتها و شناختی که آنها از آغاز تا پایان روایت بدان دست پیدا میکنند در دو اثرِ مورد پژوهش دارای اهمّیّت است؛ زیرا حاوی پیامهایی است که بصورت غیرمستقیم درک میشوند امّا تاثیر مستقیمی بر خواننده و شنوند? روایتها دارند. نتیجهگیری
-
کارکرد معنایی و تصویری «آب» در غزلیّات صائب تبریزی
سیده عقیق فرهادوند 1401 -
بررسی تطبیقی ساحتهای تربیتی در بوستان سعدی و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش
محسن رضائی 1401در سالهای اخیر با تصویب سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملّی که نقشه راه برای تولید محتوای کتب درسی است، شاهد تغییرات گسترده در محتوای کتب درسی هستیم. با توجه به اهمیت بهرهبرداری از میراث ادب فارسی در کتابهای درسی مدارس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای بوستان سعدی بر اساس ساحتهای تربیتی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و به روش کیفی از نوع تحلیلی- توصیفی صورت میگیرد. بدین منظور ابتدا به تحلیل مولفههای ساحتهای تربیتی بر پایه اهداف مندرج در مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران شامل ساحتهای ششگانه: ساحت تربیتی اعتقادی، اخلاقی و عبادی، ساحت تربیتی اجتماعی و سیاسی، ساحت تربیتی زیستی و بدنی، ساحت تربیتی زیباییشناختی و هنری، ساحت تربیتی اقتصادی و حرفهای و ساحت تربیتی علمی فناوری میپردازد و مولفههای هرکدام، استخراج و مورد اعتبار بخشی قرار میگیرد. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا، متن کامل بوستان سعدی بر اساس مولفههای هر یک از ساحتهای ششگانه تربیتی مورد تحلیل کیفی قرار گرفته و مصادیق مرتبط با هر کدام از مولفهها احصاء میگردد. با توجه به نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که ارتباط زیادی بین ساحتهای تربیتی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و کتاب ارزشمند بوستان سعدی وجود دارد. چنانچه این مصادیق و آموزهها در فرایند تعلیم و تربیت به کارگیری شوند و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به درستی عملیاتی شود، میتوان انتظار تربیت فراگیرانی در راستای آموزههای ملی و اسلامی را داشت.
-
تحلیل تطبیقی مضامین خمریات ابونواس و ساقی نامه حکیم پرتوی شیرازی
فلامرز کاکاوند 1401 -
بررسی سیمای زنان در داستانهای ابراهیم یونسی
امراله کرانی 1401 -
تحلیل تطبیقی بُعد روانی فقر در رمان های«سالهای ابری» از درویشیان و «خاکستر آنجلا » از فرانک مک کورت
فاطمه امیری 1400چکیده اریک اریکسون رهبر روان پویشی برای ساختن نظریه شخصیت «خود»، از اطلاعاتی استفاده میکند که عمدتاً آنها را از بازی درمانی، بررسیهای زندگینامهای و تحلیل روانی_تاریخی به دست آورده است. تحلیل روانی_تاریخی نوعی تحلیل از گونه بررسیهای زندگینامهای است. رشد انسان طبق نظریه اریکسون هشت مرحله دارد که جهان شمول است؛ لیکن تفاوتهای فرهنگی در حل بحرانها کاملاً اثرگذارند. کودک در چهار مرحله اوّل رشد، از تولّد تا بلوغ بر رشد «خود» کنترل کمی دارد؛ امّا یکپارچه پژواک تجربه کودکی نیست؛ بلکه استقلال روزافزون و توانایی فزاینده را در طول زمان برای انتخاب شیوههای پاسخدهی به بحرانها و درخواستهای جامعه کسب میکند. اگرچه همگی انسانها فضلیتهای امید، هدف و خردمندی را کسب نمیکنند؛ امّا توان رسیدن به آنها را دارند؛ زیرا انسانها این نیرو را دارند که از تثبیت کودکانه خارج شوند و رشد خود را هوشیارانه در طول زندگی هدایت کنند، هیچ چیزی نمیتواند در طبیعت انسان مانع این کار شود. این پژوهش با هدف بررسی بُعد روانی فقر در رمان «سالهای ابری» از علیاشرف درویشیان و «خاکستر آنجلا» از فرانک مک کورت در پاسخ به چگونگی ظهور بحرانهای هشتگانه رشد روانی_اجتماعی بر اساس نظریه اریک اریکسون با رویکردی توصیفی_تحلیلی در رمانهای مورد مطالعه انجام شده است. یافتههای پژوهش بر اساس مراحل هشتگانه رشد اریکسون تبیین میشوند. تشابهات و تفاوتهای دو رمان بر اساس نظریه اریکسون با کمی تغییرات فرهنگی بررسی شده است. یر روند رشد بیشتر متمایل به شباهتهاست و این توانمندی و جهان شمول بودن نظریه را تایید میکند. پدیده سیال فقر عنصر و عامل بنیادین اختلال رشد سالم در رمان سالهای ابری و خاکستر آنجلا نیست و فقر مادی به تنهایی نمیتواند باعث ایجاد روان رنجوری در فرد شود؛ بلکه برای به وجود آمدن رنج علیّت شبکهای؛ همچون رفتار والدین، شرایط زیستی_روانی و اجتماعی شرط لازم و کافی است. تنگنای فقر بر کسب فضایل رشد هشتگان? قهرمان داستان، اثر منفی و تاخیری دارد و جایگاه کودک را در نظام روابط انسانی مبتنی بر فضیلتهایی؛ مانند اراده، هدف، شایستگی، وفاداری، مراقبت تغییر داده است؛ امّا با بسامد بالای نیروهای بنیادین امید و عشق موهبتهای رشد توسط قهرمانان بازآفرینی شده و فرد با «من هوشیار» به حل تعارضات کودکی و نوجوانی مختل شده میپردازد تا افسانه شخصی خود را خود بسازد. واژههای کلیدی: سالهای ابری، خاکستر آنجلا، علیاشرف درویشیان، فرانک مک کورت، اریک اریکسون، بعد روانی فقر.
-
بررسی تطبیقی کلیشه جنسیتی «مردانگی سمّی» در دو رمان« بلندی های بادگیر» و رمان «منِ او»
راضیه یلوه 1400 -
تصویرشناسی فرهنگی هویّت ایرانی در سفرنامه¬های فرانسوی تاورنیه و سانسون
نازنین نامداری 1400شناخت ویژگیها و فرهنگ جوامع مختلف از رهگذر آثار ادبی به ویژه سفرنامه دانشی است که تصویرشناسی نامیده میشود. تصویر در تصویرشناسی بازنمایی وجه? ذهنی یا استدلال یک فرد یا گروه یا ملت است که با سفرنامهها و آثار داستانی ارتباط دارد.گستر? مطالع? این پژوهش سفرنامههاست و مطالعه در این زمینه، سبب نگاهی تازه به ادبیّات دیگری یا ملی میگردد و رابطهای تنگاتنگ با ادبیّاتتطبیقی دارد. بر این اساس در عصر ارتباطات، حوز? ادبیّات تطبیقی بینارشتهای و بینامتنی است. روابط بینافرهنگی موجب فربهشدن ادبیّات و به طور کلی فرهنگ یک جامعه میشود. بدین سبب دو سفرنامه از دو جهانگرد به نامهای ژانبابتیستتاورنیه که در زمان فرمانروایی شاهصفی، شاهعباس دوم و شاهاسماعیل به ایران سفر کرده و نیکلا سانسون که در روزگار شاهسلیمان به ایران آمده، انتخاب شدهاست. این دو سفرنامه در شمار تجربههای حضوری، طبقهبندی میشوند که در هر دو آن سفرنامهنویس به صورت مستقیم در سرزمین بیگانه حضور یافته و مشاهدات خود را پیش روی خوانندگان قرار داده است. هر دو سیاح، فرانسوی و سفرشان مربوط به دور? صفویه از ادوار مهم تاریخ ایران در جهان است، زیرا سیاحان بسیاری از سرزمینهای دوردست با انگیزههای مختلف راهی ایران شدهاند و سپس در پرتو یادداشتهای خود هوّیت ایرانی را به مردم دنیا نمایاندهاند. از اهداف این پایاننامه: آشنایی با عناصر فرهنگ ایرانی در آیین? سفرنامههای مورد مطالعه بر اساس انگار? تصویرشناسی، تبیین نوع نگاه سفرنامهنویسان به عناصر فرهنگ ایرانی بر اساس انگیز? گردشگران فرانسوی، ارائه دستهبندی موضوعی، مبتنی بر بسامد تصویرهای فرهنگی، جامعهشناختی، انسانشناختی، طبیعی و ادبیّات در سفرنامههای مورد مطالعه است. این جستار با بهرهگیری از روش توصیفی_تحلیلی به انجام رسیده است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که نگاه تاورنیه در بیشتر موارد با نگاهی فرادستی فرهنگ خودی را ترجیح داده و به انتقاد از ایرانیان پرداخته است. نگاه سانسون مثبت و بدور از هرگونه تعصب و غرضورزی بوده است، هرچند او نیز در برخی موارد فرهنگ خودی را ترجیح داده و دیگری را داری خلل دیده است. در نهایت نگارش سفرنامهها به آشنایی فرانسویان با فرهنگ و ادب ایران انجامیده و از این رهگذر ادبیات ایران بر ادبیات و انقلاب فرانسه تاثیرگذار بوده است. در این جستار نگاه نقادانه با نگاه غرضورزان? سیاحان از هم بازشناخته شده و تصویرفرهنگی هوّیت ایران مورد مطالعه قرار گرفته است.
-
بازتاب معماری شهر کرمانشاه در رمانهای علیمحمد افغانی
مرضیه خنجری 1400علیمحمّدافغانی، از نامدارترین نویسندگان رمان اجتماعی در ایران است؛ بهگونهای کهبسیاری از نویسندگان در این سبک از شیو? رماننویسی او پیروی میکنند. افغانی سالهادر کرمانشاه زیست و یکی از مهمترین آثار خود به نام شوهر آهو خانم را در این شهر نگاشت. زندگی او در اینشهر و روایت رمان شوهر آهو خانم که بخشی از این شهر است، دراین رمان منعکس شده است. هدف این پژوهش دستیابی به چارچوبمفهومی روایت در داستان و تطبیق آن با روایت در معماری در جهت به کارگیری شیوههایداستان پردازی در معماری، ساخت سناریوی فضایی عاملی برای تفسیر بنا یا طراحی است.در اینپایاننامه سعی خواهد شد با بررسی عناصر معماری شهری، انواعساختمانها، ایوانها، درها، اتاقهای پنجدری، دالانها، کوبهها و حلقهها، کوچهها،بافت محلّات قدیمی، حوضها، شکل قدیم مغازهها و دکانها، آجرکاری، کاشیکاری،طرح، رنگ، نقش و... تغییرات آنها و چگونگی تاثیرپذیری نویسنده از مکان زیست وبازتاب آن در آثار ادبی خود و رابط? متناظر ادبیّات و معماری نشان داده شود.
-
بازتاب طبیعت و عناصر آن در رمان سالهای ابری علیاشرف درویشیان
ندا پروری 1400 -
بازتاب حملات هوایی به شهرها در داستانهای دفاعمقدّس: پناهگاهِ بیپناه، چراغهایروشنشهر و پزشکپرواز.
آرزو حسین پناه 1400 -
بررسی اسطوره سفر قهرمان درگرشاسبنامه اسدی توسی
آمنه پیغان 1400 -
کارکرد معنایی و نشانهشناختی ترس و تنهایی در رمانهای فریبا وفی و سپیده شاملو
ستایش فتاحی 1399 -
تحلیل ویژگی های روایی رمان قاعده بازی، فیروز زنوزی جلالی بر پایه نظریه روایت ژرار ژنت
سمیرا محمدی 1399چکیده ژرار ژنت یکی از نامدارترین روایتشناسان ساختارگرای فرانسوی است. او میان سه سطح داستان، گفتمان و روایتگری تمایز قائل شد و با طرح زمان، وجه و لحن به تعامل میان این سه سطح اشاره کرد. او این مقولهها را برای بررسی و شناخت شگردهای روایی در متون روایی تشریح کردهاست. فیروز زنوزی جلالی نویسند? توانای معاصر است. او در رمان قاعد? بازی که یک رمان روانکاوانه است؛ زشتی و پلشتیهای انسانها را به تصویر میکشد. این رمان موفّق به دریافت جوایز گوناگونی شدهاست. برای درک علّل موفّقیّت و چگونگی روایت این اثر به بررسی ساختاری آن با روش توصیفی_تحلیلی و تکیه بر نظریّ? ژرار ژنت پرداخته شدهاست. در مقول? نظم یافتهها حاکی از آن است که درصد بالایی از متن دارای زمانپریشی از نوع گذشتهنگر است. راوی با تداعی معانی خطّ زمان را میشکند و به بیان خطاهای خود در گذشته میپردازد. این گذشتهنگریها باعث ایجاد تعلیق و جذّابیّت اثر شدهاند. تکگویی درونی و بیان ایدئولوژیهای راوی شتاب منفی را ایجاد کردهاند؛ امّا با توجّه به اینکه هدف زنوزی جلالی پرداختن به داستان شخصیّت است، شتاب آن کاملاً بجا و طبیعی است. بیشترین میزان در انواع بسامد، به بسامد مکرّر اختصاص دارد. او با اینکار باعث انتقال بهتر آشفتهگویی، روانپریشی و عقدههای راوی شده است و تاثیر آن اتّفاقات را بر روان راوی بازگو میکند. زنوزی جلالی با استفاده از تکگویی به عنوان گفتمان مستقیم آزاد فاصله را کم کرده است. با انتخاب کانونیسازی درونی به ذهن شخصیّت دسترسی دارد و همهچیز را از دریچ? چشم او میبیند. راوی در این رمان درونروایتی_همروایتی است. راوی مفسّر و البتّه غیرقابل اعتماد است. محتوای این رمان روانکاوانه و فلسفی است. زنوزی جلالی برای انتقال بهتر این محتوا، ساختار بسیارسنجیدهای تنظیم کردهاست. او با استفاده از زمانپریشیهای متعدّد، بسامد مکرّر، سرعت منفی، تکگویی درونی، راوی غیرقابل اعتماد و کانونیسازی درونی باعث انتقال بهتر آشفتگیهای روحی، دردها، دغدغهها و ایدلولوژیهای شخصیّت اصلی شده است. در این اثر نه تنها هیچگونه ناهماهنگی در میان مقولههای نظریّ? ژنت وجود ندارد؛ بلکه این مقولهها پیوستگی و تعامل موثری با یکدیگر دارند. تکنیکهای بهکارگرفته در روایت این اثر کاملاً مناسب و آگاهانه است و مطالع? ساختاری قاعد? بازی منجر به درک پیچیدگیهای آن شده است. _______________________________________ واژههای کلیدی: رمان قاعد? بازی، ژرار ژنت، زمان، وجه، لحن.
-
نمود کهن¬الگوها در قصّه¬های ایرانی انجوی شیرازی
رویا مرادی ده گلی 1399 -
طبیعت گرایی تاویلی در شعر شاعران دوری انقلاب اسلامی و دفاع مقدس استان کرمانشاه بر پایه نظریه نقد بوم گرا
پگاه فرشاد نیا 1399 -
بررسی جایگاه اجتماعی شعر ایرج میرزا
جواد محمدی بیان 1399 -
بررسی کارکرد عنصر عاطفه در غزل¬ حسین منزوی
شیوا حیدری هلشی 1398 -
بررسی شگردهای ساختاری انتقاد در غزلیات حافظ
مریم محمدی عالیبری 1398 -
بررسی مولفههای پایداری درکتابهای «فرنگیس» و «تصویری در دور دست»
مریم عزتی پشت دربندی 1398 -
بررسی موانع بیان ناپذیری تجربه های عرفانی در مثنوی های عطار(الهی نامه،منطق الطیر،مصیبت نامه)
مریم مرادی 1398چکیدهعارفان زبان را برای بیان و در میان نهادن تجربههای عرفانی و ژرف نگریهایشان با دیگران، نارسا مییابند. عرفا بر این اعتقادند که تجربههای عرفانی ناگفتنی و بیانناپذیر است. با وجود تاکید بر بیانناپذیری تجربهها و مشاهدات عرفانی، عارفان به وسیله زبانی که دارای ظرفیتهای محتوایی، واژگانی و اصطلاحی است جهان بینی و اندیشهها و احوال و مواجید خود را با شیوههای گوناگون بیان میکنند. حقایق و مفاهیم بلند عرفانی که برای اهل معرفت از طریق شهود حاصل میشود با چهار مانع اصلی موضوع، متکلّم، کلام و مستمع، بیانناپذیر خواهند شد؛ لذا در نگاه عارفان خاموشی بر گفتار فضیلت دارد و سخن گفتن را به صورت سربسته، رمزآلود، دو پهلو و پوشیده در کنایه و اشارات بر عباراتِ مبتنی بر شرح و تفسیر و وضوح مرجح میدانند. برای انجام این پژوهش، با روش کتابخانهای و تحلیل محتوا به تنظیم سه فصل اقدام گردیده است. در فصل اوّل کلّیات و تعاریف آورده شده، فصل دوّم در پی چگونگی بیان تجربههای عرفانی و اثبات وجود زبان عرفانی است و فصل سوّم این رساله به تشریح موانع بیانناپذیری تجربههای عرفانی در آثار برجسته عطّار (منطقالطّیر، الهینامه، مصیبتنامه) پرداخته است تا زوایای پنهان اندیشههای عرفانی عطّار و توانایی او در بیان حقایق عرفانی بیش از پیش مورد توجّه قرار گیرد. عطّار در این آثار پیرامون هر یک از موانع یاد شده فوق سخن گفته است؛ امّا با عنایت به بررسی انجام گرفته، وی ابزار زبان و کلمات را برای بیان عظمت موضوع ناتوان و قاصر میداند و همچنین به واسطه قرار گرفتن در حالت سکر، قدرت بیان حقایق عرفانی را از دست میدهد. بر اساس بررسی انجام شده موانع موضوع و متکلّم بیش از موانع دیگر در بیان حقایق و رموز الهی مورد نظر عطّار بوده است.
-
تحلیل اسطوره شناختی کهن الگوی نجات در شاهنام? فردوسی
شهاب اللهی سرمد 1398 -
تاثیر شاهنامه بر ادبیات عامه کرمانشاه
طاهره همراهیان 1398 -
معرّفی و تحلیل دیدگاه و روش نقدی «دکتر یوسف حسین بکّار»
زهرا باوندپوری 1398 -
کتابشناسی توصیفی واژهنامههای کردی چاپشده در عراق در بازه زمانی 2000 تا 2018م. با تاکید بر فرهنگهای کردی ـ فارسی و فارسی ـ کردی
شهین محمد سعید امین 1398 -
کارکرد عرفانی عناصِر اسطوره¬ای در دیوان صائب تبریزی.
نسیم شاه محمدی 1398چکیدهصائب یکی از شاعران برجست? سبک هندی است که به شاعر مضمون ساز نیز مشهور است. او با ساختن مضمونها در شعرش برای بیان مقاصد عرفانی بهره برده است. یکی از این مضامین مهّم اساطیر است. در دیوان او ما با سه نوع اسطوره مواجه هستیم که عبارتند از: اساطیر ملّی،تاریخی و عرفانی.اساطیر ملّی یعنی هما، زال، قاف، رستم، سیمرغ، عنقا، جمشید، بیژن و سیاوش. اساطیر تاریخی شامل شخصیّتهای خضر و اسکندر و اسطور? آب حیات میشود. در اساطیر عرفانی هم به منصور حلّاج، افلاطون خمنشین و ابراهیم ادهم اشاره شده است. صائب با استفاده از اساطیر به مفاهیم عرفانی مانند: عزلت، عشق، فنا، صبر، همّت، مجاهده، طلب، استغنا، قناعت، خلوت، خاموشی، معرفت، سعادت، حیرت، وحدت وجود، توکّل، شوق، توبه، فقر، وصل، توحید، شهادت، زهد، قطع تعلق، محبّت، افشای سر و رضا اشاره کرده است. این پایان نامه به بررسی کارکرد عناصر اسطورهای در دیوان صائب پرداخته است.واژگان کلیدی: شعر فارسی، عرفان، اسطوره، صائب تبریزی
-
بررسی تطبیقی رمان السمان و الخریف نجیب محفوظ و رمان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد . شهرام رحیمیان
بهمن محمدی 1398 -
تحلیل سیمای معشوق در شعر دفاع مقدس
سارا بساطی 1398 -
تحلیل انتقادی کهنالگوی زن- مادر ازلی در افسانههای هزار و یک شب بر پایه انگاره ناخودآگاهی تباری یونگ
طاهره مجیدی پور 1398 -
بررسی تطبیقی مضمون عیّاری در داستان های سمک عیّار و رابین هود
میترا حسن آبادی 1398 -
تحلیل نشانهشناسی روایت در ده اثر پائلو کوئلیو بر اساس نظریه ژرار ژنت
مجتبی امیرزاده فرد 1398 -
مطالعه ی نشانگان هراس بیمارگونه در ملکوت بهرام صادقی و قصّه های مجید هوشنگ مرادی کرمانی
زهرا صیادی 1397 -
نگاهی انتقادی به تحلیلهای شخصی مفسّران از روایت قرآنی داستان آدم و حوّا (بر مبنای تفاسیر فارسی تا قرن 7 هجری قمری)
لیلا عزیزی ارگنه 1397 -
بررسی تطبیقی ارتباط غیر کلامی در داستان معاصر(مطالعه موردی «شب¬نشینی باشکوه» و «روز قتل رئیس جمهور«)
زهرا منصوری 1397 -
کارکرد رفتارهای غیرکلامی در خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی.
سمیه محمدی 1397 -
بررسی نمادهای مقاومت و پایداری در کتب درسی فارسی متوسطه اول و دوم
شیرین قنبری 1397 -
تحلیل مطالعات میان رشتهای در ادب فارسی و سینمای ایرانی بر اساس ارتباط کلامی و غیر کلامی(مطالعه موردی: فیلم های ساحره، شیار143، گاو)
رسول رمضانی 1397 -
بررسی تطبیقی تاثیرجنگ¬های صلیبی برمحتوای شعرفارسی و عربی (سده ی 5-8 هجری¬قمری)
کتایون اسدی تبار 1397 -
تحلیل پیامهای قرآنی و روایی در شعر طاهره صفارزاده
حافظ فتحی 1397 -
بازتاب مفاهیم عرفانی در شعر دفاع مقدّس شاعران کرمانشاهی
مراد طیاری زاده 1396 -
نقد عرفان پا ئولو بر مبنای عرفان اسلامی
فاطمه محبی طاقوسطانی 1396 -
جایگاه آراء تفسیری در ترجمه قرآن محمد یزدی
یاسر صفری سه چقائی 1396 -
بررسی مولّفههای اگزیستانسیالیستی در آثار مصطفی مستور با تکیه بر کتابهای :"من گنجشک نیستم" و "رساله دربارهی نادر فارابی"
زهرا سواعدی 1396 -
تحلیل تطبیقی رمانهای «اهل غَرق» و «به سوی فانوس دریایی» بر اساس نظریه ی گفتمان روایی گرمس
لیلا رحمتیان 1396ادبیات داستانی به عنوان نمون? مناسب برای بررسیهای گفتمانی میتواند بستر مطلوبی برای ترکیب گفتمان و ادبیات باشد، روایت که خارج از ژانرهای ادبی و متکی بر زیباییشناسی گام نوینی در گستر? ادبیات داستانی برداشته است با پیدایش شرایط حاکم بر جریان سیال ذهن میتواند با ایجاد پستنیدگیها و پیشتنیدگیهای موجود در جریان حادث شده توسط راوی، موقعیتهای کُنِشی، شَوِشی، تَنِشی و بُوَشی را ایجاد و نظامهای گفتمانی گِرِمَسی را در خود جای دهد. گِرِمَس معناشناس فرانسوی کوشیدهاست که الگویی منسجم، برای مطالع? روایت ارایه نماید که براساس آنچه از نظر وی نشانه- معنا شناسیِ نوین خوانده میشود، دیگر شناخت متون ادبی مبتنی بر تحلیل ساختاری و شناخت فرستنده و گیرنده نیست؛ بلکه شناخت سیر تولید متن از انتقال تا دریافت مهم است که شامل عناصر کنشی و شوشی است در این پژوهش برآنیم تا بر اساس مطالعات کتابخانهای و با رویکردی توصیفی- تحلیلی وبه روش تطبیق آمریکایی، شرایط تولید و دریافت معنا را در نظام گفتمان روایی «اهل غَرق» از منیرو ورانیپور و «به سوی فانوس دریایی» از ویرجینیا وولف براساس نظری? گرمَس بررسی و تحلیل کرده و با بهرهمندی از مضمون این رمانها به استخراج کُنش و شَوِشهای موجود در متن پرداخته و سپس به تطبیق این عوامل با نظامهای گفتمانی گِرِمَسی بپردازیم. در این رمانها سبک نوشتاری زنانه همراه با حضور برجست? جریانِ سیّالِ ذهن و تکگویی درونی، مرز بین گذشته و حال را در هم شکسته است و موجب ایجاد پستنیدگیها و پیشتنیدگیهایی گردیده که با نظری? نشانه- معناشناسی گرمَس قابل انطباق است. واژههای کلیدی: نشانه- معناشناسی، گفتمان، گِرمس، رمان اهل غَرق، رمان به سوی فانوس دریایی، ادبیات تطبیقی
-
کارکرد تمثیل در دو مثنوی تحفه الاحرار و سبحه الابرار جامی.
مرضیه فتاحی زاده 1396 -
کارکرد شخصیت های اسطوره ای در شعر مشروطه و شعر دفاع مقدس(با تکیه بر شاعران برجسته)
اکبر ادیب 1396 -
بازتاب مبانی جامعه ی مدنی درشعر عصرمشروطه (در شعر شاعران برجسته )
فرامرز چگنی فرد 1396 -
بررسی تقابل های دوگانه در شعر آیینی احمد عزیزی
محمد نادری 1396 -
مفاهیم ومضامین پایداری در دو اثر«پایی که جا ماند »و«شیار143»
سیف اله اهون بر 1396 -
نماد در شعر شاعران کرد (هیمن ، هژار ، سواره ایلخانی زاده و جلال ملکشاه)
احمد رحیمی 1396 -
ایران از نگاه انیرانیان در شاهنامه
مریم سپهری زاده 1396ایران کشوری مهّم و ارزشمند و زادگاه فردوسی ، که بارها نام آن در شاهنامه تکرار شده است، همواره با ملل دیگر مرتبط بوده است که این ارتباط به برخوردها و جنگهایی بین این کشورها منجر شده است. همین موضوع باعث شده است که ملل انیرانی در شاهنامه که اعم از تورانیان، رومیان، تازیان، هندیان و چینیان و... هستند، نسبت به ایران و شخصیّتهای مختلف ایرانی، دیدگاههای مختلفی داشته باشند. دیدگاه انیرانیان نسبت به ایران و ایرانی در شاهنامه، گاهی از روی ترس و مصلحت است و گاهی نیز اعتقاد و باور قلبی آنان است. به طور کلّی، ایران از نگاه انیرانیان سرزمینی است با شکوه و جلال و قدرت نظامی که هر کشوری تاب و توان مقابله با آن را ندارد و ناچار به اطاعت و تسلیم هستند. همچنین پهلوانان ایرانی اغلب در زور بازو و قدرتمندی شهره هستند که رستم مظهر و نشانهی پهلوانان ایرانی است. شاهان ایرانی از نگاه ملل انیرانی، شاهانی با فرّه ایزدی و شکوه و جلال در حکومت هستند که در این میان به برخی از شاهان نیز برمیخوریم که از دیدگاه انیرانیان ویژگیهای یک شاه را ندارند که کاووس یک نمونه از این شاهان است. شاهزادگان ایرانی نیز از نگاه انیرانیان نمونهی انسانی فرازمینی است که همهی ویژگیهای یک شاه را دارا هستند و افزون بر آن از زور بازو هم برخوردارند که در شاهنامه نمونهی بارز این شخصیّت اسفندیار است. در پژوهش حاضر، علاوه بر تعاریف مقدماتی از حماسه و آنچه با آن مرتبط است و ویژگیهای اقوام انیرانی بر اساس شاهنامه، دیدگاههای اقوام و ملل برجستهی انیرانی دربارهی ایران و شخصیّتهای ایرانی، به تفکیک در فصلی جداگانه بررسی شده است.
-
بررسی تطبیقی داستانهای اینجه ممد از یاشار کمال و کلیدر از محمود دولت آبادی
امیر توانا 1396 -
بررسی جلوه های تصویری شادی واندوه در غزلیات سیمین بهبهانی و محمد علی بهمنی
سمیره پروانه 1395 -
بررسی نشانه معناشناسی رمان های عباس معروفی بر اساس نظریه ی گرماس ( مطالعه ی موردی رمان های سمفونی مردگان، سال بلوا و پیکرفرهاد)
سعیده حدادی نیا 1395 -
بررسی بلاغت تصویر در شعر دفاع مقدس استان کرمانشاه
صبا قنبری 1395 -
بررسی تطبیقی ساختار و محتوای قصاید ملک الشعرای بهار و راشد حسین
هدیه یاقوتی رحیم 1395چکیده ادبیات تطبیقی یکی از مهمترین دانشهایی است که ادبیات ملل مختلف را به هم پیوند میدهد. با وجود اختلاف زبانی بین شاعران، گاه از لحاظ سبک و محتوای آثار اشتراکاتی باهم دارند. از آنجایی که شاعران منعکس کنندهی وقایع زمان خود هستند، در اندیشه و ساختار شعری اشتراکات زیادی با هم دارند. مکتب آمریکایی به بررسی شباهتها و تفاوتهای بین آثار ملل مختلف میپردازد؛ لذا در این جستار نگارنده کوشیده است تا براساس همین مکتب و با تلاقی فکر و اندیشه ی دو شاعر، وجوه اشتراکات و افتراقات محتوا و قصاید آن ها را مورد بحث و بررسی قرار دهد. بررسی تطبیقی قصاید این دو شاعر نشان از آن دارد که مضامین مشترک سیاسی و اجتماعی چون وطن، آزادی، مبارزه با بیگانگان واعتراض به برخی قوانین و مضامین ادبی چون مدح، وصف، رثا وعتاب وجوددارد. و هر کدام تلاش کردهاند، این مضامین را در قالب قصیده و موسیقی متناسب با این مفاهیم با زبان هنری بیان کنند. هرچند که از لحاظ مضامین به کار رفته در قصاید دو شاعر اشتراکاتی وجود دارد ولی مضامین به کار رفته در قصاید بهار گسترهی وسیعی را به خود اختصاص داده است و کمتر موضوع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی وجود دارد که بهار به آن نپرداخته باشد؛ حال آنکه حجم بالای مضامین به کار رفته در قصاید راشد حسین مربوط به اندیشههای مقاومتی است و تنوع مضامین در قصاید وی حجم کمتری دارد. از لحاظ ساختار، شعر بهار به دلیل کاربرد تشبیهات و استعارات متنوع، هنریتر از قصاید راشد حسین است. حجم بالای بهرهگیری بهار از انواع موسیقی در قصایدش، شعر اورا موسیقیاییتر کرده است و در حیطهی صنایع بدیعی غنیتر از قصاید راشد حسین میباشد. کلید واژه ها: بررسی تطبیقی، قصاید، ملک الشعرای بهار، راشد حسین.
-
بازتاب فرهنگ عامه درمثنوی جهانگیرنامه
پروین صادقی اسدآباد 1395 -
بررسی ساختار روایی پیرنگ در حکایت های کتاب هزار حکایت صوفیان
مریم شاه حسینی 1395 -
بررسی تطبیقی رابط? ادبیّات و محیط زیست در شعر معاصر فارسی برپایه ی مبانی نقد بومگرا
رضوان محمدی سردهلقی 1395چکیدهنقد بوم گرا یکی از مباحث مطالعات بینارشته ای در حوزه ادبیّات و محیط زیست است که به چگونگی بازتاب مسائلمحیط زیست در آثار ادبی می پردازد. از مباحث مهم در مبانی نقد بوم گرا، بازخوانی آثار ادبی اصلی با دیدگاهی بوم محوراست؛ که هدف آن، جهت بخشی به اندیشه انسان ها در راستای بهره برداری درست از منابع محیط زیست است. در اینپژوهش با مطالعه آثار برخی از شاعران معاصر، همچون نیما یوشیج، سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو،ضمن بررسی نگاه این شاعران به طبیعت، تاثیر و تقابل ادبیّات و محیط زیست، رویکرد شاعران نسبت به مباحث ومسائل زیست محیطی و همچنین روابط انسان با طبیعت بررسی شده است. درباره دست آورد این پژوهش باید گفت؛ شعرنیما سراسر، یگانگی با طبیعت است که می توان آن را حاصل نگاه دقیق و آمیختگی او با طبیعت دانست. در نظر نیما،انسان و طبیعت دو جزء جدایی ناپذیرند. در شعر نیما طبیعت با عناصر زیبای خود، همواره مایه آرامش، نشاط و شادمانیبشر بوده است. نیما، تعامل درست انسان و طبیعت را نتیجه داشتن روحیه همدردی می داند؛ به طوری که در اندیشه نیمانیز می توان گونه ای از همدردی با ارکان طبیعت را مشاهده کرد. در شعر سهراب نیز وجود انسان بسیار کمرنگ است؛ امّادر مقابل به محیط پیرامون توجّه ویژه ای دارد. او با بازگشت به طبیعت، به دنبال سادگی گذشته و مناظر بکر طبیعیاست، ارتباط سپهری با طبیعت ارتباطی بی واسطه است، سهراب با تامّل در هستی به مرحله جدیدی از آگاهی و تجربهدست یافته است؛ این آگاهی موجب شده تا در برابر طبیعت و مظاهر آن، فروتنی پیشه کند و همواره حامی حقوق محیطپیرامون باشد. اخوان در شعرش، وجود منابع طبیعی همچون کوه، رود و... را مایه رونق سرزمین می داند و طبیعت راحامی انسان توصیف می کند. شاملو نیز با وجود اصالت بخشی به انسان از عناصر طبیعت غافل نشده است؛ چراکه طبیعترا تامین کننده نیاز انسان می داند. شاملو، کودک انسان را عصاره ای از پیوند اساطیری عناصر طبیعت می داند. او در انتظارروزهایی روشن و سراسر مهربانی است؛ روزهایی که عشق و دوستی بر همه جای جهان حکم فرما شود تا جایی که سایرجانداران نیز از این عشق و مهربانی بهره مند شوند. به طور کلّی، شاعران می توانند با شیوه های بیانی مختلف، مشکلاتزیست محیطی را به تصویر بکشند و راهی برای بیرون رفت از بحران های زیست محیطی ارائه دهند.کلیدواژه ها: ادبیّات تطبیقی، مطالعات میان رشته ای، شعر معاصر فارسی، نقد بوم گرا ، محیط زیست
-
مقایسه بهره گیری خاقانی از عناصر فرهنگ ایرانی با عناصر فرهنگ سامی(با تکیه بر قصاید)
فرشته بیگلر 1395چکیدهیکی از مضامین و مفاهیم رایج و معمول در دیوان اشعار شاعران مضمونپردازی و تصویرسازی با عناصر و اسامیرایج فرهنگ اسلامی میباشد. اغلب شاعران فارسیگوی جهت حفظ و پاسداشت و انتقال بسیاری از ارزشهایفرهنگی کوشیدهاند تا از طریق بهرهگیریهای شاعرانه از عناصر فرهنگی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در این -زمینه گامی بردارند. خاقانی به عنوان یکی از شاعران برجسته در این زمینه به این مهم توجّه داشته است. خاقانی باآگاهی و شناخت درست از فرهنگ گذشته و شناخت عناصر اساطیری و دینی از عناصر فرهنگ ایرانی اسلامی -برای بیان اندیشههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خود بهره گرفته است . خاقانی میراثدار فرهنگ غنی ایرانباستان است و یکی از شاخصههای شعرش تاثیرپذیری از فرهنگ اسلامی است. قصاید خاقانی سرشار از مضامین ومفاهیم ایرانی اسلامی است که بن مای? ساختن مضامین و تصاویر بدیع قرار گرفتهاند. به منظور - این تحقیقمجموعه قصاید خاقانی مورد بررسی قرار گرفته که حدود 8165 بیت دارد. تمامی عناصر فرهنگ ایرانی و سامی ازآن استخراج شد و نتایجی که به دست آمد نشان میدهد که خاقانی بیشترین بهرهگیری را از عناصر فرهنگ اسلامیداشته است . تقریبا 30 درصد از کل ابیات خاقانی به مضامین و مفاهیم عربی اسلامی اختصاص دارد و - 16 درصداز کل ابیاتش عناصر فرهنگ ایرانی را شامل میشود. مهمترین منبع الهام خاقانی قرآن کریم است که 12 درصدابیاتش را تشکیل میدهد. از میان عناصر ایرانی اسطوره ها از بیشترین بسامد برخوردار هستند .واژگان کلیدی: خاقانی، قصاید، فرهنگ ایرانی، فرهنگ سامی
-
بررسی سیمای جامعه در رمان جنگ (با تاکیدبر رمان های زمین سوخته،ثریا در اغما،نخل های بی سر)
زلیخا احمدپوربیرانوند 1395ادبیّات، از دیرباز بیانگر اوضاع جامعه و مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، ... هر ملّتی بوده و تغییر و تحوّلات آن ملّت، همواره در آثار ادبی بازتاب داشته است؛ از این جهت برای آشنایی با وضعیّت هر جامعه در دورهای خاص، میتوان به آثار ادبی مربوط به همان دوره مراجعه کرد. یکی از تحوّلات عظیم قرن حاضر ایران، جنگ تحمیلی با عراق بود که تاثیر فراوانی بر پیکره و بنیان جامعه، خصوصاً مناطق جنگزده گذاشت و حدود هشت سال کشور را به خود درگیر کرد؛ بنابراین یکی از گستردهترین موضوعاتی که در دورهی معاصر به آن پرداخته شده است، ادبیّات جنگ یا دفاع مقدّس است. از آنجایی که نسل جدید ارتباط چندانی با جنگ تحمیلی و پیامدهای آن ندارد و از طرفی، سیمای جامعه در ادبیّات داستانی و منثور ملموستر است، در پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانهای و مجازی و به روش تحلیلی- توصیفی، برآن شدیم با بررسی سه رمان واقعگرا از آثار مربوط به سالهای آغازین جنگ تحمیلی که هرکدام، با یک دیدگاه متفاوت نسبت به جنگ نوشته شدهاند، سیمای جامعهی جنگزده و پیامدهای آن را بررسی کنیم و به تصویر بکشیم. رمان «نخلهای بیسر» در کنار ترسیم تبعات و جنبههای منفی جنگ، سرشار از امید به پیروزی و روحیهی شهادتطلبی است و علاوه بر سیمای شهر جنگزده، جبهه را هم به تصویر کشیده است. «زمین سوخته»، رمانی با روایتی بیطرف از جنگ است که البتّه جنبههای منفی و یاسآلود آن بر جنبههای مثبتش میچربد و نویسنده بیشتر از جبهه، شهر و مردم عادی را مورد توجّه قرار داده است. رمان «ثریا در اغما» نیز جامعهی روشنفکری را نشان میدهد که در هیاهوی جنگ به خارج از کشور میروند و از سوی دیگر سیمای جامعهی در حال نابودی را ترسیم کرده است؛ درواقع، دیدگاه منفی نویسنده کاملاً در توصیفها و صحنهپردازیها مشاهده میشود و نگارنده با در کنار هم قرار دادن این سه رمان، سعی کرده است، نمایی از جنبههای مختلف جامعهی جنگزده را به مخاطب گزارش دهد، جنگی که هرچند بیش از دو دهه از پایان آن میگذرد، امّا پرداختن به آن میتواند ضمن هوشیارسازی، خودسازی و آمادگی لازم را برای رودررویی با هر نیرنگ و تنشی به دنبال داشته باشد. کلیدواژه: ادبیّات دفاع مقدّس، سیمای جامعه، «نخلهای بیسر»، «زمین سوخته»، «ثریا در اغما»
-
بازتاب فرهنگ عامه در دیوان عطار نیشابوری
مریم ازلی فر 1395 -
تحلیل رمانهای سالهای ابری علی اشرف درویشیان وشوهر اهو خانم علی محمد افغانی بر مبنای نظریه زمان در روایت ژرار ژنت
سارا زارعی 1395 -
بررسی تطبیقی مولفه های طنز و شیوه های آن در آثار جرج برنارد شاو و جمالزاده
امیر کریمی سخا 1395 -
نقد روانشناختی غزلیات دیوان بیدل دهلوی بر مبنای نظریه یونگ (مطالعه موردی: 100 غزل)
پریوش رضایی 1395 -
بررسی و تحلیل گونهها و مظاهر نفاق بر مبنای ابیات ریاستیزانه در دیوان صائب تبریزی
فاطمه صیدمرادی کهره 1395 -
بررسی تطبیقی رابطه ادبیات و محیط زیست در ادبیات داستانی معاصر فارسی بر پایه مبانی نقد بوم گرا
مینو محمدی 1395 -
کارکرد معنایی و زیباشناختی تکرار در غزل حافظ و هوشنگ ابتهاج
زهرا نظری 1394 -
بررسی محتوایی وتحلیل نمادهای داستان سلامان ابسال جامی
کبری کرمی گندم بانی 1394 -
بررسی عناصر داستانی در خاطره _ داستانهای دفاع مقدس (مطالعه موردی :کتاب های پایی که جامانده ونورادین پسران ایران )
زینب اسدی 1394 -
جنبه های ادبی (عاطفه،تخیل،موسیقی و اسلوب بیان)شاهنامه فردوسی
مظفر نوری 1394 -
تاثیر فرهنگ و ادب عربی بر قصاید سعدی
مریم بهرامی 1393 -
تحلیل ژانر مستند داستانی کودک ونوجوان در آثار احمد دهقان
مصطفی کیانی 1393 -
بررسی شکل های روایی در متون منظوم قرن چهارم تاششم هجری قمری
پرستو همتی دوست 1393 -
رابطه بینامتنی حکایت های مثنوی های سنایی با متون پیش از آن
بهارمست شاهینی 1393 -
بررسی شکل های روایی درنثر فارسی قرن چهارم تا ششم هجری قمری
هدی اسماعیلی 1393 -
نماد شناسی در شعر شاعران برتر دفاع مقدس استان کرمانشاه مطالعه موردی (محمد جواد محبت ، یداله بهزاد ،احمد عزیزی ، وپرتو کرمانشاهی
راضیه نجفی 1393 -
هنجارگریزی در مثنویهای سنایی
سمیرا صمیمی فر 1393 -
هنجار گریزی در اشعار محمد علی بهمنی
خاطره سلیمانی 1393 -
تاثیرپذیری حسین پژمان بختیاری از غزلیات سعدی
قدرت اله علیرضایی 1393 -
اشعار حِکمی منسوب به امام علی (ع) با حکمت¬های گلستان و بوستان سعدی.
فرزانه دولتیاری 1393یبسطب
-
تحلیل تطبیقی،ساختاری وروایی خورشید وخرامان الماس خان کندوله ای کرمانشاهی با همای وهمایون خواجوی کرمانی
لیلا احمدی 1392 -
جلوه های ایثار وشهادت در عناصر داستانی داستان های برجسته ی دفاع مقدس
آرزو امجدیان 1392 -
تحلیل مقایسه ای جایگاه طبیعت در غزلیات سعدی واسعار فریدون مشیری
فرشته حیدری 1392تحلیل مقایسه ای جایگاه طبیعت در غزلیات سعدی واسعار فریدون مشیری
-
تحلیل روان شناختی شخصیت های برجسته بخش پهلوانی شاهنامه
لیلا پناهی 1392 -
بازتاب بلاغی روحیه شهادت طلبی وایثار در شعر دفاع مقدس
شیرین قادری 1392 -
تحلیل مناسبات اجتماعی وبازتاب هنری آن در کیدر
ایوب حسینی 1392 -
پژوهشی در ماخذ عربی حکایات ،امثال واشعار عربی کتاب لطائف الطوائف
حدیث دارابی 1392 -
تحلیل اسطوره آرش کمانگیر دگردیسی ها وپیوند آن با متون تاریخی وشاهنامه
خلیل کهریزی 1392 -
تحلیل مفهوم حسرت در محتوا وفرم غزل معاصر بر اساس غزلیات حسین منزوی وهوشنگ ابتهاج
مهدیه میرزائی 1391 -
بررسی منبع عربی بهارستان جامی
فرزانه فتاحیان 1391 -
بررسی مقایسه ای شاهنامه ودیگر متون منظوم حماسی تا پایان سده ششم هجری برپایه عنصر دعا ونیایش
الهام مرادی 1391 -
بررسی مقایسه ای (ساختاری و محتوایی) غزلیات قلندرانه و عاشقانه (با تاکید بر غزلیات سنایی وسعدی)
صدیقه میرزایی 1390 -
بررسی عناصر اربعه در دیوان غزلیات صائب تبریزی
علیرضا یاوری 1389

